tgindex
لذات فلسفه

لذات فلسفه

Статистика

موضوع: فلسفه، تاریخ ،هنر،ادبیات ،آگاهی، آیدی کانال در ایتا،سروش،ایگپ،روبیکا: @philosophy2 لطفا با این لینک از کانال حمایت کنید: https://t.me/boost/philosophy2200 آدرس گروه لذات فلسفه : https://t.me/philosophy22000 ارتباط با ما : @Shahdad_taher

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
18
Всего постов
147
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
644
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
56
40 постов
Вовлечённость
8,7%
к подписчикам
Постов в день
2,6
всего 147
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
50
1/48двое суток
57
1/72трое суток
61

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📗🎧 #کتاب_شب 📖 خانه ✍ نویسنده: #تونی_موریسون 🔃 ترجمه: #میچکا_سرمدی 🎙 راوی: #بهروز_رضوی « قسمت ششم » پایان join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 📗🎧 #کتاب_شب 📖 خانه ✍ نویسنده: #تونی_موریسون 🔃 ترجمه: #میچکا_سرمدی 🎙 راوی: #بهروز_رضوی « قسمت پنجم » join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 📗🎧 #کتاب_شب 📖 خانه ✍ نویسنده: #تونی_موریسون 🔃 ترجمه: #میچکا_سرمدی 🎙 راوی: #بهروز_رضوی «قسمت چهارم » join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 📗🎧 #کتاب_شب 📖 خانه ✍ نویسنده: #تونی_موریسون 🔃 ترجمه: #میچکا_سرمدی 🎙 راوی: #بهروز_رضوی « قسمت سوم » join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • видео или голосовое, без подписи

  • تحلیل تأملات تأمل اول: چه چیزی ممکن است در معرض شک واقع شود؟ شکاکان بر این باورند که ما تماماً در میان ملغمه‌ای از نظرات متضاد قرار گرفته‌ایم و ابزار عینی و کافی برای انتخاب نداریم. (مونتنی می‌گوید: «کوشش برای شناختن واقعیت مانند تلاش برای به چنگال گرفتن آب است). از این رو آنها تعلیق مطلق حکم (یعنی اپوخه) را توصیه کردند. هر چند دکارت خود تسلیم شک نشد، (زیرا هیچگاه از جستجوی حقیقت باز نایستاد)، ولی «اپوخه» اهل شک را به عنوان نقطهٔ آغاز تحقیق خود پذیرفت. او با استفاده از دلایل شکاکان یونان باستان و نیز برهان ابتکاری خود (یعنی «فرضیه شیطان شریر»)، چنانکه خود در «خلاصه تأملات ششگانه» به ما می‌گوید، دلایلی برای شک عرضه کرده است: دلایلی که بر اساس آنها ما می‌توانیم به طور کلی در وجود هر چیزی و مخصوصاً در وجود اشیای مادی، دست کم تا زمانی که برای علوم مبانی دیگری جز آنچه تاکنون داشته‌ایم در اختیار نداشته باشیم، شک کنیم. این شک کلی، که معروف به شک روشی است، همچون ابزاری برای از بین بردن پیش‌داوری‌ها به کار می‌رود، پیش‌داوری‌هایی که مانع از پی‌ریزی بنیاد استواری برای علم می‌شوند. یکی از پیش‌داوری‌های بزرگی که با شک کلی دکارتی از بین می‌رود همین عقیدهٔ عام است که فیلسوفان ارسطویی طرفدار آن هستند؛ یعنی این عقیده که: سرچشمهٔ بهترین و یقینی‌ترین شناخت، تجربهٔ حسی است. دکارت برای رد این نظریه، که معروف به تجربه‌گرایی است، به شرح زیر استدلال می‌کند: یک چیز بزرگ (مانند خورشید) از دور کوچک به نظر می‌آید و بطری حاوی میلیون‌ها چیز بسیار کوچک (مثلاً ذره‌های هوا) نیز خالی. پس حواس گاهی اوقات، دست‌کم در مورد چیزهای بسیار کوچک یا دور، ما را فریب می‌دهند. ولی آیا هیچ موردی یافت نمی‌شود که در آن فریب محال باشد و شک متوقف گردد؟ مثلاً حواس به من می‌گویند که اکنون روی صندلی نشسته‌ام و قلمی در دست دارم. آیا در این می‌توانم شک کنم؟ بله، تا زمانی که نتوانم این احتمال را از بین ببرم که منِ در خواب این چیزها را می‌بینم: چه بسا، در سکوت شب، عقیدهٔ محکم و مأنوسی داشته‌ام که همین جا هستم و در کنار آتش نشسته‌ام. در حالی که کاملاً برهنه در بستر آمده بودم! ... بنابراین با وضوح می‌بینم که اصلاً هیچ‌گونه نشانهٔ قطعی‌ای برای متمایز شدن خواب و بیداری وجود ندارد. اینجاست که سرگردان می‌شوم ... «برهان خواب» دکارت را متقاعد ساخته که ممکن است تجربه‌های حسی‌اش دقیقاً مانند تصاویر زیادی از منظره‌های ساختگی یا خیالی باشند. ولی او می‌پرسید: آیا دست‌کم نباید بپذیرم که اجزاء ساده یا عناصر اصلی همین تصاویر نماینده‌ٔ چیزهایی واقعی هستند؟ آیا عناصرِ حتی انتزاعی‌ترین ترکیب‌ها یعنی خطوط و نقش‌ها و حجم‌ها برآمده از واقعیت نیستند؟ دکارت برای شک در همین عقیدهٔ موجّه‌نما نیز فرضیهٔ فریبندهٔ بسیار توانا یا شیطان شریر را مطرح می‌کند که «تمام تلاش خود را برای فریب دادن من به کار می‌گیرد». از کجا بدانم که او چنین تقدیر نکرده باشد که نه زمینی واقعاً وجود داشته باشد نه آسمانی، نه شیء ممتدی، نه شکلی، نه اندازه‌ای و نه مکانی و با این حال، همه آنها همان‌طور که اکنون می‌بینم موجود به نظر آیند. سخن نه بر سر پذیرفتنی بودن این فرضیه است (که آشکارا پذیرفتنی نیست)، بلکه بر سر امکان و یا تصورپذیر بودن آن است. زیرا اگر این فریب عام محتمل باشد، ما به هیچ‌رو نمی‌توانیم بدانیم که آیا هیچ‌یک از تصورات ما (یعنی ایده‌ها و باورهای ما) واقعی واقعی‌اند یا نه. برای حصول علم یقینی باید احتمال هرگونه خطایی را از بین برد. 📗 کتاب: مبانی فلسفه جدید از دکارت تا کانت ✍ نویسنده: #ویلیام_اچ_برنر 🔃ترجمه: حسین سلیمانی آملی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • видео или голосовое, без подписи

  • و بر دوستان قدیم که در نیک و بدِ احوال، تجربت خصال ایشان رفته باشد، بیگانگان را مگزین که گفته‌اند دیو آزمود، بهْ از مردم ناآزموده #مرزبان_نامه  #حکایت شب بخیر✨🌙 join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • یک کار نیک، یک پیاله آب که بی‌طمع پاداش به تشنه‌ای داده شود ارجمند‌تر از همه‌ی کارهای خوبی است که من در راه مردم کرده‌ام. از خود پرسید: «آیا به راستی ذره‌ای نیت صدق نسبت به خدا در دل من بود؟» و جوابش این بود: «بله بود، اما هرچه بود با علف هرز شهرت‌خواهی و شهوت نام در چشم مردم پوشیده و آلوده شده بود، بله، برای کسی که مثل من برای کسب نام در نظر مردم زندگی کرده خدا وجود ندارد. من از این پس به جستجوی خدا خواهم رفت.» 📚 پدر سرگی ✍ #لئو_تولستوی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 📗🎧 #کتاب_شب 📖 خانه ✍ نویسنده: #تونی_موریسون 🔃 ترجمه: #میچکا_سرمدی 🎙 راوی: #بهروز_رضوی « قسمت دوم » join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🎼 چه خبر 🎙خواننده: #مارتیک ✍ ترانه سرا: #زویا_زاکاریان 🎶 آهنگساز: حسن شماعی‌زاده تنظیم کننده: تیگران ساکیان آلبوم : عطر لحظه‌ها ۱۳۷۶ تو بگو ای باد بی پروای سحر از فلات شعر و مهتاب چه خبر چه خبر از معبد خورشید و غزل از صدای حافظ و سهراب چه خبر چه خبر از کوچه ی عشق داغ لولیان هشیار پادشاهان دل من شمس و رودکی و عطار چه خبر از نبض خاور نبض بی امان آرام سختی تکرار تاریخ فارس و طوس و شوش و ایلام چه خبر از خانه ی ما جای بی پناهی من خانه ی شکستن دوست پل پیروزی دشمن من به تنگ آمدم اینجا بسکه افسانه شنیدم بسکه با شعبده ی رنگ چهره در آینه دیدم تو بگو ای باد ای باد ای حضور با صداقت بگو بی پرده و عریان هر چه هست و نیست حکایت #موسیقی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • پاسخ ها : مسئله ۲۵ زندگی بر روی صورت فلکی شعرای یمانی خوب، بنابراین اصل جهت ناکافی، احتمالات ۵۰-۵۰ هستند. قدری بیشتر در باب نظریه احتمالات به روش های مختلف می توان احتمال وقوع چیزی را بررسی کرد. واضح ترین روش این است که تمام پیشامدهای ممکن در نظر گرفته شود و تعداد پیشامدهای موفقیت آمیز بر آن تقسیم شود. مثلاً هنگام کشیدن یک ورق از میان یک دسته ورق، رخ دادن ۵۲ پیشامد ممکن است (با بیرون گذاشتن جوکرها) و بخت اینکه ورق کشیده شده آس دل باشد، یک بر ۵۲ است و بخت بیرون کشیدن هر آسی، یک سیزدهم است. از آنجا که همه ورق‌ها، بخت یکسانی برای بیرون کشیده شدن دارند، این رویکرد ساده درست از کار درمی‌آید. اگر والدین ما محض تفریح ناممان را (انگلبرت - سگ- خندان- صورت کدو حلوایی) نهاده بودند (همانطور که بی‌شک بعضی چنین‌اند) و ما به مدرسه‌ای با هزار دانش‌آموز فرستاده می‌شدیم، دست کم نامحتمل است که کس دیگری را بیابیم که هم نام ما باشد، حتی اگر یک قانون آماری کلی درباره‌ی نام‌ها باشد که مطابق آن در یک گروه هزار نفری انتظار می‌رود که این نام موجود باشد. هنگامی که دکتر وِللی می‌گوید در غیاب هرگونه اطلاعات، باید فرض کنیم که فقط دو احتمال معادل وجود دارد- فلان چیز یا هست یا نیست- در واقع به این معرفت اولیه ما از آنچه مقدماً «محتمل» یا «نامحتمل» است، اشاره دارد. جالب این که با بکارگیری این رویکرد ریاضی، می‌توان نتیجه گرفت که هر گاه دو تیم فوتبال (به علاوه‌ی داور) در زمین حاضر می‌شوند، احتمال اینکه دست کم یک جفت از بازیکنان تاریخ تولد یکسانی داشته باشند نیز حدود ۵۰-۵۰ است. از این موضوع می‌توان به عنوان یک «حقه‌ی مهمانی» برای تحت تأثیر قرار دادن کسانی که با ریاضیات آشنایی ندارند استفاده کرد، چراکه همسانی تاریخ تولد افراد یک گروه کوچک را (در مقایسه با مقدار روزهای سال) می‌توان با کمال اطمینان پیش‌بینی کرد. حتی اگر تعداد افراد گروه مورد نظر فقط حدود سی نفر باشد. می‌توان انتظار داشت از میان پیشامدهایی که واقع می‌شوند، دست کم برخی از نظر آماری بسیار عجیب و غریب به نظر آیند. اما به یقین چنین پیشامدهایی رخ می‌دهند. احتمال تصادف کردن با قطار هنگام گذشتن از عرض ریل راه‌آهن را در نظر بگیرید. خوشبختانه این احتمال اندک است. اما چند مورد شگفت‌آور از چنین رخدادی وجود دارد: در سال ۱۹۹۱ در ایتالیا یک دختر جوان هنگام عبور از روی ریل با قطار تصادف کرد و کشته شد. چهار سال بعد، پدر آن دختر هم توسط قطار زیر گرفته شد. در همان محل، در همان موقع روز و توسط همان راننده‌ی قطار. یک پیشامد قدیمی‌تر: در سال ۱۸۳۳، ادگار آلن‌پو نویسنده، رمانی نوشت که در آن سه ملوان کشتی شکسته که از گرسنگی روبه هلاک بودند، توانستند با خوردن پسرک مستخدم کشتی، که نویسنده نام او را «ریچارد پارکر» نهاده بود، نجات پیدا کنند. پنجاه و یک سال بعد خوردن یک پسر مستخدم کشتی، واقعاً باعث نجات سه ملوان کشتی شکسته از گرسنگی و مرگ شد. نام آن پسر نگون‌بخت ریچارد پارکر بود. می‌توان به وقوع پیشامدهای نادر (قدری) مطبوع‌تر نیز توجه کرد، مثلاً داستانهایی واقعی در مورد والدینی که در زمان جنگ نگران جان فرزندانشان بودند. این والدین هنگام بمباران با دخترشان تماس گرفتند تا او را از رفتن به پناهگاه برحذر دارند. اما به اشتباه شماره‌ی یک غریبه را گرفتند که همان موقع در حال بیرون رفتن از منزلش بود. در حین جواب دادن تلفن، بمب درست به جایی که او داشت می‌رفت اصابت کرد و ــ و غریبه به لطف شماره‌گیری اشتباه زنده ماند. سرانجام، موارد مستندی موجود است مانند این که مسافری نگران قبل از پرواز، پس از وارسی نظر قربانی‌اش که عروسک یک فیل بود، دید که عروسک داخل کیفش شکسته است. مسافر فوراً برنامه‌ی سفرش را لغو کرد و سوار هواپیما نشد. هواپیما سقوط کرد و هیچ کس جان بدر نبرد. 📚 کتاب:  ۱۰۱ مسئله‌ی فلسفی ✍ نویسنده: #مارتین_کوهن ترجمه : امیر غلامی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • فیضی که خضر یافت ز سرچشمه ی حیات دلهای شب ز دیده ی تر می‌بریم ما #صائب_تبریزى شب خوش join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 🎼 کوه یخ 🎙 خواننده: #ابی ✍ ترانه سرا: #بیژن_سمندر 🎶 آهنگساز: #سیاوش_قمیشی تنظیم کننده: #منوچهر_چشم‌آذر آلبوم کوه یخ ؛ سال انتشار: ۱۳۶۶ تو سرزمین یخ ها پُر از سکوت غم ناک همیشه باد قطبی همیشه برف و کولاک رو سردی لبِ من ملاله غم نشسته طوفان وحشی شب کوه یخ و شکسته کوه یخم من که رو آب شدم شناور داغِ حوادث میکنه آبم سراسر نه جنگل سبز نه باغ گلها نه کوه سنگی نه دشت و صحرا همیشه اینجا کولاک و باده نه کلبه پیداست نه خطه جاده بهار و اینجا کسی ندیده زمین قطبی همه اش سپیده #موسیقی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 📗🎧 #کتاب_شب 📖 خانه ✍ نویسنده: #تونی_موریسون 🔃 ترجمه: #میچکا_سرمدی 🎙 راوی: #بهروز_رضوی «قسمت اول» join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • 📗🎧 کتاب شب 📖 خانه ✍ نویسنده: تونی موریسون 🔃 ترجمه: میچکا سرمدی 🎙 راوی: بهروز رضوی دسته‌بندی: رمان و داستان اجتماعی خارجی در بخشی از کتاب خانه می‌شنویم: من آنجا بودم، ساعت ها و ساعت ها به یک دیوار موقتی تکیه داده بودم. چیزی برای دیدن نبود جز دهکده ای آرام آن پایین، سقف های پوشالی خانه ها تقلیدی بودند از تپه های دوردست، انبوهی بامبو یخ زده در سمت چپ من سر از برف بیرون آورده بود. آنجا جایی بود که ما آشغال ها مان را می ریختیم. تا آنجا که می توانستم هوشیار بودم. گوش می دادم و هر نشانه ای از چشم بادامی ها یا کسانی را می دیدم که کلاه لبه دار به سر داشتند. اغلب حرکتی نبود. اما یک روز بعدازظهر صدای خش خش آرامی را میان ساقه های بامبو شنیدم. فقط یک چیز در حرکت بود. می دانستم نباید دشمن باشـد آن ها هرگـز تک نفری نمی آمدند پس فکـر کردم شـاید یک ببـر باشد. می گفتند ببرها در تپه ها پرسه می زنند، اما هیچ کس ببری ندیده بود. بعد دیدم ساقه های بامبو از هم جدا و به طرف زمین خم شدند. تعداد قسمت: ۶ join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • видео или голосовое, без подписи

  • ۱۰۱ مسئله‌ی فلسفی مسئله‌ی ۲۵ زندگی بر روی صورت فلکی شعرای یمانی هوگو وِللی، که مدرس دانشگاه است، در سمینار هفتگی دانشکده، با گروه اندکی از همکارانش دربارهٔ اکتشاف خود صحبت می‌کند و ادعا می‌کند دریافته است که بر روی یکی از سیارات صورت فلکی شعرای یمانی (شباهنگ) که به دور ستارهٔ درخشانی به نام ستارهٔ کلب می‌گردد، گونه‌هایی از سگ زندگی می‌کنند. شیلا سبک‌سرانه سخن آغاز می‌کند: «چگونه چنین چیزی ممکن است؟» هوگو به تشویق بیشتری نیاز ندارد. او همیشه دوست دارد به شیوه‌ای که خودش آن را «سقراطی» می‌داند، با پرسیدن سؤالات سخنورانه، واکنش نشان دهد: «خوب، شیلا، آیا بر روی مریخ یا ماه‌های مشتری حیات وجود دارد؟» شیلا می‌گوید: «خوب، به گفتهٔ ناسا، شاید.» هوگو می‌پرسد: «اما منظور آنها بکتری‌هاست. اما گاو، گوسفند، اسب، پروانه و حتی خرس پاندا، چطور؟» «وجود آنها نامحتمل به نظر می‌رسد.» هوگو موافقت می‌کند: «البته، یک دانشمند می‌توانست این موضوع را با قوت بیشتری ابراز کند. بخت یافتن یک سگ بر روی مریخ آن‌قدر اندک است که عملاً صفر محسوب می‌شود.» اما حالا دکتر وِللی‌ گام بلند خود را برمی‌دارد: «بخت یافتن این حیوانات بر روی مریخ چنان اندک است که ما احتمالش را منتفی می‌دانیم، پس بخت یافتن آنها بر روی یکی از سیارات صورت فلکی شعرای یمانی چنان زیاد است که عملاً می‌توان به آن یقین داشت. من نمی‌فهمم چرا مردم هنوز جوری حرف می‌زنند که انگار این واقعیتی مسلم نیست.» هوگو با شکیبایی توضیح می‌دهد که بنابر اصل جهت ناکافی، هر کجا به سؤالی برخوردیم و هیچ اطلاعات مسلمی برای کمک به پاسخ‌دهی آن نداشتیم ـ پرسش‌هایی مانند «آیا روی یکی از سیارات صورت فلکی آلفا ـ قنطورس زرافه وجود دارد؟» ـ احتمال موجود بودن یا نبودن زرافه در آن سیاره: ۵۰-۵۰ است. ما هیچ اطلاعاتی نداریم که با قطعیت بیشتری به ما بگوید، کدام پاسخ صحیح‌تر است. به نظر نمی‌رسد حضار متقاعد شده باشند اما نمی‌توانند هیچ عیبی در این استدلال بیابند. هوگو با طرح پرسشی دیگر از آنها نتیجه‌گیری می‌کند: «پس احتمال یافتن سگ کالی بر روی یکی از سیارات صورت فلکی شعرای یمانی سیریوس ۵۰-۵۰ است، یا بیشتر، یا کمتر؟» «خوب، اگر هیچ‌گونه اطلاعات اخترشناسی درباره‌ی وضعیت محیط آن سیارات برای تأمین شرایط زندگی حیوانات آشنای ما وجود نداشته باشد، می‌توانم به یک معنا فرض کنم که این احتمال ۵۰-۵۰ است.» هوگو می‌گوید. «و ما چنین نمی‌کنیم، خوب در مورد احتمال وجود سگ‌های خال‌خالی و یا تازی چه می‌گویید؟ آیا این احتمال هم ۵۰-۵۰ نیست؟» شیلا می‌گوید: «بله، بله، خوب که چی؟» هوگو می‌گوید: «بسیار ساده است، بیش از ۵۰۰ گونه مختلف سگ وجود دارد. احتمال اینکه هیچ کدام از این گونه‌ها بر روی آن سیاره نباشند، مانند آن است که با ۵۰۰ بار شیر خط کردن، همیشه خط بیاید. عملاً می‌توان یقین داشت که از میان این همه شیر یا خط، حداقل یک بار «شیر» بیاید و به همان اندازه هم یقینی است که در صورت فلکی شعرای یمانی سگی وجود داشته باشد!» فرانکین میگوید: « بیا شیلا، سینی چای رسید.» و دو نفری در حالی که دست تکان می‌دهند دور می‌شوند. اما آیا هوگو - چنان که خودش فکر می‌کند - تصادفاً به یک حقیقت جالب دست یافته است ـ یا اینکه عیبی در استدلالش وجود دارد؟ 📚 کتاب:  ۱۰۱ مسئله‌ی فلسفی ✍ نویسنده: #مارتین_کوهن ترجمه : امیر غلامی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

  • دکارت¹ پدر فلسفه جدید رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰)، کاتولیک فرانسوی با منش و جهت‌گیری فکری مستقل، برجسته‌ترین چهره از پیشتازان اندیشه جدید است. او نخستین کسی بود که علم طبیعی جامعی را بر بنیاد اصول مکانیکی و ریاضی پدید آورد و هندسهٔ تحلیلی را اختراع کرد که ابزار لازمی برای فیزیک جدید است. او را پدر فلسفه جدید نامیده‌اند. دکارت این وظیفه را برای خودش قرار داد که نظامی را بر اساس اصول «ساده و غیرقابل شک» پی‌ریزی کند که (برخلاف فلسفه ارسطویی) موافق با علم جدید و در عین حال (برخلاف فلسفه دموکریتوس) مخالف با ماتریالیسم الحادی باشد. او می‌خواست فیزیک جدید را توجیه و در همان حال محدود کند. او استدلال کرد که محدودیت‌های فیزیک جدید خدا و نفس آدمی هستند، زیرا خدا و نفس بخشی از طبیعت مادی نیستند. و ممکن نیست به مادهٔ متحرک تحویل شوند، پس فیزیک متافیزیک نیست - واقعیت از مرز واقعیت مادی فراتر می‌رود. شاهکار دکارت و اثر بسیار مهم او درباره فلسفهٔ جدید رسالهٔ تأملات در فلسفه اولی است که اولین بار در سال ۱۶۴۱ منتشر شد («فلسفه اولی» همان مابعدالطبیعه یا علم به واقعیت غایی است). رسالهٔ تأملات به منظور از بین بردن باور غیرنقادانه خوانندگان به گواهی حواس و راهنمایی آنها به علمی استوار درباره طبیعت و نفس و خدا نوشته شد، طبیعتی که صرفاً با کیفیات اولیه توصیف شده باشد و از طریق استدلال ریاضی قابل شناسایی باشد. شک نسبت به توان ذهن انسانی برای شناخت واقعیات غیرمادی در قرن هفدهم در حال گسترش بود. دکارت می‌خواست ثابت کند که این نوع شکاکیت درست از همان بنیادهایی برمی‌خیزد که شک در روش‌های ریاضی فیزیک جدید - یعنی باور غیرنقادانه به تجربه حسی - سرچشمه می‌گیرد. نخستین گام بزرگ برای فهم فلسفه جدید مطالعهٔ دقیق تأملات است. اگر شما درصدد مطالعهٔ تأملات ششگانه و تحلیل آنها برآیید و سعی کنید در باب ایرادها و بدیل‌های آنچه دکارت گفته بیندیشید، آن وقت می‌توانید برخی از اندیشه‌های جانشینان دکارت را پیش‌بینی کنید. زیرا فلسفهٔ جدید، تا حد زیادی، محصول گسترش بدیل‌های بنیادی سیستم دکارتی بود. ۱. Rene Descartes. در سال ۱۵۹۶ در فرانسه متولد شد. در آموزشگاهی که برای نجیب‌زادگان فرانسه برپا شده و اداره آن با ژزوئیت‌ها بود، درس خواند. آنگاه راه سفر در پیش گرفت و چند سالی را در کشورهای هلند، آلمان و ایتالیا گذراند و سرانجام در هلند اقامت گزید و تا سال ۱۶۴۹ یعنی بیست سال به اندیشیدن و نوشتن پرداخت، در سال ۱۶۴۹ به دعوت ملکه سوئد به آن کشور رفت و در سال ۱۶۵۰ در آنجا درگذشت. زندگانی دکارت را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد: دوره دانش‌آموزی، جهانگردی، و دورهٔ اقامت در هلند برای نوشتن اندیشه‌های خود (درآمدی به فلسفه، دکتر نقیب زاده، ص ۱۶۸).  📗 کتاب: مبانی فلسفه جدید از دکارت تا کانت ✍ نویسنده: #ویلیام_اچ_برنر 🔃ترجمه: حسین سلیمانی آملی join us | کانال #لذات_فلسفه @Philosophy2200

لذات فلسفه — tgindex