tgindex

MultiMuse

описание

مهدیس‌م، در مقیاسِ کوچکِ دنیایِ اطرافِ خودم، دانشجوی فیزیوتراپی و مدرس زبان انگلیسی، اما در دنیایِ اکنونِ واقعی، هیچکس نیستم. 💬: @tomahdis_Bot Other Channels: @knot_academy

286
подписчиков
Охват к подписчикам
222,7%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 20 постов
Пересылки к просмотрам
0,53%
68
Постов в день
0,0
всего 20

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 15 июл. 2025 г.без подписи0,00%
  • 15 июл. 2025 г.без подписи0,00%
  • 15 июл. 2025 г.من بی توقع ترین آدم، نسبت به آدم ها، توی زندگیم ام. و تمام این توقعات رو جمع کردم توی یک پتک، که بکوبم توی‌ سر خودم. من نسبت به همه چیز بی توقع و نسبت به خودم، متوقع ترینم. آرمان ها و خواسته های من هیچ شناختی از اطرافیانم ندارن. اون ها اصلا نمی‌دونن که کسی اطراف من زندگی می‌کنه. آرمان ها و خواسته های من فقط من رو‌ می‌شناسن و بس. وقتی بهشون فکر می‌کنم تنها چیزی که یادم میاد اینه که "چطور خودم رو بهشون برسونم؟" و فکر‌‌ کردن درمورد این که "چیشد که نرسیدم؟" یا "کی‌ مانع ام شد؟" یا "از کی بخوام؟" فقط به من یک احساس ضعفِ آزار دهنده می‌ده. احساس یک قربانی بازنده. حالا وقتی می‌بینم یکی سال هاست زندگی‌ش رو با شکایت از این و اون و دلیل بافتن برای نشدن ها و مقصر جلوه دادن بقیه می‌گذرونه، عمیقأ دلم براش میسوزه، چون اون رو نه یه ادم، بلکه یه کبریت سوخته می‌بینم که اجازه داده شعله به انتهاش برسه.0,00%
  • 15 июл. 2025 г.شاید زندگی خیلی به کتف ما باشه ولی ما اصلا به کتف زندگی نیستیم. شما تو هر شرایطی که هستین، یک لحظه به بقیه آدم ها فکر کنین. اصلا شما، اوضاع تون، دغدغه هاتون و درد ها تون، برای کسی اهمیت داره؟ اصلا آیا زندگی متوقف شده که شما بهش برسید؟ ایستاده تا تماشا تون‌ کنه؟‌ زندگی بی تفاوت ترین‌ جریانی هست که نمیشه نسبت بهش بی تفاوت بود. آدم ها هرگز شما رو اونطور که باید، نمیفهمن، اونطور که باید، نمی‌شناسن، اونطور که باید، رفتار نمی‌کنن. و زندگی هم، علارقم دست و پا زدن های من و تو، بدون ذره ای توجه و اعانت، فقط جریان داره. میفهمم که چقدر تنهاییم. چقدر یک انسان تنهاست. این تنها بودن هرگز برچیده نمیشه. یک انسان، همیشه تنهاست.0,00%
  • 15 июл. 2025 г.عمیق‌ ترین‌ زخم ها رو همیشه از نزدیک ترین‌ آدم های توی زندگیم خوردم. تن و روح و روان من‌ پره از رد زخم ها و خراش هایی که تو نزدیک ترین فاصله‌ی ممکن، خورده شدند. خلا های توی زندگیم با حذف آدم هایی پر میشه، که منِ اکنون و اکنون زندگیم رو ساخته‌ بودن‌. دارم از وجودِ آدم هایی فرار می‌کنم که به وجود اومدنم رو بهشون مدیونم. شما تصور‌ کنین، یه درخت می‌خواد از محل استقرار خودش بِکَنه و بره. ریشه هاش رو جا بذاره و فقط بره. می‌تونه بازم همون درخت سابق بشه؟ می‌تونه دوباره همونقدر عمیق ریشه بدوونه؟ منم یه درختم. میدونم تهش به هر حال نابودیه. ترجیح می‌دم خودخواسته نابود بشم تا نقش یک مقتولِ یا قربانی رو‌ به دوش بکشم.0,00%
  • 14 июл. 2025 г.وقتی تبدیل به یک کپی دسته چندم از فرد مقابل مون میشیم من درمورد این موضوع یک بار دیگه هم اینجا صحبت کردم. حقیقتا هنوزم ذهنت‌ام در رابطه باهاش تار و تیره‌س ولی یه چیزی که خیلی واضحه اینه که من اغلب مواقع حتی با تلاش، نتونستم رفتاری که اون فرد با من داشته رو متقابلاً با خودش داشته باشم. این بابت خوب بودنم نبوده، خیلی مواقع یاد دردی که خودم کشیدم افتادم و از این که این درد چشیده رو، به کس دیگه ای عمدا تحمیل کنم، خودم رو تو دید خودم به قدری بی‌رحم و بدرد نخور جلوه داده که در جا دست کشیدم. بابت همین هم، اهل تلافی نیستم. بحث می‌کنم، فحش می‌دم، قهر می‌کنم، رابطه‌م رو قطع می‌کنم، آدم ها از چشمم میوفتن اما هرگز نتونستم تلافی کنم. اینجا همیشه برای من جایی بوده تا افکار به بلوغ رسیده‌م رو پین کنم. دلم میخواد بابت این موضوع هم به یک تفکر بالغ برسم. بهتره برای آدم ها مرز تعیین کنم. با خودم قرار بزارم که به چه رفتار هایی واکنش بدم و این واکنش رو چطور بروز بدم؟ با خودم کنار بیام که امتیاز صحبت کردن رو برای چه مواقعی سیو کنم و تو چه شرایطی دم‌ام رو بزارم روی کولم و در برم؟ حلقه های روابطم رو پررنگ تر کنم. هر کدوم از اطرافیانم تو کدوم دایره‌ی زندگیم قرار می‌گیرن؟ و همینطور هم نسبت بهشون رفتار کنم. من معتقدم تو نود و نه درصد مواقع، رفتار هایی که می‌بینیم بازتابی از خودمون هست. یا بازتاب رفتاری که از خودمون سر زده، یا بازتاب رفتاری که نسبت به خودمون داشتیم. در نتیجه، این که بتونم با هر کسی، نه مثل خودش بلکه مثل خودم رفتار کنم، نقطه ای هست که اگه بهش برسم قدردان خودم خواهم بود. وقتی مثل خودت رفتار کنی، عملا این اختیار و کنترل رو از بقیه می گیری که بتونن رفتار تو رو تعیین کنن. تو دفترچه راهنمای خودت رو داری. تو از خودت پیروی می‌کنی. تو درون خودت ریشه داری و با هر بادی به یک سمت جدید کشیده نمیشی. دیگه آدمی نیستی که رفتارت رو نشه پیش‌بینی کرد، آدمی هستی که اطرافیانت نسبت بهت به "شناخت" رسیدن و این شناخت، هویت و بودن تو رو می‌سازه. رسیدن به این نقطه، بی توقع بودن و صبر عجیبی می طلبه. این که افراد رو بخاطر دل خودم بخوام نه رفتاری که ازشون می‌بینم. این که علارقم رفتار بدی که دیدم، به شیوه‌ی خودم برخورد کنم که ممکنه نه کسی ازم قدردانی کنه و نه تضمینی به تکرار نشدن اون رفتار باشه. در عوض، تو آدم با ثبات تر و آرام تری هستی چون داری از یه مسیر ثابت و فکر شده پیروی می‌کنی نه طبق موقعیتی که توش قرار گرفتی.0,00%
  • 14 июл. 2025 г.без подписи0,00%
  • 14 июл. 2025 г.без подписи0,00%
  • 14 июл. 2025 г.دیشب تازه زبان تخصصی رو شروع کردم. سخت نیست اما حجم واقعا زیادی داره. زبان تخصصی معمولا بیشترش شامل لغات میشه و در کنارش ترجمه. امتحان هم فقط از لغات هست و مهارت ترجمه. در مجموع هدفش اینه که بتونیم متون انگلیسی مختص به رشته مون رو متوجه بشیم. (البته من بیشتر از این که با زبان تخصصی، زبان رشته‌م رو یاد بگیرم با ترجمه‌‌ی کتاب بیومکانیک مون یاد گرفتم.)0,00%
  • 14 июл. 2025 г.He hates Lana. Says she’s too girlish. How can you be as peaceful and beautiful as Lana and still hate her, man?0,00%
  • 14 июл. 2025 г.دلم میخواد ساعت ها بشینم و با یکی درمورد شغل ها، کار، درآمد، ایده ها و استارت آپ ها حرف بزنم. یکی از خواسته های عمیقم اینه که برم‌ به شرکت ها و صنایع سر بزنم و ازشون بازدید کنم. برم پای حرفای موسس ها شون بشینم و سوال کلیشه‌ایِ "از کجا و چطور شروع شد؟" رو بپرسم. وقتی یه ایده جدید می‌بینم که تبدیل به یک کسب و کار موفق شده، ساعت ها و روز ها بهش فکر می‌کنم و از چندین بعد بررسی‌ش می‌کنم‌. فکر نکنید خروجی این افکار، اتفاق خاصیه. متاسفانه با اوضاعی که برای خودم ساختم بلافاصله بعد این فکر ها از خستگی خوابم می‌بره.0,00%
  • 13 июл. 2025 г.تا اینجا که تجربه ثابت کرده مردم به هرچیزی درموردت اَخ و وای می‌گن، بعدا خودشون همون کار رو انجام می‌دن (یا انجام دادن). یه طوریه که انگار این عمل فقط وقتی خودشون انجام می‌دن درسته و اگه از باقی آدما سر بزنه، واویلاست. حالا چرا برای خودشون آره برای بقیه نه؟…0,00%