tgindex
پناه بر ادبیات🪄

پناه بر ادبیات🪄

Статистика
@panaah404персидский

پناه می‌برم به شِعر، از شَر…

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
18
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
16
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
83
18 постов
Вовлечённость
518,8%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 18
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
4
1/48двое суток
4
1/72трое суток
4

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • منی که نامِ شراب از کتاب می‌شستم، زمانه کاتبِ دکّانِ می فروشم کرد… -طالب آملی

  • اى دوست، اى برادر، اى همخون! وقتی به ماه رسيدى، تاريخ قتل عام گل‌ها را بنويس... -فروغ فرخزاد

  • 1 авг.2111из hemmatiniya

    نوشته بود: «من واقعا ادبيات رو دوست دارم. اينكه مى‌بينی آدم‌هايى قبل از تو بودن كه همين احساسات رو تجربه كردن، بهتر از تو تبديلش كردن به كلمه و از همه مهم‌تر اينكه نمردن و زندگی براشون ادامه پیدا كرده، جالبه واقعا.» #درستایش‌ادبیات

  • تو از آیینِ انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده‌است، چرا باید تو بستانی؟ 💔 -فریدون مشیری

  • تا به کی باشی گرفتار امید؟ ناامیدی پیشه کن، آزاد باش -طغرای مشهدی

  • ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم ‏یا جام باده، یا قصه کوتاه… -حافظ

  • کسی نخواند غزل‌های غم گریسته را نوشته‌های ز چشمِ قلم گریسته را عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد دو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته را هوای دیدن دریا، رسانده است به هم دو جویبارِ به هر پیچ و خم گریسته را به غیر شانه‌ی هم هیچ تکیه‌گاهی نیست دو مست سرخوش در هر قدم گریسته را غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند رفیق‌های در آغوش هم گریسته را… -فاضل نظری

  • دارو فروشِ خسته دلان را دکان کجاست؟ -خواجوی کرمانی

  • این صبر که من میکنم، افشردنِ جان است…

  • گویند بکوش تا بیابی ‏می‌کوشم و بخت، یاورم نیست -سعدی

  • خزان،بی‌‌برگ و بارم کرد نورم باش خاکم باش ‏چراغِ کوچکی در خاطراتِ ترسناکم باش ‏سرود ملّی‌ام شو، خانه‌ام شو، تار و پودم شو ‏مرا در بازوانت غرق کن! اروند رودم شو … -حامد ابراهیم پور

  • «من را امروز باید بفهمید؛ ‏زیرا که من کتاب نیستم. ‏من اگر بمیرم، ‏دیگر کسی نمی‌تواند مرا بخواند. ‏مجبورم تا وقتی که زنده‌ام فهمیده شوم.» -منسوب به اوغوز آتای

  • من از میان بلایای سخت آمده‌ام ‏که دانه رفته‌ام اما درخت آمده‌ام ‏اگر گریختم از جمع، گوشه‌گیر شدم ‏اگر که بیشتر از قبل سر‌به‌زیر شدم ‏درخت آمده‌ام... ایستاده در غم‌ها ‏دلم پر است، پر از یادگار آدم‌ها ‏هزار خاطره از زخم این و آن دارم ‏مرا به حرف نگیرید… داستان دارم… -یاسر قنبرلو.

  • دو خط مصیبتِ جنگل بخوان برادر جان شکسته‌ها همه سرو و صنوبرانِ من‌اند…۰ -سعید مبشر

  • انگورِ عدم بُدی شرابت کردند واپس مرو ای شراب! انگور مشو…۰ -مولانا؛ دیوانِ شمس.

  • پناه بر شِعر، از شَر… پناه بر‌ ادبیات پناه بر کتاب‌ها پناه بر اونچه که آدم‌ها قبل از ما، اما انگار از زبانِ ما و از‌ قلبِ ما گفتن… 🤍✨ https://t.me/panaah404

  • Channel created