خـآنـهی نـور؛
Статистикаدر خانهی نور، دل من همیشه مهمان نگاه توست:)🌞🪴 http://t.me/safeCht_bot?start=WOA77x
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایهٔ سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطر ها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها ، ز ابرها ، بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعر ها و شورها به راه پر ستاره می کشانیَم فراتر از ستاره می نشانیَم نگاه کن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم چه دور بود پیش از این زمین ما به این کبود غرفه های آسمان کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده ام به کهکشان ، به بیکران ، به جاودان کنون که آمدیم تا به اوج ها مرا بشوی با شراب موج ها مرا بپیچ در حریر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیرپا مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره ها جدا مکن نگاه کن که موم شب به راه ما چگونه قطره قطره آب می شود صراحی سیاه دیدگان من به لای لای گرم تو لبالب از شراب خواب می شود به روی گاهواره های شعر من نگاه کن تو می دمی و آفتاب می شود -فروغ فرخزاد
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
یکی از کارای مورد علاقم ستاره کشیدنه، اونم وقتی برق نیست و همهجا تاریکه. فقط کسایی که توی ایران زندگی میکنن اینو درک میکنن.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
این پیامو فور بزن فولدر بزنم ( بدون اد اجباری ) 🦕 اینجا جوین باش
آدمها میمیرن، ولی عشقها نه. و اگه کسی رو واقعاً دوست داشته باشی، همیشه یه جایی کنارت میمونه. اُوه - فردریک بکمن
به صاحبِ خانه نور نمیدانم نامت چیست، اما فکر میکنم بعضی آدمها را میشود پیش از آنکه شناخت، از چیزهایی که دوست دارند حدس زد. از آسمانها و ابرهایی که میان صفحههایت جا گرفتهاند، از طبیعتی که انگار همیشه گوشهای از خانهات نفس میکشد، و از چشمهایت که…
به صاحبِ خانه نور نمیدانم نامت چیست، اما فکر میکنم بعضی آدمها را میشود پیش از آنکه شناخت، از چیزهایی که دوست دارند حدس زد. از آسمانها و ابرهایی که میان صفحههایت جا گرفتهاند، از طبیعتی که انگار همیشه گوشهای از خانهات نفس میکشد، و از چشمهایت که خودشان شبیه تکهای از همان آسماناند. نمیدانم چه چیزی در نگاهت هست که اینقدر به دلم مینشیند؛ شاید رنگش، شاید آرامشی که در آن پنهان کردهای. من هنوز تو را نمیشناسم، اما «خانه نور» برایم تصویری از کسی ساخته که حتماً گوشهای از دلش را به آسمان سپرده است. از فآطمه برای تو https://t.me/noor18190
🌓
چرا انگار چیزای قشنگ تموم شدن. هرچقدر میگردم که از چیزی عکس بگیرم واقعا هیچی نیست
без подписи
без подписи