tgindex
پی آگاهی...

پی آگاهی...

Статистика
@peyeagahiперсидский
Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
502
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
575
28 постов
Вовлечённость
114,5%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 28
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
105
1/48двое суток
120
1/72трое суток
129

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • امتداد رنج و بلاتکلیفی ایرانیان، با قمار روی انتخابات کنگره! ✍ حبیب رمضانخانی برخی پیش‌بینی و ادعاها، چون گفته‌های مشاور آقای قالیباف، حکایت از آن دارد که جریانی در حاکمیت دنبال جنگ و عدم توافق با ترامپ هست تا با فرسایشی کردن گفتگوها و گرفتار ماندنش در این بحران، دستاوردی از توافق برای ترامپ برای بهره‌گیری در انتخابات پیش رو ایجاد نکنند تا با از دست رفتن اکثریت کنگره و پیروزی دموکرات‌ها، از او انتقام گرفته شود. در این راستا، سوالی که هست: طبق ادعای نظام که تفاوتی در رویکرد خصمانه احزاب آمریکایی نسبت به ایران نیست، این امتداد هزینه و رنج در جهت شکست این و پیروزی آن، چه تفاوت و خروجی برای ایران دارد؟ در خور درنگ، مشابه این شرایط دقیقا در سال‌های ۵۸ و ۵۹، بعد از تسخیر سفارت و گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا رخ داد که به دلیل رویکرد دموکرات‌ها و شخص کارتر از بابت اجازه ورود شاه به آمریکا و ... نزدیک ۴۴۴ روز گروگان‌ها را با کلی تبعات و آسیب به منافع ملی، از جمله چراغ سبز به صدام برای تجاوز به ایران، آزاد نکردیم، با این استدلال که از شخص کارتر انتقام بگیریم. نهایت بعد از روی کار آمدن رقیب کارتر، ریگان، گروگان‌ها را عملا بدون دستاوردی آزاد کردیم! در خور درنگ اما، ریگان سیاست سختگیرانه‌تری نسبت به ایران اعمال کرد که به ادعای خود حاکمیت، کمک‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی به عراق در دوره او و جمهوری‌خواهان بیشتر شد. از جمله در سال ۶۷ که آن فشار سنگین به ایران در جهت پذیرش قطعنامه، که با زدن هواپیمای مسافربری و نفت‌کش‌های ایران و... انجام گشت و نهایت منجر به سر کشیدن جام زهر از جانب ایران شد. یا در موردی دیگر، همین سیاست کش‌دار کردن گفتگوها در دوره اول ترامپ بود که از بابت ترور سردار سلیمانی و خروجش از برجام، سیاست «نه جنگ نه صلح» پیاده و تاکید شد هیچ مذاکره‌ای با ترامپ نخواهد شد و منتظر شدند با تک دوره‌ای شدن دولت او، در دوره رقیبش شاید احیای برجام صورت پذیرد! ولی بعد از رسیدن بایدن به قدرت، به امید توهم زمستان سخت، همراهی با روسیه و... از امضای توافق احیای برجام تعلل کرده و باز کار به ترامپی رسید که این بر سر مردم ایران آورد... حال سوال این است: با این تجارب شکست خورده، به قیمت افزودن و امتداد بر رنج و بلاتکلیفی مردم و کشور، به چه امید و خروجی روی انتخابات کنگره آمریکا حساب می‌کنید، وقتی مدعی هستید تفاوتی در رویکرد احزاب مختلف آمریکا نسبت به ایران وجود ندارد؟ چه تضمینی وجود دارد، به تجربه دو مورد قبلی، خروجی این انتخابات برای ایران متفاوت شود، در حالی که این گزاره وجود دارد که با شکست احتمالی، با ترامپی مواجه خواهیم شد که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته و احتمالا اینبار دست اسراییل را با حمایت همه جانبه علیه ایران باز خواهد گذاشت؟ @peyeagahi

  • ✅ عشق خودرو! ✍️حامد پاک طینت از ابتدای سال تا امروز چیزی در حدود ۱۷ هزار دستگاه خودرو به کشور وارد شده است. در مقیاس سالانه در همین حوالی: در افغانستان با جمعیتی نصف ما، ۸۰ هزار خودرو در عراق با جمعیت نصف ما، ۳۰۰ هزارخودرو در اردن ۱۱ میلیون نفری، ۱۰۰ هزار خودرو و در ترکیه با جمعیتی حدود ما، ۴۰۰ هزار خودرو به کشور وارد شده است. کمی اما اگر با خودمان خلوت کنیم این پرسش مطرح میشود که ملت ایران اساسا واردات خودرو به چه دردش می خورد؟! در مملکتی که نه جاده و راه استاندارد دارد، نه خیابانهای درست و درمان، نه ترافیک قابل تحمل و نه رانندگی دلچسب حالا موضوع کیفیت بنزین هم به آن اضافه شده است تا به همه ما ثابت کند " ایرانی؛ جنس ایرانی بخر!" سازمان استاندارد ایران با بلند نظری فراوان استاندارد یورو 5 و 6 را برای واردات خودرو به کشور الزامی کرده، بی خبر از آنکه بنزین در ایران استاندارد یورو 2 است یعنی عدد اکتان بنزین در ایران بین ۸۷ تا ۹۱ و نیاز خودروهای وارداتی بین ۹۵ تا ۹۸ است؛ گوگرد بنزین در ایران ۱۵۰ تا ۳۵۰ واحد در حالیکه استاندارد گوگرد بنزین در خودروهای وارداتی باید کمتر از ۱۰ باشد!! در واقع ما در حال تخریب خودروهای وارداتی هستیم؛ چنین فاصله ای در اعداد بنزین استاندارد با بنزین موجود در فاصله ای کوتاه موجب تخریب کاتالیست، افزایش شدید آلایندگی، اختلال در سنسور بنزین و افت توان موتور خودروی وارداتی می شود. آمار خرابی های تعمیرگاههای خودرو از ابتدای سال این موضوع را تایید می کند. ۴۰% خرابی های موتور توربو به کیفیت سوخت مرتبط است، ۲۵% خرابی های کاتالیست خودروها ناشی از گوگرد بالاست و افزایش ۱۵% مصرف سوخت خودروهای وارداتی پس از ۳ ماه کاملا مشهود است سیاستگذاری های مسموم خودرویی در ایران نه تنها بازار خودروی ایرانی را از رقابتهای جهانی حذف کرد، نه تنها قیمت خودرو در ایران را به بالاترین نرخهای جهانی رساند ، نه تنها توانست قیمت یک پراید را به بالاتر از ۱ میلیارد تومان برساند، نه تنها توانست قیمت یک پژو ۲۰۶ را معادل قیمت یک تویوتا یاریس یا قیمت یک دنا را معادل قیمت یک کیا سراتو در بازارهای بین المللی بنماید بلکه با این هنرنمایی جدید حتی خودروهای وارداتی با دو برابر قیمت را هم از صحنه خارج می کند تا اساسا رقیبی نماند. هزینه های مصرف سوخت بالا، آلودگی هوای بیشتر، هزینه درمان بیماریهای تنفسی، هزینه های نگهداری و تعمیرات خودروهای جدید را قرار است چه کسی بدهد؟ قیمت خودرو اما منتظر چنین حرفهایی نمانده و نمی ماند؛ افزایش متوسط نرخ خودرو نسبت به برخی مناطق مسکونی حتی تا ۵ برابر هم بوده است! اما بهای آنرا با ۴۰% افزایش مصرف سوخت مملکت، ۳۵% بیشتر شدن آلایندگی در شهرها و ۲۵% کاهش عمر مفید خودروها داده ایم، اختلاف مصرف ۳ لیتر بیشتر در ۲۴ میلیون خودروی ایرانی معادل ۲۶ میلیارد لیتر بنزین و ۱۰ میلیارد دلار است که هر سال آتش می زنیم؛۳۵% آلایندگی بیشتر معادل ۴ میلیارد دلار هزینه های درمانی و ۴۰ هزار مرگ منتسب به آلودگی هواست که روی دست خانواده‌ها مانده  است، ضرر و زیان چنین سیاستگذاری هایی با درنظرگیری افت بهره وری، هزینه تعمیرات اضافی، صرف دلار ترجیحی و کاهش ارزش سرمایه ای خودروها کمتر از سالانه ۱۸ میلیارد دلار نیست؛ و این در حالی است که کل ارزش شرکت: مزدا : ۵ میلیارد دلار نیسان : ۸ میلیارد دلار رنو : ۱۰ میلیارد دلار ولوو : ۶ میلیارد دلار میتسوبیشی : ۳ میلیارد دلار سوبارو :۱۱ میلیارد دلار است؛ یعنی ما با زیان حاصل از عملکرد یک سالمان می توانیم چند خودروساز جهانی را بخریم! همه خبرها اما بد نیست! خبر خوب اینکه رئیس جمهور محبوبمان دیروز فرموده اند راه ورود کالا بدلیل محاصره دریایی بسته است و حتی نمی توانیم بنزین وارد کنیم! این خبر ممکن است از اساس کل مشکلات خودرویی ما را از ریشه حل کند! @peyeagahi

  • روزنامه سازندگی: مردم می‌خواهند زندگی کنند! ✍ حبیب رمضانخانی پس از صحبت‌های اخیر آقای پزشکیان، مبنی بر اینکه اختلافات با آمریکا بایستی با گفتگو و بر اساس تفاهم‌نامه امضا شده حل شود، بر همگان مشخص شد که بعد از امضای تفاهم، زدن سه کشتی، مورد تایید دولت و بخش مهمی از ساختار نبوده است! در ادامه همان رویکرد اقلیت ضد تفاهم، اینبار مانور این جماعت بر روی کمبود ذخایر موشک‌ها و تسلیحات آمریکا در منطقه است که آن را فرصتی برای گنجاندن بندهای غیر منطقی در گفتگوهای اخیر با عمان قرار داده‌اند! بندهایی که خروجی آن یا جنگ است یا فرسایشی کردن گفتگوها تا انتخابات کنگره که از ترامپ انتقام بگیرند! در خور درنگ اما، این جماعت روی کاهش تسلیحات و موشک‌های پدافندی آمریکا توجه ویژه و عمیق دارد، ولی روی کاهش آستانه تحمل و نارضایتی مردم داخل از بابت این بلاتکلیفی، کوچکترین توجهی ندارد! روی فرسایشی کردن گفتگوها به منظور آسیب‌زنی به ترامپ توجه دارد، ولی روی فرسایش ذهن و روان مردم ایران از بابت این بی‌چشم‌اندازی توجهی ندارد! خلاصه، با ادامه وضعیت بلاتکلیف امروزی، آنکه در معرض انتقام است مردم ایران است تا ترامپ! @peyeagahi

  • لطفی نکرده، بلکه حاصل لطف هستید! ✍ حبیب رمضانخانی در این سال‌ها که انتقاد و نارضایتی از وضعیت موجود و ناکارآمدی‌ها بالا گرفته، همزمان یک نکته متناقض و آزاردهنده از زبان برخی مسئولان و تندروها برجسته شده و آن؛ منت گذاشتن انجام وظایف و مسئولیت‌ها بر سر مردم است که خودشان همواره مدعی‌ بوده‌اند، به عنوان خادم مردم، بر اساس احساس تکلیف و بی‌چشم‌داشتی آن جایگاه را پذیرفته و در پی ایثار و خدمت بوده‌اند! نمونه آن، همین گفته‌های اخیر محمدباقر خرازی: نمی‌شود از انقلاب و جنگ تحمیلی تا جنگ فعلی را حزب‌اللهی‌ها دفاع کرده  و حمالی ملت را بکنند و دیگران بهره ببرند! یا در نمونه پرتکرارتر؛ در مواجهه مسئولان با منتقدین، که گفته می‌شود: در سایه نظام جمهوری اسلامی زیسته و بالیده و حالا نمک نشناس شده اند! در پاسخ به این ادعاها: ۱. اول اینکه، در دفاع و حفظ کشور در جنگ‌ و سختی، همواره بسیاری از مردم مستقیم و غیرمستقیم همکاری و فداکاری کرده و اتفاقا به تجربه، جماعت تندرویی که همیشه از دیگران مایه گذاشته و تخصصشان در شعار و وعده توخالی هست، سهم ناچیزی از دفاع از کشور دارند. نشان به آن نشان که همواره برای این جماعت منافع گروهی و فرقه‌ای در الویت و گاهی در تقابل با منافع ملی بوده است. ۲. هر سلسله و نظامی که بر ایران حاکم شده، ناشی از لطف مردم و خروجی پذیرا بودن مردم به رضایت یا ناگزیری بوده است. پس تمام نظام‌ها و سلسله‌ها در حکم مستاجر بوده و نبایستی خود را مالک دانسته و ایران و منابع آن را ارث و ملک پدری خود انگاشته و بر مردم ایران مرتب منت نفس کشیدن و زندگی‌کردن بگذارند. چکیده گفتار اینکه: نمی‌شود خود را خادم ملت و ایران قلمداد و کار و جایگاه خود را برآمده از ایثار و احساس تکلیف دانست و همزمان بابت انجام آن مسئولیت، خاصه با دریافت حقوق، بر سر مردم منت گذاشت! چرا که، آنکس که دغدغه واقعی ایران دارد و وطن دوست است، وجدانش نمی‌پذیرد با وجود افراد شایسته جایگاهی را اشغال کند و با ناکارآمدی رضایت مردم و آینده ایران را تیره و تار کند، چه برسد به اینکه بخواهد از بابت انجام وطیفه سر مردم منت بگذارد! @peyeagahi

  • تفاوت می‌کند چه کسی رییس جمهور باشد! ✍ حبیب رمضانخانی چند ماه پیش بود که در جریان سفر استانی مسعود پزشکیان به خراسان جنوبی، در جلسه‌ای، محمدرضا آقا ابراهیمی، رئیس سابق جبهه اصلاحات خراسان جنوبی اظهار داشته بود: «گلوگاه‌های حساس اقتصادی دولت همچنان در چنگال برکشیدگان دولت ویرانگر و ضدایرانی آن مرد رفته است.» همین یک جمله با انتساب آن به دولت رییسی، کافی بود که تندروها، از کیهان تا جماعت پایداری، چنان دولت پزشکیان و آن فرد را آماج حمله و توهین قرار دادند و از لزوم برخورد و تشکیل پرونده تهدیدش کردند که به دو روز نکشیده طرف عذرخواهی بلند بالایی کرد و در افق محو شد... حال، در شرایطی مشابه، فردی به نام محمد باقر خرازی، به رییس جمهور فعلی کشور، با انتساب الفاظ توهین‌آمیزی چون، الدنگ و اشغال تاخته و در ادامه از لزوم برچیدن جمهوری و ایجاد حکومت اسلامی شعار و وعده می‌دهد، بدون اینکه صدایی از تندروها درآمده، برایش پرونده تشکیل داده و تریبون از دستش بگیرند! آری، حال اینجا مصداق کامل این شعار (فرق می‌کند چه کسی رییس جمهور باشد) فهم و نمود می‌یابد، نه با موارد دیگر و انجام چند برنامه سطحی متفاوت! @peyeagahi

  • 4 авг.1 01521

    اذهان عمومی که زمانی با بادمجان تشویش می‌شد، ولی امروز با موشک تشویش نمی‌شود! ✍ حبیب رمضانخانی چند سال پیش که هنوز هوش مصنوعی رایج نبود، یک جوان خوش ذوقی یک فیلم کوتاه تهیه کرده و در فضای مجازی منتشر کرده بود که از آسمان تهران بادمجان می‌بارید که در کمتر از یک روز دستگیر و برخورد شد! چون باعث تشویش اذهان عمومی شده بود! حالا دیروز، آیت‌الله محمدباقر خرازی، دبیر حزب‌الله قم، علنی تاکید کرده که پزشکیان در این مدت ۲۸ بار استعفا داده و اگر اینبار اتفاق بیفتد استعفای او پذیرفته خواهد شد! ادعایی که فورا توسط رییس جمهور و دیگران به شدت تکذیب شد. یا در موردی دیگر، محمد مرندی که به لطف پدرش همه کاره شده، در این وضعیت حساس، مطلبی در تحقیر کشورهای همسایه منتشر کرده و باعث موضع‌گیری منفی شدید افکار عمومی این‌ کشورها، خاصه پاکستان علیه ایران شده است که خروجی همه این آتش به اختیاری تندروها باعث تشدید جنگ و بارش موشک و بمب بر سر مردم ایران شده و می‌شود! نتیجه اینکه؛ زمانی با نمایش یک فیلم ساختگی از بارش بادمجان از آسمان، افکار عمومی تشویش می‌شد! ولی امروز عمل تضعیف کنندگان صلح و توافق که با تحریک به جنگ، باعث بارش واقعی موشک و بمب بر سر مردم ایران می‌شوند، مشمول تشویش اذهان عمومی نمی‌شود، در نوع خود جالب و در خور درنگ است که این می‌تواند دو دلیل داشته باشد: ۱. یا آنزمان ما خیلی حساس بودیم و اذهان عمومی ما لطیف بود! ولی الان از بابت این همه رنج جنگ و تورم و کمبود و... پوست کلفت و منفعل شده‌ایم و اذهان عمومیمان بی‌حس شده است! ۲. یا طبق همان الگوی استانداردهای دوگانه در حکمرانی، اذهان عمومی را هم شامل این امر کرده‌اید که فقط در مواجهه با مخالف و منتقد و در جهت منافع خودتان، تشویش می‌شود و نسبت به خودی خنثی و بی تفاوت است! @peyeagahi

  • ترامپ بلوف‌زن؟ ✍ حبیب رمضانخانی در پی اعلام لغو دقیقه نودی ترامپ از حمله گسترده به زیرساخت‌های کشورمان، و چند عقب نشینی مشابه، حالا عده‌ای کارشناس‌نما در حال برجسته کردن این موضوع هستند که وعده و تهدیدهای ترامپ بلوف و توخالی هستند، به گونه‌ای که این ادعا در شعارهای جدید خیابانی نیز ورود کرده برخی او را با صفت: سگ یا خوک زرد بلوف زن هم خطاب می‌کنند! در اینکه بخشی مهمی از سیاست ترامپ، خاصه در راستای تأثیرگذاری بر بازارهای مالی در جهت مطلوب و منافع خود، بر پایه همین هیاهوی رسانه‌ای هست، شکی نیست. در اینکه ایستادگی نیروهای نظامی، با ضربات خارج از انتظار به دشمن، در کنار تاب‌آوری ایرانیان و افزودن بر هزینه‌ها و خسارت به طرف مقابل، باعث عقب‌نشینی و به بن‌بست کشاندن ترامپ شده هم بیشتر کارشناسان تایید و اذعان دارند! ولی اینکه گفته شود او فردی بلوف زن و شعاری هست را نمی‌توان قبول کرد، چرا که: ۱. ترامپ در همین یک سال گذشته، علاوه بر ترور سردار سلیمانی در دوره قبل، با تحمیل سه جنگ به ایران که با ترور رهبران و فرماندهان ارشد و حذف لایه اصلی نظام همراه بوده، نشان داد اهل شعار و تهدید توخالی نیست. ۲. در رابطه با جنگ تحمیلی یک ساله اخیر، به گفته کارشناسان داخلی، فقط  در جنگ ۴۰ روزه، بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار به ایران خسارت مستقیم وارد شده است که خود غربی‌ها با خسارات جانبی و غیرمستقیم گاهی این رقم را تا هزار میلیارد دلار تخمین می زنند که تبعات آن در یک مورد منجر به حذف ۶۳۰ هزار شغل صنعتی در ایران شده است که بازسازی این خرابی‌ها در کوتاه مدت، نیاز به ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه دارد. ۳. سال‌ها غربی‌ها و آمریکایی‌ها از تهدید و تحریم بگیر تا اعمال انواع محدودیت‌ها و صدور قطعنامه‌ها هر کاری توانستند در جهت محدودیت فعالیت هسته‌ای ایران انجام دادند، ولی این ترامپ بود که تمام سایت‌های هسته‌ای‌ ایران را منهدم و فعالیت هسته‌ای ایران را متوقف کرد. ۴. سال‌ها روسای جمهوری ترامپ در بازی اسراییل مستقیم وارد نشده و از تقابل با ایران خودداری کردند. ولی این ترامپ بود که مستقیم وارد جنگ شده و خواست و هدف شوم نتانیاهو را برآورده کرد. ۵. در گفتگوهای قبلی، چون توافق «برجام» امریکا و رییس جمهور آن حاضر به دادن امتیازات خوب و اجازه دسترسی به منابع مالی به ایران شد. ولی در دوران ترامپ، با وجود این حملات و خسارات سنگین به ایران، او حاضر نیست کمترین امتیاز و اختصاص منابع مالی را به ایران بدهد و‌ همچنان به محاصره و تضعیف ایران و حتی به دست آوردن منابع نفتی سرشار چون مدل ونزویلا فکر می‌کند. ۶. ترامپ با بمباران پل‌ها و تخریب جاده‌ها و نابودی کارخانجات فولاد و برخی صنایع پتروشیمی، نشان داد ابایی از زدن زیرساخت‌ها و فشار افکار عمومی ندارد و اگر شرایط را مهیا ببیند، حاضر است تمام زیرساخت‌های حیاتی ایران را، شده به قیمت گرسنگی و تشنگی کل ایرانیان نابود کند... و... نتیجه اینکه: شوربختانه اگر ترامپ در مواجهه با کشورهای دیگر و سایر وعده‌هایش، چون مورد اکراین و روسیه، مماشات داشته، در مورد ایران اتفاقا کاملا وعده‌ها و شعارهای خود را عملیاتی کرده است. پس به جای اینکه با القای شعارهای اشتباه، باعث تحلیل‌ها و تصمیمات اشتباه شده و باعث سواستفاده تندروها از این فضا و جری‌تر شدن ترامپ شویم، کمی رنج و مصیبت رفته در این یکسال بر ایرانیان را مرور کرده و یادواری کنیم، ترامپ و نتانیاهو بلوف‌زن نیستند! چرا که برای این‌ها هیچ مرز و شرافت اخلاقی و انسانی وجود نداشته و تبدیل کردن ایران به مخروبه، با نمونه کار غزه، کاملا شدنی هست، اگر ایران از ابزارها و اهرم‌های فشار خود به موقع در توقف جنگ و انجام توافق استفاده نکند. @peyeagahi

  • جمعیت جهان و ایران در یک نگاه! @peyeagahi

  • همیشه شکل مهاجرت ناشی از جنگ، هجوم به مرزها نیست! ✍ حبیب رمضانخانی یکی از ادعاهای پرتکرار اینروزهای فضای مجازی این است که؛ با وجود جنگ و برخلاف آن انتظار دشمنان، در ایران از بابت شرایط جنگی هجوم و مهاحرت هجوم گسترده‌ای به مرزها و خارج از کشور صورت نگرفت! در اینکه ایرانیان، به تجربه تاریخی، پای کشور و ملت خود وفادار بوده و هستند، شکی نیست. ولی این نتیجه‌گیری سطحی نبایستی جدی نگریسته و مبنای تصمیم‌گیری و تاییدی برای پافشاری بر ادامه جنگ باشد، زیرا: ۱. آن صحنه دردناک هجوم به مرزها برای خروج، بیشتر در شرایط جنگ داخلی سخت، بسان سوریه یا نابودی گسترده زیرساخت‌ها چون عراق یا اشغال کامل چون مورد افغانستان توسط آمریکا یا طالبان و... شدنی هست که در آن شرایط جان و بقای مردم در خطر جدی بوده است و خوب شکر خدا فعلا ایران به این وضعیت گرفتار نشده است تا این معیار سنجیده و نتیجه‌گیری شود. ۲. در اینکه مهاجرت اجباری گسترده و دسته‌جمعی، بسان صحنه های دردناک جنوب لبنان و غزه بسیار تلخ و مخرب است، شکی نیست، ولی دردناکترین و تاثیرگذارترین نوع مهاجرت بدون شک فرار نخبگان و جوانان از کشور است که سال‌هاست در ایران صورت پذیرفته و در شرایط جنگی امروز نیز بسیار تشدید شده است. ۳. مهاجرت قرار نیست فقط جابه‌جایی فیزیکی انسان در زمین باشد. گاهی مهاجرت انسانی می‌تواند ذهنی بوده و از میل به ازدواج و فرزندآوری به عدم ازدواج و فرزندآوری تغییر رویه دهد! نشان به آن نشان که با مقایسه آمارهای تولد در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۴۰۳، ارقام نشان از کاهش ۹۰ هزار نفری تولد در ایران دارد که به نظر کارشناسان، بخش مهمی از این کاهش سریع مربوط به ماه های آخر زمستان سال قبل است که ۹ ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه می‌باشد! چکیده کلام: شرایط بلاتکلیف و بی‌چشم‌‌اندازی جنگ و امتداد آن، منجر به ناامیدی و نگرانی‌های روحی و روانی شدید شده که تنش و استرس ناشی از آن باعث می‌شود، برخی ترجیح بدهند به جای مهاجرت و زندگی، تمام شوند و چون خودی با این میراث برای آینده تولید نکرده و باقی نگذارند! @peyeagahi

  • رفتار مردم در مواجهه با بی‌برقی و نبود زیرساخت، چه بسا اینگونه نباشد! ✍ حبیب رمضانخانی در پی حملات و ایجاد تنش اخیر که باز منجر به ته کشیدن اندک رزونه‌های امید به تفاهم و توافق شد، بایستی به جماعت تندرو داخلی که دنبال امتداد جنگ و کارشکنی در مقابل توافق و صلح هستند، یک نکته مهم را گوشزد کرد: اینکه در این مدت، همراهی مردم با کمبودها، تورم و رکود باعث نتیجه‌گیری اشتباه نشود و این سکوت و نجابت را به پای حمایت از مشی خود تفسیر و تعبیر نکنند! مردم ایران سال‌هاست از پی تحریم، با تورم، کمبود و سختی معاش ساخته و کم دم زده‌اند. ولی این بدان معنا نیست که این مردم در مقابل بی‌برقی، بی‌آبی و نبود زیرساخت نیز اینگونه سکوت و نجابت به خرج دهند! پس نباید دچار خطای محاسباتی شد! چرا که  در آن وضعیت، بسیاری از مردم، تندروها را عامل تنش و آن وضعیت رفته بر خود و کشور دانسته و دیگر نمی‌توان با فرافکنی و توجیه همه را به گردن دشمن و عامل خارجی انداخت! وضعیتی که خروجی آن، در کمترین حالت، تشدید و علنی شدن این اختلافات پشت پرده خواهد بود که به جای توجه و تمرکز به دشمن خارجی، انگشت اشاره به سمت داخل خواهد بود! @peyeagahi

  • 27 июл.2673из TahlilZamane

    چرا ذهن تمایل دارد، فقط شواهدی را ببیند که باورهای قدیمی خودش را تایید کند؟ #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane

  • 27 июл.1 37521

    وقتی عامل جنگ، خود در حاشیه و آرامش و، نظاره‌گر آتش انداخته به جان ایران است... ✍  حبیب رمضانخانی بر کسی پوشیده نیست که رسیدن ایران به این وضعیت و درگیری در این جنگ، ریشه در هدف دشمنی و نابودی اسراییل توسط نظام دارد! ولی از پی این تقابل و هدف، اسراییل مرحله به مرحله با شکستن حصار اطرافش، از گروه‌های فلسطینی تا حزب‌الله و بالاتر سوریه، نهایت رسید به مرز و قلب ایران و این جنگ یک‌ ساله را باعث شد. حال بعد از یک سال، ایران از بابت آن جنگ و هدف، امروز در تقابل و جنگ شدید با آمریکاست که سال‌‌ها اسراییل تلاش کرد پای آن کشور را به جنگ با ایران باز کند! همزمان در تقابل شدید و حملات دوطرفه سنگین با کشورهای عربی، خاصه کویت، بحرین و امارات است که سال‌ها اسراییل تلاش کرد ایران را به جای خود، به عنوان دشمن شماره یک آن‌ها بنشاند! بدتر از این، با هدف قرار دادن یک کشتی ایرانی و شهادت یک ملوان ایران در دریای کاسپین توسط اکراین، عملا داریم وارد یک جنگ دیگر می‌شویم و پایمان به تقابل روسیه و اوکراین نیز کشیده می‌شود. بعد در این تقابل چندگانه ایران، با کشورهای دور و نزدیک، آن هدف اصلی، اسراییل، که قرار بود با جنگی از میان برود، خود در حاشیه و آرامش، نظاره‌گر آتشی است که به جان ایرانیان انداخته و همچنان در پی وارد کردن گروه‌ها و کشورهای دیگر، چون کردهای اقلیم و چه بسا پاکستان و... به جنگ با ایران است! آری، اسراییل که هدف این جنگ احتمالی بود، امروز خود در آرامش و کناری نشسته و همه را به جان ایران انداخته که خروجی آن ایجاد اختلافات عمیق‌تر و تضعیف کشورهای منطقه توسط هم است، که همگی باعث قدرت‌گیری اسراییل و افتادن بیش از پیش اعراب به دامن او خواهد شد! با این اوصاف، نفع این جنگ و امتداد آن به جانب چه کسی هست؟ @peyeagahi

  • کلاس درس آقای عراقچی! ✍ حبیب رمضانخانی عراقچی: کتاب نوشتم، «قدرت مذاکره» نتیجه‌اش هم داریم می‌بینیم/ همین دیشب یکی از وزرای خارجه آفریقایی به من گفت میخواهیم دیپلمات‌های مان را بفرستیم ایران برای آموزش! در اینکه آقای عراقچی به دلیل فعالیت از دوران جوانی و در رده‌های مختلف دستگاه دیپلماسی، خاصه همکاری با آقای ظریف، دیپلماتی کارکشته هست، شکی نیست. ولی دفاع از کتابش با ذکر «این خروجی»، در حالی که در وضعیت بلاتکلیف امروز گرفتاریم، خیلی قابل دفاع نیست! با این مقدمه، در پاسخ به گفته‌های اخیر آقای عراقچی، چند مورد را به طنز و جدی اشاره می‌کنیم: ۱. با این سخن آقای عراقچی در مورد درخواست وزیر خارجه فلان کشور آفریقایی، آن هم با این خروجی امروز، نمی‌دانم چرا بی‌اختیار یاد گفته‌های احمدی نژاد افتادم، آنجا که می‌گفت: صدها سیاستمدار خارجی دنبال الگوی مدیریت جهانی ما هستند و متعجبند از اینکه چگونه کشور خود را اینگونه خوب اداره می‌کنیم... ۲. آقای عراقچی بایستی برای دیپلمات‌های آفریقایی تشریح می‌کردند که شیوه دیپلماسی ما بومی و ایرانی هست! مثلاً برای آموزش کتاب و مهارت دیپلماسی، بایستی ابتدا شما پیش نیازهایی را پاس کنید! عرصه «میدان» جماعت «آتش به اختیار» هیات‌ها و مداح و..‌ هر کدام عوامل تعیین کننده‌ای در سیاست خارجی ایران هستند که هماهنگی، فشار و مقابله با برخی، گاهی چندین برابر مواجهه با کشورهای خارجی انرژی بیشتری می‌طلبد! که کشورهای دیگر متاسفانه از این امکانات و زیرساخت‌ها محروم هستند و بدون شک در نبود این‌ها آموزش ناقص خواهد بود! ۳. سیاست خارجی ایران به دلیل پرونده هسته‌ای و درگیر بودن بیش از دو دهه‌ای دستگاه دیپلماسی با آن، منجر به پدید آمدن دیپلمات‌های ورزیده و آماده شده است. ولی برای کشورهای آفریقایی و دیگرانی که شاید در دوران خدمت خود، کمتر مسأله و چالشی داشته‌اند، عملا نیازمند آن تلاش و مهارت نبوده‌ و نیستند. بسان وضعیت ورزیدگی آتش‌نشانی که هر روز در مأموریت سخت است، در مقابل آتش نشان تپلی که سالی یکبار هم به ماموریت نمی‌رود! پس اینجا هم برای دوره کارورزی! بایستی دیپلمات‌های خارجی یک چالشی عمدی برای خود ایجاد کنند تا نیازمند تحرک و سفرهای خارجی مکرر و چه بسا میل کردن شام با خارجی‌ها باشند تا آموزش علمی‌تر و کاربردی‌تر پیاده شود! ۴. دست آخر، آقای عراقچی! این درخواست از شما برای آموزش دیپلمات‌ها، آن هم با این خروجی که منجر به سه جنگ در یک سال شده، فکر می‌کنم بیشتر دیپلمات‌ها متقاضی آن بخش از کتاب و آموزش شما هستند که چگونه می‌شود هر بار با شخصیت برجسته‌ای شام میل کرد و به یک هفته نکشیده، طرف سقوط کرد! @peyeagahi

  • قلعه‌نوعی، نمادی از ساختار! ✍ حبیب رمضانخانی از سوژه‌های اینروزهای فضای رسانه‌ای کشور که همچنان داغ است، بحث قلعه‌نوعی و پاداش و آن نوع طلبکاری از پی آن حذف است! اینکه چرا امثال قلعه‌نوعی، بیرانوند و... با وجود آن حذف زودهنگام، به جای پاسخ‌گویی، استعفا یا کنار گذاشته شدن، خیلی راحت از پاداش و پول‌های کلان دریافتی می‌گویند و اینگونه از عالم و آدم شاکی بوده و بدتر در ساختار و بدنه همراهی و حمایت دارند؟ سوالی در خور درنگ است. در پاسخ به این سوال، بایستی تاکید کرد: قلعه‌نوعی نمادی از ساختار حکمرانی ماست که در آن از وزیر و وکیل، با وجود انواع ناکارآمدی و ضعف‌ها، بدون پاسخ‌گویی و برخورد، همیشه در چرخه قدرت حاضر و همواره از امتیازات و انحصارات برخوردارند. پس اینجا مشکل فراتر از قلعه‌نوعی بوده و ما عملا با یک رویه در ساختار مواجه هستیم که در آن چون بالاتر از قلعه‌نوعی، جناب تاج! بدون شایستگی بر آن جایگاه تکیه زده و همزمان پاسخگو که نیست، بلکه ارتقا هم می‌گیرد! پس، این باعث می‌شود زیردستان نیز با آن الگو و رویه، ترس و هراسی از ناکارآمدی و نیاز به پاسخ‌گویی نداشته باشند! برای فهم بهتر، همیشه برای خودم سوال بود که چرا بعد از رو شدن آن تخلف جناب صدیقی، کمتر مسئولی معترض شده و تلاشی برای مخالفت و کنار گذاشتن او انجام نشد؟ چون بر من فهم شد، این یک رویه در ساختار بوده و آن امتیازات و انحصارات بابت آن جایگاه و به قول آقای قلعه‌نوعی آن ایثار! امری تعریف شده و عمومیت داشت. پس چون ما مردم مطلع از آن نبودیم برایمان عجیب و برای بسیاری دیگر از مسئولان صرفا رسانه‌ای شدن یک حق طبیعی مخفی بود. پس وقتی امثال قلعه‌نوعی از حضور در آن میدان، با هر کیفیتی، به ایثار و رشادت یاد می‌کنند، بیراه و برایشان غیرعادی نیست! چون عقیده دارند طبق آن رویه، همین انجام تعهد، حالا به هر قیمتی، مستوجب کلی پاداش و امتیاز و حتی ساخته شدن مجسمه‌اشان هستند! @peyeagahi

  • شعار و وعده‌های تکراری و نخ‌نما که جز افزودن بر بی‌اعتمادی، خروجی دیگری ندارد! ✍ حبیب رمضانخانی علیرضا پناهیان: بزودی در مسجد جامع خرمشهر نیرو ثبت نام خواهید کرد برای اعزام به دنیا برای آزادسازی جهان از دست آمریکا... اگر بی‌برقی و بی آبی را تحمل کنیم؛ جهان را از دست ستم صهیونیست‌ها آزاد خواهیم کرد... در پاسخ به این ادعا: ۱. جناب پناهیان! ثبت‌نام در آینده، آن هم در خرمشهر! چرا در زمان حال که امریکا در حال بمباران شدید جنوب ایران بوده و کلی جان‌فدا هم اعلام آمادگی کرده‌اند، ثبت نام را از همین تهران و با پیشقدمی خود شروع نمی‌کنید و به جنوب نمی‌روید تا با ایستادگی مقابل آمریکا، شکست او را از ایران کلید زده و در کل دنیا رسوا و نابودش کنید؟ ۲. جناب پناهیان! تحمل و تاب‌آوری تا کجا؟ نزدیک سه دهه است می‌گویید: اگر این را هم تحمل کنید! اگر مقابل تحریم تاب‌آوری داشته باشید! تورم را تحمل کنید! کمبود و بیکاری را به جان بخرید و با لُنگ و نان خشک سر کنید و... خلاصه اینکه، در این سال‌ها مردم آنچه بیش از مسئولان شنیده‌اند وعده و شعار بود و آنچه ندیده‌اند عمل! و اینکه اوج شعار و وعده شما، آن هم با برنامه مجلس و دولت، اول منطقه شدن از نظر اقتصادی، علمی و فرهنگی در سال ۱۴۰۴ بود که شدیم این! پس چه انتظار از باقی وعده‌ها و شعارها؟ راستی، جناب پناهیان! یکی از نقدهای درست مردم بر شما مسئولان این است که هیچ درک و اطلاعی از اوضاع زندگی مردم و متن جامعه ندارید، چون در یک دنیای دیگری سیر می‌کنید! نشان به آن نشان که، در همین قضیه درخواست از مردم برای تحمل بی‌آبی و بی‌برقی، مردم می‌گویند: ما که مثل آقای پناهیان دوستان دست به خیری! نداریم که به وقت مشکل، دِین خود را ادا کنند و در صورت نبود برق و آب هوای ما را داشته و برای ما ژنراتور و مخزن ذخیره آب و... هدیه و هبه کنند! در پایان: جناب پناهیان، یکی از بزرگترین آسیب‌ها به اعتماد اجتماعی و همزمان از عوامل اصلی دین‌گریزی، همین وعده و شعارهای بدون پشتوانه و توخالی امثال شماست که چون چیزی برای عرضه و پاسخی برای ناکارآمدی خود ندارید، از دین و آینده مایه گذاشته و چون محقق نمی‌شوند، مردم آن را نه به حساب شما، بلکه به حساب حکومت و دین می‌گذارند... @peyeagahi

  • نسل جوانی که تباه شد... ✍ حبیب رمضانخانی تو پارک، مرد میانسالی سرش تو گوشی بود و همزمان سه پیرمرد مقابلش داشتند ورزش می‌کردند. پیرمردی که موهای بلندی هم داشت، رو به مرد گوشی به دست گفت: جوون از گوشی دربیا، بلند شو بیا ورزش کن تا روح و روانت رو جوون کنی! مرد سرش رو بالا آورد و تلخ‌ترین جمله‌ای که تو این سال‌ها  شنیدم رو با این مضمون گفت: هی حاجی! عمر و جوونی واقعی رو به بلاتکلیفی از پی تورم، بیکاری و جنگ و بدبختی سپری کردم و در جوانی پیر شدم، حالا ورزش کنم سر میانسالی و پیری دلم جوون شه که چی؟ به کجا برسم؟ سکوتی سنگین حاکم شد، بی هیچ توضیحی، که خود تاییدی بر این مدعا بود! به این فکر کردم که این درد دل، شرح حال این چند دهه مردم ایران است! کشور و مردمی که، نیروی بزرگ جوان نسل دهه شصت و هفتادش که می‌توانست با توان و خلاقیت و شور جوانی، کشور را به قله واقعی توسعه برساند، در پی اهداف و شعارهای ایدیولوژیک سوخت و تباه شد و حالا به میانسالی و فردا به پیری خواهد رسید که از نظر نیاز به خدمات بهداشتی و رسیدگی، خود به چالشی بزرگ برای کشور تبدیل خواهد شد. نمونه‌ای کامل و‌ گویا از تبدیل فرصت به چالش و تهدید... حال در این بلاتکلیفی و بی‌چشم اندازی آینده که امیدکش و فرساینده روح و روان ملت است و حاصل آن شعارها و وعده‌ها، باز یکی بالای منبر رفته و گفته: این بی‌برقی و بی‌آبی را هم کمی تحمل کنیم، دیگه جهان را آزاد خواهیم کرد! @peyeagahi

  • دو قطبی شمال و جنوب! ✍ حبیب رمضانخانی از رفتارهای اجتماعی مخرب ما ایرانیان، یکی افتادن در دام دو قطبی‌های ایجاد شده در جامعه است که از نعمتی و حیدری قدیم تا سلطنت‌طلب و جمهوری‌خواه و... تا امروز به فراوانی تکرار و ادامه یافته که با وارد کردن مردم به این دسته‌بندی‌ها، نهایت نفع آن را حاکمان و دشمنان این سرزمین و رنج و زیان آن را مردم و ملت ایران پرداخته‌اند. در این راستا، در جدیدترین نوع از ایجاد چند دسته‌گی‌ها، دو قطبی «شمال و جنوب» در پی حملات و بمباران جنوب ایران توسط برخی در حال القا هست، با این توجیه که چون جنوب ایران زیر بمباران شدید دشمن و تبعات و رنج جنگ است، شمال، خاصه با محوریت تهران، دیگر دغدغه و احساس نگرانی از جنگ و تبعات آن ندارد! سال‌هاست یک بهانه نخ‌نما شده، خاصه توسط جماعت تجزیه‌طلب، با دامن زدن به دوقطبی مرکزنشین و حاشیه‌نشین در حال القا شدن است که طی آن؛ تهران با محوریت نژاد فارس! در تقابل با حاشیه‌نشین‌های با محوریت سایر اقوام بوده و در پی نابودی حقوق و اراده آن‌ها می‌باشد! در نتیجه دوگانه فارس و ترک، فارس و کرد، فارس و عرب و... را القا می‌کنند تا از طریق تهییج احساسات و تحریف تاریخ به تضعیف ملی‌گرایی ایرانی و تقویت قومیت‌گرایی دست یازیده و به مطلوب شوم خود برسند. پس در این راستاست که اینبار و از پی این جنگ، برخی دنبال ایجاد یک دوگانه اختلاف افکن دیگر با نام شمال و جنوب هستند تا به مردم جنوب ایران اینگونه القا کنند که مردم شمال و مشخصا تهران، دغدغه و نگرانی از بابت این جنگ و بمباران که خود درگیر آن نیستند، ندارند تا اینگونه بر اختلافات دامن بزنند و از نارضایتی ایجاد شده بهره‌برداری کنند! ولی زهی خیال باطل! چون بیشتر مردم آگاه هستند که تهران از یک روستای کوچک به شهر ده میلیونی، با مهاجرت از جای جای ایران ایجاد شده و از هر قومیت و نژاد و گروهی از ایران در خود نماینده و صاحب اختیار دارد! زهی خیال باطل! چون که نمی‌دانند، وقتی ملتی شاه عباس بزرگ را از بابت آزادسازی جنوب ایران از دست پرتغالی‌ها، قهرمان ملی خود قرار داده و به آن می‌بالد، جنوب چقدر برایش ارزشمند است و برایش شمال و جنوب و شرق و غرب را تفاوتی نیست! زهی خیال باطل! چون ملتی که بزرگترین حسرت آن از دست رفتن بحرین در جنوب ایران است، برای ملتی که برای آزادسازی خرمشهر و جنوب غرب ایران از حمله عراق از گوشه گوشه وطن ۲۶۰ هزار شهید داده، شمال و جنوب را تفاوتی نیست... چکیده کلام: ایران کشوری تازه تاسیس، برآمده از تصمیمات استعمارگران نیست که به اختلافی چون دیگران در آستانه فروپاشی برود! ایران سرزمینی است تاریخی با مردمی ملت شده به درازنای تاریخ که خود مدعی به حق بسیاری سرزمین جدا شده از خود است و وقتی از خجند و جیهون و هرات تا قفقاز و بحرین را آرزوی اتصال دوباره به وطن اصلی دارد، برای جنوبش که پاره تنش هست و نگاهبان خلیج فارس، معلوم است چه حس و دغدغه‌ای خواهد داشت، هر چند مجبور به سکوت موقتی باشد و در کوتاه مدت چیزی از دستش برنیاید! @peyeagahi

  • سخنی با بیژن عبدالکریمی! ✍ حبیب رمضانخانی بیژن عبدالکریمی که از بابت مواضع متفاوت، از باب همراستایی با مشی حاکمیت، تبدیل به چهره جنجالی و رسانه‌ای شده، در تازه‌ترین گفته خود تاکیده کرده که با مرگ جریان روشنفکری در ایران مواجه هستیم، لابد چون دیگرانی بسان او نمی‌اندیشند و در ادامه نیز با ادبیات تندی به منتقدان ساختار تاخته است! جدا از مباحث فلسفی و فکری ایشان که بنده تخصص و صلاحیتی برای ورود ندارم، اما در پاسخ به این گفته، بایستی تاکید کرد: جناب عبدالکریمی! در ساختاری که شما از بابت همراستایی با مشی حاکمیت، شبانه‌روز تریبون در اختیار دارید و منتقد و مخالف حتی جرات یک نقد ساده ندارد! در ساختاری که شما از این فضای انحصاری و یکطرفه مرتب نظر و اندیشه خود را ابراز و دیکته کرده، ولی منتقد نظر شما و ساختار، امکان پاسخ ندارد و حتی در صورت پاسخ از جانب شما با انگ «بی‌شعوری» برچسب می‌خورد، با چه متر و معیاری خود را روشنفکر و دیگران را خارج از این دایره قرار می‌دهید؟ اندیشمندان می‌گویند: روشنفکر از جامعه خود درکی واقع‌بینانه دارد و در این راستا دو ویژگی مهم برای آن برمی‌شمارند: یکى آشنا و آگاه کردن مردم با حقوقشان و دیگرى راه رسیدن به این حقوق. پس افرادی که جهت احقاق حقوق مردم کار نمى‏کنند و کارگزاران قدرت به حساب مى‏آیند، همواره در مقام توجیه پایه‏هاى قدرت مسلط هستند تا منافع مردم و در نتیجه بیشتر روشنفکرنما هستند تا روشنفکر! چرا که روشنفکر ابتدا باید بری از نفوذ و دیکته‌ شدگی‌ها باشد تا پدیده‏ها و موضوعات را مستقل بررسیده و با آزادی نفس و به دور از ذهنیت زدگی سیاسی و جناحی به ارزیابی و قضاوت بنشیند! پس، آیا داشتن این انحصار تریبون و رسانه و حمایت همه جانبه جریان حاکمیتی از شما و محروم کردن منتقد و مخالف از داشتن تریبون و صدا، خود ناقض اصل آزادی بیان و استقلال فکری که لازمه جریان روشنفکری است، نیست؟ چکیده گفتار: آقای عبدالکریمی! شما با چه متر و معیاری خود را روشنفکر و دیگرانی را خارج از آن می‌دانید، وقتی به حکم فضای انحصاری و یکطرفه رسانه‌ای که در اختیار شماست و دیگرانی محروم از آن، اصل آزادی بیان و استقلال فکری را نقض کرده‌اید؟ @peyeagahi

  • 16 июл.1 10321

    جنوب ایران و رنجی که اطلاع‌رسانی نمی‌شود! ✍ حبیب رمضانخانی چند سالی بود که صنعت گردشگری در فصل پاییز و زمستان، در جنوب ایران پا گرفته و با مشاغلی که ایجاد شده بود، کم‌کم داشت چهره فقر را از برخی مناطق می‌زدود! ولی با شروع جنگ، آن امید و گشایش نیز نه تنها به حاشیه رفت، بلکه آن مشاغل سابق، از ماهیگیری تا واردات و فروش لوازم و پوشاک از امارات و دبی و... نیز عملا رو به تعطیلی رفت... حالا اما، با تشدید جنگ و ویرانی و زدن زیرساخت و نبود آب و برق، برخی به آرزویشان رسیده و کم‌کم جنوب ایران نیز دارد بسان جنوب فلسطین، غزه، و جنوب لبنان می‌شود که جماعتی آن وضعیت را نماد مقاومت و پیروزی می‌دانند! منتها با این تفاوت که حداقل ویرانی غزه و لبنان را با انعکاس خبر و تصاویر، افکار عمومی جهان آگاه و با آن ابراز همدردی می‌کردند! اینجا اما صداوسیما و رسانه‌های داخلی حتی آن ویرانی و درد مردم جنوب را که در دمای پنجاه درجه، در نبود برق و آب زیر بمباران رنج می‌کشند را اطلاع رسانی نمی‌کنند، مبادا نظر و اراده جنگ‌طلبان داخلی سست شده و تحت فشار افکار عمومی داخلی مجبور به عقب‌نشینی از آن شعارها و توهمات شوند! @peyeagahi

  • خطر افزایش نارضایتی با روح و روان فرسوده بیشتر است یا با افزایش چند سنتی قیمت بنزین؟ ✍ حبیب رمضانخانی تندروهایی داریم که انگیزشون از بستن تنگه هرمز و جنگ با آمریکا، ایجاد نارضایتی در میان مردم آمریکا از بابت بالا رفتن قیمت چند سنتی هر لیتر بنزین هست، ولی همزمان کمترین تفکر و توجهی به خطر نارضایتی گسترده مردم ایران از بابت روح و روان فرسوده از پی این بلاتکلیفی و قطعی آب و برق در دمای پنجاه درجه جنوب، ندارند! @peyeagahi