tgindex
مصاحبه های خانم دکتر انزانی

مصاحبه های خانم دکتر انزانی

Статистика
@mosahebehayedranzaniперсидский
Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
193
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
201
20 постов
Вовлечённость
104,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
91
1/48двое суток
104
1/72трое суток
112

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг.33из dr_anzani1

    توجه 👇👇👇👇👇👇توجه یه جلسه با خودت، برای خواسته‌هات... تا حالا به این فکر کردی که ذهنت چقدر می‌تونه روی مسیر زندگی و تصمیم‌هات اثر بذاره؟ توی این جلسه با تجسم خلاق آشنا می‌شیم و با چند تکنیک ساده و کاربردی، یاد می‌گیریم چطور تصویر ذهنی روشن‌تری از اهدافمون بسازیم. ✨ نه حرف‌های پیچیده، نه آموزش‌های طولانی؛ یک جلسه، آموزش و تمرین. 🌱 اگر دوست داری این تجربه رو امتحان کنی با ما از طریق بله یا واتس آپ در ارتباط باش ۰۹۳۰۹۲۹۷۲۷۰ روز سه شنبه ساعت ۱۷ الی ۱۹ (این دوره برای دوستانی که در کلاس آموزشی حسادت حاضر بودند با ۴۰ درصد تخفیف است)

  • فرسودگی شغلی؛ آغازگر بی‌خوابی مزمن در کارمندان/ مدیران چه کنند؟فرسودگی شغلی ناشی از استرس مزمن مدیریت‌نشده، یکی از عوامل اصلی بی‌خوابی در کارمندان است که سازمان‌ها می‌توانند با اقداماتی نظیر استعدادیابی، مدیریت منطقی حجم کار و ارتقای برنامه‌های رفاهی واقعی، از بروز آن پیشگیری کنند. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه استرس شغلی عامل بی‌خوابی است، گفت: بی‌خوابی ناشی از استرس شغلی با بی‌خوابی ناشی از فرسودگی شغلی علائم مشابهی دارد، اما یکسان نیست. در بی‌خوابی ناشی از استرس شغلی، مشکل اصلی خود خواب است؛ مثلا فکر کردن مداوم به کار، سخت به خواب رفتن، بیدارشدن در نیمه‌شب یا احساس تنش قبل از روز کاری که معمولا در تعطیلات و مرخصی‌ها بهبود می‌یابد. اما فرسودگی شغلی نتیجه استرس مزمن و مدیریت‌نشده است که بی‌خوابی تنها یکی از نشانه‌های آن است؛ مثلا خستگی عمیق جسمی و ذهنی، فاصله گرفتن عاطفی از کار، کاهش تمرکز، افت عملکرد و احساس بی‌انگیزگی. اگر این علائم ادامه‌دار شوند و کیفیت زندگی را مختل کنند، مراجعه به مشاور و متخصص ضروری است.این روانشناس درباره نقش فرسودگی شغلی در بروز بی‌خوابی کارمندان گفت: اگر فردی برای مدت طولانی تحت فشار کاری، حجم زیاد وظایف یا استرس مزمن باشد، بدن و ذهنش فرصت کافی برای بازیابی پیدا نمی‌کند. در نتیجه، ذهن پس از پایان ساعت کاری همچنان فعال می‌ماند و فرد دائم درگیر وظایف، اشتباهات یا کارهای ناتمام است؛ در واقع، فرد رها کردن مسائل کاری را در زمان استراحت بلد نیست و به دلیل افزایش برانگیختگی بدنی و فعال ماندن سیستم استرس، با دشواری در آرام شدن قبل از خواب مواجه می‌شود.انزانی اضافه کرد: افراد دچار فرسودگی شغلی، علی‌رغم خستگی شدید، خواب عمیق و باکیفیتی ندارند. در این وضعیت، خواب فرد سبک است و به‌طور مکرر بیدار می‌شود. این بی‌خوابی خود باعث تشدید خستگی، کاهش تمرکز و تحریک‌پذیری می‌شود و علائم فرسودگی شغلی را به همراه دارد تا جایی که فرد با وجود خوابیدن، احساس شادابی نمی‌کند، حافظه‌اش ضعیف می‌شود، زود عصبانی و ناامید می‌شود و احساس می‌کند توان انجام وظایفش را ندارد. در شرایطی که حجم کار زیاد باشد، ساعات کاری طولانی شود، نقش و وظایف فرد شفاف نباشد و حمایت مدیریتی وجود نداشته باشد، این عوامل با شدت بیشتری بروز می‌کند. متن کامل مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWM6W کانال تخصصی روانشناسی @dr_anzani1 کانال تخصصی مصاحبه های خانم دکتر انزانی @mosahebehayedranzani کانال تخصصی روانشناسی تنفس دوباره در بله https://ble.ir/tanafosedobare ممنونم از خانم حبیب پور خبرنگار سایت خبری ایسنا🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏

  • 25 июл.103из dr_anzani1

    طلاق صوری؛ معامله‌ای پرخطر با آینده خانواده طلاق صوری به عنوان یک پدیده چالش‌برانگیز می‌تواند پیامدهای روانی و حقوقی پیچیده‌ای برای زوجین و فرزندان به همراه داشته باشد؛ به طوریکه یک روان‌شناس، نسبت به خطرات و ابهام در نقش‌ها و فشارهای روانی ناشی از تعارض میان واقعیت قانونی و روزمره این نوع طلاق، هشدارهای جدی داد. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه طلاق صوری گاه به فرصتی برای بازنگری بر رابطه تبدیل می‌شود، اظهار کرد: این وضعیت بر فرزندان اثر چشمگیری دارد چرا که توضیح این موضوع پیچیده برای کودک معمولا باعث سردرگمی، اضطراب و ترس از آینده می‌شود. وی اضافه کرد: از سوی دیگر ممکن است یکی از زوجین ابتدا با طلاق صوری موافقت کند، اما پس از مدتی و با تجربه حس آزادی یا استقلال، تصمیم به تداوم این وضعیت بگیرد. در نتیجه دوره‌ای طولانی از ابهام شکل می‌گیرد که فرسودگی روانی و تشدید حس بلاتکلیفی را به دنبال دارد، بنابراین طلاق صوری می‌تواند پیامدهای منفی قابل‌توجهی برای تمام اعضای خانواده به همراه داشته باشد. انزانی با اشاره به اینکه دو نفری که از نظر قانونی از هم جدا شده‌اند اما همچنان با یکدیگر زندگی می‌کنند ممکن است دچار استرس و دوگانگی هویتی شوند، گفت: میزان این فشارها به کیفیت رابطه، دلایل جدایی و نگرش طرفین بستگی دارد. با این حال، وقتی زوجین زیر یک سقف زندگی می‌کنند، نوعی ابهام در نقش‌هایشان شکل می‌گیرد و تعریف دقیق رابطه نامشخص می‌ماند، در حالی که از نظر قانونی از هم جدا شده‌اند، سعی در نگهداشت زندگی روزمره‌ دارند. این تعارض میان واقعیتها، تنش‌ها و فشارهای روانی را افزایش می‌دهد. این روان‌شناس بیان کرد: ابهام درباره آینده و ناتوانی در پیش‌بینی آن خود به منبعی برای استرس تبدیل می‌شود. در این شرایط، مرزهای عاطفی کاملا نامشخص و امکان دارد یکی از طرفین، رابطه را پایان‌یافته تلقی کند. متن کامل مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWKmS کانال تخصصی روانشناسی @dr_anzani1 کانال تخصصی مصاحبه های خانم دکتر انزانی @mosahebehayedranzani کانال تخصصی روانشناسی تنفس دوباره در بله https://ble.ir/tanafosedobare ممنونم از خانم حبیب پور خبرنگار سایت خبری ایسنا🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏

  • 15 июл.129из dr_anzani1

    دردسرهای بی‌خوابی و کم‌خوابی در محل کار بی‌خوابی در کارمندان نتیجه ترکیب فشار کاری، استرس و عادت‌های نامناسب مانند کار با صفحه‌نمایش یا ساعت کاری نامنظم تلقی می‌شود؛ وضعیتی که اگر علائم آن دو تا چهار هفته ادامه یابد، باید به متخصص مراجعه کرد البته در این خصوص راهکارهای پیشگیرانه بسیاری وجود دارد. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، در حالی که بی‌خوابی در کارمندان را نتیجه ترکیب فشار کاری، استرس و عادت‌های نامناسب مانند کار با صفحه‌نمایش یا ساعت کاری نامنظم دانست اظهار کرد: شایع‌ترین علائم، دشواری در شروع خواب مانند گذشت بیش از ۲۰ دقیقه تا خواب رفتن، بیدار شدن‌های مکرر شبانه یا بیدارشدن زودتر از موعد مثلاً ساعت ۴ صبح است که این وضعیت منجر به خستگی روزانه و کاهش تمرکز می‌شود؛ به طوری که فرد حتی با وجود ۶ تا ۷ ساعت خواب، باز هم احساس خواب‌آلودگی دارد. این مساله با افت حافظه و افزایش اشتباهات شغلی همراه است. همچنین، از دیگر پیامدها می‌توان به تغییرات خلقی، اضطراب، دردهای جسمی مانند سردرد و تنش عضلانی و وابستگی شدید به کافئین اشاره کرد. اگر این علائم ۳ شب در هفته و به مدت ۳ ماه ادامه یابد، بی‌خوابی «مزمن» محسوب شده و نیاز به مراجعه به متخصص دارد. این روانشناس به علائم بی‌خوابی یا کم‌خوابی در محل کار اشاره کرد و گفت: کم‌خوابی معمولا در سه حوزه فکری، حسی و رفتاری خودش را نشان می دهد. نشانه‌های فکری یا نشانه‌های شناختی مثل کاهش تمرکز، دشواری در حفظ توجه، کند شدن سرعت فکر کردن، تصمیم‌گیری، فراموش کردن کارهای روزمره یا جزئیات، افزایش اشتباه در انجام وظایف، دشواری در حل مساله، یادگیری مطالب جدید، کاهش خلاقیت و انعطاف‌پذیری ذهنی و …؛ نشانه‌های احساسی یا هیجانی مثل زودرنجی و تحریک‌پذیر بودن، کاهش تحمل در برابر فشار یا انتقاد، نوسانات خلقی، استرس و اضطراب مداوم، کاهش انگیزه و اشتیاق، احساس خستگی، احساس فرسودگی، کاهش اعتماد به نفس و احساس ترس‌هایی مثل بی ارزش شدن، مورد قضاوت قرارگرفتن، از دست دادن شغل است. متن کامل مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWJmz کانال تخصصی روانشناسی @dr_anzani1 کانال تخصصی مصاحبه های خانم دکتر انزانی @mosahebehayedranzani کانال تخصصی روانشناسی تنفس دوباره در بله https://ble.ir/tanafosedobare ممنونم از خانم حبیب پور خبرنگار سایت خبری ایسنا🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏

  • 21 июн.158из dr_anzani1

    آن روی سکه «طلاق صوری» به گفته یک روانشناس در «طلاق صوری»، هرچند زوجین صرفا از نظر قانونی تشریفات لازم را برای طلاق انجام می‌دهند و قصد واقعی آنها پایان ‌دادن به زندگی مشترک نیست و معمولاً این عمل برای دریافت برخی مزایا با دور زدن قانون انجام می‌شود، اما دارای خطراتی پنهان است که علاوه بر اینکه می‌تواند زمینه‌ساز طلاق واقعی شود، زوجین را با مشکلات قانونی ـ اداری دیگری مثل حضانت، اموال، ارث و ... روبرو می‌کند. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص اینکه طلاق صوری می‌تواند به مرور احساس تعهد و امنیت عاطفی بین زوجین را کم‌رنگ کند، گفت: طلاق صوری در برخی روابط به مرور زمان روی احساس تعهد، اعتماد و امنیت عاطفی اثر می‌گذارد البته این نتیجه، قطعی نیست و به شرایط زوجین خیلی ربط دارد. عوامل کمرنگ‌شدن احساسات در زوجین وی درباره عواملی که منجر به کمرنگ شدن احساسات می‌شود، اظهار کرد: تغییر معنای نمادین رابطه: ازدواج فقط یک قانون نیست نمادی از تعهد و نمادی از تعلق است. پایان رسمی قرارداد حتی گاهی اگر صوری باشد می‌تواند این احساسات را تحت تاثیر قرار دهد. افزایش ابهام و نااطمینانی: یعنی یکی از طرفین نگران می‌شود که این جدایی روزی واقعی شود و این امنیت عاطفی را کاهش می‌دهد. تغییر رفتارهای روزمره: گاهی بعد از طلاق صوری برخی از مسئولیت‌ها و برنامه‌ریزی‌های مشترک یا شیوه تعامل زوجین تغییر می‌کند و روی صمیمیت‌شان در روابط اثر می‌گذارد. فشارهای خانوادگی و اجتماعی: اگر اطرافیان از طلاق مطلع شوند امکان واکنشی که دارند باعث می‌شود که رابطه زوجین تحت تاثیر قرار گیرد. اختلاف در برداشت دو طرف، امکان دارد یک نفر طلاق را صرفا یک اقدام اداری بداند در حالی که مثلا همسر آن فرد آن را یک اتفاق عاطفی و معنادار تلقی کند برای همین لازم است در این مورد حتما هر دو روی طلاق صوری، توافق کامل داشته باشند. تکلیف زوجین پس از تغییر نظر در طلاق صوری وی در خصوص تکلیف زوجین پس از تغییر نظر در طلاق صوری، تصریح کرد: این طلاقی است با هدفی غیر از پایان واقعی رابطه اما اگر یکی از زوجین احساسش تغییر کند این موضوع خیلی پیچیده و دردناک می‌شود. انتظار اولیه این بوده که زوجین در یک ارتباطی باشند که از نظر عاطفی، ارتباط تغییر نکند، بنابراین مهم است که واقعیت احساسات جدید را هر دو طرف بپذیرند، یعنی احساسات را نمی‌توانیم صرفا با توافق قبلی کنترل کنیم مثلا اگر یکی از طرفین بعد از طلاق احساس استقلال بیشتری کند، باعث می‌شود فاصله عاطفی افتاده و حتی این علاقه به مسیر دیگری در زندگی راه یابد که دیگر قابل جبران و برگشت نباشد. انزانی تأکید کرد که حضور یک مشاور خانواده برای مدیریت احساسات پیچیده‌ای نظیر خشم و سردرگمی ضروری است. در نهایت، باید دلیل اصلی طلاق صوری مانند مسائل مالی یا مهاجرت ریشه‌یابی شود تا بتوان عواقب آن سنجیده و پیش‌بینی شود. متن کامل مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWBtM کانال تخصصی روانشناسی @dr_anzani1 کانال تخصصی مصاحبه های خانم دکتر انزانی @mosahebehayedranzani کانال تخصصی روانشناسی تنفس دوباره در بله https://ble.ir/tanafosedobare ممنونم از خانم حبیب پور خبرنگار سایت خبری ایسنا🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏

  • «طلاق» شکست زندگی نیست/ بازگشت به خانه پدری، سخت‌ترین دوره گذار گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره این نگاه که طلاق را نوعی شکست می‌دانند، گفت: ترس از والدین گاهی دردناک‌تر از خود طلاق است. لازم است مفهوم «شکست» در ذهن والدین بازتعریف شود. طلاق لزوما شکست در زندگی نیست، بلکه پایان یک رابطه است. انزانی با اشاره به بازگشت فرد جداشده به خانه پدری گفت: این مرحله معمولا سخت‌ترین دوره گذار است. فردی که زمانی مستقل زندگی می‌کرده و با شادی از خانه پدری خارج شده، ممکن است با بازگشت احساس دشواری کند. در این شرایط لازم است فرزند خود مرزهای مشخصی ایجاد کند؛ مثلا از این‌که به عنوان فردی کاملا وابسته دیده شود اجتناب کند، در کارهای خانه مشارکت داشته باشد، درباره ساعت رفت‌وآمد شفاف باشد و درباره معاشرت‌های خود توضیح دهد. اگر اتاق شخصی دارد، بهتر است حریم آن حفظ شود. این روانشناس ادامه داد: فرزند ممکن است سال‌ها مستقل زندگی کرده باشد و عادت داشته باشد هر زمان که بخواهد رفت‌وآمد کند، بنابراین بهتر است برخی قوانین به‌صورت مشترک تعیین شود. داشتن حریم اطلاعاتی نیز مهم است؛ یعنی برخی بخش‌های زندگی را فرد ممکن است ترجیح دهد با دیگران در میان نگذارد. در مسائل مالی اگر فرزند نیاز داشته باشد، والدین می‌توانند کمک کنند. همچنین بهتر است مدیریت مهمان یا رفت‌وآمد دوستان و حتی سفر رفتن فرزند با احترام به مرزها انجام شود. طلاق فصلی از زندگی انزانی با بیان اینکه راهکارها و حمایت‌هایی از سوی والدین باید انجام شود، گفت: والدین باید حمایت‌های شناختی از فرزند خود داشته باشند و با کمک مشاور یا وکیل به او کمک کنند تا به زندگی بازگردد و مسئولیت‌های جدیدش را بپذیرد، بنابراین‌ لازم است والدین توانمندی‌های فرزندشان را به او یادآوری و از او بپرسند این تجربه چه درس‌هایی برایش داشته است. والدین باید از شعله‌ور کردن کینه‌ورزی و خشم در فرزندشان پرهیز کنند و به او نشان دهند که طلاق پایان زندگی نیست، بلکه فصلی از زندگی است که به پایان رسیده و می‌تواند از آن درس بگیرد. متن کامل مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWzDn کانال تخصصی روانشناسی @dr_anzani1 کانال تخصصی مصاحبه های خانم دکتر انزانی @mosahebehayedranzani کانال تخصصی روانشناسی تنفس دوباره در بله https://ble.ir/tanafosedobare ممنونم از خانم حبیب پور خبرنگار سایت خبری ایسنا🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏

  • علت جدایی و طلاق افراد را کالبدشکافی نکنید یک روانشناس اجتماعی با تاکید بر لزوم حمایت‌های روانی والدین از فرزندان طلاق گرفته گفت: برخی والدین از روی دلسوزی یا ناخواسته رفتارهایی انجام می‌دهند که مخرب است؛ مانند بازجویی یا کالبدشکافی مداوم برای فهمیدن علت جدایی. گاهی نیز با پرسش‌ها و پیام‌های پنهان در گفتار یا رفتار، این احساس را منتقل می‌کنند که «تو اشتباه کردی». سرزنش‌های پنهان، حتی در قالب نصیحت‌ها نیز آسیب‌زاست. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه پس از جدایی و طلاق فرزند، والدین باید از خود بپرسند که چه چیزی برایشان مهم‌تر است؛ سلامت و آرامش فرزند یا حرف مردم؟ گفت: ریشه بسیاری از ترس‌ها و نگرانی والدین، واکنش دیگران است، این در حالیست که اطرافیان چند روزی صحبت و بعد فراموش می‌کنند. بهتر است والدین به فرزندشان بگویند: «سلامت روح و جسم تو برای ما مهم‌تر است» این پیام، احساس امنیت ایجاد می‌کند و باعث می‌شود فرزند بداند در بن‌بست تنها نیست و می‌تواند به خانواده پناه بیاورد. حتی در گفت‌وگوهای روزمره، زمانی که بحثی از طلاق هم مطرح نیست، بهتر است به فرزندان اطمینان دهند که خانه همیشه جای امنی برای آن‌هاست.   والدین اضطراب خود را مدیریت کنند وی با بیان این‌که والدین باید اضطراب خود را مدیریت کنند، گفت: اضطراب‌ والدین آسیب‌های زیادی به آنها وارد می‌کند و واکنش‌هایی مانند گریه شدید، ابراز ضعف یا انتقال احساس گناه به فرزندشان نداشته باشند. بهتر است به فرزندشان بگویند «در هر شرایطی تو را دوست داریم و از تو حمایت می‌کنیم». این روانشناس اجتماعی با اشاره به رفتارهایی که احساس شکست را درفرد جداشده تشدید می‌کند، گفت: برخی والدین از روی دلسوزی یا ناخواسته رفتارهایی انجام می‌دهند که مخرب است؛ مانند بازجویی یا کالبدشکافی مداوم برای فهمیدن علت جدایی. گاهی نیز با پرسش‌ها و پیام‌های پنهان در گفتار یا رفتار، این احساس را منتقل می‌کنند که «تو اشتباه کردی». سرزنش‌های پنهان، حتی در قالب نصیحت‌هایی مانند «من به تو گفته بودم» یا «اگر صبورتر بودی و می‌ساختی، بچه‌ات آسیب نمی‌دید» نیز آسیب‌زاست. متن کامل مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWx33 کانال تخصصی روانشناسی @dr_anzani1 کانال تخصصی مصاحبه های خانم دکتر انزانی @mosahebehayedranzani کانال تخصصی روانشناسی تنفس دوباره در بله https://ble.ir/tanafosedobare ممنونم از خانم حبیب پور خبرنگار سایت خبری ایسنا🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏

  • والدین سنگر امن فرزندان طلاق‌گرفته باشند/ برای کنجکاوی دیگران حد و مرز تعیین کنید یک روانشناس با تاکید بر اینکه والدین باید «سنگر امن» فرزندان طلاق‌گرفته باشند و به آن‌ها نشان دهند که طلاق پایان زندگی نیست، بلکه فصلی از زندگی است که می‌توان از آن درس گرفت گفت: طبیعی است فرزندان از قضاوت دیگران می‌ترسند، بنابراین لازم است برای اطرافیان حد و مرزی تعیین شود و اجازه ندهند کنجکاوی دیگران به فرزندشان آسیب بزند. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه یکی از موضوعات مهم درباره افراد جدا شده، تجربه‌ عجیب آنهاست که مثل تجربه یک سوگ ناقص است گفت: در مرگ همه چیز تمام شده، اما در طلاق فرد خاطرات کسی را دارد که هنوز زنده است. ممکن است بچه داشته باشند اما عملاً ارتباطی با هم ندارند. در چنین موقعیتی فرد باید هویت جدیدی را بازسازی کند؛ یعنی از «ما» به «من» برسد و از «تاهل» به «تجرد» وارد شود. وی با بیان اینکه احساس طردشدگی، بی‌ارزشی و دوست‌داشتنی نبودن در افراد طلاق گرفته بسیار است، عنوان کرد: چنین افرادی اضطراب دارند و برای آنکه دوباره به خانواده بازگردند ممکن است خشم‌هایشان را جابه‌جا کنند مثلا خشم از سمت همسر سابق به سمت والدین و بچه‌ها بازگردد. این افراد ممکن است در حالت افسردگی به سر برده یا دچار کندی روانی شوند، نمی توانند کارهایش را انجام دهند، کابوس می ببینند و یا اضطراب و استرس زیادی را تجربه می‌کنند.   والدین نقش ضربه‌گیر داشته باشند وی در مورد رعایت بایدها و نبایدها توسط والدین در قبال جدایی فرزندشان اظهار کرد: والدین باید نقش «ضربه‌گیر» داشته باشند. بهتر است به جای نصیحت کردن از جملاتی مانند «این روزها می‌گذرد، غصه نخور» یا «هر زمانی که نیاز داشتی بیا با هم صحبت کنیم» استفاده کنند. سرزنش نکنند مثلاً بگویند «از اول گفته بودم این انتخاب اشتباه است، من از اول به تو گفته بودم که این آدم انتخاب درست نیست» همچنین به فرد مقابل توهین نکنند بلکه سعی کنند که استقلال فرزندشان را خیلی مهم بدانند و به او نشان دهند که همچنان یک بالغ توانمند است. همچنین در صورت نیاز اگر مشکلی بود از مشاور کمک بگیرند. حمایت خانواده فقط عاطفی نیست این روانشناس اجتماعی با تاکید بر اینکه حمایت خانواده فقط عاطفی نیست، گفت: آنها باید از چند جنبه فرزندشان را حمایت کنند از جمله ایجاد عاطفی و روانی، پذیرش بی‌قید و شرط، شنونده فعال بودن و درک احساسات فرزند. در جاهایی که رنج می کشد او را درک و از او حمایت اجتماعی کنند. یعنی وقتی جامعه یا اطرافیان با واژه طلاق مسیر را برایشان سخت می کند خانواده آنها را مدیریت و به شکلی با آنها رفتار کنند که گویا یک اتفاق عادی افتاده و یا به نوعی رفتار نشود که انگار اتفاق غیرعادی است و جدا شده و موجب شرمساری است. متن کامل مصاحبه در سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 isna.ir/xdWwNs

  • گوهر‌یسنا‌ انزانی، روانشناس و مشاور، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک، به پیامدهای‌ روانشناختی استفاده مداوم از هوش‌مصنوعی و اثر آن بر تفکر‌ مستقل، قضاوت‌ فردی، مهارت‌ حل‌مسئله و شکل‌گیری توهم‌ دانایی پرداخته است. اتکا به پاسخ‌های آماده هوش‌مصنوعی چه اثری بر توانایی فرد برای تفکر‌ مستقل دارد؟ یکی از مهم‌ترین بخش‌ها این است که اتکا به پاسخ‌های آماده هوش‌مصنوعی به تنبلی‌ شناختی و تحلیل‌ رفتن عضلات‌ ذهنی منجر می‌شود. وقتی ذهن ما عادت می‌کند به‌جای این‌که برای هر پرسش، پاسخی را جست‌و‌جو و بررسی کند، پاسخ‌آماده دریافت کند، فرایند جست‌و‌جو، واکاوی و ترکیب‌ اطلاعات در ذهن متوقف می‌شود. این روند در درازمدت توان‌ حل‌مسئله را کاهش می‌دهد و تفکر‌ انتقادی را به‌شدت ضعیف می‌کند یا حتی از بین می‌برد. پذیرش‌ منفعلانه پاسخ‌های هوش‌مصنوعی که بر پایه الگوهای‌ تکرارشونده شکل می‌گیرد و نه بر پایه حقیقت‌ مطلق، باعث می‌شود فرد بیش‌ازحد به سمت هوش‌مصنوعی برود و به آن تکیه کند. به‌جای این‌که پاسخ را زیرسوال ببرد یا از زاویه‌های‌ متفاوت به آن نگاه کند، همان چیزی را که هوش‌مصنوعی می‌گوید به‌عنوان «فکت» و واقعیت می‌پذیرد. در نتیجه فرد دیگر به‌دنبال پیدا‌کردن اطلاعات‌ جدید نمی‌رود و خلاقیت و هوش‌ شخصی او کاهش پیدا می‌کند. متن کامل مصاحبه👇👇👇👇👇 https://ana.ir/004Pwm

  • در میان هر بحران بزرگی، آنچه کمتر دیده می‌شود دنیای درونی کودک است؛ جهانی که نه با منطق بزرگسالان، بلکه با تصاویر، صدا‌ها و برداشت‌های خام از واقعیت شکل می‌گیرد. برای کودکی که هنوز در حال ساختن نقشه ذهنی خود از جهان است، اخبار جنگ تنها یک رویداد بیرونی نیست؛ تجربه‌ای است که می‌تواند امنیت روانی او را جابه‌جا کند و احساساتش را از تعادل خارج سازد. در این میان، شبکه‌های اجتماعی با سرعت و شدت انتشار اخبار، این تجربه را چند برابر می‌کنند و کودک را در معرض جریانی قرار می‌دهند که توان پردازش آن را ندارد. همین ناتوانی در پردازش، مصرف رسانه‌ای را به رفتاری تکراری، اضطرابی و گاه اعتیادگونه تبدیل می‌کند؛ رفتاری که اگر مدیریت نشود، می‌تواند بر رشد عاطفی و شناختی او اثر بگذارد. در چنین شرایطی، نقش والدین تنها نظارت بر مصرف رسانه‌ای نیست؛ بلکه بازسازی احساس امنیت، آموزش مهارت‌های عاطفی و فراهم کردن فضا برای بیان احساسات است. به همین دلیل، در گفت‌وگویی با گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور، به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم که چگونه می‌توان در دوران جنگ از سلامت روان فرزندان محافظت کرد. او در این مصاحبه درباره مهارت‌های عاطفی و شناختی مورد نیاز کودکان، نقش فعالیت‌های خلاقانه در پردازش احساسات و مسئولیت والدین در مدیریت مصرف رسانه‌ای سخن می‌گوید؛ موضوعاتی که در روز‌های پرتنش، بیش از هر زمان دیگر اهمیت پیدا می‌کند.چه مهارت‌های عاطفی و شناختی (مانند خودآگاهی، تنظیم هیجان، تفکر انتقادی) می‌تواند به کودکان و نوجوانان در مقابله با اثرات منفی اخبار جنگ کمک کند؟ مهارت‌های عاطفی و شناختی، مانند خودآگاهی و تنظیم هیجانی، می‌تواند به کودکان و نوجوانان کمک کند. یکی از مهم‌ترین نکات این است که در مواجهه با اثرات منفی اخبار جنگ، لازم است که کودکان و نوجوانان مهارت‌های درونی خود را افزایش دهند. به عبارت دیگر، آنها باید مهارت‌های کلیدی و مهارت‌های زندگی را کسب کنند، به ویژه زمانی که سن آنها بالاتر می‌رود. مهارت‌هایی نظیر خودآگاهی، تنظیم هیجان، تفکر نقاد، تاب‌آوری، همدلی، حل مسئله، مدیریت خشم، مدیریت استرس، ارتباط موثر، گفت‌و‌گو‌های مناسب و رفتار‌های جرئتمندانه می‌تواند به آنها کمک کند تا از این بحران‌ها عبور کنند. کودکان باید با دایره افکار و دایره ذهن خود آشنا شوند و در هر موقعیت، افکار و احساسات خود را شناسایی کنند و بدانند که این افکار و احساسات چه تاثیری بر علائم جسمانی و نوع رفتار آنها دارد. چرا شناخت خطا‌های ذهنی و درک احساسات برای کودکان اهمیت دارد و چگونه باید این مهارت‌ها را به آنها آموزش داد؟ ادامه مصاحبه در سایت خبرگزاری آنا👇👇👇👇👇 https://ana.ir/004Mv8

  • در سال‌های اخیر، پژوهش‌های روانشناسی رشد نشان داده است که مواجهه مداوم با اخبار بحران، به ویژه اخبار جنگ، میتواند نظام عاطفی و شناختی فرزندان را دچار آشفتگی جدی کند. در چنین شرایطی، شبکه‌های اجتماعی به یکی از اصلی‌ترین منابع دریافت اطلاعات برای آنان تبدیل می‌شود؛ منبعی که نه تنها فاقد پالایش و نظارت است، بلکه با سرعت و شدت بالا تصاویر خشونت آمیز، شایعات و اخبار تکان‌دهنده را منتشر می‌کند. گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور در گفتگو با خبرنگار آناتک، به بررسی تاثیر اخبار جنگ بر روان کودکان، ضرورت کاهش مصرف رسانه‌ای، روش‌های صحیح گفت‌و‌گو درباره جنگ و نشانه‌های هشداردهنده نیاز به کمک تخصصی، پرداخته است. با توجه به آسیب پذیری خاص کودکان و نوجوانان در برابر اثرات اخبار جنگ، مهم‌ترین چالش‌های روانشناختی در این گروه سنی کدام است؟ در شرایط جنگ و مواجهه با اخبار مربوط به آن، کودکان و نوجوانان به دلیل قرارگیری در مراحل حساسی از رشد مغزی و عاطفی، در برابر این اطلاعات به شدت آسیب پذیر هستند. این موضوع میتواند موجب افزایش اضطراب و ترس فراگیر شود، به ویژه در کودکان زیر شش سال. در این گروه سنی، گریه‌های بی دلیل، اضطراب شدید، ترس از تاریکی، چسبندگی به والدین و وسواس در بررسی محل رفت و آمد والدین مشاهده می‌شود. همچنین کابوس‌های مکرر، امتناع از خوابیدن و بازی‌های تکراری با موضوع خشونت از علائم قابل توجه است. در سنین هفت تا دوازده سال، افزایش کابوس‌ها، امتناع از خوابیدن و بازی‌های تهاجمی بیشتر دیده می‌شود. در نوجوانان نیز نگرانی‌های مداوم، حملات پانیک، اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی و افکار فاجعه آمیز شایع است. تخیل کودکان خردسال مرز روشنی با واقعیت ندارد و تصاویر جنگ را واقعی درک می‌کنند. نوجوانان نیز ممکن است به بدترین نتایج فکر کنند و دچار خطا‌های شناختی، به ویژه فاجعه سازی شوند. ترس والدین تاثیر مستقیم بر کودکان دارد و حتی اگر والدین نگرانی خود را ابراز نکنند، علائم استرس پس از سانحه در کودکان قابل مشاهده است. قرار گرفتن در معرض اخبار خشونت آمیز یا شنیدن صدای انفجار میتواند موجب بازی‌های خشونت محور، کابوس‌های تکراری، اجتناب از اجتماع و ترس از تلویزیون و فضای باز شود. ادامه مصاحبه در سایت خبرگزاری آنا 👇👇👇👇👇 https://ana.ir/004Mv6

  • با ادامه جنگ و به هم پیوستگی خانه نشینی کودکان به دلیل جنگ و تعطیلات نوروزی، کودکان و نوجوانان بیش از پیش در معرض فشار روانی و هیجانی قرار گرفته‌اند. در این میان اما، یک روان‌شناس کودک و نوجوان، معتقد است ثبات برنامه، فعالیت‌های خلاقانه و حضور حمایتی والدین، مهم‌ترین ابزار برای عبور کودکان و نوجوانان از این شرایط بحرانی است. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، در این باره توضیح می‌دهد که والدین در مواجهه با تعطیلات طولانی و وصل شدن آن به تعطیلات نوروز با چالشی جدی روبه‌رو هستند. کلید موفقیت این است که والدین بتوانند تعادل بین امنیت روانی کودک و ساختار منظم و تفریح سالم را حفظ کنند. برنامه‌ها باید منعطف اما منظم باشد و والدین خود آرامش داشته باشند، زیرا استرس و ترس والدین به شدت روی کودکان منتقل می‌شود. وی توصیه کرد: فعالیت‌های خانه و بازی با هم ترکیبی و به شکل آموزشی، خلاقانه و سرگرم‌کننده طراحی شوند. کاهش مواجهه با اخبار منفی نیز می‌تواند به کودکان کمک کند. این متخصص روانشناسی کودک و نوجوان ضمن تفکیک اقدامات موثر برای گروه‌های مختلف سنی یادآور شد: برای کودکان زیر ۶ سال، بازی آزاد با اسباب‌بازی، نقاشی، فعالیت‌های بدنی و استراحت منظم اهمیت دارد. همچنین می‌توان بازی‌های فکری، پازل، کتاب داستان و زمانی را برای حضور در کنار خانواده برنامه‌ریزی کرد. بازی‌های درمانی، مانند استفاده از عروسک‌ها یا نقاشی با خمیر نیز به کودکان کمک می‌کند تا احساسات خود را بیان کنند. وی با تأکید بر اینکه خواب منظم برای ایجاد امنیت روانی کودکان حیاتی است، افزود: برای کودکان ۶ تا ۱۲ سال، ورزش‌های کششی ساده، دویدن، یوگا، فعالیت‌های آموزشی، کتاب‌خوانی، نقاشی، موسیقی و کاردستی مفید است. بازی‌های رومیزی، گفتگوهای خانوادگی و حتی بازی‌های آنلاین کنترل‌شده می‌توانند کمک‌کننده باشند. ارتباط با دوستان نیز باید محدود و تحت کنترل باشد تا آسیب روانی ایجاد نشود. انزانی با بیان اینکه نوجوانان نیازمند مشارکت احساسی و فکری والدین هستند، گفت: فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی، خریدهای ساده، استراحت مناسب، فعالیت‌های اجتماعی، موسیقی، هنر و کمک به دیگران، حس هویت و امنیت به آن‌ها می‌دهد. گفتگو درباره احساسات، اهداف و آینده، تمرین تنفس و مدیتیشن ساده و هدف‌گذاری‌های کوچک، راهکارهای موثر برای مدیریت استرس نوجوانان هستند. ادامه مصاحبه در سایت خبر گزاری ایسنا 👇👇👇👇 http://isna.ir/xdW7n3

  • به گفته انزانی، برخلاف تصور رایج، راه مشخصی برای «تمام شدن» سوگ وجود ندارد؛ آنچه امکان‌پذیر است، مدیریت تدریجی آن و «یادگرفتن کنار آمدن با فقدان» است. در این میان، نخستین و مهم‌ترین گام در مواجهه با سوگ، پذیرش احساسات است؛ احساساتی مانند غم، افسردگی، خشم، ترس، احساس گناه یا هر هیجان دیگری طبیعی هستند و نباید سرکوب شوند. لازم است فرد با خود مهربان باشد، از قضاوت‌کردن خود پرهیز کند و به هیجانات درونی‌اش توجه نشان دهد. در این میان اما، در بسیاری از افراد، این وضعیت به احساس افسردگی، ناامیدی و ناتوانی منجر می‌شود؛ احساسی که فرد تصور می‌کند هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارد و همین مسئله سطح استرس و اضطراب را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. از همین رو، قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی می‌تواند به فرسودگی عاطفی منجر شود؛ حالتی که فرد از نظر روانی خسته است و حتی نمی‌داند برای بهبود حال خود چه اقدامی باید انجام دهد. از همین رو، انزانی به تأثیرات رسانه‌ اشاره می‌کند و می‌گوید: در شرایطی که حجم بالایی از اخبار و تصاویر در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها منتشر می‌شود، تشخیص اطلاعات درست از نادرست برای بسیاری از افراد دشوار است. همین موضوع باعث می‌شود گاهی تصاویر و اخباری ساختگی یا اغراق‌شده در اختیار مردم قرار بگیرد و بحران‌ها و فجایع، بزرگ‌تر و هراس‌انگیزتر از واقعیت دیده شوند. افزایش آگاهی عمومی در این زمینه ضروری است؛ لازم است بدانیم چه اخباری را دنبال کنیم و از چه منابعی اطلاعات بگیریم. چراکه در بسیاری از موارد، دنبال‌کردن مداوم اخبار، به‌ویژه در زمان بحران‌ها، نه‌تنها کمک‌کننده نیست بلکه اضطراب، افسردگی، خشم و فشار روانی را تشدید می‌کند. در چنین شرایطی بر اهمیت دریافت کمک تخصصی و مراجعه به مشاوران و روان‌شناسان، استفاده از حمایت دوستان، خانواده و شبکه‌های اجتماعی امن، پیاده‌روی، تمرین‌های تنفسی، مدیتیشن، خواب کافی و توجه به نیازهای بدنی، صحبت‌کردن از خاطرات خوب فرد ازدست‌رفته و زنده نگه‌داشتن یاد او، فعالیت‌های معنوی و مذهبی تاکید می‌شود. ادامه مصاحبه سایت خبرگزاری ایسنا 👇👇👇👇 http://isna.ir/xdW6ky

  • کودکان آسیب‌پذیرترین قربانیان جنگ به شمار می‌آیند. آسیب هایی که می توانند در کوتاه مدت و بلندمدت، زندگی کودکان را تحت تاثیر قرار دهند. شناخت این اسیب ها و انجام اقدامات و رفتارهایی می‌تواند در بروز و کاهش آن موثر باشد. گوهریسنا انزانی- روانشناس کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایسنا، درباره اثرات روانی جنگ و راهکارهای عملی والدین، می‌گوید: کودکان تا ۶ سالگی در مراحل حساس رشد هستند و در شرایط جنگ، ناامنی و آسیب‌پذیری آن‌ها افزایش می‌یابد. نوزادان صفر تا ۱۲ ماه کاملاً به مراقبت والدین وابسته‌اند و اگر والدین نتوانند هیجانات خود از جمله خشم، غم و ترس را در شرایط جنگ مدیریت کنند، احتمال ایجاد اختلال در دلبستگی و احساس ناامنی مداوم در کودک وجود دارد. وی ادامه داد: این مسئله می‌تواند باعث مشکلات خواب مانند بیداری‌های مکرر، ترس از تاریکی و گریه‌های بی‌دلیل شود، همچنین در تغذیه بی‌اشتهایی یا مشکل در شیر خوردن و کاهش رشد حرکتی ممکن است رخ دهد. حساسیت‌های صوتی نیز به دلیل ترس از صدای بلند جزو واکنش‌های رایج هستند. انزانی با اشاره به تاثیر جنگ بر کودکان یک تا ۳ سال افزود: در چنین شرایطی کودکان یک تا ۳ سال نیز، با درک محیط اطراف، اضطراب جدایی شدید را تجربه می‌کنند و ممکن است بازگشت به رفتارهای کودکانه، شب‌ادراری، مکیدن انگشت، نیاز بیشتر به شیر، پرخاشگری، گوشه‌گیری، نیشگون گرفتن یا کندن مو و تاخیر در گفتار داشته باشند. این روانشناس کودک و نوجوان یادآور شد: در محدوده ۳ تا ۶ سال، کودکان قادر به درک مفاهیم پیچیده‌تر هستند اما هنوز تفکراتشان غیرواقعی و ترس‌آلود است. کابوس‌های مکرر، ترس از صدا و تاریکی، ترس از مرگ والدین یا خود، خشم، فریاد زدن، گوشه‌گیری و سوال درباره مرگ، واکنش‌های رایج این گروه سنی در شرایط جنگی است. این اثرات بلندمدت می‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) منجر شود و اضطراب فراگیر، نگرانی از محیط‌های آشنا، مشکلات رفتاری در مدرسه، کاهش تمرکز و پرخاشگری را افزایش دهد. ادامه مصاحبه در سایت خبرگزاری ایسنا👇👇👇👇 http://isna.ir/xdW6X9

  • یک روانشناس با بیان اینکه تاب‌آوری اجتماعی و فردی، ستون بقا و بازگشت به زندگی عادی در شرایط بحرانی است، می‌گوید: اعتماد متقابل، شبکه‌های حمایتی، مدیریت اخبار و تمرین مهارت‌های روانی و عملی روزانه، نقش حیاتی در کاهش اضطراب و حفظ ثبات جامعه دارد. گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، تاب‌آوری اجتماعی را توانایی یک جامعه برای مقابله با بحران‌ها و بازگشت به زندگی طبیعی می‌داند و یادآور می‌شود: تاب‌آوری یعنی جامعه بتواند در برابر زخم‌های عمیقی که جنگ یا بحران‌های گسترده بر شیرازه وجودیش وارد می‌کنند، خود را ترمیم کند. تاب‌آوری اجتماعی از ستون‌های مختلفی تشکیل شده که در این میان، انسجام و همبستگی اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، به خصوص وقتی ساختارهای دولتی در بحران فلج می‌شوند.  وی ادامه می‌دهد: در چنین شرایطی، سرمایه‌های اجتماعی می‌توانند به مردم کمک کنند و به جای اینکه هر فرد فقط به فکر نجات خودش باشد، شبکه‌های حمایتی شکل می‌گیرد تا جامعه بتواند در برابر فروپاشی احتمالی مقاومت کند. انزانی یکی دیگر از عناصر کلیدی تاب‌آوری را انعطاف‌پذیری و خلاقیت می‌داند و می‌گوید: افراد تاب‌آور می‌آموزند خودشان را با شرایط غیرعادی وفق دهند؛ مثلاً اگر نانوایی‌ها تعطیل شوند، ممکن است تنورهای خانگی راه بیفتد یا مردم به جای رستوران‌های بسته، راهکارهای جایگزین برای تأمین غذا پیدا کنند. ادامه مصاحبه در سایت خبرگزاری ایسنا 👇👇👇 isna.ir/xdW3V7

  • https://ana.ir/004KIL در گذشته، زمانی که فرد با مشکل روبه رو می‌شد، اطرافیان گرد هم می‌آمدند، گفت‌و‌گو می‌کردند و حمایت عاطفی ارائه می‌دادند. در شرایط کنونی، فرد ممکن است درگیر مشکل باشد، اما پاسخ اطرافیان اغلب به یک پیام کوتاه یا احوالپرسی سطحی محدود می‌شود که در بسیاری از موارد از عمق عاطفی برخوردار نیست. نکته قابل توجه این است که اکنون تجربه‌ای مشترک در حال رخ دادن است، اما افراد به صورت جداگانه آن را تجربه می‌کنند و امکان حل جمعی آن کمتر وجود دارد. در این وضعیت، اتصال وجود دارد، اما تعلق شکل نمی‌گیرد. افراد با یکدیگر در ارتباط هستند، اما صمیمیت عمیق و پایدار میان آنها دیده نمی‌شود. گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک به بررسی پدیده تنهایی اجتماعی در عصر ارتباط دائمی پرداخته است. این گفت‌و‌گو با تمرکز بر تجربه زیسته انسان معاصر، نقش شبکه‌های اجتماعی، تفاوت تنهایی فیزیکی و تنهایی اجتماعی و پیامد‌های روانی ارتباطات آنلاین انجام شده است.

  • روز گذشته سخنگوی دولت با ابراز همدردی با مردم ایران درخصوص حوادث دیماه و تاکید بر «کمک برای به رسمیت شناخته شدن سوگ عمومی» خواستار کمک برای طی شدن درست فرآیند این سوگ شد؛ این در حالیست که می‌دانیم سوگ‌ها هرچند واکنشی به بحران‌ها هستند اما تداومش می‌تواند باعث افزایش اضطراب و نگرانی شدید از امنیت و آینده شود که می‌توان با مدیریت، بتدریج از آن خارج شد. گوهریسنا انزانی- روانشناس اجتماعی در گفت‌وگو با ایسنا،‌ در این خصوص با اشاره به مفهوم «سوگ» می‌گوید: سوگ، فرایندی عاطفی است که فرد پس از «از دست دادن یک شخص»، رابطه یا حتی بخشی از هویت خود تجربه می‌کند؛ تجربه‌ای که می‌تواند اشکال و شدت‌های متفاوتی داشته باشد و واکنش افراد به آن یکسان نیست. وی با اشاره به اینکه «سوگ» به چند دسته تقسیم می‌شود،‌ در توضیح بیشتر این تقسیم‌بندی گفت: «سوگ معمولی» شایع‌ترین نوع سوگ است که به‌عنوان واکنشی طبیعی به فقدان شناخته می‌شود و با احساساتی مانند غم، اندوه، افسردگی، ناراحتی و سردرگمی همراه است. این احساسات، در صورت دریافت حمایت اجتماعی، به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند و فرد به تعادل روانی بازمی‌گردد. «سوگ پیچیده» نیز سوگی است که فرد نمی‌تواند با فقدان و احساسات ناشی از آن کنار بیاید. شدت هیجانات آن‌قدر بالاست که عملکرد روزمره و کیفیت زندگی فرد را مختل می‌کند و نیازمند مداخله تخصصی است. «سوگ پیش‌بینی‌شده» نیز سوگی است که پیش از وقوع فقدان آغاز می‌شود: زمانی که یکی از عزیزانِ فرد به بیماری سخت و لاعلاج مبتلاست، فرد پیش از مرگ او وارد فرایند سوگ می‌شود. این نوع سوگ از نظر عاطفی بسیار پیچیده است، زیرا همزمان امید به بهبود و نگرانی عمیق از دست دادن وجود دارد. این روانشناس در ادامه به «سوگ ناشی از مرگ» به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین انواع سوگ که در پی از دست دادن اعضای خانواده، دوستان یا همکاران شکل می‌گیرد اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: این نوع از سوگ با احساساتی مانند غم عمیق، خشم، احساس گناه و اندوه شدید همراه است. انزانی همچنین «سوگ ناشی از تغییرات بزرگ زندگی» را از دیگر انواع سوگ می‌داند و توضیح می‌دهد: مهاجرت، از دست دادن شغل، تغییر وضعیت سلامت، بازنشستگی یا هر تغییری که بخشی از هویت فرد را تحت تأثیر قرار دهد، می‌تواند تجربه سوگ را به همراه داشته باشد. «سوگ مرتبط با آسیب‌های روانی» نیز در پی حوادث ناگواری مانند جنگ، سیل، زلزله یا سایر فجایع رخ می‌دهد؛ حوادثی که علاوه بر تجربه مرگ، آسیب‌های عاطفی عمیقی بر سلامت روان افراد برجای می‌گذارند. در «سوگ مبهم یا همزمان» نیز، فرد احساس از دست دادن دارد اما فقدان به‌طور واضح قابل تعریف نیست؛ مانند از دست دادن یک عزیز به‌دلیل اعتیاد. همین ابهام، فرایند سوگ را پیچیده‌تر می‌کند. سوگ جمعی، واکنشی به بحران‌های گسترده انزانی با تأکید بر اینکه انواع مختلف سوگ، واکنش‌های متفاوتی را در افراد ایجاد می‌کند و هر فرد تجربه‌ای منحصربه‌فرد از این فرایند عاطفی خواهد داشت، به نوع دیگری از سوگ، از «سوگ‌های جمعی» می‌پردازد و توضیح می‌دهد: برخی از سوگ‌ها محدود به تجربه فردی نیستند، بلکه یک گروه یا حتی یک جامعه را درگیر می‌کنند. در این نوع سوگ، افراد به‌صورت هم‌زمان و مشترک، فقدان یا بحرانی واحد را تجربه می‌کنند. سوگ جمعی معمولاً در واکنش به بحران‌های گسترده شکل می‌گیرد؛ بحران‌هایی که احساساتی چون غم، درد و اندوه را در سطح جامعه گسترش می‌دهند. فجایع طبیعی مانند سیل و زلزله یا رویدادهای ناگوار اجتماعی، می‌توانند جامعه را وارد وضعیت سوگ جمعی کنند. انزانی با اشاره به همه‌گیری کرونا می‌گوید: نمونه بارز سوگ جمعی را در دوران کرونا شاهد بودیم؛ دوره‌ای که حجم بالایی از فقدان، جامعه را به‌طور هم‌زمان درگیر کرد و افراد احساس می‌کردند در اندوه یکدیگر شریک هستند. در سوگ‌های جمعی، همبستگی اجتماعی افزایش پیدا می‌کند و افراد تمایل دارند کنار یکدیگر باشند، با هم گفت‌وگو کنند و در مراسم و آیین‌های جمعی حضور داشته باشند تا احساس تنهایی کمتری را تجربه کنند. ادامه مصاحبه در سایت خبرگزاری ایسنا 👇👇👇👇👇👇 isna.ir/xdVQZr

  • 8 дек.240из Dr_anzani

    گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک، به مسئله شکل‌گیری ذهنیت نظارت پذیری، تاثیر آن بر صمیمیت و رفتار طبیعی، پیامد‌های آن در اضطراب اجتماعی دیجیتال و چرایی شدت گرفتن این الگو در میان نوجوانان پرداخته است. ذهنیت نظارت پذیری چیست؟ این نوع ذهنیت حالتی از طرز فکر است که فرد به شکل آگاهانه یا ناخودآگاه می‌پذیرد که ممکن است زیر نظر باشد. در این وضعیت رفتار، گفتار و تصمیم‌های خود را طوری تنظیم می‌کند که با هنجار‌های مطلوب ناظر هماهنگ باشد. فرد همواره تصور می‌کند چشمی مراقب او است و همین امر موجب می‌شود که خودسانسوری، همرنگ شدن با جمع، پذیرش قضاوت به عنوان امری طبیعی و احتیاط افزایش‌یافته در فضای آنلاین در او تقویت شود. ادامه مطلب👇👇👇👇👇👇👇👇👇 https://ana.ir/004GVR

  • 10 нояб.291из AnaTechnology

    🎥 کودکان زیر هجده ماه نباید در معرض صفحه نمایش قرار گیرند 🔹️گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور در گفت‌وگو با آناتک: 🔹️کودکان زیر هجده ماه نباید در معرض هیچ نوع صفحه‌نمایشی قرار گیرند، چون مغز آن‌ها هنوز به تماس زنده با چهره و زبان نیاز دارد تا بتواند هیجان و ارتباط را یاد بگیرد. 🔹️وقتی نوزاد وقت کمتری را صرف گفت‌و‌گو و نگاه چهره‌به‌چهره با والدین می‌کند، رشد زبان و همدلی دچار تأخیر می‌شود و رفتارهایی مثل اضطراب یا پرخاشگری شکل می‌گیرد. 🔹️صفحه‌نمایش فقط ظاهری از ارتباط ایجاد می‌کند، اما جایگزین تبادل هیجانی واقعی نیست؛ کودک به لبخند، تماس چشمی و بازی زنده نیاز دارد، نه تصویر متحرک و صدای سریع. ✅ گفت‌و‌گو آناتک را در لینک زیر بخوانید ana.ir/004Erg @AnaTechnology

  • Channel photo updated