متوهم مریخی 𓆟
Статистика²⁴ دی ¹⁴ⁿ¹ هراس من از جهانیست که پرندگان کوچک نوپرواز آنقدر در پی داشته زمینی شدند که پرواز را از یاد بردند. ناشناس متوهم مریخی. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6612502921 https://t.me/nikoufskiphoto چنل دومم هر ایرانی یک یا چند چنل
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 88
- 1/48двое суток
- 100
- 1/72трое суток
- 108
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
متاسفانه فکر کنم چند ماه پیش آخرین باری بود که تونستم نسخههای دسته اول یک سری کتاب رو بگیرم و از الان دیگه فقط میشه کتاب دسته دوم خرید. و خوش به حال من که یک کتاب فروشی دسته دوم دیگه یافتم.
دفتر کلاس اول دبستان، دست خطهای کج و معوج، نقاشی، کاردستی، آرشیو مجلهها و روزنامهها، آلبوم عکسها، خنزرپنزرهایی که سالها از این خانه به آن خانه کشیدی، حالا باید تکلیفش را مشخص کنی؛ وقتی تصمیم به مهاجرت میگیری. دو تا چمدان بیست و سه کیلویی نه قدرت تحمل این همه خاطره را دارند و نه تو میتوانی دل بکنی از همه چیزهایی که زمانی دلخوشی تمام زندگیات بود. با خیلی از دوستهایم خداحافظی نکردم. نتوانستم. نه حضوری و نه تلفنی. همیشه از خداحافظی دم رفتن متنفر بودم، خداحافظی که نمیدانی سلام بعدی را کی خواهی گفت. خداحافظی نکردم، چون روزهای آخر آدم بیحوصله میشود، خودخواه و بدخلق میشود. شاید هم باید به همه آدمهایی که مجبورند تمام زندگیشان را در یک چمدان بچپانند بیشتر حق داد. سرزمین نوچ-کیوان ارزاقی
چهار ماهه که خودمو ترک نکردم.
هی دستم روی صفحه کیبورد میرود و بعد پاک میکنم اما هر چه بادا باد! میخواهم بنویسم. به درک که ممکن است قضاوت شوم. مغزم نیکوتین میخواهد درست شبیه به شهریور سال گذشته. همه چیز دارد تکرار میشود. دلم میخواهد دوباره فواره استفراغ راه بیندازم، وسط همان بلبشو عقب کلاس عربی بنشینم و با دستانم قیمه و ماست چکیده بخورم. من میخواهم فحش بدهم. مثلا بگویم گوه به این زندگی که دارد همه را جنده میکند. جنده روتینهای تکراری! همین هارا که میگویم عرق شرم از پیشانی ام شره میکند و به دوستان محترمم فکر میکنم که هیچ گاه مرا انقدر بیپروا ندیدهاند و این یعنی یک جای کار دارد غلط پیش میرود. نمیدانم آن آدم سابق چندین ماه پیش که نظرات پر قضاوت دیگران را به توالت شهرداری هدایت میکرد لای کدام پتو قایم شده است اما هر چه باشد آن را بیرون بکشم. داشتم میگفتم. روزگار همه را دارد جنده میکند و رمز کار جنده نشدن چیست؟ نمیدانم شب بخیر
ای مغز بیتربیت و ساز مخالف زن!
без подписи
چرا از قدتون ناراضی هستید؟ به این فکر کنید من احتمالا از همتون کوتاهتر به حساب میام. الان دوستم به عنوان یک دختر داره با قد نزدیک به ۱۸۰ احساس نارضایتی میکنه.
چرا از قدتون ناراضی هستید؟ به این فکر کنید من احتمالا از همتون کوتاهتر به حساب میام. الان دوستم به عنوان یک دختر داره با قد نزدیک به ۱۸۰ احساس نارضایتی میکنه.
Every day I leave behind, i feel that I'll miss each memory I make. This feeling effects every moment of my life.
без подписи
علتشم این بود که شکوهی از تغییر رشته یک غول بزرگ درست کرد و با قطعیت میگفت اگر تغییر رشته بدی قبول نمیشی هیچ جا شاید اگر من یکم بیشتر صبر نمیکردم و اینکه شکوهی از یک تغییر رشته عادی غول نمیساخت الان فاصلهام با کنکور یک روز کمتر بود ولی خیلی خوشحالم که توی همین ریاضی موندگار شدم و برگردم عقب باز همین راه رو میرم.
без подписи
امروز داشتم توی گالریم دنبال یک چیزی میگشتم یکهو این عکس رو از شهریور سال 1402 دیدم. وقتی که از اومدن به ریاضی پشیمون بودم و کلاس زیست میرفتم تا سال یازدهم تغییر رشته بدم و چقدر این روزها حالم بد بود که مطمئن نبودم برم تجربی یا نه.
یادمه توی آذر بود یکی از بچههایی که سال پیش کنکور داده بود گفت سال کنکور خیلی فرصت جالبیه که خودتونو بسازید و ارتقا بدید. توی آذر حرفش گنگ و بیمعنا بود ولی خب الان به نظرم معنی میده.
یک چیزهایی هست که آدم دلش میخواد از کل زندگیش فقط خودش اون چیزا رو بدونه، درک کنه، بشناسه، داشته باشه، لذت ببره، گوش بده، لمس کنه و...
مکالمه دو تا کنکوری
به میزانی که با بالشتم یک قاب پر از چلوسیدگی حماسه آفرینی کردیم هیچ کار مفید دیگه ای تو زندگیم نکردم.
без подписи
без подписи
без подписи