- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 45
- 1/48двое суток
- 51
- 1/72трое суток
- 55
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
سقوط قهرمان اولین قطعه موسیقی بیکلام از آلبوم موسیقی داستان بیمعار
без подписи
به خلازیر میروم، شاید آنجا کسی خریدار احساساتم باشد
без подписи
без подписи
در وقت اعدام اصفهان، یک مامور خطاب به یکی از مادران که در حال گریه بود گفت «بلندتر گریه کن». یادمان میماند، «بلندتر گریه کن»…
без подписи
۱۳۸۳/۰۶/۱۱
без подписи
کاش اندازهی رض و نوید عاشق دنیا بودم
تعداد ایرانیهایی که از باخت دیشب پرتغال ناراحت بودن از عزادارهای رهبرتون بیشتر بود
شعری که تو را جان میبخشد یک بار شاعرش را کشته است
بیمعار زمستون ۲۰ دی ماه ساعت ۲۴ منتشر میشه با توجه به پیشآمد شرایط کشور داستان تغییر کرده
از اجراهایی که حسرت حضور نداشتنم رو میخورم
без подписи
آتشی افتاد در جان و جهانم بعدِ تو آتشی سوزانتر از نفرتِ نهانم بعدِ تو آتشی کز دستِ خود افروختم در روزگار سوختم در شعلههایِ بیامانم بعدِ تو مرگ را چون سرنوشتِ خویش میدیدم مدام ساکت و خاموش در چشم و دهانم بعدِ تو با غروری تلخ اشکم را پنهان میزدم کافرانه نامِ عشقَت بر زبانم بعدِ تو گفته بودم جرمِ توست این گریههای بیقرار غافل از آن کز من است این داستانم بعدِ تو اشکهایت شد گناهی بر دلِ تاریکِ من دستِ من لرزید و افتاد آسمانم بعدِ تو داغِ دوریات هزاران واژه را دوزخ نمود سوخت شعرم، سوخت حتی استخوانم بعدِ تو سالها این رنج را بر شانهٔ خود بردهام این که نفرت کاشتم در بوستانم بعدِ تو بخشش از تو گر رسد شاید خطایی دیگر است جانِ من آمادهٔ تقدیمِ جانم بعدِ تو در حضور خالق خود نیز شرمسارم هنوز حصار ساختم میان او و جانم بعدِ تو گفته بودی شوقِ پروازم هنوز باقیست بال دارم بر دوشِ آسمانم بعدِ تو ولیکن پروازم چه سود ای آشنای بیقرار از آن سو درهای دلت بستهست بر من بعدِ تو سالها در واژههایم زنده نگه داشتمت تا نگیرد مرگ حتی از گمانم بعدِ تو این چشم روزی برای دیدنت دیوانه بود حال با یاد تو میرقصد جنونم بعدِ تو به قربانت روم که دستت مرحم این زخم بود بیا آنجا که باد است همزبانم بعدِ تو به قربانت روم که گیسویت هویت نسیم بود بیا آنجا که شعر است آشیانم بعدِ تو به قربانت روم که مرهم بودی و دردِ دلم ماه هم شریک وصف یارم بعدِ تو عالم پردیس در انتظار روی توست تا شود با خندهات باغ جهانم بعدِ تو هرچه واژه در دلم روییده از آنِ توست تا نگاهت باز سازد آنچه خوانم بعدِ تو -پارسارسولی
ببخشید من تازه آنلاین شدم. برای آقای خامنهای اتفاقی افتاده؟
عید من از این به بعد ۹ اسفنده