tgindex
بازیگری، Acting

بازیگری، Acting

Статистика
@penmovИгрыперсидский

مدیر و مالک @actor1404 اینستاگرام Emadnasiri115 مدیر فعالیتها @Shahrzad_13sh

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Игры
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 181
−2 за 4 дн.
Сутки
−2
−0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
299
21 постов
Вовлечённость
13,7%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
102
1/48двое суток
116
1/72трое суток
126

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • هنر و علم بازیگری حافظ هیجانی 3: در لحظات بازیگری هم به همین منوال میتوان پیش رفت تا احساسات را که خصوصیت بارزشان " عدم فرمانپذیری " است را فرمانپذیر کرد . به عنوان بازیگر شما خلق کننده " مستقیم " احساسات نیستید بلکه شما به انجام رویداد میپردازید و احساسات در هماهنگی با  رویداد شما و در پی عکس العمل به آن بروز میکنند و هر وقت که از انجام رویدادتان باز ایستادید احساسات هم خاموش خواهند شد بدون اینکه شما بخواهید یا نخواهید . پس این واژه مبهم " حس بگیر " برای شروع بازی در ایران چیست ؟ که برای این کار بازیگر بینوا چند ثانیه ای سکوت میکند ( در ان سکوت چه میکند و به چه چیزی فکر میکند و چه اتفاقی می افتد ? ) و بعد بازی میکند . مثل همیشه . خودش را . چون در ایران خودت را بازی کردن بازیگریست. هر نقشی که به تو دادن خودت را بازی کن . البته با این توجیه که استانیسلاوسکی گفته باید روی صحنه زندگی کرد. ولی او نگفته است خودت را زندگی کن بلکه نقش را زندگی کن. https://t.me/penmov

  • هنر و علم بازیگری حافظه هیجانی 2: به طور کلی احساسات شرایط آنی درون ما میباشند شرایطی که به طرف بیرون هدایت میشوند احساسات در واقع عکس العمل ما نسبت به " اعمال " ماست . وقتی شکست میخوریم غمگین میشویم  موفق میشویم خوشحال میشویم . معنای ریشه لغت عاطفه در زبان انگلیسی " Emotion " یعنی حرکت به طرف بیرون و در بیرون چیزی نیست جز " عمل جسمانی " باید گفت که احساسات با اعمال بیرونی گره خورده اند و از یکدیگر جدا نشدنی هستند . احساسات به گونه ای " خود به خود " تحت تاثیر زندگی روزمره و اعمال انجام یافته حاصل میشوند . https://t.me/penmov

  • هنر و علم بازیگری #حافظه هیجانی 1 : بازیگران یا کلی تر بگوییم تمام افراد به جز یک حافظه معمولی که همه از آن اطلاع داریم و چگونگی انجام اتفاقات را به یاد ما میاورد حافظه دیگری هم دارند که استانیسلاوسکی نام آنرا " حافظه احساسی " یا " حافظه هیجانی " گذارده است . این همان چیزی است که استانیسلاوسکی طبق گفته " ریبو " ( روانشناس فرانسوی ) قبلا " حافظه افه دار " میخواندش . در واقع حافظه هیجانی حافظه ای است که تمام احساسات ما در زندگی واقعی در آن ذخیره میشود و با فکر کردن به آن " رویداد های " گذشته ، دوباره همان احساسات مربوط به رویدادها خود نشان خواهند داد . این در بازیگری کاربرد زیادی دارد اما به دلیل ریشه ای که در زندگی واقعی انسانها دارد فاقد خلاقیت و تخیل خاصی میباشد و از نظر برخی استادان بازیگری از جمله " میخاییل چخوف " مورد نقد قرار گرفته است همچنین میتواند خطرناک هم باشد چون از زندگی واقعی خود بازیگر ریشه گرفته است و از آنجایی که احساسات تحت کنترل انسان نیست ممکن است بازیگر کنترل خود را از دست بدهد . https://t.me/penmov

  • درس‌های کوچک بازیگری؛ هشت نکته که هر بازیگری باید بداند نکته7: تفسیر کردن: برخی از بازیگران صادقانه متنی را که دست‌شان داده‌اند روخوانی می‌‌کنند. آنها به این ترتیب عملا خود را به یک شخصیت تبدیل می‌کنند. وقتی متنی را می‌خوانید و آن را براساس میل شخصی‌تان تفسیر میکنید، نه تنها هر نوع ناآرامی و تنش را از خود دور کرده‌اید، بلکه به تصمیم‌گیرندگان نشان داده‌اید که باید روی شما حساب کنند چون آن نقش را با شور و حرارتی واقعی بازی کرده‌اید.  نکته 8:   هیچ عذری پذیرفته نیست!: نتوانسته‌اید دیالوگ‌های‌تان را حفظ کنید؟ خیلی بد شد. یک ساعت دیر کرده‌اید چون توی ترافیک گیر کرده بودید؟ وای متاسف شدم. باشد برای دفعه بعد. حقیقت این است که هیچ کس به مشکلات شما اهمیتی نمیدهد. زندگی در جریان است و گاهی در جهان روزمره اتفاق ناخواسته‌ای رخ میدهد که نمی‌شود نادیده‌اش گرفت. اما یادتان باشد که مهم نیست چه بهانه‌ای دارید چون باید از موقعیت به خصوصی صرف نظر کنید. چندین نفر آماده‌اند تا جای شما را بگیرند. بازیگر شدن ممکن است اصلا ساده به نظر نرسد. مدت‌های طولانی ممکن است مجبور شوید با ناامنی مالی سر کنید. باید با اشکال فراوانی از طرد شدن رو به رو شوید که کار را از آنچه هست دشوارتر می‌کنند. بسیاری از بازیگران هیچ وقت موفق نمی‌شوند. دلیلش ساده است. آنها برخی از ساده‌ترین قواعد بنیادی را نادیده می‌گیرندونمی‌توانند از مسیری که در آن گیر افتاده‌اند خلاص شوند. https://t.me/penmov

  • ادامه درسهای کوچک بازیگری نکته 6: مطمئن شوید عکس شما دقیق است: گاهی عکس‌هایی که برای معرفی خودتان ارائه می‌کنید، شما را به عنوان یک بازیگر نشان می‌دهند. یقین پیدا کنید عکس یا عکس‌هایی که این طرف و آن طرف و دست مسئولان انتخاب بازیگران می‌دهید، هرآنچه را که اکنون هستید نشان دهند. اگر چاق شده‌اید؛ موهای‌تان را کوتاه کرده اید؛ چند سالی پیرتر شده‌اید؛ مطمئن باشید که عکس‌های‌تان این چیزها را دقیقا نشان بدهند. عکس‌های شما قرار نیست مجوزی برای دادن یک نقش به شما باشند و یقینا شما هم انتظار ندارید دیگران ندانند قیافه‌تان  چقدر تغییر کرده است.  https://t.me/penmov

  • درس های کوچک بازیگری نکته 5: گوش کنید، گوش کنید، گوش کنید: به این دلیل سه بار این جمله را آوردیم چون امیدواریم گوش کنید. به آنچه به شما گفته میشود گوش کنید. گاهی بازی‌گردان یا نویسنده و یا کارگردان، پیش از شروع جلسه انتخاب بازیگر، چیزی را برای راهنمایی به شما می‌گویند یا هنگام برگزاری این جلسه و در مورد دیالوگ به خصوصی نکته‌ای را به شما گوشزد می‌کنند. به آنچه به شما میگویند گوش بدهید و بخواهید زمانی را که لازم است  تا آن نکته را در درون بپرورید، در اختیارتان قرار دهند.  https://t.me/penmov

  • نکته 4 دیالوگ‌ها یتان را بازنویسی نکنید: هیچ‌وقت و هرگز چیزی بیش‌تر از آنچه در فیلمنامه آمده به زبان نیاورید. این کار  نویسنده رامی رنجاند. اگر دوست دارید دیالوگ‌های‌تان را خودتان بنویسید، بروید نویسنده شوید.  https://t.me/penmov

  • بازیگری، Acting pinned Deleted message

  • نکته 3 دیالوگ‌های‌تان را حفظ باشید: این هم ممکن است به نظرتان مته به خشخاش گذاشتن باشد اما خیلی از بازیگران مقداری از دیالوگ‌های‌شان را حفظ و سعی می‌کنند به این دیالوگ‌ها پروبال بدهند ولی به شکل ناجوری در این کار شکست می‌خورند. وقت بگذارید و دیالوگ‌های‌تان را آماده کنید. نه تنها چیزی را که قرار است بگویید حفظ کنید بلکه چه گونه گفتن آنها را نیز تمرین کنید.   https://t.me/penmov

  • .    2. هیچ‌وقت دیر نکنید: شاید این امر خیلی آشکار به نظر برسد اما صدها، اگر نگوییم هزارها، بازیگر را سراغ داریم که اصلا نمی‌توانند زمان را درک کنند. جلسات انتخاب بازیگر معمولا چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشند و تعمدا در ساعات عجیبی برگزارمی‌شوند که ممکن است به ذهن کسی هم خطور نکند. در چنین جلساتی دیر نکنید و هنگام برگزاری آنها صبور باشید.  https://t.me/penmov

  • بازیگری، Acting: درس‌های کوچک بازیگری؛ هشت نکته که هر بازیگری باید بداند  صدها بازیگر را سراغ داریم که هریک آرزو دارند نقشی بزرگ گیر بیاورند. نکته غم‌انگیز این است که فقط اندکی از آنها موفق می‌شوند و تعداد کمتری هستند که به جز فیلم‌های درجه دو و بازی در تلویزیون، نقش دیگری به آنها پیشنهاد شود. پس چه باید بکنید تا شانس موفق شدن خود را ارتقا دهید؟ به جز مسائلی که دست شما نیست (قیافه و صدای‌تان) چیز‌هایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید و ممکن است به دردتان بخورد.    1. حرفه‌تان را بیاموزید: خیلی‌هافکر میکنند بازیگری آسان است. مانند هر فرم هنری دیگری، بازیگری یک حرفه است و باید در آن مهارت یافت. به کلاس‌های بازیگری بروید و کار بازیگران دیگر را ببینید و برای مهارت پیدا کردن در این حرفه وقت بگذارید. چند تایی از بازیگران درجه یک هستند که با مربیان بازیگری کار می‌کنند چون می‌خواهند درجه یک باقی بمانند. یادتان باشد که قرار نیست بدون کمک دیگران، همه چیز را بدانید.   https://t.me/penmov

  • نوید فرید بازیگر، بازی گردان و کارگردان تئاتر در گفت‌وگویی که با خبرگزاری هنر انجام داده در پاسخ به پرسشی مبنی بر چیستی وظیفه‌ بازی گردان، پس از اشاره به تعریف فوق، چگونگی نیل به این مقصود را با بیانی موجز و مفید بیان کرده است: «بازی گردان برای ایجاد و امتداد حس که مهم‌ترین رکن بازی بازیگران یک اثر است به فضاسازی و کشف تکنیک‌های حسی و فنی تک‌تک بازیگران می‌پردازد تا بتواند تمامی صحنه‌ها را در بالاترین سطح حسی و کیفی و در مسیر متن و خواسته‌های کارگردان مقابل دوربین فیلمبرداری ببرد.» مساله‌ دیگر، تخصص مورد نیاز برای بازی گردانی است که در این خصوص نیز گفته‌اند بازی گردان باید ضمن آشنایی کامل با تکنیک‌های بازیگری، بیان و فرم، در قالب فعالیت خود روان‌شناس، جامعه‌شناس و مدیر قابلی باشد تا بتواند با تسلط و دانش کامل، تک‌تک شخصیت‌ها، احساسات و درونیات آنها را تحلیل و قابل و لایق دیدن نموده و بازیگران را در مسیر صحیح نقش‌آفرینی راهنمایی و هدایت کند. https://t.me/penmov

  • بازی گردانی در فیلم داستانی به طور کامل مرتبط است با نیاز فیلم و لحن اثر و انتظاری که کارگردان از بازیگران فیلم خود دارد. این انتظار هم خیلی وقت‌ها بازگشت دارد به سبک فیلمسازی کارگردان و شیوه‌ داستانگویی او که طبعا قرار نیست مثل دیگران باشد یا همخوان با آموزه‌های آکادمیک حرفه‌ بازیگری. کارگردان یا بازی گردان موقع بازی گرفتن از بازیگر به دنبال دیکته کردن تخصص خودش به او نیستند، بلکه مقصودشان رسیدن به سبک اجرایی خاصی است که از یک طرف با نیاز داستان و لحن کلی فیلم مطابقت دارد و از طرف دیگر با نقش‌آفرینی‌های بازیگران دیگر فیلم. از این مورد دوم می‌توان نتیجه گرفت ایجاد هماهنگی و یکدستی میان بازی بازیگران، یکی دیگر از کارکردهای بازی گردانی در فیلم داستانی است. اما وظیفه‌ اصلی بازی گردان را ایجاد و امتداد حس بازیگران در تمامی صحنه‌های یک پروژه‌ تصویری دانسته‌اند و از آنجا که در کشور ما عدم توالی داستانی در مراحل تصویربرداری از ویژگی‌های اصلی فرآیند فیلمسازی به شمار می‌آید ضرورت و اهمیت عامل مهم بازیگردانی برای ما بیشتر احساس می‌شود. https://t.me/penmov

  • بازیگردان کیست  ؟  بازیگردانی چیست ؟ چند سالی است که تیتراژ فیلم ها حرفه ای به نام بازی گردان مشاهده می شود . بازی گردان کیست و چه وظایفی دارد ؟ در ادامه به این سوال پاسخ می دهیم ... یکی از ارکان مهم فیلم و سینما بازی بازیگر است . که بناست جایگزین واقعیت شده و به ما کمک کند تا صحنه‌هایی را که می‌خواهیم واقعی جلوه‌شان بدهیم اما نمونه‌ واقعی از آنها در دست نداشته یا اصلا امکان دسترسی به آن را نداریم تا از این طریق بازسازی کنیم. بازی گردانی دست‌کم در کشور ما تا مدت زیادی جزو وظایف کارگردان بوده و تنها شش یا هفت سال است که به عنوان حرفه‌ای مجزا در فرآیند تولید فیلم مورد توجه قرار گرفته است. بحث ما در اینجا اختلاف نظرهای موجود در این باب نیست و فارغ از این‌که چه کسی در پروژه ساخت فیلم داستانی عهده‌دار این مساله است، می‌خواهیم به اصل مساله و اهمیت آن در پروسه‌فیلمسازی اشاره‌های مختصری داشته باشیم. بازی گردانی یا عمل بازی گرفتن از بازیگران ـ برخلاف تصور شایعی که در این زمینه وجود دارد ـ اختصاصی با نابازیگران یا بازیگران آماتور نداشته و مقوله‌ای است جدا از فن بازیگری و اصول کلاسیک ایفای نقش در تئاتر و سینما. https://t.me/penmov

  • تئاتر بوف نه چندان کور: با بازی مسعود کرامتی و رحیم نوروزی https://t.me/penmov

  • ريتم:    ريتم تا حدی اشاره دارد به تاثیرات فزاينده ضربانها متفاوت واحدها و شايد، شيوه ديگری است برای توصيف كردن موج زدنهای متن. تعريف فرهنگ و بستر از ريتم مي­تواند نقطه شروع خوبی باشد: تاثیراتی كه به واسطه عناصر نمايشنامه خلق مي­شود…. و به گسترش زمانمند كنش مربوط است. بنابراين تعريف مي­توان فهميد كه ريتم تاثیر نواختهای فزاينده است و اينكه روشی است برای تبيين نواختهای چندگانه كه با هم همنشين هستند. يك جريان يكنواخت باعث كرختی تماشاگر مي­شود. و اگر اين جريان سرعتی سريعتر از حد معمول زندگی دارا باشد تماشاگر عصبی و آشفته و كلافه مي­شود. پس ريتم نمايش بايد ريتمی منطبق با ريتم زندگی داشته باشد و تنظيم ريتم بوسيله تمام عناصر موجود در صحنه صورت مي­گيرد، كه مهمترين آنها ريتم درونی و بيرونی بازيگر است كه فضا و حال و هوای نمايش را آشكار مي­سازد.          هدايت بازيگر: كارگردانی موفق است و مي­تواند بازيهای زنده و پر انرژی از بازيگران دريافت كند كه بتواند از طريق توضيح و تشريح شخصيت و توجيه بازيگر، او را هدايت كند. از هر عاملی و ابزاری استفاده كند تا بازيگر را به نقش برساند. و اما ساده ­ترين، راحت ترين و بدترين شكل هدايت بازيگر آنست كه كارگردان خود به جای بازيگر بازی كند چرا كه ممكن است كارگردان نتواند از عهده اجرای نقش به نحوه مطلوب بر آيد و همچنين ممكن است كارگردان آنقدر خوب نقش را اجرا كند كه ديگر فرصتی برای خود انگيختگی و تخيل بازيگر باقی نماند و يا ممكن است كارگردان آنقدر نقش را خوب بازی كند كه بازيگر در خود احساس بی لياقتی كند.       بسياری از كارگردانها بهانه مي­آورند كه بازيگر نمي­تواند و من مجبورم به جای او بازی كنم تا ياد بگيرد اما بايد گفت كه او خود، وظيفه كارگردانی را نمي­داند و بهترست كارگردانی را كنار بگذارد اگر به طريقی ديگر نمي­تواند بازيگر را هدايت كند.      در آخر بايد گفت كه كارگردانی علم است، تكنيك است به اضافه هنر، و بخش علم و تكنيك را بايد فرا گرفت و نياز به هوش و حساسيت بالايی دارد. و اما كارگردانی چيزی نيست جز آفرينش زندگی يا بخشی از آن بر روی صحنه، و باز مي­گويم كه بهترين مرجع و كتاب و استاد برای فراگيری كارگردانی، شناخت زندگی و آدمها با همه زيروبمش مي­باشد.   و بايد گفت صحنه ماشين پروازی است كه بايد با مهارت كامل هدايت شود. كارگردان با شناخت محدوديتهای فرم هنری خود مي­داند كدام راه باز و آزاد است به همين دليل است كه مي­تواند ديگران را با خود همراه كند. هدف او پرواز در عين محدوديتها است. كارگردانی، عمل كردن به شكل كاملاً آزاد در فضايی محدود و يا نشان دادن آزادی در قفس است.   https://t.me/penmov

  • ۱- حركت:     اهميت حركت را در نمايش نبايد دست كم گرفت. حركت ركن اساسی تئاتر را تشكيل مي­دهد و ارزش آن حتی بيشتر از ارزش بصری نمايش است و كارگردان بايد پيش از تمرينات از خودش بپرسد چقدر از داستان نمایش بوسيله كلمات به بيان در آمده و چقدر از طريق حركت.           حركت وسيله­ ای است اساسی جهت به منصۀ ظهور رساندن و متجلی كردن هر چه بيشتر خصوصيات اخلاقی، آرزوها، تمايلات درونی و اهداف شخص بازی .  از طريق حركت و عمل آنچه را كه ذهنی است و در درون شخص بازی مي­گذرد و قابل رؤيت نيست تجسم مي­بخشيم و برابر چشم تماشاگران به داوری می­گذاريم.          حركت كه امری مكانيكی است به صورت واسطه­ای عينی، بين دو پديده ذهنی عمل مي­كند از يك طرف ذهنيات شخص بازی را برملا می­سازد و ديگر آنكه از طريق تجسم بخشيدن به ذهنيات شخص بازی و ايجاد ارتباط با تماشاكن در ذهن او رسوخ مي­كند و بر اندوخته ­ها ی ذهني­اش اثر مي­گذارد.  در مجموع مي­توان گفت جوهره نمايش بر مبنای حركت شكل مي­گيرد. حركت تبديل قوه به فعليت است. تبديل ذهن است به عين، و از موقعيت پرسوناژ در لحظه نسبت به احساس شخصی خود و تقابل با شخصيت مقابل نشاٌت مي­گيرد و ادامه مي­يابد و باز در اين تقابل است كه حركت به سكون تبديل مي­شود.       ۲- ميزانسن:  مجموعه ايستها و حركتهای بازيگران و اشيائی است كه كارگردان آنها را با شم هنری خود برای صحنه ابداع مي­كند و به طور كلی مجموعه عناصر شنيداری، ديداری در يك ساختار مناسب را ميزانسن گويند. و حركت باعث تغيير ميزانسن مي­شود.     كه به اشتباه بسياری حركت و جابجايی بازيگران را ميزانسن مي­پندارند و عده­ای نيز آن را ميزان مي­نامند كه البته ميزان يعنی ترازو. !!!     ۳- تركيب: تئاتر هنری است تركيبی از خط، رنگ، بافت، سطح، حجم، كلام، صوت…            ۴- تصوير: انتقال بار معنا از طريق عناصر عينی و بصری و صوری. تركيب مجموعه عناصری كه ما را به معنا و مفهومی عميق تر از ظاهر آنها برساند تصوير است.         ۵- تركيب تصويری: كنارهم قراردادن اجزاء، اشياءو عناصر به حكم عقل و منطق برای انتقال بار معنا از طريق يك تصوير زيبا. https://t.me/penmov

  • ج – كار روی ديالوگ در اين مرحله كارگردان به تقطیع حسی دیالوگها می پردازد و براساس خود جمله ­ها، فضاها را برای بازيگران تفكيك مي­كند و همچنين به آكسون گذاری درست جمله­ ها مي­پردازد. در خيلی از كارها ديده مي­شود كه يك پاراگراف چند خطی را بازيگر يكدست و مونوتن بر روی صحنه بيان مي­كند در حاليكه وقتی پاراگراف را تقطيع مي­كنيد مي­بينيد كه همان پاراگراف از ده جمله يا بیشتر تشكيل شده و هر كدام از اين جمله ­ها در يك فضای مخصوص به خود گفته می­شود و لذا احساس بيانی خاص خود را دارا مي­باشند و باز برای رفتن از يك فضا به فضای ديگر پاساژ حسی لازم است. اينها همه در اين مرحله با راهنمايی كارگردان تصحيح مي­گردند.     چ – پيراستن: در اين مرحله حواشی و شاخ و برگهای اضافی حذف مي­گردد. ناهماهنگي­ها گرفته مي­شود و بی نظمي­ها، نظم مي­يابد.           ﻫ - مرور: در اين مرحله ريزه كاريهای تكنيكی و حرفه­ای مورد توجه قرار می­گيرد. د- تمرينات فنی: در اين مرحله تمرين با نور و دكور صورت مي­گيرد. و دراين مرحله است كه كارگردان و طراح صحنه و لباس بايد به يك هماهنگی در صحنه برسند. در بعضی مواقع كارگردان مجبور است از بعضی ميزان سنها و تصوير سازيهای خود بگذرد چرا كه مهم اجرای هماهنگ مي­باشد.        ذ- تمرين نهايی: كه همان اجرای ژنرال است و در اين تمرين لباسها نيز حاضر شده و بازيگران با تصور يك اجرای كامل بايد بر روی صحنه روند.       در بخش آخر به توضيح و تشريح مهمترين و اساسی­ ترين ابزار و عناصر كارگردانی پرداخته مي­شود كه عبارتند از:    https://t.me/penmov

  • ج- انتخاب عوامل        در اين مرحله كارگردان با توجه به نوع نمايش و اجرا و توان و امكانات خود دست به انتخاب عوامل مي­زند و در حقيقت گروه را تشكيل مي­دهد كه نياز به ظرافت و هوشمندی مي­باشد تا بهترين و زبده ترين و باسوادترين عوامل انتخاب شود و اين خود نياز به شناخت دارد. يعنی كارگردان هميشه بايد ليستی از عوامل مختلف را در ذهن داشته باشد و در شرايط مختلف بهترين گروه را انتخاب كند.   و اما مرحله بعدی كار عملی با بازيگران است كه خود شامل هفت بخش می­باشد.  الف- روخوانی و مباحثه: كه به دور ميز خوانی نيز معروف است. دراين بخش از كار نقشها با توجه به خود نقش و توان و جنس بازی بازيگران تقسيم مي­شوند كه يكی از مهمترين اعمال كارگردانی است و انجام آن نياز به شناخت وسيعی ازامكانات فرد فرد هنرپيشگان دارد و همچنين نياز به قدرت فراوان كارگردان   و دیگر اينكه نمايشنامه معمولاً توسط كارگردان برای گروه خوانده مي­شود كه كارگردان از اين فرصت برای بيان درك خود از اثر و تشريح حال و هوایی كه بازيگران بايد در آن كار كنند استفاده مي­كند. وبعد از آن نوبت روخوانی است كه مدت آن بستگی به شيوه كارگردانی دارد. بعضی ازكارگردانان اين دوره را بسيار كوتاه برگزار مي­كنند و عده­ ای آنقدر اين مرحله را طولانی مي­كنند تا به اصطلاح حس بازيگران در پايشان بريزد. يعنی آنقدر آنها را مي­نشاند تا بازيگران به يك درجه بالايی از احساس و هيجان برسند و بعد به يكباره آنها را بر روی صحنه رها مي­سازد.  ب- تعيين حركات:            در اين مرحله كارگردان با توجه به بداهه سازی و خلاقيت بازيگران بر روی صحنه و طرح از پيش تعيين شده خود براساس موقعيتها و لحظه ­ها ی متن، حركات بازيگران را مشخص مي­كند.         https://t.me/penmov

  • ♦️همکاری*شهر:تهران ،میدان جهاد فراخوان :بازیگری برای ویدئو های اینستا گرامی به چند بازیگر با مشخصات زیر نیازمندیم؛ 🔸رده سنی ۲۰ الی ۳۰ 🔸زیبارو 🔸اجتماعی 🔸خوش برخورد 🔸ظاهری آراسته 🔸دارای فن بیان خوب 🔸  توانایی کار در فضای سوشال را داشته باشد دستمزد ندارد، بهترین فرصت برای عزیزانی که رزومه کاری خیلی خوب و با استانداردهای بالای‌ کارگردانی و تصویر میخوان . جهت برقراری ارتباط از طریق واتساپ مسئول هماهنگی خانم حیدری 09196512084 اطلاعیه ♦️♦️ مسئولیت آگهی با شخص آگهی دهنده است و مدیر کانال هیچ گونه مسئولیتی برای تخلف آگهی دهنده ندارد. ❌هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد❌ https://t.me/penmov