tgindex
محسن حمیدیان پور / Mohsen Hamidianpour

محسن حمیدیان پور / Mohsen Hamidianpour

Статистика
@mohsen_hamidianpourперсидский

یکی از مهمترین چالش‌های قرن بیست و یکم تغییر اقلیم است. کانال پیش رو با درک رابطه متقابل میان دو سامانه طبیعی و انسانی به تحلیل آن می‌پردازد. سازگاری و افزایش تاب‌آوری انسان مهم‌ترین ‌رویکرد به منظور کاهش آسیب‌پذیری است.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
31
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
318
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
370
31 постов
Вовлечённость
116,4%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 31
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
72
1/48двое суток
82
1/72трое суток
88

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • وقتی دانستن کافی نیست؛ تغییر اقلیم چگونه به واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود؟ ✍ مهتا بذرافکن یک مقاله تازه در Financial Times درباره اینکه چگونه می‌توان گرمایش جهانی را متوقف کرد، نکته جالبی را مطرح می‌کند: مسئله امروز فقط کمبود دانش درباره تغییر اقلیم نیست؛ بلکه نحوه شکل‌گیری افکار عمومی درباره سیاست‌های اقلیمی، از جمله Net Zero،(انتشار گازهای گلخانه‌ای − حذف/جذب گازهای گلخانه‌ای = صفر خالص ) اهمیت زیادی دارد. پژوهشی که در این گزارش به آن اشاره شده، بیش از ۷۳ هزار مقاله رسانه‌ای بریتانیا را بررسی کرده است. در سال ۲۰۱۸، ۹۰ درصد مطالبی که از «Net Zero» صحبت می‌کردند، هم‌زمان به «Climate Change» یا «Global Warming» هم اشاره داشتند. این رقم تا ۲۰۲۴ به ۴۲ درصد کاهش یافته است. چرا این تغییر مهم است؟ چون ممکن است «Net Zero» به تدریج از معنای اولیه خود، یعنی پاسخ به تغییر اقلیم، جدا شود و در ذهن عمومی بیشتر با قیمت انرژی، هزینه اقتصادی، محدودیت‌های دولتی یا منافع صنعتی پیوند بخورد. اینجا به نظرم باید از یک سؤال مهم عبور کنیم: آیا مسئله اقلیم واقعاً فقط شکاف میان دانش و عمل است؟ در مقاله‌ای که اخیراً نوشته‌ام و اکنون در نوبت انتشار در Journal of Climate Change & Sustainable Development Research است، همین مسئله را از زاویه دیگری بررسی کرده‌ام: شکاف دانش–عمل را نمی‌توان بدون توجه به چگونگی ساخته‌شدن واقعیت اجتماعی تغییر اقلیم فهمید. با الهام از جامعه‌شناسی پدیدارشناختی Alfred Schutz و نظریه ساخت اجتماعی واقعیت  Berger & Luckmann، می‌توان گفت انسان‌ها صرفاً «اطلاعات» دریافت نمی‌کنند؛ آنها جهان را از خلال تجربه، دانش پیشین، تعاملات اجتماعی و چارچوب‌های معنایی موجود تفسیر می‌کنند. بنابراین ممکن است دو نفر هر دو بدانند که تغییر اقلیم واقعی است، اما یکی آن را با خشکسالی و از دست رفتن معیشت بفهمد و دیگری با افزایش قیمت انرژی و مداخله دولت. دانش علمی یکی است؛ اما معنای اجتماعی آن می‌تواند متفاوت باشد. پس شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط بپرسیم: «مردم چقدر درباره تغییر اقلیم می‌دانند؟» بپرسیم: «مردم با این دانسته‌ها چه واقعیتی درباره تغییر اقلیم می‌سازند؟» شاید شکاف معروف Knowledge–Action Gap در واقع یک شکاف سه‌مرحله‌ای باشد: Knowledge → Meaning → Action و درست در میانه این زنجیره، جایی است که جامعه، رسانه، تجربه زیسته، قدرت و تعاملات اجتماعی، «واقعیت اقلیمی» را می‌سازند. شاید برای تغییر رفتار اقلیمی، همیشه به اطلاعات بیشتر نیاز نداشته باشیم؛ گاهی باید ببینیم همین اطلاعات، در جهان اجتماعی مردم چه معنایی پیدا کرده است. منبع: 🔷 @WaterForUs‌ 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • انجمن علمی جغرافیای دانشگاه رازی برگزار میکند: موضوع سخنرانی: "النینو بسیار نیرومند امسال و پیامدهای آب وهوایی آن، بویژه برای پاییز پیش رو" سخنران: دکتر محمد احمدی رئیس گروه توسعه هواشناسی کاربردی هواشناسی استان کرمانشاه دبیر نشست: فاطمه صحرائی دانشجوی کارشناسی رشته جغرافیا همراه با صدر گواهی معتبر شرکت برای عموم آزاد است زمان : سه شنبه 20 مرداد ماه ساعت 21 :نشست به صورت مجازی و در بستر اسکای روم برگزار میشود لینک نشست: http://skyroom.online/ch/razi.ac.ir/room1 راه ارتباطی ما جهت ثبت نام برای گواهی: @faa20sa انجمن علمی جغرافیا؛دانشگاه رازی https://t.me/Society_geography_razi1402 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • تغییر اقلیم؛ جایی که جغرافیای طبیعی و انسانی به هم می‌رسند. ✍#محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان یکی از نکات قابل تأمل در بحث تاد دی‌لی درباره تغییر اقلیم، آشکار شدن پیوند عمیق میان جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی است. گاهی این دو حوزه در آموزش یا در ذهن ما چنان از یکدیگر جدا می‌شوند که گویی یکی فقط با پدیده‌های طبیعی مانند دما، بارش، اقلیم، آب و خاک سروکار دارد و دیگری صرفاً به جمعیت، اقتصاد، سیاست و جوامع انسانی می‌پردازد. اما تغییر اقلیم به‌خوبی نشان می‌دهد که چنین جدایی‌ای تا چه اندازه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از یک سو، برای فهم تغییر اقلیم باید فرایندهای طبیعی سیستم زمین را بشناسیم؛ از گردش جو و اقیانوس‌ها گرفته تا چرخه کربن، بازخوردهای اقلیمی، تغییرات دما و بارش و حساسیت اقلیم به افزایش گازهای گلخانه‌ای. این همان بخشی است که معمولاً در قلمرو جغرافیای طبیعی قرار می‌گیرد. اما از سوی دیگر، نمی‌توان فهمید چرا انتشار گازهای گلخانه‌ای تا این اندازه افزایش یافته است، بدون آنکه به جغرافیای انسانی توجه کنیم. انرژی در کجا تولید می‌شود؟ سوخت‌های فسیلی در کجا استخراج می‌شوند؟ صنایع در چه مناطقی مستقرند؟ چه کشورهایی بیشترین انتشار را دارند؟ الگوهای مصرف چگونه شکل گرفته‌اند؟ سرمایه و فناوری در اختیار چه کسانی است؟ و سیاست‌های دولت‌ها چگونه مسیر تولید و مصرف انرژی را تعیین می‌کنند؟ حتی بحثی که دی‌لی درباره تفاوت نگاه‌های لیبرال و سوسیالیست مطرح می‌کند، نشان می‌دهد که تغییر اقلیم صرفاً یک مسئله طبیعی نیست. ممکن است دو نفر هر دو شواهد علمی گرمایش زمین را بپذیرند، اما درباره راه‌حل آن اختلاف جدی داشته باشند. یک دیدگاه ممکن است بیشتر بر سازوکار بازار، فناوری، قیمت‌گذاری کربن و اصلاح تدریجی اقتصاد تأکید کند؛ در حالی که دیدگاهی دیگر ممکن است ریشه مشکل را در ساختار تولید، مالکیت، مصرف و سرمایه‌داری ببیند و خواهان تغییرات ساختاری عمیق‌تری باشد. بنابراین، اقلیم یک پدیده طبیعی است، اما تغییر اقلیم معاصر تنها با جغرافیای طبیعی قابل توضیح نیست. آنچه امروز اقلیم را با سرعتی متفاوت از بسیاری از تغییرات طبیعی گذشته تحت تأثیر قرار داده، فعالیت انسانی است؛ و برای فهم فعالیت انسانی نیز باید اقتصاد، سیاست، جمعیت، فناوری، فرهنگ، مصرف و روابط قدرت را بشناسیم. اینجاست که به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین درس‌های این بحث برای یک جغرافی‌دان آشکار می‌شود: جغرافی‌دان نباید انسان و طبیعت را دو جهان جدا از هم ببیند. جغرافیا دقیقاً در نقطه اتصال این دو معنا پیدا می‌کند؛ جایی که فرایندهای طبیعی بر جوامع انسانی اثر می‌گذارند و جوامع انسانی نیز متقابلاً محیط و سیستم زمین را تغییر می‌دهند. تغییر اقلیم نمونه بسیار روشنی از همین نگاه است. فیزیک اقلیم به ما می‌گوید چه اتفاقی در سیستم زمین رخ می‌دهد؛ جغرافیای انسانی می‌پرسد چرا و کجا این تغییر ایجاد می‌شود و چه کسانی از آن تأثیر می‌پذیرند؛ و تحلیل سیاسی و اقتصادی نشان می‌دهد چرا جامعه در برابر آن به یک شکل خاص واکنش نشان می‌دهد. از این منظر، بحث تاد دی‌لی درباره ساختارهای سیاسی و اقتصادی در کنار تغییر اقلیم، یک درس مهم روش‌شناختی نیز دارد: برای فهم مسائل بزرگ محیط‌زیستی، نمی‌توان مرزهای مصنوعی میان جغرافیای طبیعی و انسانی را مطلق در نظر گرفت. تغییر اقلیم دقیقاً همان مسئله‌ای است که نشان می‌دهد طبیعت، انسان، اقتصاد و سیاست در یک سیستم به هم پیوسته قرار دارند. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • با هم بخوانیم: اگر تمام منابع سوخت فسیلی سوزانده شوند، چه میزان گرمایش در پی خواهد داشت؟ ✍#محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان تاد دی‌لی در کتاب Future of Denial: The Ideologies of Climate Change میان دو مفهوم ذخایر (reserves) و منابع (resources) سوخت‌های فسیلی تمایز می‌گذارد. این تمایز در استدلال او اهمیت زیادی دارد، زیرا تمام کربن موجود در منابع فسیلی لزوماً در شرایط کنونی قابل استخراج و اقتصادی نیست. در اصطلاح مورد استفاده دی‌لی، reserves به بخشی از منابع گفته می‌شود که با فناوری، شرایط اقتصادی و قیمت‌های موجود، استخراج آن‌ها امکان‌پذیر و اقتصادی است. او برآورد می‌کند که اگر تمام ذخایر باقی‌مانده قابل استخراج سوزانده شوند، حدود ۳۳۲۸ گیگاتن CO₂ آزاد خواهد شد. حالا همان‌گونه که نویسنده در ادامه پیشنهاد می‌کند، می‌توانیم خودمان اثر این مقدار را با استفاده از رابطه IPCC محاسبه کنیم. بر اساس بهترین برآورد IPCC، هر ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ تجمعی با حدود ۰٫۴۵ درجه سانتی‌گراد افزایش دمای سطح متوسط جهانی همراه است: ۳۳۲۸ ÷ ۱۰۰۰ × ۰٫۴۵ ≈ ۱٫۵ درجه سانتی‌گراد بنابراین، اگر تمام ذخایر باقی‌مانده قابل استخراج (reserves) سوزانده شوند، این انتشارها به‌تنهایی می‌توانند با حدود ۱٫۵ درجه سانتی‌گراد گرمایش اضافی همراه باشند. اما resources یا منابع، مفهوم گسترده‌تری دارد. منابع شناخته‌شده سوخت فسیلی بسیار بیشتر از ذخایری هستند که در شرایط فعلی استخراج آن‌ها اقتصادی یا عملی است. دی‌لی برای کل منابع شناخته‌شده، رقمی حدود ۴۵٬۷۴۰ گیگاتن CO₂ را مطرح می‌کند؛ یعنی اگر فرض کنیم تمام این منابع نیز استخراج و سوزانده شوند، مقدار بالقوه انتشار بسیار فراتر از ذخایر فعلی خواهد بود. با همان رابطه IPCC، می‌توانیم محاسبه کنیم: ۴۵٬۷۴۰ ÷ ۱۰۰۰ × ۰٫۴۵ ≈ ۲۰٫۶ درجه سانتی‌گراد این عدد در نگاه نخست بسیار تکان‌دهنده است؛ اما باید در تفسیر آن دقت کرد. ۲۰٫۶ درجه سانتی‌گراد پیش‌بینی افزایش دمای نهایی زمین در صورت سوزاندن تمام این منابع نیست. این عدد صرفاً حاصل اعمال یک رابطه خطی میان انتشار تجمعی CO₂ و گرمایش بر کل مقدار بالقوه انتشار است. گرمایش واقعی به زمان‌بندی انتشار، جذب CO₂ توسط اقیانوس‌ها و زیست‌کره، بازخوردهای اقلیمی و سایر عوامل سیستم اقلیم وابسته خواهد بود. بنابراین اهمیت این محاسبه در ارائه یک پیش‌بینی دقیق از دمای آینده نیست؛ بلکه در نشان دادن مقیاس عظیم کربن بالقوه موجود در منابع فسیلی است. تفاوت میان reserves و resources نیز دقیقاً در همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند: آنچه امروز از نظر اقتصادی و فنی قابل استخراج است، تنها بخشی از کل منابع شناخته‌شده سوخت فسیلی است. #پیام اصلی این بخش از کتاب روشن است: مسئله تغییر اقلیم فقط میزان CO₂ای نیست که امروز منتشر می‌کنیم؛ بلکه مقدار کربنی است که در آینده می‌توانیم از منابع فسیلی استخراج و وارد جو کنیم. تصمیم‌های اقتصادی، فناوری و سیاسی امروز تعیین می‌کنند چه مقدار از این کربن زیر زمین باقی بماند و چه مقدار به انتشار تجمعی CO₂ اضافه شود. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • انتشار سالانه CO₂ و گرمایشی که روی هم انباشته می‌شود! ✍#محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بر اساس گزارش IPCC، هر ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ تجمعی با حدود ۰٫۲۷ تا ۰٫۶۳ درجه سانتی‌گراد افزایش دمای سطح متوسط جهانی همراه است و بهترین برآورد حدود ۰٫۴۵ درجه است. اگر انتشار سالانه جهان را حدود ۴۲ گیگاتن CO‌₂ در نظر بگیریم، در یک محاسبه ساده: ۱۰۰۰ ÷ ۴۲ ≈ ۲۴ سال یعنی اگر انتشار سالانه در همین سطح باقی بماند، در حدود ۲۴ سال، ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ دیگر به انتشار تجمعی اضافه خواهد شد؛ مقداری که بر اساس بهترین برآورد IPCC با حدود ۰٫۴۵ درجه سانتی‌گراد گرمایش همراه است. در یک محاسبه خطی و صرفاً برای درک مقیاس، این مقدار معادل حدود ۰٫۰۱۸۷۵ درجه سانتی‌گراد در سال است. البته این به معنای آن نیست که دمای کره زمین در هر سال دقیقاً ۰٫۰۱۸۷۵ درجه افزایش می‌یابد. رابطه IPCC میان انتشار تجمعی CO₂ و گرمایش برقرار است، نه میان انتشار یک سال و افزایش دمای همان سال. همچنین انتشارهای سالانه ثابت نیستند و پاسخ دمایی سیستم اقلیم نیز تحت تأثیر عوامل و فرایندهای متعدد قرار دارد. #پیام اصلی این محاسبه ساده اما مهم است: مسئله فقط مقدار CO₂ منتشرشده در یک سال نیست؛ مسئله، انباشته‌شدن انتشارها در طول زمان است. هر سال که انتشار ادامه پیدا می‌کند، به مقدار تجمعی CO₂ افزوده می‌شود و در نتیجه، گرمایش آینده نیز افزایش می‌یابد. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • #پیام کوتاه: بر اساس گزارش IPCC، به ازای هر ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ تجمعی که در جو منتشر می‌شود، دمای سطح متوسط جهانی احتمالاً حدود ۰٫۲۷ تا ۰٫۶۳ درجه سانتی‌گراد افزایش می‌یابد؛ با بهترین برآورد ۰٫۴۵ درجه سانتی‌گراد. این رابطه نشان می‌دهد که هر میزان انتشار تجمعی امروز، بخشی از گرمایش آینده را رقم می‌زند. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • با هم بخوانیم: مصرف انرژی و انتشار جهانی؛ تصویری از اقتصاد وابسته به کربن در مقدمه کتاب Future of Denial: The Ideologies of Climate Change، تاد دی‌لی بحث خود را با تصویری کمّی از میزان انتشار دی‌اکسیدکربن و مصرف جهانی انرژی آغاز می‌کند. شکل ۰٫۱ کتاب با عنوان «انتشار دی‌اکسیدکربن و مصرف جهانی انرژی اولیه بر اساس منبع»، تصویری فشرده اما گویا از ارتباط میان شیوه تولید و مصرف انرژی در جهان و تغییر اقلیم ارائه می‌دهد. دی‌لی می‌نویسد که شیوه تولید کنونی بشر هر سال حدود ۴۱٫۴ گیگاتن دی‌اکسیدکربن (GtCO₂) وارد جو می‌کند. از این مقدار، حدود ۳۷٫۵ گیگاتن مربوط به انتشارهای فسیلی است؛ یعنی انتشارهایی که در بخش‌هایی مانند تولید برق، حمل‌ونقل، صنعت و ساختمان‌ها ایجاد می‌شوند. حدود ۳٫۹ گیگاتن باقی‌مانده نیز از کشاورزی و تغییر کاربری زمین ناشی می‌شود. اما در میان انتشارهای فسیلی نیز همه‌چیز به یک شکل نیست. حدود ۳۵٫۱ گیگاتن CO₂ مستقیماً از سوزاندن زغال‌سنگ، نفت و گاز طبیعی ناشی می‌شود. این مقدار به‌تنهایی بیش از چهارپنجم کل انتشارهای انسانی دی‌اکسیدکربن را تشکیل می‌دهد. حدود ۲٫۴ گیگاتن دیگر از انتشارهای فسیلی، مربوط به محل‌های دفن زباله و فرایندهای صنعتی مانند تولید مواد شیمیایی و سیمان است. این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا حتی اگر روزی بتوانیم مصرف سوخت‌های فسیلی را به‌طور کامل متوقف کنیم، همه انتشارهای دی‌اکسیدکربن از بین نخواهند رفت. تولید برخی مواد، به‌ویژه سیمان و فولاد، همچنان می‌تواند انتشار ایجاد کند. به بیان دیگر، مسئله کربن فقط مسئله تأمین انرژی نیست؛ بخشی از آن به خودِ فرایندهای تولید و ساختار اقتصادی جهان مربوط می‌شود. دی‌لی سپس توجه خواننده را به یک واقعیت مهم‌تر جلب می‌کند: زغال‌سنگ، نفت و گاز طبیعی حدود ۸۰ درصد از کل انتشار انسانی دی‌اکسیدکربن را به خود اختصاص می‌دهند. بنابراین، وابستگی تمدن صنعتی امروز به سوخت‌های فسیلی فقط یک مسئله مربوط به بخش انرژی نیست؛ این وابستگی در تار و پود تولید، حمل‌ونقل، ساختمان، صنعت و در نهایت شیوه زندگی مدرن تنیده شده است. از اینجا، بحث کتاب وارد پرسشی اساسی می‌شود: اگر بخش عمده انتشارهای ما از نحوه تولید و مصرف انرژی ناشی می‌شود، چرا جدا شدن اقتصاد جهانی از سوخت‌های فسیلی تا این اندازه دشوار است؟ این پرسش، زمینه را برای بخش بعدی استدلال دی‌لی فراهم می‌کند؛ جایی که او رابطه میان انتشار دی‌اکسیدکربن، مصرف انرژی اولیه و تولید ناخالص داخلی (GDP) را بررسی می‌کند. در واقع، اعداد شکل ۰٫۱ فقط برای نشان دادن بزرگی بحران نیستند؛ آن‌ها مقدمه‌ای هستند برای فهم این نکته که بحران اقلیم تا چه اندازه با ساختار اقتصادی و شیوه تولید کنونی جهان درهم‌تنیده است. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • معرفی کتاب «انکار آینده»؛ ایدئولوژی‌های تغییر اقلیم کتاب Future of Denial: The Ideologies of Climate Change نوشته تاد دی‌لی (Tad DeLay)، اثری درباره یکی از مهم‌ترین موانع مقابله با تغییر اقلیم است: چرا انسان‌ها و جوامع، حتی زمانی که واقعیت تغییر اقلیم را می‌پذیرند، همچنان در تغییر مسیر و اقدام مؤثر تعلل می‌کنند؟ دی‌لی در این کتاب نشان می‌دهد که انکار تغییر اقلیم دیگر صرفاً به معنای رد کردن علم یا زیر سؤال بردن گرمایش جهانی نیست؛ بلکه می‌تواند در قالب‌هایی ظریف‌تر مانند امید افراطی به فناوری، اعتماد به راه‌حل‌های آینده، اعتقاد به امکان ادامه رشد و مصرف به شیوه کنونی، انتقال مسئولیت به نسل‌های آینده و به تعویق انداختن تصمیم‌های دشوار ظاهر شود. از این منظر، «انکار آینده» یعنی پذیرفتن بحران در زمان حال، اما نپذیرفتن پیامدهای واقعی آن برای آینده و مسئولیت‌هایی که از این شناخت ناشی می‌شود. نویسنده با پیوند دادن مباحث تغییر اقلیم با اقتصاد، سیاست، فلسفه، روان‌شناسی و تاریخ، تلاش می‌کند نشان دهد که مسئله فقط این نیست که آیا تغییر اقلیم را باور داریم یا نه؛ مسئله مهم‌تر این است که اگر آن را باور داریم، چرا هنوز به همان شیوه‌ای زندگی و تولید می‌کنیم که بحران را تشدید می‌کند؟ این کتاب به زبان فارسی توسط جناب آقای دکتر  علی محمد خورشید دوست عضو هیات علمی دانشگاه تبریز ترجمه و توسط انتشارات آینده پژوه، تهران.منتشر شده است. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • تفاوت دوره‌های بین‌یخچالی و درون‌یخچالی؛ نگاهی به ائمین و بولینگ–آلرود #محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در تاریخ اقلیم زمین، دوره‌های سرد و گرم به‌صورت چرخه‌ای تکرار شده‌اند. اما همه دوره‌های گرم از یک نوع نیستند. دانشمندان برای توصیف این تغییرات از دو اصطلاح «بین‌یخچالی» (Interglacial) و «درون‌یخچالی» (Interstadial) استفاده می‌کنند که هر یک معنای متفاوتی دارند. دوره بین‌یخچالی (Interglacial) به دوره‌ای نسبتاً طولانی گفته می‌شود که بین دو عصر یخبندان رخ می‌دهد. در این دوره‌ها دمای جهانی افزایش می‌یابد، یخچال‌های قاره‌ای به میزان زیادی عقب‌نشینی می‌کنند، سطح آب دریاها بالا می‌آید و شرایط اقلیمی به وضعیت گرم و پایدارتری می‌رسد. دوره کنونی زمین، یعنی هولوسن (Holocene) که حدود ۱۱۷۰۰ سال پیش آغاز شده، یک دوره بین‌یخچالی است. همچنین دوره ائمین (Eemian) که حدود ۱۲۹ تا ۱۱۶ هزار سال پیش رخ داد، آخرین بین‌یخچالی پیش از هولوسن محسوب می‌شود. در ائمین، دمای زمین اندکی از امروز گرم‌تر بود و سطح آب دریاها نیز چند متر بالاتر از سطح کنونی قرار داشت. در مقابل، دوره درون‌یخچالی (Interstadial) یک دوره گرم موقتی است که در دل یک عصر یخبندان رخ می‌دهد. یعنی اگرچه دما افزایش می‌یابد و یخچال‌ها تا حدی عقب‌نشینی می‌کنند، اما زمین همچنان در همان عصر یخبندان قرار دارد و هنوز وارد یک دوره بین‌یخچالی کامل نشده است. یکی از مشهورترین نمونه‌های درون‌یخچالی، بولینگ–آلرود (Bølling–Allerød Interstadial) است که حدود ۱۴۷۰۰ تا ۱۲۹۰۰ سال پیش، در واپسین مراحل آخرین عصر یخبندان رخ داد. این دوره با گرم‌شدن سریع اقلیم آغاز شد؛ گرم‌شدنی که در مقیاس زمین‌شناسی بسیار ناگهانی بود و موجب عقب‌نشینی گسترده یخچال‌ها، گسترش پوشش گیاهی و افزایش سطح آب دریاها شد. با این حال، بولینگ–آلرود پایان عصر یخبندان نبود. پس از آن، زمین بار دیگر وارد یک دوره سرد ناگهانی به نام یانگر درایاس (Younger Dryas) شد که حدود ۱۲۰۰ سال به طول انجامید. تنها پس از پایان یانگر درایاس بود که عصر یخبندان خاتمه یافت و دوره گرم و پایدار هولوسن آغاز شد. بنابراین، تفاوت اصلی این دو مفهوم در جایگاه آن‌ها در چرخه اقلیمی زمین است. ائمین و هولوسن دوره‌های بین‌یخچالی هستند؛ یعنی میان دو عصر یخبندان قرار دارند. اما بولینگ–آلرود یک دوره درون‌یخچالی است؛ یعنی صرفاً یک وقفه گرم در دل آخرین عصر یخبندان و نه پایان آن. مطالعه این دوره‌ها برای دانشمندان اهمیت فراوانی دارد، زیرا نشان می‌دهد سامانه اقلیم زمین همیشه به‌آرامی تغییر نمی‌کند. گاهی تنها در چند دهه یا چند قرن، اقلیم می‌تواند از یک وضعیت به وضعیتی کاملاً متفاوت تغییر کند. به همین دلیل، بولینگ–آلرود و یونگر درایاس از مهم‌ترین شواهد طبیعی برای مطالعه تغییر ناگهانی اقلیم و نقاط واژگونی اقلیم به شمار می‌روند و در پژوهش‌های مربوط به آینده تغییر اقلیم جایگاه ویژه‌ای دارند. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • دوره بولینگ–آلرود؛ گرم‌شدنی ناگهانی در واپسین عصر یخبندان #محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان دوره درون‌یخچالی بولینگ–آلرود (Bølling–Allerød Interstadial) یکی از مهم‌ترین رویدادهای اقلیمی اواخر آخرین عصر یخبندان است که حدود ۱۴٬۷۰۰ تا ۱۲٬۹۰۰ سال پیش رخ داد. این دوره به‌عنوان یک دوره درون‌یخچالی (Interstadial) شناخته می‌شود؛ یعنی یک دوره گرم موقتی که در دل یک عصر یخبندان اتفاق افتاد، نه یک دوره بین‌یخچالی کامل. پیش از آغاز بولینگ–آلرود، زمین در شرایط بسیار سردی قرار داشت و بخش‌های وسیعی از آمریکای شمالی و شمال اروپا زیر پوشش یخچال‌های عظیم بودند. اما در آغاز این دوره، دمای نیمکره شمالی در مدت زمانی نسبتاً کوتاه، احتمالاً تنها طی چند دهه تا چند قرن، چند درجه سانتی‌گراد افزایش یافت. این یکی از سریع‌ترین گرم‌شدن‌های طبیعی شناخته‌شده در تاریخ اقلیم زمین است. در نتیجه این گرم‌شدن، یخچال‌های قاره‌ای به‌سرعت عقب‌نشینی کردند، پوشش گیاهی از عرض‌های پایین‌تر به سمت شمال گسترش یافت، جنگل‌ها جایگزین بسیاری از مناطق توندرا شدند و با ذوب گسترده یخ‌ها، سطح آب دریاها افزایش پیدا کرد. این تغییرات شرایط را برای گسترش حیات گیاهی، جانوری و همچنین مهاجرت و استقرار گروه‌های انسانی در بسیاری از مناطق فراهم کرد. با وجود این، بولینگ–آلرود به معنای پایان عصر یخبندان نبود. حدود ۱۲٬۹۰۰ سال پیش، اقلیم زمین بار دیگر به‌طور ناگهانی وارد یک دوره سرد به نام یونگر درایاس (Younger Dryas) شد. این بازگشت به سرما حدود ۱۲۰۰ سال ادامه داشت و پس از پایان آن، زمین وارد دوره گرم و پایدار هولوسن شد؛ دوره‌ای که تاکنون ادامه دارد. از دیدگاه علمی، بولینگ–آلرود اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد سامانه اقلیم زمین می‌تواند حتی بدون تغییرات تدریجی، در مدت زمانی کوتاه از یک وضعیت بسیار سرد به شرایطی به‌مراتب گرم‌تر منتقل شود. این ویژگی، بولینگ–آلرود را به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های طبیعی تغییر ناگهانی اقلیم (Abrupt Climate Change) تبدیل کرده است. امروزه پژوهشگران با مطالعه این دوره، سازوکارهای تغییرات سریع اقلیم، نقش گردش اقیانوسی، بازخوردهای اقلیمی و احتمال وقوع نقاط واژگونی اقلیم (Climate Tipping Points) را بهتر درک می‌کنند. از این رو، بولینگ–آلرود نه‌تنها رویدادی مهم در گذشته زمین، بلکه الگویی ارزشمند برای فهم رفتار سامانه اقلیم در آینده نیز به شمار می‌آید. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • دوره ائِمین؛ پنجره‌ای به آینده اقلیم زمین ✍ دکتر #محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان وقتی از تغییر اقلیم و آینده زمین صحبت می‌کنیم، یکی از مهم‌ترین دوره‌هایی که دانشمندان به آن رجوع می‌کنند، دوره ائِمین (Eemian) یا آخرین دوره بین‌یخچالی است. این دوره حدود ۱۲۹ تا ۱۱۶ هزار سال پیش رخ داد و آخرین دوره گرم زمین پیش از آغاز آخرین عصر یخبندان به شمار می‌رود. در آن زمان، میانگین دمای زمین حدود ۱ تا ۲ درجه سانتی‌گراد بیشتر از دوران پیشاصنعتی بود؛ رقمی که بسیار به گرمایش جهانی امروز نزدیک است. البته علت این گرمایش با امروز تفاوت داشت. در دوره ائِمین، تغییرات طبیعی در مدار و محور چرخش زمین باعث افزایش دما شده بود، اما گرمایش کنونی عمدتاً نتیجه افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای ناشی از فعالیت‌های انسانی است. مطالعات زمین‌شناسی، هسته‌های یخی، رسوبات دریایی و فسیل‌ها نشان می‌دهد که در دوره ائِمین، یخچال‌های عظیم گرینلند و احتمالاً بخشی از یخ‌های جنوبگان ذوب شدند و در نتیجه، سطح آب دریاها حدود ۶ تا ۹ متر بالاتر از سطح کنونی قرار گرفت. این افزایش سطح دریا طی قرن‌ها و هزاران سال رخ داد، نه در چند دهه؛ اما نشان می‌دهد که صفحات یخی در برابر گرمایش پایدار، بسیار حساس هستند. در آن دوران، جنگل‌ها تا عرض‌های جغرافیایی بالاتر گسترش یافتند، بسیاری از مناطق شمال اروپا و کانادا آب‌وهوایی معتدل‌تر داشتند و زیستگاه بسیاری از گیاهان و جانوران تغییر کرد. انسان خردمند (Homo sapiens) در آفریقا زندگی می‌کرد و هم‌زمان نئاندرتال‌ها در بخش‌هایی از اروپا و غرب آسیا حضور داشتند. اهمیت دوره ائِمین در این است که مانند یک آزمایشگاه طبیعی عمل می‌کند. دانشمندان با بررسی این دوره تلاش می‌کنند بفهمند اگر زمین برای مدت طولانی کمی گرم‌تر از امروز باقی بماند، یخچال‌های طبیعی، سطح آب دریاها و اکوسیستم‌های جهان چه واکنشی نشان خواهند داد. بنابراین، ائِمین تنها یک فصل از گذشته زمین نیست؛ بلکه آینه‌ای است که می‌تواند بخشی از آینده اقلیم را به ما نشان دهد. هرچند شرایط امروز دقیقاً مشابه آن دوران نیست، اما شواهد ائِمین یادآوری می‌کنند که حتی افزایش نسبتاً اندک دمای جهانی نیز در بلندمدت می‌تواند پیامدهای بزرگی برای سیاره ما به همراه داشته باشد. #ایمیان #ائمین 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • 4 авг.228114

    سوپر النینوی ۲۰۲۶ و ایران ✍️ دکتر خورشید دوست، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز با توجه به بحث‌های متعدد در مورد سوپر النینوی پیش‌رو (ن.ک. سازمان جهانی هواشناسی، WMO، Elnino Lanina Update)، در این‌جا مطلبی در این خصوص می‌نویسم. سوپر النینو فاز بسیار گرم چرخۀ اقلیمی ENSO  است که در آن دمای سطح آب در اقیانوس آرام استوایی به طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. آنچه این رویداد را خاص می‌کند، قدرت خارق‌العاده و سرعت شکل‌گیری آن است. ناهنجاری دمای آب در منطقۀ کلیدی اقیانوس آرام می‌تواند به بیش از 3.6 درجه سانتی‌گراد بالاتر از میانگین برسد که به مراتب از رکوردهای قبلی فراتر خواهد رفت. آخرین باری که ایران تاثیر یک پدیدۀ دورپیوند در این مقیاس را تجربه کرد، به ۱۴۹ سال پیش یعنی 1888-1877 بازمی‌گردد (ن.ک. کتاب مجاعات در ایران، سید حسن مجتبوی، 1392، تهران). آن رویداد منجر به خشکسالی‌های بزرگ و قحطی در سطح جهانی شد. با توجه به فقدان اطلاعات و داده‌های اقلیمی در آن برهه، تصور من این است که احتمالا این رویداد لانینا بوده است. تاثیر پدیدۀ النینو بر ایران یکسان نیست و در مناطق مختلف، متفاوت خواهد بود. به طور خلاصه، انتظار می‌رود اتفاقاتی که در نمودار آورده‌ام روی بدهند: نمودار رو در کامنت قرار میدهم. انتظار می‌رود بارش‌ها از اوایل پاییز آغاز شده و در ماه‌های مهر، آبان و آذر به اوج خود برسد. این بارش‌ها در برخی مناطق مانند زاگرس تا ۴۰ درصد بیش از نرمال باشند (ن.ک. ECMWF, 2026). بارش‌ها می‌توانند به طور موقت به تغذیۀ سفره‌های آب زیرزمینی، افزایش سطح آب رودخانه‌ها و بهبود وضعیت تالاب‌ها کمک خواهند کرد و فرصتی برای بخش کشاورزی، به‌ویژه کشت دیم، فراهم خواهند آورد. اما مهم‌ترین هشدار، ماهیت رگباری و شدید بارش‌هاست. حجم بالای باران در مدت زمان کوتاه، به‌ویژه در مناطق کوهستانی و با زهکشی ضعیف می‌تواند به سیل‌های ناگهانی، تخریب زیرساخت‌ها و زمین‌لغزش منجر شود. استان‌های خوزستان و سواحل دریای عمان از مناطق در معرض خطر هستند. تابستان سال جاری گرم‌تر از میانگین خواهد بود و احتمال وقوع امواج گرمای طولانی‌تر وجود دارد. ما همین الان هم در ایران چنین گرمایی را حس می‌کنیم. همچنین افزایش دمای پایه جهانی به دلیل تغییرات اقلیمی، شدت خشکسالی‌های احتمالی و تبخیر آب را بیشتر می‌کند. زیرساخت‌های سنتی کشور برای مدیریت سیلاب‌های ناگهانی و بارش‌های سیل‌آسا آمادگی کافی ندارند. متاسفانه همۀ ما بر این حقیقت واقفیم! معضل عدم مدیریت صحیح می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی و اقتصادی تبدیل شود. اتخاذ رویکردی فعال برای لایروبی مسیل‌ها، مدیریت مخازن سدها و بازنگری در الگوی کشت می‌تواند از تبدیل این فرصت اقلیمی به یک بحران جلوگیری کند. البته انگار دارم شعار می‌دهم، زیرا چنین اتفاق میمونی نخواهد افتاد! اما در منطقۀ ما چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شکل زیر را بنگرید: در بخش کامنت ملاحظه بفرمائید. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • 📢 دعوت به مشارکت در بررسی علمی گزارش هفتم IPCC (AR7 – Working Group I) سازمان هواشناسی کشور به عنوان مرجع ملی هیئت بین دولتی اعلام کرد: فرصتی ارزشمند برای پژوهشگران، اعضای هیئت علمی، متخصصان و دانشجویان دکتری حوزه‌های هواشناسی، اقلیم‌شناسی، علوم جو، اقیانوس‌شناسی، محیط‌زیست، تغییر اقلیم و رشته‌های مرتبط هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم (IPCC) از متخصصان واجد شرایط دعوت می‌کند تا به عنوان Expert Reviewer در بازبینی پیش‌نویس اولیه (First Order Draft) گزارش کارگروه اول (The Physical Science Basis) از هفتمین گزارش ارزیابی (AR7) مشارکت کنند. چرا شرکت کنیم؟ 🔹 مشارکت مستقیم در تهیه مهم‌ترین گزارش علمی جهان درباره تغییر اقلیم. 🔹 ثبت سابقه همکاری رسمی با IPCC به عنوان Expert Reviewer. 🔹 نقش‌آفرینی در ارتقای کیفیت علمی گزارش‌های IPCC. 🔹 کمک به افزایش حضور و مشارکت جامعه علمی ایران در فرآیندهای بین‌المللی. زمان‌بندی 📅 مهلت ثبت‌نام: تا ۳ مهر ۱۴۰۵ (برابر با ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶) 📅 دوره بازبینی پیش‌نویس: از ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ تا ۱۰ مهر ۱۴۰۵ )برابر با ۱۰ اوت تا ۲ اکتبر ۲۰۲۶) لینک ثبت‌نام https://apps.ipcc.ch/comments/ar7wg1/ چه کسانی می‌توانند ثبت‌نام کنند؟ پژوهشگران، اعضای هیئت علمی، متخصصان و دانشجویان دکتری دارای سابقه پژوهشی یا تخصص در حوزه‌های مرتبط با علوم اقلیم، هواشناسی، فیزیک جو، مدل‌سازی اقلیم، اقیانوس‌شناسی، هیدرولوژی، محیط‌زیست، علوم زمین و سایر رشته‌های مرتبط. 📢 خواهشمند است این اطلاعیه را برای همکاران و پژوهشگران واجد شرایط نیز ارسال کنید تا از این فرصت ارزشمند برای مشارکت در فرآیند ارزیابی علمی IPCC بهره‌مند شوند. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • آیا ایران وارد مرحله «سقوط آزاد اقلیم» شده است؟ ✍ حمیدرضا خدابخشی دبیر انجمن مهندسان صنعت آب استان خوزستان سال‌هاست که درباره گرمایش زمین، کاهش بارندگی، خشکسالی و افزایش دما صحبت می‌کنیم، اما به نظر می‌رسد اکنون با پدیده‌ای عمیق‌تر و نگران‌کننده‌تر روبه‌رو هستیم. «آندرس لورمن» (Anders Levermann)، اقلیم‌شناس برجسته مؤسسه پوتسدام آلمان، در یادداشتی که در سال ۲۰۲۶ در نشریه Nature منتشر کرده، هشدار می‌دهد که بزرگ‌ترین تهدید تغییرات اقلیمی، صرفاً عبور از «نقاط واژگونی اقلیم» نیست، بلکه ورود به مرحله‌ای است که آن را «سقوط آزاد اقلیم» (Climate Free Fall) می‌نامد؛ مرحله‌ای که در آن، مهم‌ترین ویژگی اقلیم یعنی ثبات و قابلیت پیش‌بینی به تدریج از بین می‌رود. در چنین شرایطی، دیگر با یک روند آرام و قابل پیش‌بینی مواجه نیستیم، بلکه باید انتظار نوسانات شدید و پی‌درپی را داشته باشیم؛ خشکسالی‌های طولانی، بارش‌های حدی و سیلاب‌های مخرب، امواج گرمای کم‌سابقه، گردوغبار گسترده، کاهش برف در ارتفاعات، آتش‌سوزی‌های طبیعی و سایر رخدادهای حدی که هر سال با شدت بیشتری تکرار می‌شوند. اگر این تحلیل را بر جغرافیای ایران منطبق کنیم، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای مشاهده می‌شود. کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افت شدید آبخوان‌ها، فرونشست دشت‌ها، افزایش فراوانی سیلاب‌ها، گسترش کانون‌های گردوغبار، افزایش تنش آبی، کاهش کیفیت منابع آب و تشدید ناپایداری اقلیمی، همگی حاکی از آن است که کشور وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را تنها با مفهوم «خشکسالی» یا «گرمایش زمین» توضیح داد. مسئله اساسی این است که ساختار برنامه‌ریزی کشور همچنان بر پایه داده‌های تاریخی و فرض پایداری نسبی اقلیم استوار است. در حالی که اگر اقلیم وارد مرحله بی‌ثباتی شده باشد، اتکا به میانگین‌های گذشته برای طراحی سدها، مدیریت منابع آب، کشاورزی، توسعه شهری، امنیت غذایی و حتی سرمایه‌گذاری، به تدریج اعتبار خود را از دست خواهد داد. به نظر می‌رسد اکنون زمان آن رسیده است که در کنار مدیریت منابع آب، مفهوم «مدیریت بی‌ثباتی اقلیمی» نیز وارد ادبیات برنامه‌ریزی کشور شود. حکمرانی آینده باید بر پایه سناریوهای عدم‌قطعیت، مدیریت ریسک، تاب‌آوری و سازگاری طراحی شود، نه صرفاً بر اساس روندهای گذشته. شاید مهم‌ترین پیام برای ایران این باشد که چالش آینده، تنها کمبود آب یا افزایش دما نیست؛ بلکه از دست رفتن قابلیت پیش‌بینی رفتار سامانه اقلیم است. در چنین شرایطی، امنیت آب، امنیت غذایی، امنیت انرژی، آمایش سرزمین، توسعه زیرساخت‌ها و حتی الگوهای سکونت نیازمند بازنگری اساسی خواهند بود. این موضوع می‌تواند یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی ایران در دهه‌های آینده باشد و شاید زمان آن رسیده باشد که درباره آن، گفت‌وگویی جدی میان دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، دستگاه‌های اجرایی و سیاست‌گذاران آغاز شود. در همین رابطه مطلب یادداشت شده در پست زیر را نیز مطالعه کنید: https://t.me/mohsen_hamidianpour/643 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • 31 июл.1 00646

    با هم بخوانیم: سقوط آزاد اقلیم؛ خطری که اقتصاد جهان هنوز آن را جدی نگرفته است بر اساس مقاله پژوهشی اندرس لورمان (Anders Levermann) که در سال ۲۰۲۶ در مجله Nature منتشر شده است، بزرگ‌ترین تهدید پیش روی اقتصاد جهانی نه صرفاً افزایش تدریجی دمای زمین، بلکه احتمال عبور سامانه اقلیم از نقاط واژگونی اقلیم (Climate Tipping Points) و ورود به وضعیت سقوط آزاد اقلیم (Climate Free Fall) است. لورمان توضیح می‌دهد که تغییر اقلیم تنها به افزایش آرام دمای زمین محدود نمی‌شود. سامانه اقلیم دارای نقاط واژگونی است که با عبور از آن‌ها، فرایندهای طبیعی به‌صورت خودتقویت‌کننده عمل می‌کنند. برای نمونه، ذوب یخ‌های گرینلند و جنوبگان، تضعیف جنگل‌های آمازون و آزاد شدن کربن از خاک‌های منجمد می‌تواند گرمایش جهانی را حتی بدون افزایش بیشتر انتشار گازهای گلخانه‌ای نیز تشدید کند. به اعتقاد نویسنده، عبور از این نقاط واژگونی می‌تواند زمین را به سمت سقوط آزاد اقلیم (Climate Free Fall) سوق دهد؛ وضعیتی که در آن سامانه اقلیم به‌تدریج از کنترل خارج شده و تغییر اقلیم (آب و هوا) با شتاب بیشتری ادامه می‌یابد. به همین دلیل، نویسنده این خطر را بزرگ‌ترین ریسکی می‌داند که اقتصاد جهان هنوز آن را به‌درستی درک نکرده است. لورمان همچنین تأکید می‌کند که بسیاری از مدل‌های اقتصادی، خسارت‌های ناشی از تغییر اقلیم را کمتر از واقعیت برآورد می‌کنند، زیرا احتمال وقوع نقاط واژگونی اقلیم و پیامدهای برگشت‌ناپذیر آن را در محاسبات خود لحاظ نکرده‌اند. در نتیجه، هزینه‌های واقعی تغییر اقلیم ممکن است بسیار فراتر از برآوردهای کنونی باشد. در پایان، نویسنده بر این نکته تأکید می‌کند که جلوگیری از عبور از نقاط واژگونی اقلیم، تنها یک ضرورت زیست‌محیطی نیست، بلکه اقدامی اساسی برای حفظ ثبات اقتصادی، امنیت غذایی و رفاه نسل‌های آینده به شمار می‌رود. از نگاه او، سرمایه‌گذاری امروز برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و افزایش تاب‌آوری جوامع، بسیار کم‌هزینه‌تر از مواجهه با پیامدهای سقوط آزاد اقلیم در آینده خواهد بود. خواندن مطالب با هشتک و پیوندهای زیر نیز پیشنهاد می‌شود. #Polar_Ampilfication https://t.me/mohsen_hamidianpour/122 https://t.me/mohsen_hamidianpour/125 https://t.me/mohsen_hamidianpour/126 منبع; Levermann, A. (2026). Climate free fall: why the biggest risk to our economies is yet to be recognized. Nature. https://doi.org/10.1038/d41586-026-02154-8 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • تاب‌آوری در مناطق خشک و راهکارهای سازگاری با محیط ✍️ #محسن_حمیدیان_پور عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان برخی از دوستان در خصوص پست قبلی من این پرسش را مطرح کرده‌اند که #راهکار چیست؟ پیش از هر چیز باید توجه داشت که تغییر اقلیم و پیامدهای آن، موضوعی جهانی است و در عمل، بسیاری از کشورها بیش از آنکه به منافع جمعی بیندیشند، در راستای منافع ملی خود عمل می‌کنند. به همین دلیل، با وجود دهه‌ها مذاکره و توافق‌های بین‌المللی، دستاوردهای جهان در کنترل این بحران چندان چشمگیر نبوده است. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کند، افزایش تاب‌آوری جوامع از طریق #سازگاری با محیط است. تحقق این هدف نیز مستلزم بهره‌گیری هم‌زمان از #زیرساخت‌های سبز، خاکستری و اجتماعی است که پیش‌تر در کانال درباره مفهوم و اهمیت آن‌ها توضیح داده‌ام. به باور من، مناطقی مانند سیستان و بلوچستان به دلیل سابقه طولانی زندگی در اقلیم خشک، از گذشته دانش و تجربه ارزشمندی در سازگاری با محیط داشته‌اند. با این حال، امروزه وابستگی روستاها به شهرها به‌مراتب بیشتر از گذشته شده و بخشی از ظرفیت‌های بومی سازگاری تضعیف شده است. برای مناطقی که با خشکسالی، کاهش منابع آب، گردوغبار، بیابان‌زایی و وابستگی شدید به کشاورزی روبه‌رو هستند، افزایش تاب‌آوری تنها با یک راهکار امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و مدیریتی است. این اقدامات را می‌توان در قالب راهبردهای زیر دسته‌بندی کرد: ۱. تنوع‌بخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به کشاورزی توسعه صنایع کم‌آب‌بر (بسته‌بندی، فرآوری محصولات، صنایع دستی، انرژی‌های تجدیدپذیر مثلا خرما در جنوب استان) گسترش خدمات، تجارت مرزی و گردشگری فرهنگی و طبیعی (خیلی مهم ما لوت را داریم در منطقه سیستان و بسیاری مکان‌های دیگر در جنوب) آموزش مهارت‌های جدید برای اشتغال در بخش‌های غیرکشاورزی ۲. مدیریت هوشمند منابع آب استفاده از مفهوم آب مجازی؛ یعنی واردات محصولات پرمصرف آب و تولید محصولات کم‌مصرف و با ارزش افزوده بالا. افزایش بهره‌وری آبیاری و بازچرخانی آب استفاده از پساب تصفیه‌شده در فضای سبز و برخی صنایع ۳. توسعه بر اساس توان اکولوژیک منطقه انتخاب فعالیت‌های اقتصادی متناسب با اقلیم خشک جلوگیری از توسعه کشاورزی در مناطقی که ظرفیت طبیعی کافی ندارند. باور می‌کنید برنج کاری و هنداونه در استان را. تدوین برنامه‌های توسعه بر پایه ارزیابی توان سرزمین ۴. احیای محیط‌زیست و کنترل بیابان‌زایی کاشت گونه‌های بومی و مقاوم به خشکی مانند گز، تاغ و اسکنبیل ... البته این مهم باید در راستای شغل تعریف شود ... ایجاد کمربندهای سبز برای کاهش گردوغبار ... راه دارد پرداخت یارانه یا حق‌الزحمه به مردم برای حفاظت و توسعه پوشش گیاهی، به‌جای تشویق به کشاورزی پرمصرف ۵. اصلاح الگوی کشاورزی کشت گیاهان مقاوم به خشکی و کم‌آب‌بر توسعه گلخانه‌ها و سامانه‌های نوین آبیاری کاهش سطح زیر کشت محصولات پرمصرف آب ۶. توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر استان یکی از مناسب‌ترین مناطق ایران برای: نیروگاه‌های خورشیدی نیروگاه‌های بادی ایجاد اشتغال در حوزه انرژی پاک ۷. تقویت سرمایه اجتماعی و آموزش آموزش مردم درباره سازگاری با تغییر اقلیم مشارکت جوامع محلی در تصمیم‌گیری حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و کارآفرینی ۸. حمایت‌های دولتی و سیاست‌گذاری ... به اینها میگن زیرساخت های اجتماعی پرداخت مشوق برای تغییر شغل کشاورزان بیمه خسارات ناشی از خشکسالی سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آب، انرژی و حمل‌ونقل ایجاد صندوق‌های حمایت از معیشت در دوره‌های خشکسالی ۹. بهره‌گیری از ظرفیت‌های مرزی توسعه بازارچه‌های مرزی گسترش تجارت قانونی با کشورهای همسایه ایجاد مناطق ویژه اقتصادی ۱۰. نظام هشدار و مدیریت ریسک سامانه‌های پیش‌بینی خشکسالی و طوفان گردوغبار برنامه‌های آمادگی و واکنش سریع آموزش مدیریت بحران به مردم در مجموع، راهبرد اصلی برای زابل باید گذار از اقتصاد آب‌محور به اقتصاد دانش‌بنیان، خدمات‌محور و کم‌آب‌بر باشد؛ به‌گونه‌ای که کشاورزی تنها یکی از ارکان معیشت باشد، نه تنها منبع درآمد. هم‌زمان، حفاظت از منابع طبیعی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، تجارت مرزی و احیای پوشش گیاهی می‌تواند تاب‌آوری اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی منطقه را به‌طور چشمگیری افزایش دهد. البته تحقق این راهکارها، نیازمند فضایی آرام، ثبات در سیاست‌گذاری و تعامل سازنده با جهان است. همچنین، موفقیت این مسیر در گرو اتخاذ نگاهی سیستمی به توسعه و بهره‌گیری از دانش #خدمات_اکوسیستم در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری است. تنها در چنین چارچوبی می‌توان به افزایش واقعی تاب‌آوری جوامع و توسعه پایدار در مناطق خشک امیدوار بود . 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • تغییرات اقلیمی، زندگی ساکنان جنوب شرق کشور را تحت تأثیر قرار داده است سیستان و بلوچستان؛ از خشکسالی تا مهاجرت تغییر اقلیم در سال‌های اخیر، بیش از آنکه یک تهدید آینده باشد، به واقعیتی ملموس در زندگی، اقتصاد و معیشت مردم سیستان ‌و بلوچستان تبدیل شده است فاطمه طالبیان شریف زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه تغییر اقلیم در سال‌های اخیر، بیش از آنکه یک تهدید آینده باشد، به واقعیتی ملموس در زندگی، اقتصاد و معیشت مردم سیستان ‌و بلوچستان تبدیل شده است؛ از کاهش منابع آب و آسیب به کشاورزی تا تشدید مهاجرت و فشار بر جمعیت. برای بررسی ابعاد این بحران و پیامدهای آن بر آینده استان، با دکتر #محسن_حمیدیان_پور عضو هیئت علمی گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه سیستان‌ و بلوچستان گفتگو کرده‌ایم. ادامه مطالب در پیوند زیر: 👇🏻 https://qudsonline.ir/xcRwC

  • 27 июн.7961222

    توی این قسمت از سایت ناسا میتونی اسمت رو وارد کنی تا تصاویر منحصر به فرد از حروف اسمت کنار هم چیده بشه: https://science.nasa.gov/specials/your-name-in-landsat/ واسه من شد این👆🥺 شما هم امتحان کنید و عکسش رو اینجا کامنت کنید ببینیم و اگر تونستید بگید چه چشم انداز جغرافیایی هست؟ 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • без подписи

  • بورسیه‌های ۲۰۲۶ دانشگاه بولتون برای دانشجویان بین‌المللی اعلام شد. دانشگاه بولتون در بریتانیا، جزئیات بورسیه‌های برتری (Excellence Scholarships) خود را برای سال تحصیلی ۲۰۲۶ اعلام کرد. این بورسیه‌ها که در سه سطح طلایی، نقره‌ای و برنزی به دانشجویان واجد شرایط اعطا می‌شوند، برای مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در نظر گرفته شده‌اند. بر اساس اطلاعات منتشر شده، مبلغ این بورسیه‌ها بر اساس مقطع و طول دوره تحصیلی متغیر است. به عنوان مثال، در سطح طلایی، به دانشجویان کارشناسی سه‌ساله مبلغ ۶۰۰۰ پوند (معادل ۲۰۰۰ پوند در سال) تعلق می‌گیرد. همچنین دانشجویان دکترا در همین سطح، موفق به دریافت مبلغ ۶۰۰۰ پوند به صورت کلی (۲۰۰۰ پوند در سال) خواهند شد. از مهم‌ترین ویژگی‌های این فرصت تحصیلی، فرآیند ساده درخواست آن است؛ به‌گونه‌ای که دانشجویان بین‌المللی برای دریافت این بورسیه نیازی به ثبت‌نام جداگانه ندارند و به‌محض پذیرش در دانشگاه و تکمیل فرآیند ثبت‌نام، به‌طور خودکار از نظر صلاحیت ارزیابی می‌شوند. دانشگاه بولتون که در منطقه منچستر بزرگ انگلستان واقع شده، در رتبه‌بندی سال ۲۰۲۵ روزنامه گاردین، از نظر رضایت دانشجویان از آموزش، رتبه ششم بریتانیا را به خود اختصاص داده است. متقاضیان برای دریافت این بورسیه باید دارای سوابق تحصیلی عالی، پذیرش از دانشگاه و وضعیت دانشجوی تمام‌وقت باشند. مدارک درخواستی شامل فرم آنلاین، کپی پاسپورت، ریزنمرات تحصیلی، انگیزه‌نامه، رزومه (CV) و در صورت نیاز، نامه‌های توصیه است. مهلت نهایی ثبت‌نام برای این بورسیه‌ها همزمان با مهلت پذیرش دانشگاه یا برنامه تحصیلی مورد نظر تعیین شده است و تاریخ دقیق جداگانه‌ای برای آن اعلام نشده است. دانشجویان علاقه‌مند برای کسب اطلاعات بیشتر و اطمینان از صحت جزئیات، می‌توانند به وبسایت رسمی دانشگاه بولتون مراجعه کنند. https://brightscholarship.com/university-of-bolton-excellence-scholarships-2026/#google_vignette 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour