tgindex
پـروا
@parva_iперсидский

‌. . "أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب"

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
45
Всего постов
45
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
119
+6 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
70
40 постов
Вовлечённость
58,8%
к подписчикам
Постов в день
6,4
всего 45
Упоминаний
15
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
97
1/48двое суток
111
1/72трое суток
119

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • متشکرم از مشارکتتون🌚🫶🏻

  • 14 авг.32из mahva313_ir

    اگر عشق سفر باشد، من یک مسافرم؛ بی‌نقشه و بی‌مقصد اما همیشه به سوی تو.

  • 14 авг.34из namaktob

    نازِ چشمانِ تورا قاب کنم در دلِ شب تا که مهتاب ننازد به جمالش هر شب:)

  • 14 авг.36из nrjs_133

    هنوز در عجب از طاقتِ دلم که چطور ملال این همه تکرار را تحمل کرد ـ فاضل نظری

  • 14 авг.37из b_l_a_ck_rose

    وارد زندگی بعضی آدم ها میشی تا عشقی رو بهشون نشون بدی که هیچ وقت تجربه نکرده بودن، در ادامه خودشون بهت نشون میدن چرا هیچ وقت لیاقتش رو نداشتن

  • 14 авг.38из curemybroken

    باشه ولی اگه تونست مثل من ذوق چشاتو، صداتو، حرفاتو بکنه، تو بُردی. "از یارِ کهن نمی‌کُنی یاد؟! این پیشه‌ی نو، مبارَکَت باد.."

  • 14 авг.33из ruyaati

    درونم ریختم ناگفته‌هایم را تمامِ عمر به قدر بودنم بغضم، که پشت خنده پنهانم..

  • 14 авг.39из Parishan_06

    تو تنها نیستی ای دل، که تاوان میدهی اینجا تقاص دیدن آن چشم را پرداختم من هم... _فاضل نظری

  • "118✨💚/.

  • 14 авг.42из mangataasma

    به یاری دل سپردم بی‌وفا بود عجب عشقی عجب مهری جفا بود وفاداری ندیدم زین فریبم فریبم داده بود و بی‌وفا بود آرمان

  • 14 авг.44из lostinself_1

    -اتفاقی افتاده؟ +چطور؟ -عوض شدی، وقتی باهام حرف می‌زنی ذوقی توی صدات نیست، چشمات با دیدن چیزایی که دوستشون داشتی برق نمی‌زنه! +تو که باید خوشحال باشی.. -از چی؟ +از سیاه و سفید شدنم‌ از نگاه منفعت طلبانه‌ای که برام به جا گذاشتی! حالا که دارم مثل خودت دنیا رو نگاه می‌کنم ناراحت شدی؟ -من؟؟ +آره تو! تویی که هر بار از عشق گفتم بحث رو به هوسات کشوندی تویی که هربار از رویاهام باهات حرف زدم از اونا اسکناس تقلبی ساختی و مشغول شمردن شدی تویی که هر وقت بهت نیاز داشتم نادیدم گرفتی تویی که دختر بچه درونمو سخت شکنجه کردی.. خیلی جالبه که حالا همین تو داری دلیل عوض شدنم رو می پرسی!

  • 14 авг.40из motab_0

    روز به شب گفت جایمان را عوض کنیم؟ شب گفت تاب فکر هاو گریه های خلق را داری و بلدی برایشان پرده داری کنی..! روز گفت: آیا تحمل این را داری که کل من انتظار تو را بکشند و خیره به تمام شدن بی ارزشت باشی..!

  • فور کنید یکی از پست‌هاتون رو فور میکنم🪶/.

  • اگر عشق انتظار باشد، من به امیدِ آمدنت، تمامِ رفتن‌ها را فراموش می‌کنم..

  • без подписи

  • 14 авг.удалён 14 авг.

    پـروا pinned «فور کنید یکی از پست‌هاتون رو فور میکنم🪶/.»

  • آرشیو شد.

  • تو عشق بودی؛ این را از بوی تن‌ات فهمیدم، شاید هم‌ خیلی دیر به تو رسیدم، خیلی دیر. اما مگر قانون این نبود که هر آنچه دیر می‌آید، عاقبت روزی به خانه ما خواهد رسید؟ عادت کرده‌ایم‌ به نداشتن‌ها و شاید به اندوه. آری، تو عشق بودی، این را از رفتن‌ات فهمیدم..

  • عصبانی بودم اما عاشق هم بودم. عصبانی بودم اما هنوز در دلم برای تو جایی محکم و استوار وجود داشت. عصبانی بودم اما او عزیز قلب من‌ بود. عزیزی که حذف نمی‌شد عزیزی که عزیزش نبودم..

  • 14 авг.8из mahzooneудалён 14 авг.

    یک لحظه غمت سرد نشد ، خانه ات آباد ...