نوشتزار | گلی موعودی
Статистикаاگر میدانستم، نوشتن چنین دارویی قویست، به دنبال هیچ درمان دیگری نمیرفتم. @goli_mo
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 22
- Всего постов
- 172
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 57
- 1/48двое суток
- 65
- 1/72трое суток
- 70
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تابلوی زندگی آفتاب را سواری میدهد آن قایق کوچک. گلی موعودی #تابلویزندگی https://t.me/golnesasher
تابلوی زندگی پاپوشهایی که درس زندگی میدهند. جدایی و وصل. گلی موعودی #تابلویزندگی https://t.me/golnesasher
برای دانستن پنج نیازمان باید این کتاب را خاند. تقدیم به شما عزیزان https://t.me/golnesasher
آیا از نیازهایت باخبری؟ خداوند پدر و مادر ویلیام گِلَسر را بیامرزد. او بود که پنج نیازمان را دستهبندی کرده است. نیاز به عشق نیاز به آزادی نیاز به بقا نیاز به قدرت نیاز به تفریح چند وقتیست که فهمیدم وقتی میخاهم فیلمی را ببینم ناخاسته از روی همین نیازها انتخاب میکنم. وقتی عشق خونم پایین میآید، فیلم عاشقانه میبینم. زمانیکه برایم آزادی و رهایی مهم میشود و در الویت اولم قرار میگیرد سراغ فیلمهای جنگی و حماسی میروم. آنطرف هنگامیکه دلم تفریح و گردش میخاهد میروم خودم را در فیلمهای رقص غرق میکنم. وقتی جیبم خالی میشود حس میکنم باید دنبال فیلمهای انگیزشی بروم. خلاصه این یکی از کشفهای من شده است. فیلم«فقط مال من» در موی جوان جزو فیلمهای عاشقانه حساب میشود. جریان زن و مردی که به ظاهر با عشق کافی قرار به ازدواج میگذارند ولی در این مسیر میفهمند که انتخابهایشان درست نبوده است. ماجرای این فیلم رهایی از یک زندگی به ظاهر دوستداشتنی بود. اما فرجام خوشی داشت. انتخابی درست ما را از واگویههای ذهنی میرهاند. شاید ما هم با پذیرش آنچه که در اطرافمان میگذرد میتوانیم انتخابهای بهتری کنیم. ✍️گلی موعودی #فیلمباز https://t.me/golnesasher
https://t.me/golnesasher
تابلوی زندگی جیزززز بووووو اوُفِه مادر ترسهایش را با این اصوات به او میآموزد اما او نمیترسد باور نمیکند که دریا او را میبلعد با دریا بازی میکند او میداند تاریکی لباسیست که شب میپوشد راستی چرا بچهها نمیترسند؟ گلی موعودی #تابلویزندگی #عکاسی https://t.me/golnesasher
تقدیم به نگاه پر مهرتان https://t.me/golnesasher
چند لیوان کلمه در ظرفت میریزی؟ صبحها، نفسهای خابآلودهی خانواده را نمیشکنند و من در سکوتی زیبا با صدای چخچخ کاغذ و راه رفتن قلم و نطق پرشتاب کولر مینشینم و مینویسم. چشمهایم به اینسو و آنسو مینگرند تا ذهن آشفتهم را سرو سامانی بدهند. انگار کلمهها را باید ناشتا از سرت بیرون بریزی تا جسم و روانت سبکبار شوند. کلمهها تنها چیزی هستند که هر زمان بخاهی همکنارت میشوند، چون رفیقی همراه. کنارشان لیوان چایت یخ میکند. خستگیت در میرود و پریشاناحوالیت مداوا میشود. آیا با کلمهها دوستی؟ امروز میخاهم دستورالعمل کیک شاعرانگی را بگویم. کافیست آشپز باشی تا منظورم را بفهمی. ۵ تخممرغ تجربه، یک لیوان شیر ذوق، یک لیوان شکر کودکانگی، سه لیوان آرد کلمه، دو قاشق پکینگ پودر دیوانگی، نصف لیوان روغن واژهگردانی و یک قاشق وانیل تقطیع خلاصه میشود کیکی که شعر از سرو رویش میریزد. چندین سال است که کیک میپزم. هر کسی قاچی از آن را که میخورد، دستور پختنش را میگیرد. وقتیکه خودش میپزد یک مدل دیگر میشود. انگار ذرهیی تغییر، اساس کیک را برهم میزند و میشود کیک خودپز. دهها دفتر شعر را خاندم که با همان دستور کیک شاعرانگی پخته میشوند، اما طعم و مزهی هر کدامش با هم فرق میکند. آدمی که شیرینیدوستست و شعردوست باشد وقتی آن را میخورد میفهمد که آن طعم چطورست. وقتی یک قلپ چای، یک گاز کیک را نوش جان میکنی، آیا دوست داری تندی قورتش بدهی یا آن را نرمانرم مزهمزه کنی؟ شعر خوب هم برایم مانند تکه کیکیست که حیفم میآید قورتش بدهم. باید اینجور واژهبازی کرد تا کلمهها به جان آدمی بنشیند. کلمهها در دستهای همه به شعر تبدیل میشوند، اما طعمهای هر کدامش با هم متفاوتست. کدام شعرها برای شما اینگونهاند؟ خوشمزه و دلپذیر. پنجشنبهیی دیگر و چکامهیی دیگر، کلمه خیرات میکنم. کلمه خیرات میکنی؟ فرخی یزدی در رباعیاتش میگوید: دردا که ز جهل درد نادانی ما چون سلسله شد جمع پریشانی ما با حق قضاوت اجانب امروز یک داغ سیاهیست به پیشانی ما در ملک جهان زوال مال همه است هنگام خوشی منال مال همه است پامال غنی بود تهیدست ورا گر نعمت و جاه و مال، مال همه است؟ دنیا که حیاتش همه جنگ و جدل است وصلش همگی فراق و اصلش بدل است امروز چو دیروز مکن تکیه به حرف کامروز جهان، جهان سعی و عمل است آن کس که ز راه جور شد شادان کیست؟ ور هست، یقین ز دودۀ انسان نیست گر عاطفه نیست امتیاز بشری پس فرق میان آدم و حیوان چیست؟ تنها نه منم غمین برای دل خویش کس نیست که نیست مبتلای دل خویش آن را که تو شادکام میپنداری او داند و درد بیدوای دل خویش ✍️گلی موعودی #پنجشنبه #چکامه https://t.me/golnesasher
https://t.me/golnesasher
تقدیم به شما عزیزان https://t.me/golnesasher
یک عمر تو را نوشتم وُ خاندند مردم کاش لااقل خودم یکبار تو را میخاندم رضا کاظمی https://t.me/golnesasher
تابلوی زندگی وقتی خورشیدخانم اکسیدان مِش را زیاد میریزد. موهای شالیزار میسوزد. گلی موعودی #عکاسی #تابلویزندگی https://t.me/golnesasher
تابلوی زندگی خورشیدخانم آرایشگر خوبیست. امروز موهای شالیزار را مِش کرده است. گلی موعودی #عکاسی #تابلویزندگی https://t.me/golnesasher
تابلوی زندگی بال میشوند درختان وقتیکه میخاهند زمین را به آسمان ببرند مثل یک پروانه گلی موعودی #تابلویزندگی https://t.me/golnesasher
تقدیم به نگاه پر مهرتون https://t.me/golnesasher
ماهی را هر وقت از آب بگیری میپرد هر سال عید بعد از سیزدهبدر ماهیها را روانهی خانهی بختشان میکنم، حوض بزرگ وسط پارک شهرمان. امسال اما بر خلاف عادتم آنها را کنارم نگه داشتم. اینگونه شد که بعدش خوراک ماهی خریدم و روزی یکبار به آنها غذا میدهم. کمکم فهمیدم که انگار به زمان غذا دادنم عادت کردند و تا من کنار تنگ میروم، آنها فورن به روی آب میآیند و دُمدمی میزنند تا برایشان دانههای ریز را بریزم. شگفتانه به رفتارشان مینگرم. به یاد ضربالمثل حافظهاش مثل ماهیست میافتم. باور کنید آدمهای زیادی را میشناسم که شاکی به این رفتارند که دستشان را تا آرنج به عسل تر میکنند ودر دهان کسی میگذارند، آنطرف فراموش میکند و گازشان میگیرد. حالا شما بگویید ماهیها حافظه ندارند یا ما آدمها که همه چیز را زود از یاد میبریم؟ به نظر من ماهیهایی که من میبینم حافظه دارند چون فورن با دیدن ظرف غذا میآیند بالای آب. نمیدانم چرا قدیمیترها وقتی زورشان به آدمها نمیرسید، پای حیوانات را وسط میآوردند و از آنها ضربالمثل میساختند. مگر کسی در میان ماهیها زندگی کرده که ماجرایشان را بداند. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. گربه را دم حجله کشتن. موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست. مرغ همسایه غاز است. مرغ یک پا دارد. اسب را گم کرده، دنبال نعلش میگردد. اسب پیشکشی را دندانهایش را نمیشمارند. گربه را دم حجله کشتن. گرگ باراندیده. مورچه چیست که کلهپاچهاش باشد. کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز. سگ زرد برادر شغال است. راستی یک چیز، ضربالمثلها را دیدید؟ اما ماهیهای من حافظه دارند و خاطرهی دستانم را به یاد میآورند.☺️ ✍️گلی موعودی #پارهنویسی https://t.me/golnesasher
видео или голосовое, без подписи
https://t.me/golnesasher
تابلوی زندگی خونهی مادربزرگه چراغِ نفتی داره برای برقِ رفته زبونشو در میاره. گلی موعودی #عکاسی #تابلویزندگی https://t.me/golnesasher
کتاب «برایت کتاب میخانم» نویسنده: گلی موعودی قسمت اول خانش: گلی موعودی #کتابخانی https://t.me/golnesasher