- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 176
- 1/48двое суток
- 201
- 1/72трое суток
- 217
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
رودخانهها از آب خود نمینوشند. درختان میوههای خود را نمیخورند. خورشید به خودش نمیتابد، و گُلها عطرشان برای خودشان نیست. زندگی برای همهی ما قانون طبیعت است. همهی ما برای کمک به یکدیگر به دنیا آمدهایم. مهم نیست چقدر سخت، هرقدر هم که سخت باشد، با هم که باشیم زندگی خوب است. زندگی وقتی تو شادی خوب است، اما خوبتر وقتیست، که دیگران به اُمید تو شادند …
@parivaz
خیلی به شروعهای عاشقانه و جذاب اعتماد نکنید. داستایوفسکی میگه: «طبیعی است که آغازها زیبا باشند؛ زیرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید: سلام، من آدم پستی هستم.»
بربت(بربط) یا عود (همچنین رود)، سازی ایرانی از رده سازهای زهی زخمهای است که در خاورمیانه و کشورهای عربی شمال آفریقا رواج دارد. در این ویدئو سبک های متداول عود نوازی در کشورهای مختلف عربی را می شنویم. @parivaz
پهریواز pinned «مادر از تمام گرگها نجات یافتم اما قلبم مرا بلعید.. #امانی_غیث»
و اما هیچکس نمیداند چرا در شطرنج ملکه ای نیست و تنها شاه وجود دارد " چون زن بازیچه نیست " #نزار_قبانی
آغوش تو سركوب هياهوى جهان است🧡
+ این همه سیگار کشیدن آخرش به کُشتنت میده! - عاشق تو بودن هم همینطور... 🎬 Atonement (2007) @parivaz
مادر از تمام گرگها نجات یافتم اما قلبم مرا بلعید.. #امانی_غیث
باید که قلبِ ما سرود ما و پرچم ما باشد ... “خسرو گلسرخی”
آنچه زندگی را غنی میسازد چیزهایی نیستند که به آن اضافه میکنید، بلکه چیزهایی هستند که از آن حذف میکنید. آنچه زمانهی ما را تهدید میکند انفجار اطلاعات نیست، بلکه انفجار انواع نظرات مختلف است. آزادی واقعی یعنی این که، مجبور نباشید در مورد همهچیز و همهکس نظری داشته باشید، نگران این نباشید که بینظر بودن نشانهی ضعف شماست، برعکس این نشانه هوش و بلوغ شماست. رولف دوبلی | هنر خوب زیستن
غزّالی در کیمیای سعادت مینویسد: «یکی را گفتند: "برادرِ تو از راهِ دین بگردید و اندر معصیتی افتاد. چرا از وی بِنَبُری؟" گفت: "وی را به برادر، امروز حاجت است که افتاده است. دست از وی چون بدارم؟"» به گمانم شرطِ محبّت همین است که آدمی فرا یادِ خویش آورد: «وی را به دوست، امروز حاجت است که افتاده است.» و الّا همپیالگی را همه میدانند.
دیشب، دختر خردسالم به من گفت: «بابا، من میخواهم بعضی شبها بیایم پیشت غر بزنم. تو هم باید قول بدهی فقط بغلم کنی و چیزی نگویی...» گفتم: «قول میدهم.» بعد با تعجب پرسیدم: «حالا باید چه کار کنم؟» گفت: «آمادهای؟» گفتم: «آمادهام.» چراغها را خاموش کرد. آرام آمد، روی پاهایم چمباتمه زد و خودش را در آغوشم جا داد. بعد شروع کرد... گفت: «بابا، میدانی چقدر ناراحتم که دوستهایم از ساختمان ما رفتند؟ میدانی فردا امتحان زبان دارم و میترسم نمره خوبی نگیرم؟ میدانی خاله رفته شمال و من دوست داشتم با او بروم...» همینطور که غر میزد، صورتش پر از اشک شد. من هم از فرصت استفاده کردم و به آیین او پیوستم. او از ترک شدنها، از دلتنگیها، از ترسها و از همه احساساتی میگفت که از اختیارش بیرون بود. ناگهان دیدم خودم هم در همان آغوش، به همه چیزهایی فکر میکنم که این روزها دلم را سنگین کردهاند؛ به رفتن عزیزانم، به نگرانیهای این روزها، به اندوههایی که هیچ ارادهای نمیتواند یکشبه آن از میان بردارد من هم پابهپای او گریه کردم. دلبندم... از تو ممنونم. تو به من یاد دادی که گاهی انسان فقط به آغوشی امن نیاز دارد؛ آغوشی که در آن بتواند از همه چیزهایی که از اختیارش بیرون است، غر بزند، گریه کند و خالی شود. او غر زد... غر زد... غر زد... و در آغوشم آرام گرفت و خوابید. اما من تا دیر وقت بیدار ماندم. به این فکر میکردم که شاید ما بزرگترها، بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشیم، به آغوشی نیاز داریم که در آن، بیآنکه قضاوت شویم، از همه چیزهایی که در ارادهمان نیست، بگوییم. شاید گاهی درمان، پاسخ نیست؛ حضور است. و چه قدر این روزها، آغوشهای بیقضاوت برای غر زدن، ناب و نایاباند. سهیل رضایی
کفشها و آدمها: اگر به تو آسیب میرسانند، اندازهات نیستند.
این توصیه از گیزل برایانت این روزها بهشدت وایرال شده؛ چون بهجای حرف زدن دربارهٔ ظاهر، پول یا معیارهای کلیشهای، روی یک سؤال ساده اما مهم دست میگذارد: «این رابطه، تو را به چه کسی تبدیل میکند؟» او خطاب به زنان مجرد میگوید: اگر کنار یک مرد، جنبه بازیگوش، شاد و کودکانهی وجودت زنده میشود، احتمالاً با یک مرد بالغ طرف هستی. اگر مدام احساس میکنی باید از او مراقبت کنی، مشکلاتش را حل کنی یا نقش مادرش را به عهده بگیری، احتمالاً هنوز با یک پسر در رابطهای، نه یک مرد. و اگر برای حفظ رابطه، همیشه مجبور باشی وارد «انرژی مردانه» شوی؛ یعنی همهچیز را مدیریت کنی، بار مسئولیت را به دوش بکشی و مدام پیشقدم باشی، این میتواند یک زنگ خطر (Red Flag) باشد. گاهی کیفیت یک رابطه را نه از روی حرفها، بلکه از روی احساسی که در تو ایجاد میکند، میتوان شناخت.
یه طبقۀ مخصوص در قلبم هست برای آدمهاییه که بلدن قدردانی کنن و فرق بین وظیفه و لطف رو میفهمند، شما خیلی زیبا هستید...
هیچکس فردا رو به ما قول نداده... پس دوستت دارم، طوری که انگار امشب آخرین شب دنیاست. 🖤
من جادهٔ ابریشمم در من کاروانهای بسیاری به غارت رفتهاند بازرگانان بسیاری راه گم کردهاند شترانی با بار ادویه و دارچین در شن خفتهاند رونقی داشت دلم قبل از تو طاعون عشق ویرانم کرد من جادهٔ ابریشمم که حالا با خاک یکسان شدهام اما هنوز هم از هر طرف که در من سفر کنند به تو خواهند رسید. جواد گنجعلی
این دَر باز بود، تا زمانی که یکنفر رویش نوشت: دوستت دارم...
آنکه میخواهد از تو نزد دیگران هیولا بسازد، خود هیولای واقعیاست ...