- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 383
- 1/48двое суток
- 438
- 1/72трое суток
- 473
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من تو را مشغول میکردم دلا یاد آن افسانه کردی عاقبت #مولانا
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند می نَنیوشم؟ #سعدی
بشارت میدهد هر دم، عصای پیر در دستم که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست #صائب
من از بیقدری خارِ سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد بدین بالانشینیها #صائب_تبریزی
ز خود هر چند بگریزم، همان در بند خود باشم رمِ آهوی تصویرم، شتاب ساکنی دارم #واعظ_قزوینی
نیَم سنگِ فَلاخَن، لیک دارم بختِ ناسازی که بر گِرد سر هر کس که گردم، دورم اندازد #صائب_تبریزی
به اعتماد کس ای غنچه راز دل مگشای که بلبل تو به زاغ و زغن هم آواز است #وحشی
آبِ دریا جمله در فرمان توست آب و آتش ای خداوند آنِ توست #مولانا
نه فراغتِ نشستن، نه شکیبِ رختبستن نه مقامِ ایستادن، نه گریزگاه دارم #سعدی
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پردهٔ خلوت این غمکده بالا زد و رفت #سایه
سخت میخواهم که در آغوشِ تنگ آرم تو را هر قَدَر افشردهای دل را، بیفشارم تو را #صائب_تبریزی
به یک نفس که برآمیخت یار با اغیار بسی نماند که غیرت وجود من بکشد #سعدی
هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص، هرکه در این دام رفت #سعدی
گر نَهی تو لب خود بر لب من مست شوی آزمون کن که نه کمتر ز میِ انگورم #مولانا
عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم #مولانا
بس که در خرقهٔ آلوده زدم لاف صلاح شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم #حافظ
می خور ببانگِ چنگ و مخور غصّه ور کسی گوید تُرا که باده مخور گو هُوَالغَفور #حافظ
رحمتیان رستهاند، لعنتیان خستهاند ما ز پی رحمتِ قوم لعین آمدیم #مولانا
نکند جام دهد، کام دهد، از لب خود وام دهد در برت ساز زند، رقص کند، کافر و بیعار شوی #مولانا
گرچه وصالش نه بکوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش #حافظ