ناخداباوران
Статистикаكانالي براي اطلاع رساني و بالابردن اگاهي مردم براي زدودن دين از همه عرصه هاي زندگي توسط رامين وكيلي پور
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 88
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 143
- 1/48двое суток
- 163
- 1/72трое суток
- 176
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سپهر سیاسی ایران، بهویژه در سالهای اخیر، با گسترش نوعی رفتار فرقهای روبهرو بوده است. الگویی که تفکر انتقادی، کثرتگرایی و امکان همکاری میان جریانهای مختلف را تضعیف میکند. در چنین فضایی، وفاداری هویتی و قبیلهای گاه بر منطق، شواهد و نقد درونگروهی غلبه میکند؛ پدیدهای که میتوان نشانههای آن را هم در ساختار حاکمیت و هم در بخشهایی از اپوزیسیون مشاهده کرد. فرقه (cult) را میتوان ساختاری اجتماعی و روانی دانست که در آن هویت جمعی و وفاداری به گروه یا رهبر، استقلال فکری اعضا را محدود میکند. در چنین ساختارهایی، اعتبار یک گزاره بیش از آنکه به شواهد وابسته باشد، به سازگاری آن با روایت مرکزی گروه بستگی پیدا میکند. جهان به دو اردوگاه «ما» و «آنها» تقسیم میشود و مخالفت، پرسشگری و حتی تردید ممکن است بهتدریج نشانه خیانت یا دشمنی تلقی شود. بااینحال، باید میان فرقه بهعنوان یک تشکیلات و رفتار فرقهای بهعنوان یک الگوی فکری تفاوت گذاشت. رفتار فرقهای پدیدهای صفر و یک نیست، بلکه طیفی است که میتواند در احزاب، جنبشهای سیاسی، گروههای اجتماعی و جوامع آنلاین نیز ظاهر شود. بنابراین، یک جریان سیاسی لزوماً «فرقه» نیست تا بتوان در رفتار هواداران یا ساختار ارتباطی آن نشانههایی از جزماندیشی و فرقهگرایی مشاهده کرد. یکی از مهمترین نشانههای این رفتار در سیاست، قبیلهگرایی و تفکر سیاهوسفید است. در این وضعیت، منتقد بهسرعت با برچسبهایی مانند «خائن»، «مزدور» یا «عامل نفوذی» از دایره گفتوگو خارج میشود. همزمان، اشتباهها و تناقضهای جریان خودی ممکن است به نام «حفظ وحدت»، «مصلحت بزرگتر» یا «مقابله با دشمن» نادیده گرفته شوند. نتیجه آن است که وفاداری سیاسی جای ارزیابی انتقادی را میگیرد. نشانه مهم دیگر، شخصمحوری و مقدسسازی رهبران است. رهبر یا چهره سیاسی از جایگاه یک کنشگر قابل نقد فراتر میرود و به مرجع تقریباً خطاناپذیر گروه تبدیل میشود. در چنین فضایی، نقد تصمیمها، سوابق یا استراتژیهای او نه بخشی طبیعی از سیاست دموکراتیک، بلکه حمله به کل گروه تلقی میشود. شبکههای اجتماعی نیز میتوانند این وضعیت را تشدید کنند. شکلگیری اتاقهای پژواک باعث میشود افراد عمدتاً رسانهها، تحلیلگران و حسابهایی را دنبال کنند که باورهای قبلی آنان را تأیید میکنند. روایتهای مخالف، حتی زمانی که حاوی اطلاعات قابل بررسی باشند، ممکن است با حذف، گزارش دستهجمعی، تحریم یا حمله شخصی پاسخ داده شوند. به این ترتیب، گروه بهتدریج در یک واقعیت رسانهای بسته زندگی میکند. زبان انحصاری و برچسبزنی نیز در این فرایند نقش مهمی دارد. اصطلاحات تحقیرآمیز و برچسبهای سیاسی میتوانند جلوی تفکر نقادانه را بگیرند. بهجای بررسی استدلال طرف مقابل، یک واژه کافی است تا او از پیش بیاعتبار اعلام شود. مسئلهای پیچیده که نیازمند تحقیق و گفتوگوست، در چند کلمه به داوری «خودی/غیرخودی» فروکاسته میشود. اما رفتار فرقهای ریشههای روانی و اجتماعی دارد. در جامعهای گرفتار بحران، نااطمینانی و اضطراب، تعلق به گروهی که جهان را با پاسخهای قطعی و دوگانههای روشن توضیح میدهد میتواند احساس امنیت و معنا ایجاد کند. در چنین شرایطی، زیر سؤال رفتن باورهای سیاسی ممکن است برای فرد نه صرفاً نقد یک عقیده، بلکه تهدیدی علیه هویت و تعلق اجتماعی او تجربه شود. نکرانی اصلی در مورد فرقهگرایی میزان تحمل نقد، استقلال فکری اعضا، گردش آزاد اطلاعات و امکان مخالفت بدون طرد شدن است. جامعه سیاسی دموکراتیک زمانی شکل میگیرد که هیچ فرد، رهبر یا ایدئولوژی فراتر از پرسشگری قرار نگیرد. عبور از رفتارهای شخصمحور، حذفی و فرقهگون، از پیششرطهای شکلگیری جامعه مدنی متکثر و سیاست دموکراتیک در ایران است.
خلاصه مقاله دویچهوله (۴ اوت ۲۰۲۶) آیا ستاره سیاسی رضا پهلوی در حال افول است؟ میپرسد آیا رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران و یکی از شناختهشدهترین چهرههای اپوزیسیون خارج از کشور، اعتبار و نفوذ سیاسی خود را از دست داده است. بر اساس گزارش رویترز، نامزدی او پس از اوجگیری در اوایل سال، فروکش کرده. مقامات ارشد آمریکایی از ایده حمایت آمریکا برای رساندن او به قدرت فاصله گرفتهاند. منتقدان او را به اتکای زیاد به مداخله نظامی خارجی و ناتوانی در ساخت ائتلاف پایدار متهم میکنند. پهلوی ابتدا از فشار بینالمللی و پیامهایی مانند «کمک در راه است» استقبال میکرد، اما پس از ناکامی درگیری نظامی در فروپاشی حکومت، تأکید کرد که پیروزی نهایی باید توسط خود مردم ایران رقم بخورد. برخی این تغییر را عقبنشینی از مواضع قبلی میدانند. کارشناسان دیدگاههای متفاوتی دارند: • مجتبی نجفی و آرش عزیزی معتقدند غرب هرگز او را گزینه جدی نمیدانسته و استراتژیاش بیش از حد وابسته به قدرتهای خارجی بوده که حمایت قاطعی نکردهاند. • امیر طاهری و مهرداد بزرگ او را همچنان مهمترین چهره اپوزیسیون میدانند که توانسته گروههای مختلف را به هم نزدیک کند و پس از سرکوبها اعتبارش نزد ایرانیان افزایش یافته. محبوبیت او در داخل ایران قابل اندازهگیری دقیق نیست. ارتباط با جناحهای راستگرا در غرب و حمایت از جنگ نیز به موقعیتش آسیب زده است. مقاله نتیجه میگیرد که آینده نفوذ پهلوی به تحولات داخل ایران و موضع قدرتهای بینالمللی بستگی دارد و اجماعی درباره توانایی او برای متحد کردن اپوزیسیون وجود ندارد.
روند تحولات جمعیتی در ایران یکی از سریعترین انتقالهای دموگرافیک (Demographic Transition) در جهان محسوب میشود. ایران از یک «انفجار جمعیتی» در دهه ۱۳۶۰ با نرخ رشد بالای ۳.۴ درصد و باروری بیش از ۶ فرزند برای هر زن، امروز به نرخ رشد سالانه حدود ۰.۵ درصد و نرخ باروری کلی حدود ۱.۴ فرزند بهازای هر زن رسیده است (در حالی که سطح جانشینی استاندارد ۲.۱ فرزند است). وضعیت فعلی و افق پیشرو کاهش موالید: سالانه تعداد ولادتها رو به کاهش بوده و نرخ رشد خالص جمعیت به کمتر از نیم میلیون نفر در سال رسیده است. سالمندی جمعیت: پیشبینی میشود با ادامه روند کنونی، نرخ رشد جمعیت طی ۱۵ تا ۲۰ سال آینده به صفر رسیده و سپس منفی شود، که این امر منجر به ورود کشور به مرحله پیری شدید جمعیت (فوق سالمندی) خواهد شد. علل اصلی کاهش نرخ رشد جمعیت علل شتابگیری این کاهش ترکیبی از متغیرهای اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و سیاستهای گذشته است: ۱. عوامل اقتصادی و معیشتی بحران مسکن و تورم: هزینههای بالای تأمین مسکن و تورم افسارگسیخته، قدرت ریسک مالی جوانان را برای تشکیل خانواده و پذیرش مسئولیت فرزند کاهش داده است. اشتغال و نااطمینانی از آینده: نرخ بالای بیکاری یا عدم ثبات شغلی باعث تأخیر در ازدواج یا تصمیم به تکفرزندی/بیفرزندی میشود. هزینههای بالادستی پرورش فرزند: تغییر استانداردها و افزایش هزینههای آموزش، درمان و نگهداری کودک. ۲. تغییرات اجتماعی و سبک زندگی افزایش سن ازدواج و مجردزیستی: تغییر در انتظارات و شرایط زندگی موجب افزایش میانگین سن ازدواج میان دختران و پسران شده است. تغییر نگرش به خانواده: گذار از جامعه سنتی به مدرن، ترجیح کیفیت زندگی فرزند بر تعداد آن (جایگزینی کیفیت به جای کمیت) و شکلگیری الگوی خانوادههای تکفرزند یا بیفرزند. افزایش سطح تحصیلات و اشتغال زنان: افزایش آگاهی و نقشآفرینی اجتماعی-شغلی زنان که بدون فراهم بودن زیرساختهای حمایتی (مثل مهدکودکهای ارزان، مرخصیهای زایمان کارآمد)، فرصت و تمایل فرزندآوری را محدود میکند. ۳. میراث سیاستهای حمایتی و کنترلی گذشته سیاستهای موفق کنترل جمعیت در دهههای ۷۰ و ۸۰: شعارهایی مانند «فرزند کمتر، زندگی بهتر» فرهنگ جامعه را به سمت خانوادههای کمجمعیت هدایت کرد. نهادینهشدن این فرهنگ باعث شد که حتی با تغییر سیاستهای حاکمیتی به سمت افزایش جمعیت، رفتار دموگرافیک جامعه به سرعت تغییر نکند. ۴. شهرنشینی و تغییر ساختار زیستی مهاجرت به شهرها: شهرنشینی بالا هزینههای رفاهی را افزایش داده و ساختار پشتیبان خانوادههای گسترده (مثل کمک مادربزرگها و فامیل) را تضعیف کرده است.
اختیار آزاد زیستن - هانا آرنت کتاب اختیار آزاد زیستن اثری به قلم هانا آرنت و ترجمه ی فرهاد سلمانیان است. از نظر زمانی و مکانی مشخص نیست که نویسنده این اثر را در چه زمانی و خطاب به چه افرادی ایراد نموده است اما از نظر عقیدتی پس از رویدادهای انقلابی و دیگر رویدادهای سیاسی در جهان، هانا آرنت تصمیم به نگارش این متن نموده است. عده ای اعتقاد دارند که این اثر درسنامه ای بوده که وی در دانشگاه شیکاگو و یا دانشکدهی دانشآموختگان مدرسهی عالی نوین تحقیقات اجتماعی، تدریس نموده است. @ocbooks
📚 #مامان_و_معنای_زندگی ✍ #اورین_د_یالوم { اگر بخواهیم از دید تخصصی نگاه کنیم میتوان گفت موضوع این کتاب، و یا کتابهای دیگر یالوم، روشهای مختلف و تکنیکهای روان درمانی، با درونمایهی سنگینِ فلسفی است. ولی یالوم انقدر ماهرانه تمام اینها را به شکل داستان بازگو میکند که تو متوجه بارِ سنگینِ کتاب نمیشوید. و در حالی که از خواندن رمانِ جذابی که در دست دارید لذت میبرید، ناخوداگاه مفاهیمِ روانشناسی و فلسفیِ عمیقی ذره ذره در ذهنت تزریق میشوند.} مامان و معنی زندگی آنقدر واقعی است، که به ما تجربه هرکدام از دلهرههای هستی، از جمله: از ترس از دست دادن عزیزان انکارِ مرگ سوگواری پوچی تنهایی و… را به ما میدهد. انگار که در هر جلسه روانکاوی، این ما هستیم که با هرکدام از این ضعفهایمان، روبروی دکتر یالوم مینشینیم، و با او هم صحبت میشویم. درک میشویم و درک کردنِ متقابل را یاد میگیریم. 📚 @PDFbo0ok
🔴مصاحبه رویترز با رضا پهلوی ؛ در بخشی از این گفتگو راجع به ائتلاف اپوزیسیون ، رضا پهلوی گفت از همه جریانات ، حتی آنانی که مخالف من و پدرم بودم اکنون در کنار من هستند در خصوص کمک ۳ میلیون دلاری به وی ، رضا پهلوی این موضوع را تائید کرد و گفت من وظیفه ندارم تابع فکر و عقیده کسانی باشم که بهم کمک مالی کردند راجع به فحاشان حامی خود گفت آنها عوامل حکومت ایران هستند
خبرنگار رویترز در باره دکتر مسعود مسجودی میپرسد رضا پهلوی: من او را نمیشناسم خبرنگار : یک فایل رو یوتیوب هست شما در ۲۰۲۱ هیجده دقیقه با او حرف زدید! رضا پهلوی: من هفته ای هزاران تماس دارم مسجودی از طرفداران پهلوی بود که بعدا به ادعای خود به مدارکی دست یافته است که رضا خواه یا ناخواه کارهای انجام میدهد که به نفع جمهوری اسلامی است و به همین سبب مستقیم از خود رضا پهلوی شکایت کرده بود وی چند روز بعد کشته شد
آندریا : سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آن قهرمانی نپرورد گالیله :نه آندریا سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد.... زندگی گالیله، برتولت برشت ترجمه منتخب : عبدالرحیم احمدی برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن @ReferenceLibrary
گزارش تحقیقی رویترز صرفا یک متن ژورنالیستی نیست؛ بلکه تیر خلاص بر پیکر پروپاگاندا و توهم رسانه ای چند ده ساله ای است که سعی داشت از یک موج سوار منفعل، یک «رهبر» بسازد. اگر این کارنامه چهل و چند ساله را با مفاهیم جامعه شناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی کالبدشکافی کنیم، عیار واقعی این شیادی سیاسی کاملا بیرون میزند. یک. فقر مطلق سازمانی و دلالی روی استیصال: رهبری یک امر ساختاری و تشکیلاتی است، نه یک ارثیه ژنتیکی. گزارش رویترز به وضوح نشان میدهد کسی که حتی توان مدیریت و حفظ یک ائتلاف چند نفره و نمایشی را ندارد و با اولین بحران، بدون هیچ پاسخگویی شانه خالی میکند، اساسا فاقد شعور سیاسی برای هدایت یک گذار دموکراتیک است. استراتژی او در تمام این سالها، اتکا به یک «پوپولیسم مبتذل» بوده است؛ به این شکل که در اوج سرکوب، روی خون توده های اتمیزه و بی دفاع سوار میشود، چند بیانیه خنثی صادر میکند و به محض نیاز به پرداخت هزینه، به ویلاهای امن خود عقب نشینی میکند. این رفتار، کنشگری نیست؛ این موج سواری پاره وقت روی استیصال جامعه است. دو. ابتذال کلمه فداکاری و انگل واری اقتصادی: وقیحانه ترین بخش این سناریو، فروش مفهوم «فداکاری» به مردمی است که زیر چرخ دنده های فقر و گلوله له شده اند. در تاریخ مبارزات سیاسی، فداکاری یعنی گذشتن از جان، امنیت و منافع شخصی. کسی که در تمام عمرش حتی یک روز کار تولیدی نکرده، همواره از رانت ثروت های غارت شده ارتزاق کرده و از داخل استخرهای واشنگتن نسخه مقاومت میپیچد، دقیقا چه چیزی را فدا کرده است؟ انتظار برای نشستن روی تخت قدرت، آن هم در شرایطی که بقیه باید در خیابان کشته شوند تا جاده برای او صاف شود، فداکاری نیست؛ یک سرمایه گذاری بدون ریسک و یک کلاهبرداری عاطفی برای تخدیر افکار عمومی است. سه. بازتولید فاجعه ۵۷ و توهم اتوریته کاریزماتیک: اگر این مدل رفتاری را ساختارشکنی کنیم، شباهت وحشتناکی با عملکرد خمینی در سال پنجاه و هفت دارد. هر دو بر پایه سوءاستفاده از ناهماهنگی شناختی جامعه و غیاب احزاب قدرتمند بنا شده اند. خمینی در نوفل لوشاتو نشست، از دادن برنامه شفاف طفره رفت، وعده های مبهم داد و با تکیه بر یک «اتوریته کاریزماتیک» پلاستیکی، قدرت را قبضه کرد. رضا پهلوی هم امروز دقیقا همان نقشه راه را کپی کرده است. او از هرگونه تحزب، سازماندهی و شفافیت دموکراتیک وحشت دارد و صرفا منتظر است جامعه از سر ناچاری، به او چک سفید امضا بدهد. ازادی یک ساختار است، نه یک اتفاق هیجانی و نه هدیه ای از طرف ناجیان توهمی. ما این همه هزینه خونین نمیدهیم که فاشیسم مذهبی را با یک استبداد فردی، مرکزگرا و تاریخی تاخت بزنیم. دموکراسی پایدار تنها با تمرکززدایی قدرت، به رسمیت شناختن حقوق برابر تمام ملیت ها و ایجاد احزاب دموکراتیک به دست می اید، نه با بازگشت به سیستم ارباب رعیتی و تقدیس شیادانی که سیاست را فقط در اوقات فراغتشان بازی میکنند. #رضا_پهلوی
بی آبرویی رضا پهلوی در مصاحبه با رویترز رویترز درتاریخ 28 ژوییه مصاحبه با رضا پهلوی انجام داده است. رویترز با ۵۰ ایرانی از طیف های گوناگون مصاحبه کرده است که آنها روی مواضع ضد دموکراتیک و دیکتاتورمابانه و هم سویی رضا پهلوی با رژیم درهنگام برده شدن سپاه درلیست تروریستی و سرکوب ایرانیان مخالف سلطنت درخارج کشورو .... انگشت گذاشته اند. این اظهارات با گفته های رضا پهلوی که سپاه و بسیج را پایگاه خودش معرفی میکند هم خوانی دارد . درقسمتی از این مصاحبه نوشته است : «..... رضا پهلوی بارها در شبکههای اجتماعی حمایت خود را از تروریستی اعلام شدن این نهاد اعلام کرده است؛ اقدامی که باعث میشود سپاه از انجام فعالیتهای بانکی و تجاری با شرکتهای غربی محروم شود. او به رویترز گفت:«حداقل در ده سال گذشته، من یکی از نخستین مدافعان قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی بودهام.» اما دو فعالی که در کارزار جهانی برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران نقش داشتند، میگویند به جز چند پست در شبکههای اجتماعی و دستکم یک مقاله در روزنامه، رضا پهلوی عملاً حضور چشمگیری در این تلاشها نداشت. » رویتر سپس از قول علیرضا آخوندی نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد، مینویسد : «در سال ۲۰۲۳ دو بار با رضا پهلوی دیدار کرد تا از او برای حمایت از این تلاش دعوت کند؛ ... او گفت از پهلوی خواسته بود بیانیهای را امضا کند که قرار بود در روزنامههای اروپایی و آمریکایی منتشر شود تا حمایت طیف گستردهای از گروههای مخالف جمهوری اسلامی را نشان دهد. او همچنین از پهلوی خواسته بود شخصاً در تجمع بروکسل شرکت کند یا دستکم یکی از دخترانش را به آنجا بفرستد. آخوندی گفت که به پهلوی گفته بود: «اگر بخواهی، میتوانی مالک این کارزار باشی.»آخوندی گفت پهلوی پس از یکی از دیدارها به او گفته بود که بعداً پاسخ خواهد داد.او به یاد میآورد: « او گفت که جواب را به من خواهد داد. اما هیچوقت این کار را نکرد.»به گفته آخوندی، پهلوی اگرچه در شبکههای اجتماعی از قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت میکرد، اما نه آن بیانیه را امضا کرد و نه در هیچیک از دو تجمع حضور یافت. از قول یک ایرانی دیگر به نام «حسن ورکیانی نوشته است:«رضا پهلوی ما را تحریم کرد.» او افزود: « رضا پهلوی از شرکت در همه رویدادهای مرتبط با کارزار سپاه اجتناب کرد.» ....«به گفته ورکیانی، تنها چند روز پس از دومین دیدار آخوندی با پهلوی، بسیاری از حامیان شاهزاده اعلام کردند که دیگر در این کارزار فعالیت نخواهند کرد و حمایتهای مالی نیز متوقف شد. ورکیانی گفت: «همان افرادی که تا دیروز با ما پشت یک میز مینشستند، حالا با ما میجنگیدند.» او افزود که همان افراد اکنون میگفتند قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی ضروری نیست... » بنا براین میتوان نتیجه گرفت که بچه شاه خواهان سرنگونی این نظام نیست . بچه شاه مساله آینده ایرا ن نیست . او همین الان مساله است .او راه بند قیام است . او تلاش میکند عمر رژیم را طولانی کند.
گزارش طولانی رویترز در مورد رضا پهلوی حائز اهمیت است. در اینجا بە اختصار بە بخش های اصلی آن اشارە شدە است: ١- رویترز رضا پهلوی را «پسر شاه مستبدی که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد» خطاب میکند و این نظر مخالفان حکمرانی پهلوی را تائید و برجستە میکند کە محمد رضا پهلوی فردی دیکتاتور و مستبد بودە است. ٢- علیرغم هیاهوی رسانەای و حامیان میلیاردی ایرانی-آمریکایی دولت آمریکا بە هیچ وجە تاکنون روی رضا پهلوی برای جایگزینی جمهوری اسلامی حساب باز نکردە است. ٣- رضا پهلوی کماکان مشغول چاپیدن پول و تیغ زدن حامیان خویش است و «اخیرا بیش از ۳ میلیون دلار به ستاد انتخاباتی او کمک کردهاند به این امید که او بتواند یک دولت جدید و انتقالی در ایران رهبری کند.» کمک کنندگان در نهائت از وی ناامید شدە و کمک های مالی را قطع کردەاند. ٤- «پهلوی در تماسهای خصوصی به توصیههای حامیان مالی خویش مبنی بر تلاش بیشتر برای متحد کردن مخالفان و محکوم کردن خشونت و آزار و اذیت برخی از هواداران رادیکالتر خود علیه سایر مخالفان ایرانی گوش داد، اما در نهایت آنها را نادیده گرفت.» بخش مهمی از گزارش رویترز هم بە آزار و اذیت طرفداران و حامیان پهلوی در اقصا نقاط دنیا اختصاص یافتە و از جملە بە قتل دکتر مسعود مسجودی در کانادا پرداختە و نوشتە است: «رزیتا فاطمی، یک پزشک محلی، بعداً شهادتنامهای ارائه داد مبنی بر اینکه در سپتامبر ۲۰۲۵ با دو توطئهگر ادعایی ملاقات کرده و یکی از آنها «از من درخواست مادهای مخدر برای «خلاص شدن از شر او» کرده است. بر اساس زمینه بحث، من متوجه شدم که [سلطانی] به [مسجودی] اشاره میکند و باعث قتل او میشود.» فاطمی گفت که این درخواست را رد کرده است.» ٥- «اعتبار اصلی پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران بودن است. برخلاف بسیاری از انقلابیون موفق گذشته اخیر، مانند نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، لخ والسا در لهستان یا اسلامگرایانی که پدرش را سرنگون کردند، به نظر نمیرسد پهلوی یک جنبش سازمانیافته تودهای در داخل کشور داشته باشد که آماده به قدرت رسیدن باشد.» ٦- برپایەی افرادی لە رویترز کە آنان مصاحبە کردە است، از جملە اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاه شاهان: انقلاب ایران»، رضا پهلوی فردی «سبک وزن» است کە بە عکاسی، فوتبال و غذا بسیار بیشتر از سیاست علاقە دارد. ٧- پهلوی عامل انشقاق و چند دستگی مخالفان جمهوری اسلامی ایران است. گزارش بە از هم پاشیدن گروە جورج تاون و نقش او و یاسمین پهلوی در این بارە پرداختە است.
اگر تو ثروتمند باشی، سَرما یک نوع تَفریح می شَود تا پالتو پوست بخری، خودَت را گرم کنی و به اسکی بروی... اگر فَقیر باشی بَر عکس، سَرما بَدبختی می شَود و آن وَقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف مُتنفر باشی؛ کودکِ مَن! تَساوی تَنها در آن جایی که تو هَستی وجود دارد، مثلِ آزادی... ما تنها تویِ رَحِم بَرابر هَستیم... نامه به کودکی که هرگز زاده نشد اثر #اوریانا_فالاچی @OfficialBook
برای ثبت نام با شماره تلفن ثبت شده در پوستر تماس بگیرید http://t.me/mostafamehraeen
در دنیا هیچ چیز ناراحت کنندهتر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست... من از آنهایی که پول را حقیر میشمرند خیلی بدم می آید، اینها یا ریاکارند یا احمق... پول مثل حس ششم میماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند... این را هم میشنوی که میگویند فقر بهترین انگیزهی هنرمند است، اینها نیش فقر را هرگز در جان و تنشان حس نکردهاند... اینها نمیدانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، بال تو را از جای میکند و "روحت را مثل سرطان میخورد..." 👤سامرست موآم @OfficialBook
اکبر آقا آکتور سینما، سینما را تنها گذاشت اکبر عبدی، بازیگر سینما در سن ۶۵ سالگی بعد از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.از مهمترین آثار این هنرمند میتوان به اجارهنشینها، مادر، هنرپیشه، ناصرالدینشاه آکتور سینما، دلشدگان، خوابم میآد، آدم برفی و انبوهی نقشآفرینی درخشان دیگر اشاره کرد. @ketabdooni✨
در اين ویدیو، قسمتى از سخنرانی آیت الله، سید ابوالفضل برقعی، از روحانیون نامدار و شناخته شده، قبل از اشغال ايران توسط حکومت جمهوری اسلامی را، برایتان تهیه و تدوین کرده ام. در این سخنرانی، ایشان به دروغ بودن داستان امام زمان، و عدم وجود فرزند، برای امام یازدهم شیعیان، اذعان میکند و خرافه های بیشمار مذهب شیعه، از جمله توسل به اشخاص و افراد، برای گرفتن حاجت و درمان را، شرک نامیده و برای آنها، مثالهای جالبی میزند. براى ديدن نسخه كامل اين ويديو بر روى اين لينك كليك كنيد.
داستانهاى قرآن اعتبار تاريخى ندارند! در این ویدئو، به برخی از داستانهای قرآن اشاره شده و اینکه هیچ زمان مشخصی برای آنها تعیین نشده است. یکی از این داستانها، در مورد طوفان نوح است، اما، قرآن، به زمان و مکان این طوفان اشاره نکرده و کسی نمیتواند بفهمد که تاریخ این طوفان چه وقتی بوده و یا چه مکانهایی را در بر گرفته بوده است. براى ديدن نسخه كامل اين ويديو بر روى اين لينك كليك كنيد. لايك كردن ويديو ميتواند به الگوريتم يوتيوب كمك كند تا آنرا به تعداد بيشترى نشان دهد. پس لايك كردن را فراموش نكنيد.
▪️كتاب قرآن، ١٨٠ سال پس از وفات پيامبر اسلام نوشته شده است و اصولا اين آيات ربطى به محمد ندارد. نكته مهمتر اينكه: تمامى علماى شيعه و اهل سنت، اين شخص را فاسق و دروغگو و غيرقابل اعتماد معرفى كرده اند. ايشان با استناد به علماى بزرگى مانند علامه البانى و همچنين آيت الله خوئى دو تن از بزرگان اهل سنت و شيعه، موضوع را مطرح ميكند. سپس در ادامه به چاره انديشى متوليان اسلام براى فريب مردم و اصلى جلوه دادن اين كتاب اشاره ميكند كه به خودى خوب جالب و قابل توجه است. براى ديدن نسخه كامل اين ويديو با كيفيت بالاتر بر روى اين لينك كليك كنيد. لايك كردن اين ويديو باعث ميشود كه الگوريتم يوتيوب آنرا به تعداد بيشترى نشان دهد و با اينكار ميتوانيد در روشنگرى و مبارزه با جهل و نادانى ما را يارى كنيد.
قانون اساسی مشروطه (مصوب ۱۲۸۵ شمسی) و بهویژه متمم قانون اساسی (مصوب ۱۲۸۶ شمسی)، شامل بندها و اصول صریحی متمایل به شرع و فقه شیعه بود تا پادشاهی مشروطه را با قوانین اسلام سازگار نشان دهد. این اصول عمدتاً با فشار و پافشاری روحانیونی مانند شیخ فضلالله نوری (جهت تحقق مفهوم "مشروطه مشروعه") و همکاری مراجعی چون آخوند خراسانی به قانون اضافه شد. مهمترین بندهایی که نشانه اسلامی بودن این قانون هستند، عبارتند از: ۱. اصل دوم متمم (مهمترین بند: هیئت نظارت طراز اول) این اصل که به "اصل طراز" معروف است، بالاترین ضمانت برای اسلامی ماندن قوانین بود. بر اساس این اصل: هیچیک از قوانین مصوب مجلس شورای ملی نباید با قواعد مقدس اسلام و قوانین شرعی موصوفه پیامبر اسلام مخالفت داشته باشد. تشخیص این مغایرت بر عهده هیئتی از علما بود. مقرر شد در هر دوره، پنج نفر از مجتهدان و فقهای تراز اول که با مقتضیات زمان هم آشنا بودند، انتخاب شوند تا تمامی مصوبات مجلس را بررسی کنند و هر قانونی که مخالف شرع بود را رد (وتو) نمایند. رأی این هیئت مراجع و علما، قطعی و لازمالاجرا بود. ۲. اصل اول متمم (مذهب رسمی کشور) این اصل بهطور رسمی هویت مذهبی حکومت را تعیین کرد و اعلام داشت: «مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنیعشریه است؛ باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد.» ۳. قسمنامه پادشاه (اصل سی و نهم متمم) طبق این اصل، شاه پیش از تاجگذاری باید در مجلس شورای ملی و در حضور نمایندگان سوگند یاد میکرد. در متن این سوگند، شاه موظف میشد که از مذهب جعفری اثنیعشری ترویج و حراست کند و تمام تکالیف خود را بر اساس شرع اسلام انجام دهد. ۴. شرایط قضات و تشکیلات عدلیه (اصول متمم در باب محاکم) در بخش قوه قضاییه (عدلیه)، تفکیک مشخصی میان قوانین عرفی و شرعی صورت گرفت: اصل هفتاد و یکم متمم: دیوان عدالت عظمی و محاکم عدلیه را مرجع رسمی برای دعاوی عرفی قرار داد، اما تصریح کرد که رسیدگی به امور شرعیه کاملاً در صلاحیت حکام شرع (مجتهدان عادل) است. اصل هشتاد و سوم: مقرر کرد که رئیس مدعیعموم (دادستان) باید بر طبق قوانین شرعی، واجد شرایط و صفات لازم باشد. ۵. محدودیت آزادیها بر اساس موازین شرع هرجا که قانون اساسی مشروطه از آزادیهای مدرن (مثل آزادی بیان، مطبوعات و انجمنها) سخن میگفت، آن را به عدم مخالفت با شرع مشروط میکرد: اصل بیستم متمم (آزادی مطبوعات): عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است. اصل بیست و یکم متمم (آزادی انجمنها): تشکیل انجمنها و اجتماعها در تمام مملکت آزاد است، به شرطی که مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل به نظم نباشند.
видео или голосовое, без подписи