tgindex
پارَند - Paarand

پارَند - Paarand

Статистика
@paarandiranПолитикаперсидский

پارَند: نگاهبان گنج، مراقب ایران پارَند، ایران را شهروندمدار، مدنی، متّحد و متکثّر می خواهد. صدایی است برای همه آنها که توسعه را با دموکراسی و ایران را با شهروندانش تعریف می کنند.

Последний пост
27 мая
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Политика (по похожим)
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
1 388
−3 за 4 дн.
Сутки
−1
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
6 136
21 постов
Вовлечённость
442,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 27 мая3 9321335

    #تحلیل_برگزیده خط مقاومت در بوتۀ نقد محمد مالجو خط مقاومت خود را چنین صورت‌بندی می‌کند: افزایش هزینۀ تهاجم برای متجاوزان تا از تکرار جنگ بازداشته شوند. منطق خط مقاومت روشن است: اگر بزنند، سخت‌تر خواهند خورد. اما همین منطق، در عمل، به یک چرخهٔ تشدید بدل می‌شود. زیرا «افزایش هزینه» هیچ‌گاه یک‌طرفه نمی‌ماند. طرف مقابل نیز برای خنثی‌سازی‌اش چه‌بسا سطح درگیری را بالا ببرد و ابزارهای تازه بیاورد و آستانه‌ها را جابه‌جا کند. آنچه آغاز می‌شود نه بازدارندگی پایدار بلکه مسابقه‌ای بی‌پایان در تشدید است. مدافعان مقاومت می‌گویند هدف‌شان شکستن چرخهٔ «جنگ–آتش‌بس–جنگ» است. اما ابزارشان، در عمل، همین چرخه را بازتولید می‌کند. افزایش هزینۀ جنگ برای متجاوزان فقط یکی از عوامل تصمیم‌گیری است نه لزوماً تعیین‌کننده‌ترین‌شان. وقتی پای امنیت یا حیثیت یا موازنه‌های منطقه‌ای در میان باشد، متجاوزان چه‌بسا چنین هزینه‌هایی را پذیرا شوند. در نتیجه، جنگ اصلاً منتفی نمی‌شود بلکه به تعویق می‌افتد، آن‌هم با شدتی بیش‌تر. این راهبرد نه به «مهار جنگ» بلکه به «انباشت زمینه‌های جنگ» می‌انجامد. اما مسئله فقط در سطح استراتژیک نیست. خط مقاومت با تمرکز بر «آن‌جا»، یعنی میدان تلافی، از «این‌جا» غفلت می‌کند: از زیست روزمرۀ مردمی که باید موضوع اصلی دفاع باشند. تجربۀ زیستۀ شهروندان نه در معادلات بازدارندگی بلکه در آسمانی شکل می‌گیرد که بی‌دفاع است، در شبی که صدای بمباران می‌آید و هیچ سپری در کار نیست. این‌جا همان شکاف تعیین‌کننده است: میان گفتار حکومتیِ امنیت و تجربۀ مردمیِ ناامنی. مقاومتی که حفاظتِ مستقیم از زندگی روزمرۀ مردم را به حاشیه می‌راند و به تلافی در جغرافیایی دیگر حواله‌اش می‌دهد، در واقع «دفاع» را جابه‌جا کرده است: از حفاظت به تهدید، از پدافند به آفند. این جابه‌جایی گرچه چه‌بسا در سطح استراتژیک معنا داشته باشد، در سطح زندگی واقعی به معنای تعلیق امنیت است. در برابر این منطق، راه‌حل بدیل نه این است که هزینهٔ جنگ را برای طرف مقابل کم کنیم و نه این‌ که هزینه‌ها را بی‌پایان بالا ببریم. اساساً باید صورت مسئله را عوض کنیم. به‌ جای تمرکز بر بازدارندگی از طریق تهدید و تشدید هزینه باید به سمت سیاستی برویم که احتمال وقوع جنگ را کاهش دهد. یعنی به‌ جای مدیریت پی‌آمدهای جنگ برویم سراغ علت‌هایی که اساساً زمینهٔ جنگ را ایجاد می‌کنند و تا حد ممکن تضعیف‌شان کنیم. این راه‌حل بدیل چهار مؤلفۀ روشن دارد: تنش‌زدایی قاعده‌مند از طریق توافق بر خطوط قرمز و قواعد درگیری؛ تقویت پدافند و حفاظت داخلی با تمرکز بر ایمنی زیرساخت‌ها و دفاع شهری؛ مذاکرۀ تدریجی برای شکل‌دادن به توافق‌های کوچک اما انباشتی و کاهش سوءمحاسبه‌ها؛ ایضاً کاهش درگیری‌های پرهزینهٔ منطقه‌ای که کشور را در معرض چرخه‌های تلافی نگه می‌دارند. تفاوت این دو راه‌حل را باید به‌صراحت شرح داد: خط مقاومت بر «بازدارندگی از طریق تهدید» تکیه دارد اما راه‌حل بدیل بر «پیشگیری از طریق کاهش تنش». اولی می‌کوشد جنگ را با ترساندن به تعویق بیندازد اما دومی می‌کوشد احتمال وقوع جنگ را از اساس کم‌تر کند. اولی به‌ طور ساختاری به تشدید وابسته است اما دومی به انباشت اعتماد حداقلی و قواعد پیش‌بینی‌پذیر. ازاین‌رو انتخاب واقعی به‌هیچ‌وجه میان «تسلیم» و «مقاومت» نیست. این دوگانه فقط صورت‌بندی نادرست مسئله است. انتخاب واقعی میان «ادامۀ چرخهٔ جنگ» و «شکستن چرخهٔ جنگ» است. شکستن این چرخه نه با نمایش توانِ بیش‌تر برای ضربه‌زدن بلکه با کاستن از زمینه‌هایی ممکن می‌شود که اصلاً جنگ را ممکن می‌کنند. این نه امتیازدهی ساده است و نه عقب‌نشینیِ بی‌قید بلکه نوعی ابزارسازی برای کاهش احتمال جنگ بعدی است، نوعی سیاست‌ورزی با هدفِ نامحتمل کردن جنگ. جنگ فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شود. در زندگی روزمرۀ مردم نیز ادامه پیدا می‌کند. در اضطراب شبانه، در حس بی‌دفاعی، در شکافی که میان تهدید و حفاظت دهان باز می‌کند. اگر این سطح نادیده گرفته شود، حتی پیروزیِ نظامی نیز می‌تواند به شکستی اجتماعی بدل شود. مقاومتی که این را نبیند، حتی اگر در «آن‌جا» دست بالا را داشته باشد، در «این‌جا» فرسوده خواهد شد. @paarandiran https://www.Instagram.com/paarandiran https://t.me/paarandiran/264

  • تحلیل برگزیده خط مقاومت در بوته نقد محمد مالجو @paarandiran https://www.instagram.com/p/DY19X0_iApk/?igsh=Z294NGZpNWxtMW5w

  • 23 дек.3 4401234

    #تحلیل_برگزیده زمان در انقیاد فاشیسم نباید هرگز به‌سادگی تصور کرد که موتور فاشیسم با نفرت یا عقل‌ستیزی پیش می‌رود؛ انفعالات و ایده‌ها در مقام سوخت این ماشین اهمیت دست‌اولی ندارد، زیرا مسئله همواره بر سر موتور است، بر سر پیش‌رانی که ماشین مزبور را قادر به تسخیر فضازمان می‌کند: زمان (و انواع‌واقسام مرض‌های زمانی، از زمان‌پریشی تا نوستالژی و خیالبافی در باب آینده). همۀ بحث‎‌‌وجدل‌های سخت و بی‌پایان دربارۀ بازگشت به عظمت گذشته، به «چی بودیم» برای چیرگی بر فاجعه‌ای به نام «چی شدیم»، یا در مقابل انواع رؤیای احیای عظمت مزبور که «یه روز خوب می‎‌آد»، صرفاً گواهی‌ست بر اهمیت و محوریت این عامل محوری در نبردهای اجتماعی ــ روانی و تاریخی این نیرو. فاشیسم در این راستا می‌کوشد زمان را از مفصل‌هایش درآورد تا آن را همچون شیئی صیقل‌خورده، ‌پیش‌بینی‌پذیر و مصرف‌شدنی پیش روی ما بگذارد: گذشته‌ای که باید حسرت‌آلود پرستید، آینده‌ای که باید خوش‌خیال انتظارش را کشید، و حالی که باید اندوهناک حذفش کرد. فاشیسم نه فقط بدن‌ها وذهن‌ها، بلکه زمان را نیز به انقیاد درمی‌آورد. برگرفته از کانال تلگرامی فلسفه مواجهه @paarandiran

  • 22 дек.2 684445

    در این ویدیو به تاریخچه "لغو اعدام" در آلمان پرداخته ایم و توضیح داده ایم آنچه که عنوان قانون لغو اعدام در این کشور شناخته می‌شود، چه مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. @paarandiran https://www.Instagram.com/paarandiran

  • 18 дек.4 70223102

    #تحلیل_برگزیده چرا روایت‌های معجزه‌وار از جنبش‌های اجتماعی خطرناک‌اند؟ جین تئوهریس ترجمه و تلخیص: نیلوفر خاکزاد جنبش تحریم اتوبوس‌های مونتگومری حالا هفتاد ساله است، اما آنچه در حافظه‌ی جمعی از آن باقی مانده، بیش از آنکه واقعیت باشد، یک افسانه‌ی الهام‌بخشِ ساده‌شده است: زنی سیاه‌پوست و خسته به نام رُزا پارکس روزی از جای خود بلند نشد، کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ از او حمایت کرد، و خیلی زود قانون تفکیک نژادی لغو شد. جین تئوهَریس، استاد علوم سیاسی و نویسنده‌ی کتاب زندگی سرکش خانم رُزا پارکس (نشر بیکِن)، این روایت را نه‌فقط نادقیق، بلکه خطرناک می‌داند. به باور او، رمانتیزه‌کردن جنبش‌های اجتماعی ما را نسبت به شیوه‌ی واقعی تغییر اجتماعی — که زمان‌بر، فرساینده و پرهزینه است — دچار خطای جدی می‌کند. تئوهریس تأکید می‌کند که تحریم اتوبوس‌های مونتگومری نتیجه‌ی یک لحظه یا یک تصمیم ناگهانی نبود. این جنبش حاصل بیش از دو دهه فعالیت سیاسی، انتخاب‌های دشوار، ناامیدی‌های مکرر و فداکاری‌های سنگین بود. وقتی پیروزی‌های گذشته را معجزه‌وار و یک‌شبه جلوه می‌دهیم، مبارزه‌ی کنشگران امروز نیز غیرمنطقی، افراطی یا بی‌ثمر به نظر می‌رسد. برخلاف تصور رایج، رُزا پارکس در سال ۱۹۵۵ نه زنی سالخورده و ناتوان، و نه کنشگری تصادفی بود. او زنی ۴۲ ساله با بیش از بیست سال سابقه‌ی فعالیت سیاسی بود که در کنار ای.دی. نیکسون، دفتر انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان را در مونتگومری فعال نگه داشته بود. پارکس بعدها گفت: «این مبارزه از روز دستگیری‌ام شروع نشد.» او سال‌ها در دادگاه‌ها، کارزارهای ثبت‌نام رأی‌دهندگان و پیگیری عدالت برای زنان سیاهِ قربانی خشونت شرکت کرده بود؛ مسیری طولانی و فرساینده که اغلب بی‌نتیجه به نظر می‌رسید. هشت ماه پیش از اقدام پارکس، دختری پانزده‌ساله به نام کلادت کالوین به دلیل بلند نشدن از صندلی برای یک زن سفید بازداشت شد. جامعه‌ی سیاهان مونتگومری خشمگین شد و برای مدتی کوتاه استفاده از اتوبوس را تحریم کرد، اما دادگاه کالوین به جنبشی فراگیر منجر نشد. بسیاری کالوین را «خیلی جوان»، «فقیر» یا «مسئله‌ساز» می‌دانستند و قاضی نیز عمداً تبعیض نژادی را وارد پرونده نکرد. با این حال، تئوهریس تأکید می‌کند اگر مقاومت کالوین و آن دادگاه نبود، شاید اقدام پارکس هم به جرقه‌ای تاریخی بدل نمی‌شد. جنبش‌ها نه با نخستین ظلم، بلکه با انباشت بی‌عدالتی‌ها شکل می‌گیرند. شجاعت پارکس دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند: او زمانی ایستادگی کرد که هیچ نشانه‌ای از پیروزی در افق دیده نمی‌شد. خود او چند ماه پیش از دستگیری‌اش گفته بود بعید می‌داند در مونتگومری جنبشی توده‌ای شکل بگیرد. با این حال، وقتی راننده از او خواست جایش را ترک کند، نپذیرفت؛ نه به امید نتیجه‌ای فوری، بلکه چون نمی‌خواست این رفتار را تأیید کند. پس از دستگیری پارکس، شبکه‌ای از زنان و کنشگران به‌سرعت وارد عمل شدند. جو اَن رابینسون از شورای سیاسی زنان، تنها در یک شب ۳۵ هزار اعلامیه برای تحریم اتوبوس‌ها چاپ کرد. ای.دی. نیکسون نیز مارتین لوتر کینگِ جوان را برای سازماندهی جلسه‌ی عمومی به میدان آورد. برخلاف روایت‌های اسطوره‌ای، کینگ نه با الهامی الهی، بلکه با تردید و تأمل تصمیم گرفت مسئولیت را بپذیرد. صبح دوشنبه، اتوبوس‌ها تقریباً بدون مسافرِ سیاه حرکت کردند. پارکس این لحظه را «معجزه» نامید، اما همان‌جا پرسید: «چرا این‌قدر طول کشید؟» تحریم ۳۸۱ روز ادامه یافت—نه فقط با پیاده‌روی، بلکه با یک سیستم پیچیده و داوطلبانه‌ی هم‌سفری که روزانه هزاران نفر را جابه‌جا می‌کرد. زنان سیاه با پخت‌وپز، جمع‌آوری کمک مالی و سازماندهی محلی ستون فقرات این مقاومت بودند. در این مسیر، کنشگران بهای سنگینی پرداختند: بیکاری، تهدید، بمب‌گذاری، تعقیب قضایی و فشار دائمی. حتی برخی نهادهای رسمی سیاه‌پوستان نیز از این شیوه‌ی «مختل‌کننده» فاصله گرفتند. با این حال، مقاومت ادامه یافت تا سرانجام دادگاه فدرال و سپس دیوان عالی آمریکا حکم به لغو تفکیک نژادی در اتوبوس‌ها داد. تئوهریس در پایان یادآوری می‌کند که پیروزی مونتگومری نه حاصل یک «نه» قهرمانانه، بلکه نتیجه‌ی «نه» گفتن‌های پی‌درپی، ممارست بی‌پاداش و پایداری در دل تردید بود. تغییر اجتماعی دقیقاً از همین‌جا می‌آید: از ایستادگی‌هایی که شاید در لحظه بی‌ثمر به نظر برسند، اما مسیر تاریخ را آرام و پیوسته عوض می‌کنند. @paarandiran برگرفته از وبسایت دانشکده https://t.me/paarandiran/260

  • 18 дек.1 072715

    #تحلیل_برگزیده چرا روایت‌های معجزه‌وار از جنبش‌های اجتماعی خطرناکند؟ جین تئوهریس در این مقاله معتقد است که پیروزی مونتگومری نه حاصل یک «نه» قهرمانانه، بلکه نتیجه‌ی «نه» گفتن‌های پی‌درپی، ممارست بی‌پاداش و پایداری در دل تردید بود. تغییر اجتماعی دقیقاً از همین‌جا می‌آید: از ایستادگی‌هایی که شاید در لحظه بی‌ثمر به نظر برسند، اما مسیر تاریخ را آرام و پیوسته عوض می‌کنند. ترجمه و خلاصه این مقاله توسط نیلوفر خاکزاد در سایت دانشکده منتشر شده است. @paarandiran https://www.instagram.com/p/DSaV-uuDA0M/?igsh=d3FuNHVvYWNndWhy

  • 15 дек.8 9401061

    در این ویدیو به تاریخچه "لغو اعدام" در آلمان پرداخته ایم و توضیح داده ایم آنچه که عنوان قانون لغو اعدام در این کشور شناخته می‌شود، چه مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. @paarandiran https://youtu.be/V56ETv5uXkM?si=DAntWKp7W3JL1zKQ

  • 12 дек.9 52015102

    در ضرورت همبستگی چپ‌ها و لیبرال‌های میانه چپ یا راست؟ هیچکدام اما هر دو. همین گزاره در اهمیت یک رویکرد مهم تاکید دارد: مقابله با فرهنگ حذف و انکار. اگر در اوان انقلاب پنجاه و هفت، عده ای همه مخالفان خود را با برچسب "لیبرال" از میدان به در کردند، جهل آنروز دوباره در حال تکرار است اما اینبار با برچسب هایی چون " چپ هرگز نفهمید". از این‌رو، استبداد مایه فرهنگی این ستیزه جویی است، چرا که به جای به رسمیت شناختن مخالف، از هم اکنون شعار مرگ و انکار می‌دهد. چپ ستیزی با فرهنگ لیبرالی تضاد دارد چرا که نه چپ نه راست به صورت همسان و واحد برداشت نمی‌شوند، و یکسان کردن چپها و لیبرال‌ها از ذهن‌های عقب مانده یکسان ساز برمی‌آید و طبیعی است از مهم ترین اصول فرهنگ لیبرالی، به رسمیت شناختن حق حضور مخالف است. اما برچسب های کلی مانند" چپ هرگز نفهمید" مانند برچسب‌های اول انقلاب" لیبرالیسم جاده صاف کن امپریالیسم"، زمینه ساز تمامیت خواهی اند و حتی اگر تغییر سیاسی هم رخ دهد، تمامیت خواهی در شکل و شمایل جدید به زیست حذفی خود تداوم خواهد داد؛ یک روز با عبا و عمامه روزی دیگر با کت و کروات. پس چپ های میانه و لیبرال های میانه با به رسمیت شناختن اختلاف ها و تاکید بر بحث های عمومی به جای فرهنگ حذف می‌توانند علیه هر نوع فاشیسمی که ظرف متکثر ایران را بخواهد نادیده بگیرد و فرهنگ حذف را اشاعه دهد، همبسته شوند چرا که اگر ایران خانه همه ایرانیان است، تکثر، ضرورت اجتناب ناپذیر و به رسمیت شناختنش، عامل پویایی است. از اینرو، این همبستگی علیه هر جریانی است که بخواهد این خانه را نابود، اعضای این خانه را حذف و به اصل بحث های عمومی در عرصه عمومی موزاییکی ایران ضربه بزند. به عبارتی، در این عرصه عمومی متکثر ضمن اینکه باید از تضارب آرا دفاع کرد، همزمان فاشیسم را در لباسهای مذهبی و غیرمذهبی منکوب و مقهور اراده جنبشی کرد، اراده ای که از تکثر به همبستگی حول ظرف ایران با محوریت اصل آزادی می‌رسد. مبارزه با حاکم فاشیست اکنون و حاکم فاشیست بالقوه آینده، در راستای خط مقدم آزادی خواهی اند. @paarandiran https://www.instagram.com/paarandiran https://t.me/paarandiran/257

  • 12 дек.1 01126

    در ضرورت همبستگی چپ‌ها و لیبرال‌های میانه @paarandiran https://www.instagram.com/p/DSLLpANDMyH/?igsh=NWw5bW9haXFhaHlv

  • 5 дек.8 6351392

    حق بیرون راندن حاکم جائر از حکومت رضا زمان ميرزا فتحعلى آخوندزاده (١٨٧٨-١٨١٢) از نسل نخست منوّر الفكرهاى ايرانى و فرنكي مآبان وطنى بود كه بذرٍ فكرى و معرفتى «مشروطيّت» را در خايِ فرهنك وانديشة ايرانى كاشت. آخوندوف, هم عصر با ميرزا يوسف خان مستشار الدوله (١٨٩٥-١٨٢٣) بود؛ مستشارالدوله را مى توان يك روشنفكرى دينى شناخت, اما در برابر او، آخوندوف روشنفكرى سكولار و مشروطه خواهى لامذهب مى نمود كه نقدى سكولار بر «يك كلمه» نوشت. سزاست كه بكوييم آخوندوف, نخستين جهرة «مشروطة جامع سكولار»، به سياق. روشنكرى راديكال و ليبراليسم فربه، بود! يعنى، مشروطه در تمام شئون. فرهنك وعرف واخلاق ودين، بارى، ميرزا آخوندوف در مقاله اى كه در نقد «يك كلمه» نوشت، تعريف و تعبيرى از «مشروطه» داد كه عبارت بود از «بيرون راندن حاكم جائر از سلطنت وحكومت». به بيان ميرزا آخوندوف، مشروطه يا كنستيتوسيون يعنى: ملّت بتواند به «حاكم ظالم» بكويد: «از بساطِ سلطنت و حكومت كم شو!» (مقالات آخوندزاده, اجتماعيات, ص ء٩/مقالات فلسفى آخوندزاده، ص ٣٣). به تعبيرى، آخوندزاده در تعريف خود، ييششرط مشروطيّت را در اين مى شناسد كه يك ملّت توان و امكانى داشته باشد كه ظالم و جائر را از بساط سلطنت وحكومت بيرون كند و آنقدرى توانا شده باشد كه به سلطان ستمكر بكويد كه از قدرت كم شو! تعريف آخوندزاده از مشروطه، به طرز جالبى به تعريف پوپر از دموكراسى نزديك است. كارل ريموند پوپر (١٩٩٣-١٩٠٢) فيلسوف سياست وعلم، با دريافت ليبرال از امر سياسى، دراثر درخشان «جامعه باز و دشمنان ان» دموكراسى را بر اساس «عزل حكومت» تعريف كرد! دموكراسى يعنى عزل. مسالمت آميز حاكمان و كنار زدن دولتها بدون خشونت. «دموكراسى، عبارت از حكومت هايى است كه مى توان بدون خونريزى از شرشان خلاص شد» (جامعه باز، ص ٣٠٨). پس «ملاك دموكراسى اين است كه در جنين نظامى، حاكمان را مردم بايد بتوانند بدون خونريزى بركنار كنند» (جامعه باز، ص ٩٠٧). آخوندوف و پوپر، بى آنكه يكديكر را ملاقات كنند و بشناسند، تعريفِ مشابه و نزديك از دموكراسى مشروطه دادند. ابتناى هر دو تعريف بر «عزل حاكمان جائر از قدرت» است و اين هر دو، حجاب از يك واقعيت برداشت. تعبير آخوندوف از مشروطه وتحليل يوير از دموكراسى، دلالت بر واقعيت عينى دارد: ماوقع دموكراسى مشروطه در ملل ليبرال. اين روية دموكراسى هاى مشروطة ليبرال است كه اين حقّ را به ملّت مى دهد تا حاكم جائر را از قدرت عزل كند و از بساط حكومت براند. اين آن جايى است كه پوپرِ اتريشى و آخوندوف ايرانى به هم مى رسند. @paarandiran https://www.instagram.com/paarandiran https://t.me/paarandiran/255

  • تحلیل برگزیده حق بیرون راندن حاکم جائر از حکومت رضا زمان @paarandiran https://www.instagram.com/p/DR5DjAkDMMj/?igsh=MjJsbGI2czZqNGE5

  • 1 дек.8 77741

    без подписи

  • 1 дек.11 тыс41

    без подписи

  • 1 дек.11,2 тыс41

    без подписи

  • 1 дек.7 95441

    без подписи

  • 1 дек.7 92341

    без подписи

  • 1 дек.9 69641

    без подписи

  • 1 дек.6 31241

    без подписи

  • 1 дек.8 26942

    без подписи

  • 1 дек.6 29741

    без подписи