tgindex
اشعار مرحوم نجمه زارع

اشعار مرحوم نجمه زارع

Статистика
@fereshtehshabdariперсидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
907
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
417
22 постов
Вовлечённость
46,0%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
33
1/48двое суток
37
1/72трое суток
40

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • ✨ تو غریبیّ و من انگار غریبانه‌ترم بی‌تو، در شهر تو من از همه بیگانه‌ترم از چه می‌نالم و از دردِ چه؟ رسوایم کن که بفهمند چرا بی‌تو ز پیمانه، تَرَم آنقدَر بی‌خودم از خویش که دارد کم‌کم باورم می‌شود از چشم تو دیوانه‌ترم! چاره‌ای نیست، دچارم کن و بر بادم دِه که من از باد هم انگار که بی‌خانه‌ترم هر شب این‌گونه به ناچار غزل می‌گویم ورنه از مرزِ غزل‌های تو پرچانه‌ترم... #نجمه_زارع‌ http://t.me/fereshtehshabdar

  • без подписи

  • تقدیم به پدربزرگ شهیدم رفتی ولی نگاه تو یادم نمی‌رود چشمان بی‌گناه تو یادم نمی‌رود گم می‌شود سیاهی شب‌های زندگی تا چهره‌ی چو ماه تو یادم نمی‌رود گفتی: که تا همیشه به یاد خدا بمان گفتم: که در پناه تو یادم نمی‌رود از قامت بلند تو جز استخوان نماند آن پیکر گواه تو یادم نمی‌رود فردا اگر زمانه مسافر کند مرا باور بکن که راه تو یادم نمی‌رود...   #نجمه_زارع   https://t.me/fereshtehshabdari

  • без подписи

  • وقتی تو دل خوشی، همه ی شهر دل خوشند خوش باش هم به جای خودت هم به جای من #نجمه_زارع https://t.me/fereshtehshabdari

  • без подписи

  • ✍✍✍ چگونـه از تـو بگویـم کـه عاشقانه نباشد؟ شده ست چشمِ تو روزی پُراز بهانه نباشد؟ مرا ز عشق نترسان، خودم چشیده ام آن را دلِ مـرا بـزن آتـش کـز او نشـانه نباشـد دراین همیشهٔ شرجی مۍآوری چه به روزم بـرای وسعـتِ چشمت، اگر کـرانـه نباشد چنین که میشکنۍدل، بیا وحق بده این را که دلشکسته تر از من در این زمانه نباشد "تـو" ای یگانه ترینم، قبـول کن که چنینم اثـر نمی کنـد عشقی، اگـر یگانـه نبـاشد پدر رسیده بـه خانه و نانِ تازه به دستش بیـا کـه سهم ندارد کسی کـه خانه نباشد #نجمه_زارع https://t.me/fereshtehshabdari

  • без подписи

  • ساعت دو شب است که با چشمِ بی رمق چیزی نشسته ام بنویسم بر این ورق چیزی که سال هاست تو آن را نگفته ای جز با زبان شاخه گُل و جلدِ زرورق هر وقت حرف می زدی و سرخ می شدی... هر وقت می نشستی به پیشانی اَت عرق... من با زبانِ شاعری ام حرف می زنم با این ردیف و قافیه های اَجَق وَجَق این بار از زبان غزل کاش بشنوی دیگر دلم به این همه غم نیست مستحق من رفتنی شده؛ تو زبان باز کرده ای آن هم فقط همین که: برو در پناه حق #نجمه_زارع https://t.me/fereshtehshabdari

  • без подписи

  • . فرقی نداشت دیشب و امشب برای من جزآنڪه بر نبود تو یڪ شب اضافه شد...!! #نجمه_زارع http://t.me/fereshtehshabdar

  • без подписи

  • هر چه این احساس را در انزوا پنهان کند می تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند؟ عشق، قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوز کشته خود را نمی داند کجا پنهان کند! در خودش، من را فرو خورده ست، می خواهد چه قدر ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کند؟! هرچه فریاد است از چشمان او خواهم شنید! هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند آه! مردی که دلش از سینه اش بیرون زده ست حرف هایش را، نگاهش را، چرا پنهان کند؟! خسته هرگز نیستم، بگذار بعد از سال‌ها باز من پیدا شوم، باز او مرا پنهان کند #نجمه_زارع http://t.me/fereshtehshabdar

  • без подписи

  • ديگر قبول كن كه دلم را شكسته‌اي اي آنكه روبروي نگاهم نشسته‌اي خورشيد پشت ابر دلم گريه مي‌كند وقتي غرور پنجره‌ها را شكسته‌اي گفتي پرنده‌ها همه از شهر رفته‌اند من ديده‌ام، به سمت تو برگشت دسته‌اي مي‌خواستم كه با تو كبوتر شوم ولي روي زمين نشستي و گفتي كه خسته‌اي حالا نگاہ كن به نگاهم، ببين چقدر بر روي سرنوشت دلم نقش بسته‌اي بايد نفس كشيد ولي زندگي نكرد مانند سيب سرخ در اطراف هسته‌اي #نجمه_زارع http://t.me/fereshtehshabdar

  • без подписи

  • شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد !   #نجمه_زارع http://t.me/fereshtehshabdar

  • без подписи

  • وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! -تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهـــاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه، هی “من عاشقت هستم” شکست بعد ِ تو آیینه‌های شعر، سنگم می‌زدند دل به هر آیینه، هر آیینه‌ای بستم شکست عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست وقتی از چشم تو افتادم نمی‌دانم چه شد پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست #نجمه_زارع http://t.me/fereshtehshabdar