tgindex
پیله‌ی بارانی

پیله‌ی بارانی

Статистика
@pileh_baraniМузыкаперсидский

هزار پیله‌ی بارانی مرا از این همه تنهایی... «حسین صفا»

Последний пост
3 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
710
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
717
20 постов
Вовлечённость
101,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • @pileh_barani • #حسین_صفا

  • دردی که بی‌برادری‌ام بود جان مرا گرفت و پس از آن دردی که نا برادری‌ام بود آمد به وقتِ خاکسپاری نعش مرا گذاشت به دوشِ مردان بی‌برادر دیگر #این_دست_بی‌صدا #حسین_صفا @pileh_barani • 🐋

  • این عشق هیولایی بلعیده زبانم را...

  • آخرین بار که با عشق گلاویز شدم شانه بودم که به موهای تو آویز شدم #محمد_‌مهدی_‌محمودی_بغض @pileh_barani

  • @pileh_barani • #حسین_صفا

  • برای تو چه بگویم؟ ‏بگویم زخم‌ام آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟‏ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند؟ @pileh_barani

  • پشت کوهستانی بلند با ابرها هم‌صحبتم از لحظه‌ی دیدارت تا هنوز همین که به تو فکر می‌کنم می‌بارند با کوچ کدام پرنده عازم سفر شدی؟ من اینجا ته‌مانده‌های خاطراتت را به ابرها سپرده‌ام ... بدون چتر زیر بارانی که بند نمی‌آید از پرندگان مهاجر سراغت را می‌‌گیرم با کدام پرنده بازمی‌گردی؟ #الهه_اسد@pileh_barani

  • او که یک چیز نامشخّص بود هی مرا سمت خود کشید، وَ من نامشخّص به سمت او رفتم در خِلال همین کشیده شدن هر چه بیهوده دست و پا نَزدم بیشتر در خودم فرو رفتم او که یک عطر نامشخّص داشت از بهشتی که نامشخّص بود پخش می شد به سوی شامّه‌ام من که چون دوزخی رها بودم و مشخّص نشد کجا بودم بو کشیدم، به سمت بو رفتم سال ها درد نازکی بودم که به خون آبیاری‌ام کردم درد نازک عظیم و محکم بود درد محکم عمیق شد، غم شد و من از غم بدل به ریگ شدم و به پای خودم فرو رفتم او که در خود هزار دالان داشت او که پیچیده بود و تو در تو او که چیزی نبود غیر از او به هزاران روش کشیده مرا من هزاران نفر شدم، آنگاه به درون هزار تو رفتم کوه بی قراریم یک سو سوی دیگر مَحال بودن او و مَحالات دیگرش سویی و خیالات من به دیگر سو: پس شتابان چهار تِکّه شدم وشتابان به چارسو رفتم اوی من! اوی نامشخّص من! نرم حاضر جواب گوش به در! اگر امشب کسی به در نزد و در اگر وا نشد، وَ آن که نبود اگر از حال من سؤال نکرد در جوابش تو هم نگو: رفتم با تو رفتم، تو بردی‌ام از هوش اوی پنهان کاملاً خاموش! @pileh_barani این لوکیشن توی پاییز تا ابد...💔

  • تلخ و شیرین جهان چیزی به جز یک خواب نیست مرگ پایان می‌دهد یک روز این کابوس را #فاضل_نظری@pileh_barani

  • دنیایِ دَنیِّ پُرهَوَس را چه کُنی؟ آلودهٔ هر ناکس و کس را چه کُنی؟ آن یار، طلب کُن که تو را باشد و بَس معشوقهٔ صد هزار کس را چه کُنی؟ @pileh_barani

  • وقتی از خاک‌های حاصلخیز ارث ما وزن گاوآهن ماست چه تفاوت که صاحبان زمین تخم لق کدام بی‌پدرند #حسین_صفا #این_دست_بی‌صدا @pileh_barani • 🐋

  • اینکه دوستم نداشتی برام اهمیت نداشت. فقط دلم می‌خواست یه روز تموم بشن بهونه‌هات @pileh_barani

  • در آتشِ خیالِ تو با خود قدم زدم دورانِ عاشقی به همین سادگی گذشت روزی ز چشمِ مردم و روزی به پای تو! عمرِ مرا ببین که به افتادگی گذشت.. #فاضل_نظرى@pileh_barani

  • دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت 💔 #حافظ@pileh_barani

  • خدا سفالگری چیره‌دست و ماهر شد شبی که با هیجان پیکر تو حاضر شد فرشته‌ها لب چشمه به سجده افتادند همین‌که ماه تمامت در آب ظاهر شد به نام تو که دو چشمت بشارت رودند زمین بایر دنیا دوباره دایر شد غم تو جوهر عرفان و عشق و فلسفه است دلم چو یافت تو را صاحب جواهر…

  • خدا سفالگری چیره‌دست و ماهر شد شبی که با هیجان پیکر تو حاضر شد فرشته‌ها لب چشمه به سجده افتادند همین‌که ماه تمامت در آب ظاهر شد به نام تو که دو چشمت بشارت رودند زمین بایر دنیا دوباره دایر شد غم تو جوهر عرفان و عشق و فلسفه است دلم چو یافت تو را صاحب جواهر شد تو حسن مطلع ناب قصیده‌ی ازلی! خدا همین‌که تو را آفرید، شاعر شد #کبری_موسوی@pileg_barani

  • و من آرامش پر از آشوبم آهای آدم‌ها! مرا با خود به شهر فراموشی ببرید در تلخ‌ترین عصرگاه گرم تابستان سهم من از زندگی تنها تبسم پنهانی است که هر صبح تا زمانی که هنوز به خود نیامده‌ام گوشه‌ی چشمان بغض آلودم می‌نشیند و هوای دلم را سبک می‌کند می‌خواهم نرم و آرام به رقص درآیم اما زندگی‌ست دیگر همیشه که همه‌ی سازهایش کوک نیست! #مریم_مردانی@pileh_barani

  • یستم مهرماه، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، شاعر الهام و اندیشه، نماد خرد و عشق در ادب فارسی است. در روزی که به نام او آذین بسته‌ایم، یاد می‌کنیم از لسان‌الغیب، آن که با زبان غزل، رازهای جان انسان را فاش ساخت و «نقد هرچه» ظاهر و ریا بود، به نرمی سخن عشق فروخت. @pileh_barani

  • تا بفهمم چیست صد بار از خودم پرسیدمش عشق آسان بود اما من نمی فهمیدمش #فاضل_نظری @pileh_barani

  • گذشتی از من و گفتی صلاح‌مان دوری‌ست بخیر نیست شبم بعد خیرخواهی تو... #سحر_هادیان@pileh_barani