tgindex
ایماژه | سحر محمدقاسمی

ایماژه | سحر محمدقاسمی

Статистика
@Sahar_mghasemiперсидский

گریزی برای مشاهده و نوشتن.

Последний пост
7 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
390
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 440
20 постов
Вовлечённость
369,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 7 июл.319141

    با همه‌ی این دشواری‌ها چنگ زدن به نیمه‌ی روشن و امیدوار انسان است که می‌تواند از ورطه نجاتمان بدهد. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #جمله @sahar_mghasemi

  • می‌گوید: «ما بر‌حقیم و دیگران بر باطل» از این گزاره‌‌ی یا‌وه و گندیده هر آن چیزی که خاستگاه پلیدی و نحسی‌ است بیرون می‌زند؛ از فساد و‌ غارت تا جنایت و خیانت. و به زعم من این میلِ پوچِ بر‌‌حق بودن تا ابد منطق گفت‌و‌گو را از بین می‌برد. مزاج دهر تَبَه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمی و‌ رای برهمنی؟ ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • ما فراموش نمی‌کنیم، بلکه چیزی خالی در درونِ ما آرام می‌گیرد. خاطرات سوگواری | رولان بارت @sahar_mghasemi

  • مادر! مرا در سایه‌ی سپیداری نشانه گرفتند. فرزندی که دلت نمی‌آمد او را ببوسی بر خاک افتاد. | یوسف حایال ‌اوغلو | @sahar_mghasemi

  • فرزندان اندوه و امید روایت شما حدیث شجاعت و زیبایی و پایداری‌ست که آیین خشکیده‌ی موروثی را ریشه‌کن می‌کند ‌و بندهای پوسیده‌ی باورها را همچون جگرهایمان پاره ‌پاره. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • 8 янв.740182из bamotamem

    ترساندن مردم از آینده و نگاه محتاطانه به آن لزوماً نشانهٔ اندیشهٔ عمیق و نگاه تحلیل‌گر نیست. گاهی صرفاً پاسبانی از گذشته است‌. #از_امید_بگو ‌

  • https://castbox.fm/vb/760358608

  • اساطیر رو باید در روزگار اندیشه‌گری با درنگ و وسواس بیشتری، از نو شناخت. دوره‌ی ده جلسه‌یی «شناخت اسطوره‌های ایران» از دکتر ژاله آموزگار. #معرفی_پادکست @sahar_mghasemi

  • تقلید از مسیر دیگران مایه‌ی رنجش آزادی‌ست. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #جمله @sahar_mghasemi

  • روزگار پهناوری‌ست. روز و شب کِش می‌آید. و در این کشاکش، شکوه و حرمان توامانند. ✍️ سحر محمد‌قاسمی @sahar_mghasemi

  • وقتی نمی‌نویسم وقتی نمی‌نویسم همه چیز سخت و توان‌فرسا می‌شود. اندیشه سخت. زبان سخت. قلم سخت. و اساسن زندگی. گویا علاج در نوشتن است. مزه‌ مزه کردن واژه‌ها و کنارِ هم چیدنشان درمان است. باید اعتراف کنم دست‌ کم گرفتنِ نوشتن این واقعیت را هربار به صورتم می‌کوبد. می‌نویسم تا یادم بماند و نگذارم فاصله‌ها روی هم انباشت شوند. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • نباید حاشیه بروید به تصورم حاشیه را به اشتباه گزینه‌یی مطمئن‌تر یافتم. امنیتی کاذب در محدوده‌ی ذهنی تربیت‌شده از پیش‌فرض‌ها. آشفته‌ام. علت؟ به خودم تشر می‌زنم: «علت چه می‌تواند باشد جز مجذوب حواشی شدن.» در این حین صدای استاد حقوق مدنی در گوشم می‌پیچد: «نباید حاشیه بروید.» چرا این را گفت نمی‌دانم؛ همینطور ارتباط آن را به مبحث درس امروز. اما این را می‌دانم که باید یک بار برای همیشه این حواشی را به بحث بگذارم و پر‌ونده‌اش را ببندم. باید دوباره برگردم و جلسه‌ی آفلاین را ببینم و بشنوم. بعد از پایان کلاس می‌خواهم به این گفت‌و‌گوی درونی تا حصول نتیجه ادامه بدهم. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • عجالتن باید بنویسم گمان می‌کنم نوشتن یکی از والاترین پیوندها با زندگی باشد. با این حال این اواخر با فاصله‌یی معنادار این پیوند را گسسته‌ام. حتا می‌دانم نوشتن می‌تواند معنایی برای زندگی بیافریند. اما چرا گاهی به این بی‌معنایی دچار می‌شویم؟ احتمالن: -این عاطفه‌ی عمیق را گم می‌کنیم. -به وقفه‌های زمانی میدان می‌دهیم. -نجات افکارمان را جدی نمی‌گیریم. -تسلیم افسانه‌ی بی‌اساس استعداد می‌شویم. -اقتدار آن لحظه‌های نوشتن را از یاد می‌بریم. پس عجالتن باید بنویسم. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • اشتیاقی از جنس ماندگاری این روزها قدر و قیمت اشتیاق‌هایم را بیشتر می‌دانم. اشتیاقِ در مسیر ماندن‌. اشتیاق انجام کارهایی که باعث می‌شوند گام‌هایم را محکم‌تر بردارم. و حتا اشتیاق دوام آوردن. (هیچ فکر نمی‌کردم دوام آوردن هم به اشتیاقم بتابد). هرکجا کمتر خسته و ناامید شدیم بدانیم احتمالن شوق و انگیزه‌یی واقعی‌تر از ناامیدی‌ درونمان ریشه دارد. ریشه‌ها اصولن دوام‌مندند و می‌شود روی پایداری‌شان حساب کرد. برای اشتیاق‌هایمان مهلت تعیین نکنیم. بگذاریم هیجان‌ها ذره‌ ذره جایشان را به اشتیاق بدهند. با تمام توان پیش برویم. خواهیم دید که چطور زمان و مکان مسیرهای فرعی را به نفعمان به سمت مقصد اصلی هدایت می‌کنند. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • هزارتوی تِست و‌ کلمه به دست و پای کلمات می‌پیچم. با حسابگری دو دو‌تا چهار‌تا می‌کنم برای انتخاب بهترین کلمه. یک پومودورو تست می‌زنم و بازمی‌گردم به جمله‌ها. این‌بار از سرو‌ته آنها می‌زنم. از دور براندازشان می‌کنم. یک پومودوروی دیگر فرصت باقیست تا برگردم و با عقلی سرد نگاهشان کنم. نه. هنوز نیازمند درنگ بیشتری است. گاهی شاید نوشتن همین پرسه‌زنی لابه‌لای دقایق و دلایل باشد. دلیلی برای حفظ تعادل بین کارهایی که قلبمان عمیقن برایشان می‌تپد. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • معنایی برای اکنون داشت از دلخوشی‌هایش می‌گفت. همان کارهایی که به زندگی وصلش می‌کند. دیگر از یک‌ جایی به بعد صدایش را نمی‌شنیدم. صدای درون سرم بلندتر شده بود: «چقدر سطحی» پس از درنگی کوتاه شرم‌زده از پیش‌داوریِ نابجا خودگویی می‌آغازد: «این روزها همین که بتوانی کاری معنادار بیافرینی نجات یافته‌یی.» اصلن مگر می‌شود برای کاری معنادار به بیان چیستی و چگونگی پرداخت؟ هرکس به فراخور روحیات و تفکرات خالق معنایی نجات‌بخش می‌شود و گاهی شاید دوام همین باشد. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • حصارها فرایَم می‌خوانند گاهی در زندگی دلت حصار می‌خواهد. محدوده‌یی از جان‌پناه. حصاری از امن‌ترین‌ها که اجازه‌ی ورود به هیچ ناامنی‌یی را ندهد. انتخاب می‌کنی در آن چهارچوب زیستی متفاوت داشته باشی. بدون روابط اضافی، بدون گفت‌و‌گویی اضافی، بدون هیچ باید و نباید اضافی، و بدون تحمل هر اضافه‌یی که در شرایط عادی خارج از کنترل اتفاق می‌افتد. از بعضی انتخاب‌ها راضی‌ام. از بعضی هم راضی اما ناامیدم. این اندیشه است که می‌تواند حصارهای نو بسازد و بعضن حصارهای کهنه را ویران کند. به آنها خوشنودم حتا اگر جایی خسته شوم و کم بیاورم. این انتخاب‌ها به شناخت وا‌می‌داردم. احتمالن: «تنها می‌خواهد صدای خودش را بیابد.» ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • هنر در رهایی، رهایی در هنر حرکت در خلوت و رها شدن در جریان شیرین افکار.* این جمله مجذوبانه پیوندم می‌دهد به جهان هنر و نوشتن. اینکه: قاعده‌مندی هنر را مخدوش می‌کند. اینکه: هنر در رهایی تجلی می‌یابد. اینکه: بی‌قاعدگی در نوشتن بیش از هر هنر دیگری پررنگ است. اینکه: جوهره‌ی نوشتن رهایی و آزادی‌ست و فضای ذهنی نویسنده در رهایی‌ست که شکوفا می‌شود. و در آخر اینکه: نوشتن در چهارچوب‌ها و قواعد در نهایت محصولی از باید و‌ نبایدها و دور شدن از هر آن چیزی ‌‌است که با حقیقت نویسندگی سازگار نیست. ✍️ سحر محمد‌قاسمی *از کتاب اگر به خودم برگردم | والریا لوئیزلی #حاشیه‌نگاری @sahar_mghasemi

  • تا چه اندازه به اطلاعات دریافتی‌مان متعهدیم؟ دوستی را می‌شناسم که روزانه کتاب‌های توسعه‌فردی متنوعی می‌خواند و از ویدیوها و پادکست‌های آموزشی غافل نمی‌ماند. اما سال‌هاست که در انبوهی از اطلاعات فرو رفته و کاری از پیش نمی‌برد. می‌خواند، می‌بیند، می‌شنود ولی دریغ از کاری سودمند حتا در جزئی‌ترین جنبه‌های زندگی. ‌شاید تنها یک دستورالعمل مشخص برای پایبندی به اطلاعات دریافتی تعیین‌کننده باشد. دستورالعملی شخصی‌سازی شده که می‌تواند به شکلی روش‌مند اجرا شود و طی جریانی پیوسته برآیندی موثر داشته باشد. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #یادداشت @sahar_mghasemi

  • خودِ واقعی گاهی از خود‌‌بودن واهمه داریم و تصورات دیگران از ما تا حد یک ارزش برایمان مهم و اساسی جلوه می‌کند. این نقطه، آغازگر رنجی بی‌پایان است. ✍️ سحر محمد‌قاسمی #جمله @sahar_mghasemi