عبدالمهدی نوری
Статистикаشعرها و یادداشتها و شعرهای خوب دیگر شاعران❤️ ارتباط با نویسنده @Amnoori
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
مفتخرم اعلام کنم #محاکات آخرین مجموعه شعرم، به مهر خداوند، برگزیده #جایزه_کتاب_الوند در هفتمین دوره انجمن علمی نقد ادبی ایران شد. خودم وقتی نام دیگر نامزدهای جایزه را دیدم، به محاکات بالیدم که در کنار این عزیزان قرار گرفته و واقعا اینکه جایزه نهایی به چه کسی تعلق خواهد گرفت، دیگر مهم نبود. البته که مهر پر تکرار دوستان شاعرم در تبریک این جایزه، علاوه بر شرمندگی بسیار به ادامه مسیر دلگرمم کرد. جایزه کتاب الوند هم مانند #انجمن_ادبی_آیینه بنیانی #مستقل دارد و سعی دارد به کمک بخش خصوصی مسیر فرهنگ را ادامه بدهد و از همین حیث است که حمایت کامل از این حرکت وظیفه تکتک ماست. به واسطهی آیین اختتامیه، (که البته میتوانست بهتر برگزار شود) میهمان شاعران خوب و مهربان همدان بودم که از مهمان نوازی ایشان هم بسیار سپاسگزارم. و در آخر باید از ناشر محترم محاکات #امیرعلی_سلیمانی که خود از سرآمدان شعر است و خودجوش زحمت ارسال کتاب را کشیده بود، تشکر کنم. به امید درخشش تمام شاعرانی که این روزهای سخت را به مهر و شعر پشت سر می گذارند و به امید روزهایی روشن در آیندهای نه چندان دور. عبدالمهدی نوری
Majazi: http://digicata.ir/projects/rosvaee/rosvaee.html ششمین کتاب دوست خوبمان، ایمان مشایخی، با نام #رسوایی_در_ملکوت توسط انتشارات گیوا منتشر شد. ایمان تصمیم گرفته این اثر را به صورت دیجیتال منتشر کند. بهای کتاب.۱۹۹۰۰۰ تومان است و تمامی عوایدش به مؤسسهٔ خیریهٔ آبشار عاطفههای بابلسر تعلق میگیرد. اگر این کتاب را خواندید و مورد قبول طبع شما قرار گرفت، مبلغ آن را به شمارهٔ کارت، حساب و شبای زیر واریز فرمایید. 0340278101007 شمارهٔ حساب 6037697090065886 شمارهٔ کارت IR210190000000340278101007 شمارهٔ شبا به نام خیریهٔ آبشار عاطفهها بابلسر ایمان مشایخی https://t.me/imanmashayekhi11
روز فراق را که نَهد در شُمار عمر؟! #حافظ
لابهلای اثاثهای چروک باز انگار موقع گله شد دل مادر شکستنی بود و... پدرم روزنامه باطله شد عشق با گرد و خاکِ توی گلوش سرفه میکرد روی خانهی ما گوشهی روزنامه جدول داشت مادرم گرم حل مسأله شد آخر سال...جابهجا شدن و نقشهامان که جابهجا شدهاند چمدان سفر…
لابهلای اثاثهای چروک باز انگار موقع گله شد دل مادر شکستنی بود و... پدرم روزنامه باطله شد عشق با گرد و خاکِ توی گلوش سرفه میکرد روی خانهی ما گوشهی روزنامه جدول داشت مادرم گرم حل مسأله شد آخر سال...جابهجا شدن و نقشهامان که جابهجا شدهاند چمدان سفر نرفتهی ما جعبه زایید و باز حامله شد حس عکسی که پشت درز کمد آنقدر مانده عنکبوت شده وسط خاطرات انباری سوسک افتاد، خانه ولوله شد زندگی غیر از این چه داشت مگر؟ به کجا میتوان اثاث کشید؟ خانهی کودکی درون من است گرچه صدبار سیل و زلزله شد #محبوبه_خلج #معرفی
خدا چه حوصلهای داشت روز خلقت تو كه هیچ نقص ندارد تراش قامت تو نشسته شبنم حرفی لطیف و روشن و پاک به روی غنچۀ لبهای پرطراوت تو از این جهنم سوزان دگر چه باک مرا كه آرمیده دلم در بهشت صحبت تو درون سینۀ من اعتقاد معجزه را دوباره زنده كند دست پرمحبت تو فدای این دلِ تنگم كه بیاشارۀ تو غبار ره شد و راضی نشد به زحمت تو. #عمران_صلاحی
به سوی توست اگر این نگاه، دست خودم نیست صبوری از دلِ تنگم مخواه! دست خودم نیست مخوان به گوش منِ دلسپرده پند! که این عشق اگر درست، اگر اشتباه، دست خودم نیست همین که پلک گشودی به ناز، پر زد و دیدم دلی که دست خودم بود، آه... دست خودم نیست مرا ببخش که میخواهمت اگرچه بعیدی که من پلنگم و مهرم به ماه، دست خودم نیست برای از تو نوشتن ردیف شد کلماتم که اختیار غزل هیچگاه دست خودم نیست #سجاد_رشیدی_پور عزیز زادروزت شاد و پرتکرار ❤️💐
#هنوز تنظیم و صداسازی #محسن_مهابادی شعر #عبدالمهدی_نوری https://t.me/nouripoem
جهان را هوشمندان غمگین ساختند و بعد از احمقهای خوشحال پرش کردند...
به غیر خاطرهی بوسه نیست روی لبم مرا ببخش که بیپردهام، که بیادبم! هنوز مستم از آن بوسههای مردافکن هنوز تلخم و تنها حریف میطلبم مرا ببخش و ببوس و بگیر در بغلت که مثل کاسهی صبرم، از اشک لببهلبم نه چشم تر! که شبیهم به بغض صدساله که مستعد شکستن در آهِ نیمهشبم تو شاهزادهی شیرین خسروانی و من گُمان کنم که به فرهاد میرسد نسبم مخوان به گوش من از منطق و حسابوکتاب منی که منزجر از هرچه منفعتطلبم... به گریه گفتم و خندیدی و دلم لرزید از اینکه زنده بمانم پس از تو در عجبم! #عبدالمهدی_نوری @nouripoem
без подписи
без подписи
اگر تو هم این ابیات رو حفظی و از طنز #محمدرضا_میرزازاده لذت میبری، تو دوست خوب منی! مخصوصا اگر از (هرگز نمیرد) بیشتر خندیدی!
هم نوش من! هم دوش من! هم شیوهی من! هم صحبت شبهای رویایی! کجایی؟ وقتی مسیری را که با هم رفته بودیم؛ من اشک می ریزم به تنهایی کجایی؟ احوالپرس روزگار من تو بودی میآمدی گل مینشستی میشکفتی تو واقعا یعنی نمیدانی در این باغ تنها کلید قفل گلهایی؟ کجایی؟ یاد تو را از خاطرم از خاطراتم حتی اگر من بردهام، خوابم نبرده است اما تو ای خاتون خوب خوابهایم! در خواب من حتی نمی آیی! کجایی؟ جایی که هستی لطف اینجا را ندارد اینجاتر از جایی که هستی پیش من باش آنجا و اینجا هرچه میدیدم تو بودی حالا نه اینجایی نه آنجایی کجایی؟ وقتی دلم را شاد و شیرین میتکاندم زیر درخت خنده چادر میگرفتی رفتی کجا را قاب خوشبختی بگیری با دختران باغ بالایی؟ کجایی؟ دم نوش دارم اصل آب زندگانی نی مینوازم با نواهای شبانی تا گاه گوش جان به ساز من سپاری یا گاه نوش جان بفرمایی! کجایی؟ #حسن_دلبری
صندلی ادامه ی درخت است سیگار ادامه ی مزرعه ی تنباکو و مرگ ادامه ی زندگی به من بگو تنهایی ادامه ی چه چیزی ست جز تنهایی! #محمد_عسکری
و پای من که #قلم شد نوشت؛ برگردیم! #بکتاش_آبتین #روز_قلم
▫️شب شعر سیمرغ به مناسبت تیرگان به پایمردی موسسهی خورشید و انجمن زروان در خانهی هنرمندان مخمس تضمین حافظ و غزلی با زخمی کلیشهای
ز بس فتاده به هر گوشه پارههای دلم فضای دهر به دکان شیشهگر مانَد... #طالب
چه روزهای سیاهی گذشت بر این مرز...😭