tgindex
محمدی شاری

محمدی شاری

Статистика
@mohammadishariперсидский

پژوهش‌نوشت‌های تاریخی، زبان‌شناختی و...

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
244
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
81
33 постов
Вовлечённость
33,2%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 33
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
26
1/48двое суток
29
1/72трое суток
32

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • زردولو/ زردآلو/ زردالان: زردولو، نام یکی از قریه‌های ولسوالی قرباغ است. مردم، زردولو تفلظ می‌کنند و در نوشتار زردآلو می‌نویسند. به نظر می‌رسد «زردالان» درست‌تر باشد. در نزدیکی‌های این روستا، کوهی به نام «زرکَشو» (زرکشان) وجود دارد. در این کوه، کان «زر» بوده است. زردالان و زرکشان، می‌توانند به هم‌دیگر ارتباط داشته باشند. این دهکده آن‌چنان زردآلو ندارد که نماد این دهکده شده باشد. تا چه در نظر دوستان آید....

  • کتاب «لهجهٔ پارسی هزارگی»، در ۴۸۴ صفحه و تیراژ ۱۰۰۰ جلد، از سوی انتشارات عرفان چاپ شد.

  • کتاب «لهجهٔ پارسی هزارگی»، در ۴۸۴ صفحه و تیراژ ۱۰۰۰ جلد، از سوی انتشارات عرفان چاپ شد.

  • کتاب «لهجهٔ پارسی هزارگی»، در ۴۸۴ صفحه و تیراژ ۱۰۰۰ جلد، از سوی انتشارات عرفان چاپ شد.

  • مسلمانان! مسلمانان! زبانِ پارسی گویم که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به‌تنهایی مولوی بلخی

  • بخشی از نماز زردشتی: این بخش در نماز، به عنوان مهم‌ترین پیام الهی و زیست انسانی، چندین بار تکرار می‌شود. در اوستا نیز بسامد بالایی دارد. اَشِم وُهو وَهیشتِم اَستی، اُشتا اَستی، اُشتا اَهمائی، یَت اَشایی وَهیشتائی اَشِم؛ خوشبختی نصیب کسی است که خوشبختی دیگران را بخواهد.

  • اَکَس یا عکس؟ هزاره‌ها به چیزی و کسی که به دل بنشیند، می‌گویند «ده دلم اکس کد»، یعنی به دلم نشست. یعنی به دلم بازتاب یافت. اوستایی: اَکَس/ a-kas/ به معنای نگاه کردن به کسی 1/3 وند 2 و 22، 9 و 15 (بهرامی، ج1، 1369: 369). کس: کس/kas/ درخشیدن، دیدن، تماشا کردن، نگریستن (بهرامی، ج1، 1369: 369). اَکس، به معنای بازتابِ درخشش است که با معنای عکس و تصویر هم‌خوانی دارد. به نظر می‌رسد اکس اوستایی به زبان عربی رفته و به گونه عکس درآمده است. #محمدی_شاری @mohammdishari🌱

  • تریبون داران پرمدعا، اما.... فیلمی از جناب رحیم‌پور ازغدی، در مورد دین زردشتی دیدم که اتهامات عامیانه‌ایمانند ازدواج با محارم را به دین زردشت نسبت می‌داد. مطمئنم ایشان، حتی وندیداد اوستا را ورق نزده است، حتی نوشته‌های شهید مطهری را در این مورد نخوانده است. در ادامه مسأله اتهام ایشان را طرح و اجمالا بررسی خواهم کرد: ازدواج با محارم در دین زردشت، افسانه یا واقعیت!؟ ازدواج با محارم در ادیان مختلف ممنوع است، اما دایره‌ی محارم متفاوت است. در دین اسلام و مسیحیت، دایره‌ی محارم مثل هم است، اما در یهودیت گسترده‌تر است. افزون بر ازدواج با پدر، مادر، دختر، پسر، عمه، عمو، خاله و ماما، ازدواج با فرزندان عمه، عمو، خاله و ماما نیز حرام است. خویدود در دیانت زردشت: در منابع اصلی دیانت زردشت، ازدواج با محارم جایز شمرده نشده. در کتاب اوستا، به ویژه بخش کهن آن، گات‌ها، سخنی از جواز ازدواج با محارم وجود ندارد. در منابع تفسیری دیانت زردشت در عصر ساسانی مفهومی به نام خویدوده مطرح شده که برخی از آن، ازدواج با محارم را استنباط کرده‌اند. خویدوده، ازدواج با نزدیکان را تشویق می‌کند، منظور فرزندان عموزادگان است. ضرب‌المثل «عقد پسر عمو و دختر عمو در آسمان‌ها بسته شده» ریشه در همین آموزه دارد. علی‌رضا شاهپور شهبازی و علی‌اکبر جعفری معتقدند از آن‌جا که به گفته آن‌ها در منابع کهن مانند گات‌ها و اوستا معنایی از ازدواج با محارم راجع به خویدوده وجود ندارد، و البته در منابع بعدی همچون دینکرد و اَرداویراف‌نامه و تفاسیر موبدان که مربوط به اواخر دوره ساسانی می‌باشد از ازدواج با محارم سخن به میان آمده‌است. زرتشتیان در حال حاضر چنین معنایی را قبول ندارند و خویدوده را ازدواج با خویشان نزدیک مانند عموزادگان می‌دانند باعث شده که محققان خویدوده را ازدواج با خویشاوندان نزدیک بدانند که در اواخر دورهٔ ساسانی معنای ازدواج با محارم در آن رسوخ کرده‌است. ابوریحان بیرونى مى‌گوید: درباره‌ی نکاح مادر که به زرتشتى‌ها نسبت مى‌دهند، از سپهبد مرزبان پسر رستم شنیدم که زرتشت این عمل را تشریع نکرده است. https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=pfbid02ugfwz2wQJd2V8tpGUKwnUCn8vJU4twd2fq5e4vJakwrtuSx3ESvqU1LkLS12pad4l&id=100006643328786&mibextid=Nif5oz #رحیم‌پور_ازغدی #محمدی_شاری

  • #تولغه تولغه، واژه نیااینداروپایی برآمد. ردیف کردن الغه، تولغه، ابغه و... دیگر کارساز نیست. تفاوت هویت واقعی و از روی تحقیق علمی و هویت ساختگی این است که هویت ساختگی دوام ندارد، رنگ می‌بازد. ردیف واژگان بدون تحقیق علمی و نتیجه گرفتن هویت جعلی، با کار علمی نفس‌گیر برای کشف هویت واقعی تفاوت فراوانی دارد که برای نسل آگاه امروز و فردا پوشیده نخواهد ماند. تولغه و تول، واژه هزارگی از نیااینداروپایی گرفته شده که دکتر جویا Amin Joya Shaaristani به آن پرداخته است: #تول (هزارگی): وزن کردن (مثال: یک پاو چای تول کو!) واژه های بسیاری را می توان در پارسی هزارگی نشان داد که بلاواسطه ریشه در نیا-اندو-اروپایی دارند. یکی هم "تول/tol" است. به این توضیح فشرده دقت کنید تا ببینید چگونه ریشه‌ی "تولِ" هزارگی به نیا-اندو-اروپایی (Proto-Indo-European)، آن هم بلاواسطه، می رسد! در انگلیسی، toll با معناهایی چون عوارض، هزینه، باج، ضایعه، راهداری، قیمت ... کاربرد دارد. با درنظر گرفتن این معناها، در دید نخست، بعید به نظر می رسد که toll وزن کردن را هم افاده کند. اما وقتی ریشه‌ی این کلمه را ردیابی کنیم، صورت بازسازی شده (PIE) ی آن به tele- و به معنای وزن کردن است و همچنان بالاکردن/برداشتن چیزی و حمایت کردن را نیز افاده می کند. تولغه (tolgha) در هزارگی به معنای تکیه کردن و یا وزنه ی خود یا چیزی را بر روی چیزی گذاشتن است. همینگونه، تولّغه (tolagha)، به معنی وزن‌گاه و مرکز ثقل است؛ جاییکه وزن چیزی بر آن متمرکز می‌شود. مثلا، تولغه‌ی سر، یا تولغه‌ی کوه (تیغه کوه) همان تیغه یا مرکز ثقل / وزن‌گاه را می رساند. با این توضیح، /-غه/ احتمالا صورت دگردیس شده‌ی پسوند /-گه یا گاه/ که مکان را می‌رساند، باشد.

  • آبید: گپ فلانی، نیم گز، آبید داشت٫ دارد.‌ آبید، به معنای شراره آتش است. کنایه از کنایه تلخ و گزنده‌ای که در سخن کسی باشد. آبیده: مگر به‌شما آرم از آن آتش آبیده‌ای، یا بیابم نزد آن آتش راهنماینده‌ای و راهنمونی (قصص قرآن ۱۵/۲۴۳) گفتیم او را بده ما را آبیده‌ای از آتش، تو ای راهبر (مقامات حریری/ ۱٫۲۷۷). احتمالاً از فارسی کهن -a-apa-aida* به معنای سوختن مشتق شده است.

  • بنامیزد: در فرهنگ کهن ایران باستان، وقتی مردم با امر شگفت‌انگیز و خوبی روبه‌رو می‌شدند، می‌گفتند «بنامیزد». این تعبیر، در فرهنگ گسترهٔ پارسی‌زبان گسترده بوده است. «بنامیزد»، گونه گفتاری «به نام ایزد» است. امروزه نیز این فرهنگ باستانی در گسترهٔ فرهنگ پارسی زنده است. در افغانستان، یزد و... هنگام دیدن کار شگفت و خوب، مردم «نام خدا» می‌گویند. «بنامیزد»، در شعر شاعران زبان پارسی کاربرد گسترده داشته است: زهی مه‌رخ، زهی زیبا؛ «بنامیزد»، «بنامیزد» زهی خوش‌خو، زهی والا؛ «بنامیزد»، «بنامیزد» سنایی غزنوی مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد ز عرشش این ندا آید: «بنامیزد»، «بنامیزد» مولوی بلخی مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان که با یاد تو در دوزخ توانم آرمید ای جان سوزنی سمرقندی تنی دارد «بنامیزد» ز جان به نه از جان من، از جان جهان به رخی بهتر ز ماه بدر صد بار قدی صد بار از سرو روان به رفیق اصفهانی #محمدی‌شاری @mohammadishari🌱

  • هویت مردم هزاره: پیوست خونی، تباری و ژنتیکی، مسأله طبیعت است، نه جای ملالت است و نه جای ملامت. طبیعت، فرااختیاری است، انسان دخالتی ندارد. زیست‌شناسان همه انسان‌ها را یک نژاد می‌دانند که از آفریقا به همه‌جا گسترش یافته‌اند. به دلیل اقلیم، نوع تغذیه و... رنگ‌های متفاوت یافته‌اند. همه انسان‌ها ۹۹.۹درصد اشتراک ژنتیکی دارند. انسان و گوریل، ۹۸.۸ اشتراک ژنتیکی دارند. تقسیم نژادی سفید و زرد و سیاه و همچنین تقسیم سنتی حامی، یافثی و سامی نیز برساخت اجتماعی است. در جامعه انسانی آنچه مهم است نقش فرهنگی، تمدنی و هویت انسانی است که براساس تلاش، هنر و خلاقیت شکل می‌گیرد. مطالعه عناصر هویت‌ساز مردم هزاره نشان می‌دهد زبان اوستایی، بلخی و پارسی زبان مادری مردم هزاره است. آداب‌ورسوم هزاره بیشتر همخوانی را با آموزه‌های مهری، ودایی و زردشتی دارد. هم زبان اوستایی و هم ادیان مهری و زردشتی از سرزمین ما برخاسته و رشد و گسترش یافته است. روایت‌های کهن دینی و تاریخی، مردم کهن این سرزمین را پیش از ورود یفتلیان و کوشانیان، به چهره مردم هزاره به تصویر کشیده. پیکره‌ها و دیوارنگاره‌ها هم همان را تایید می‌کند. #محمدی‌شاری @mohammadishari🌱

  • نام اسپ‌ها در لهجه هزارگی: اسپ سفید: سرخو اسپ سرخ: جیرو اسپ پاها سفید و قشقه: پنج قلیان اسپ سبز: نیله اسب زرد با زانو و دم سیاه: سمند اسب سیاه: قره پ.ن: قشقه: پیشانی سپید. @mohammadishari🌱

  • زبان مادری مردم هزاره پیشینه هزاران ساله دارد و متن‌های فاخری در این زبان تولید شده. در متون زبان پارسی، واژه‌هایی وجود دارد که تنها در لهجه هزارگی وجود دارد. مانند گیو، زیمی، رٔوش، خلیو، گیزیو، زاچه و... زبانی که نوشتار ندارد، زبان مردمان بدوی و بی‌تمدن است. از بامیان، بغلان، جیغه‌تو، دشت ناوور، سیاه‌زمین جاغوری و... فراوان متن‌های کهن تاریخی به زبان اوستایی، بلخی و پارسی کشف شده که نشان روشن از زبان نوشتاری مردم هزاره است. محدود کردن زبان هزاره به گفتار، پندار یک عده بی‌خبر است.بدون دانش لازم فضل‌فروشی می‌کنند و یک قوم را بیخ‌کنک می‌کنند. آهنگ‌های صفدر، سرور سرخوش، قنبر کفتان و... همه پارسی نوشتاری است. آیا مردم بی‌سواد هزاره نمی‌فهمند؟ نوحه‌ها و مخته‌های و لالایی هزارگی همه پارسی است، آیا مردم نمی‌فهمند؟

  • شیلپیدن: یارم ناجوره، جان‌شی درد موکونه جانِ ناجوره «شیلپیدو» نمی‌له شیلپیدن، یکی از واژه‌های اصیل و کهن پارسی است. شیلپیدن به معنای فشار دادن، تکان خوردن، جنبیدن، جابه‌جا شدن و... است. «شیلپیدن» یا «شِلپیدن» در گویش‌های پارسی لری و لکی، به معنای تکان خوردن، جنبیدن، جابه‌جا شدن یا گشت‌وگذار و روزگار گذراندن به کار می‌رود. وقتی در احوالپرسی می‌گویند «می‌شیلپی؟» یعنی «آیا روبه‌راهی؟ چرخ زندگی‌ات می‌چرخد؟ می‌جنبی؟». #محمدی‌شاری @mohammadishari 🌱

  • سنگ نوشته زبان بلخی/باختر‌ی: فورمو اوزورکو کیدیرو هزارکستو/هزاره پات. @mohammadishari🌱

  • معنا و ریشه واژهٔ قب: واژهٔ قب (qab) و مشتق‌های آن در لهجه هزارگی، بسامد بالایی دارد. در لهجه پارسی هزارگی، قب به معنای بستن است. گفته می‌شود : «دان خو قب کو» یا «دان خو قب بگیر» یعنی دهانت را ببند/ دهانت را بسته نگهدار. قبچی، به معنای فرورفتگی، نیز از همین ریشه است. جاهایی «قبچی‌غی» نامیده شده که حالت فرورفتگی دارد. نکته: بسیاری از واژه‌هایی که فکر می‌کنیم ویژه لهجه هزارگی باشد، در لهجه سایر فارسی‌زبانان نیز وجود دارد. واژهٔ «قپ»، در زبان کردها و لرها به معنای گاز گرفتن است که به گونه‌ای با بستن و فرورفتگی ارتباط دارد. جابه‌جای واج «پ» و «ب» در زبان پارسی رایج است. جالب است که واژهٔ «قپه» به معنای خفته شدن و بند آمدن نفس، با قپ در زبان کردها و لرها، ارتباط روشن دارد. #محمدی‌شاری @mohammadishari

  • 🍁 هزارگی؛ زبان، گویش یا لهجه؟ ▪️گفت‌وگو با حفیظ شریعتی (سحر) آیا «هزارگی» یک زبان مستقل است یا یکی از گویش‌های زبان فارسی دری؟ هم‌زمان با نزدیک‎شدن سرشماریِ ملیِ استرالیا، این پرسش بار دیگر به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در میان هزاره‌ها و نخبگان افغانستان تبدیل شده است. موافقان، ثبت هزارگی را اقدامی اداری برای شناساییِ بهتر جامعۀ هزاره، بهبود خدمات و تقویت گویش هزارگی می‌دانند، در حالی که منتقدان نگران‌اند چنین رویکردی، اگر بدون پشتوانۀ علمی دنبال شود، در درازمدت به تضعیف پیوند هزاره‌ها با میراث مشترک زبان و ادبیات فارسی بینجامد. در این گفت‌وگو، تفاوت «زبان»، «گویش» و «لهجه»، جایگاه تاریخیِ گویش هزارگی در زبان فارسی دری، نقش هزاره‌ها در حفظ و گسترش زبان و ادبیات فارسی، منشأ واژه‌های ترکی و مغولی در هزارگی، ثبت هزارگی در سرشماریِ استرالیا، تجربۀ کشورهای مختلف در ثبت گویش‌ها برای اهداف اداری و راهکارهای حفظ و تقویت گویش هزارگی در کنار پاسداری از میراث مشترک زبان فارسی مورد بحث قرار می‌گیرد. 🎥 از: یوتیوب بودامدیا (۱۴۰۵/۴/۲۹) | فایل صوتی #️⃣ #گفت‌وگو #هزاره‌ها #هویت #زبان_فارسی

  • ابعاد جدید پروژه‌ی زبان‌سازی هزارگی: با نشر نوشته جناب حسن رضایی، حجت بر کسانی که تاکید می‌کردند ثبت زبان هزارگی، ضرورت اداری در استرالیا است و هزارگی لهجه یا گویش پارسی است، تمام و ابعاد جدیدتر زبان‌سازی هزارگی روشن می‌شود. دوران سوژه‌بودگی هویت و زبان هزاره‌ها، تمام شده است. هزاره‌ها، پژوهش را یاد گرفته‌اند و منابع کهن را در دسترس دارند. تجربه‌ زیسته در جامعه خود دارند. بلدند هویت و زبان مادری را خود روایت می‌کنند. هزاره‌ها متخصصان پرشمار زبان دارند مانند دکتر شریعتی، دکتر احسانی، دکتر الطاف، دکتر جویا شارستانی، دکتر ستوده، شادروان دکتر سهرستانی و... هم‌چنین پژوهشگرانی که عمری با زبان زیسته‌اند مانند جواد خاوری و... و شاعران ارجمندی که به زبان مادری عشق ورزیده‌اند، به لهجه هزارگی سروده‌اند و زبان معیار مادری پاس داشته‌اند، همگی هزارگی را لهجه یا گویش زبان پارسی می‌دانند. #محمدی‌شاری @mohammadishari🌱

  • زبان فارسی؛ میراث مشترک یا میراث انحصاری؟ در سومین و آخرین بخش از گفت‌وگوی «هزارخانه» با دکتر شوکت‌علی محمدی شاری، نویسنده، پژوهشگر تاریخ و ادبیات و زبان‌شناس افغانستان، به نقش مهاجرت در شکل‌گیری جریان‌های ادبی، تأثیر متقابل شاعران ایران و افغانستان و مفهوم میراث مشترک زبان فارسی پرداخته‌ایم. 🍿 تماشای این قسمت در یوتیوب هزارخانه 🎙 در این قسمت می‌بینید: ✅ انجمن‌های ادبی مهاجران افغانستان در ایران چه نقشی ایفا کردند؟ ✅ رابطه متقابل میان محافل ادبی افغانستان و جامعه ایران چگونه شکل گرفت؟ ✅ دکتر شاری از کدام شاعران ایرانی تأثیر پذیرفته است؟ ✅ آیا می‌توان میراث ادبی زبان فارسی را به مرزهای امروز محدود کرد؟ ✅ نگاهی به یکی از بحث‌های قدیمی درباره شخصیت‌هایی مانند مولوی 🔗 بخش اول 🔗 بخش دوم اگر به شعر، ادبیات و فرهنگ افغانستان علاقه دارید، به جمع ما بپیوندید 👇 ▶️ Youtube 📸 Instagram ✈️ Telegram ➖➖➖➖