پیریت pirit
Статистикаپیریت چیست؟ پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. "پیریت" با فرمولِ شیمیایی FeS2 و ترکیبی از آهن و گوگرد است.
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 727
- 1/48двое суток
- 1 979
- 1/72трое суток
- 2 134
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
▫️ پیروزی فکر بر عصبانیت ✍ دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️ پیریت: دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل، در تازهترین نوشته خود، به اهمیت برخی سیاستمداران توسعهطلب در بازسازی اقتصاد و سیاست کشورها پرداخته و در این نوشته، رویکردهای گوناگون مائو تسهتونگ، رهبر چین و چوئن لای، سیاستمدار و وزیر امور خارجه این کشور را در اواخر دهه ۱۹۴۰ تا نیمه ۱۹۷۰، مورد بررسی قرار داده و از توسعه اقتصادی و سیاسی چین رمزگشایی کرده است. ۱. مائو بیشتر ایدئولوژیک و انتزاعی میاندیشید؛ چوئن لای بیشتر واقعگرا و مبتنی بر واقعیتها و شرایط عمل میکرد. ۲. مائو در جلسات بیشتر متکلم وحده بود؛ چوئن لای به دیگران فرصت میداد نظر بدهند. ۳. مائو در پی حذف مخالفان بود؛ چوئن لای بیشتر به اقناع، همپوشانی و جذب آنان فکر میکرد. ۴. مائو زبان تندتر و تلختری داشت؛ چوئن لای با ادب، نزاکت و کلمات سنجیده نفوذ میکرد. ۵. مائو میخواست تاریخ را شتاب دهد؛ چوئن لای میکوشید از شرایط موجود بهترین بهره را بگیرد. ۶. مائو تجربه مستقیم محدودی از جهان خارج داشت؛ چوئن لای سالها در ژاپن و اروپا زندگی کرده و قدرت مقایسۀ بیشتری پیدا کرده بود. ۷. مائو بیشتر بر آرمانها و خواستههای بزرگ متمرکز بود؛ چوئن لای پیامدهای عملی هر تصمیم را با دقت میسنجید. ۸. مائو بیشتر به یک تحلیل واحد گرایش داشت؛ چوئن لای در معرض دیدگاههای مختلف بود و ذهنی متکثرتر داشت. ۹. مائو در برابر مخالفت و نقد تحمل کمتری نشان میداد؛ چوئن لای تلاش میکرد اختلافها را مدیریت و ضابطهمند کند. ۱۰. مائو بیش از هر چیز نماد انقلاب و بسیج ایدئولوژیک بود؛ چوئن لای نماد دیپلماسی، ثبات، مذاکره و تقویت تدریجی قدرت ملی چین بود. ▫️ پینوشت ۱: مائو تسهتونگ (۱۸۹۳–۱۹۷۶) رهبر انقلاب کمونیستی چین، بنیانگذار جمهوری خلق چین و مهمترین چهرۀ سیاسی این کشور از سال ۱۹۴۹ تا زمان مرگش بود. او نقشی تعیینکننده در شکلگیری نظام سیاسی جدید چین داشت، اما بسیاری از سیاستهای او، بهویژه «جهش بزرگ به جلو» و «انقلاب فرهنگی»، پیامدهای انسانی، اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگینی بر جای گذاشت. ▫️ پینوشت ۲: چوئن لای (۱۸۹۸–۱۹۷۶) از مهمترین رهبران نسل نخست جمهوری خلق چین، نخستوزیر این کشور از سال ۱۹۴۹ تا زمان مرگ و برای سالهایی وزیر امور خارجه بود. او به مهارت در مذاکره، آرامش، واقعگرایی، ادب سیاسی و نقش مهمش در تنظیم روابط چین با آمریکا، شوروی و دیگر قدرتها شناخته میشود و در متن حاضر بهعنوان چهرهای مکمل و تا حدی تعدیلکنندۀ مائو معرفی شده است. ▫️ پینوشت ۳: بعضی تصور میکنند معمارِ چینِ نوین دنگ شائو پینگ است. در حالی که مطالعۀ دقیقترِ تاریخِ معاصرِ چین مشخص میکند که فکر، شخصیت و عملکرد چوئن لای از ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶، به مدت ۲۷ سال، نه تنها مسیر اقتصادی و سیاسی چین را تغییر داد بلکه با موقعیت فعلی چین، مسیر تحولات جهانی را رقم زد. ▫️ پینوشت ۴: شمارهبندی مطلب بر اساس متن اصلی، از سوی "پیریت" صورت گرفته است. متن کامل و اصلی را میتوانید در سایت "روایتنامه" در لینک زیر بخوانید. https://revayatnameh.ir/fullcontent/Persian/31603 ▫️منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم ▫️ "پیریت" نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. ▫️پیریت را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید: واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 تلگرام: https://t.me/piritchannel بله: https://ble.ir/pirit ▫️ پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
▫️سی ویژگی یک فرد پلورالیست ✍️ دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️بازنشر: پیریت ۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛ ۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛ ۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛ ۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛ ۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛ ۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛ ۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛ ۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛ ۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛ ۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛ ۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛ ۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛ ۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛ ۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛ ۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛ ۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛ ۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛ ۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛ ۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛ ۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛ ۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛ ۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛ ۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛ ۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛ ۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛ ۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛ ۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛ ۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛ ۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛ ۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند. ▫️منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم ▫️پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. ▫️پیریت را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید: واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 تلگرام: https://t.me/piritchannel بله: https://ble.ir/pirit ▫️ پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
مسئله سریعالقلم نیست؛ مسئله تحمل نقد است ✍ پیریت در روزهای گذشته، ویدئویی از سخنرانی دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، در شبکههای اجتماعی بار دیگر منتشر شد؛ سخنرانیای که در فضای سیاسی امروز کشور ایراد نشده اما در چنین فضایی مورد توجه گرفته است. او در این سخنان، همانند بسیاری از آثار و گفتارهای خود، تحلیلی انتقادی از سیاست خارجی و جایگاه ایران در نظام بینالملل ارائه میدهد. اما آنچه بیش از خود این سخنرانی جلب توجه کرد، موجی از حملات رسانهای و شخصی علیه او بود؛ حملاتی که بیش از آنکه پاسخی به استدلالهای مطرحشده باشد، رنگ و بوی تخریب شخصیت و تسویهحساب سیاسی داشت. فارغ از اینکه با تحلیلهای دکتر سریعالقلم موافق باشیم یا مخالف، یک پرسش اساسی پیش روی ما قرار دارد؛ آیا در ایران هنوز میتوان درباره مسائل مهم سیاست خارجی و توسعه، بحثی دانشگاهی و مبتنی بر استدلال داشت، یا هر دیدگاه متفاوتی باید با هجمههای رسانهای پاسخ داده شود؟ دکتر سریعالقلم، مانند هر پژوهشگر دیگری، ممکن است در برخی تحلیلهای خود درست یا نادرست گفته باشد. این ویژگی ذاتی علم است؛ هیچ نظریهای مصون از نقد نیست. اما نقد علمی، با تخریب شخصیت تفاوت دارد. اگر استدلالی نادرست است، بهترین پاسخ، ارائه استدلالی دقیقتر و مستندتر است، نه حمله به سابقه، انگیزه یا شخصیت گوینده. واقعیت آن است که شمار استادان ایرانی که در حوزه روابط بینالملل و توسعه، دههها پژوهش مستمر، تدریس دانشگاهی و انتشار آثار علمی داشته باشند، چندان زیاد نیست. محمود سریعالقلم یکی از این چهرههاست؛ همانگونه که در سایر شاخههای دانش، استادان شناختهشدهای در عرصه علم درخشیده و میدرخشند و سرمایههای علمی کشور به شمار میآیند. طبیعی است که میتوان با دیدگاههای آنان موافق یا مخالف بود، اما انکار جایگاه علمی آنان، کمکی به ارتقای کیفیت گفتوگو نمیکند. نگرانکنندهتر آن است که در سالهای اخیر، به جای آنکه اندیشهها در فضای دانشگاه و رسانه با استدلال نقد شوند، خودِ صاحبان اندیشه به سوژه منازعات سیاسی تبدیل میشوند. این روند، نه تنها به غنای گفتوگوی عمومی نمیافزاید، بلکه این پیام را به جامعه علمی منتقل میکند که هزینه حضور در عرصه عمومی، بیش از فایده آن است. جامعهای که نتواند میان «نقد اندیشه» و «تخریب اندیشمند» مرز روشنی ترسیم کند، به تدریج سرمایههای علمی خود را به حاشیه میراند. نتیجه چنین وضعیتی نیز چیزی جز کاهش کیفیت سیاستگذاری، گسترش خودسانسوری در میان نخبگان و فاصله گرفتن دانشگاه از عرصه تصمیمسازی نخواهد بود. دفاع از حق اظهار نظر یک استاد دانشگاه، به معنای تأیید همه دیدگاههای او نیست؛ همانگونه که نقد علمی نیز نباید بهانهای برای حذف یا تخریب شخصیت افراد شود. جامعهای که ظرفیت شنیدن دیدگاههای متفاوت را از دست بدهد، فرصت اصلاح خطاهای خود را نیز از دست خواهد داد. سرمایه علمی هر کشور به آسانی شکل نمیگیرد. اعتبار دانشگاهی حاصل دههها پژوهش، تدریس و تولید دانش است و با موجهای مقطعی رسانهای از میان نمیرود. اگر دغدغه پیشرفت ایران را داریم، باید بیش از هر چیز از فرهنگ گفتوگوی علمی، تحمل نقد و احترام به سرمایههای فکری کشور پاسداری کنیم؛ زیرا در نهایت، آنچه به تصمیمگیری بهتر کمک میکند، رقابت استدلالهاست، نه تقابل شخصیتها. پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. ▫️ پیریت را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید: واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 تلگرام: https://t.me/piritchannel بله: https://ble.ir/pirit ▫️ پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
۳۰ پیشران برای آیندۀ توسعهیافتگی ایران ✍ دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️بازنشر: پیریت ۱. اتصال به مراکز هوش مصنوعی: هلند، سنگاپور و کره جنوبی؛ ۲. قطارهای سریعالسیر از شمال به جنوب و از غرب به شرق کشور؛ ۳. یاد گرفتن زبان انگلیسی توسط بخش خصوصی کشور؛ ۴. عضویت فعال دولت در ۱۵۰ سازمان بینالمللی؛ ۵. زیربنا قرار دادن توسعه اقتصادی برای کسب امنیت ملی؛ ۶. محدود کردن روابط منطقهای به فرهنگ و تجارت؛ ۷. کوچک کردن تهران به زیر ۸ میلیون نفر؛ ۸. برنامه ریزی همه جانبه برای نهادینه کردن انرژیهای پاک در کشور؛ ۹. عضویت موثر در سازمان تجارت جهانی (WTO)؛ ۱۰. نهادینه کردن ورود بانوان درسمتهای مدیریتی کشور؛ ۱۱. تربیت ۲۰۰۰ مدیر و سیاستگذار مسلط به امور ایران و اقتصاد جهان؛ ۱۲. انعقاد Joint Venture با خودروسازان برتر جهان؛ ۱۳. حفظ فرهنگ و هویت از مسیر رضایتمندی و ثروتمند شدن شهروندان؛ ۱۴. اتصال دانشگاههای برترکشور به بیست دانشگاه برتر جهان؛ ۱۵. روابط عادی با قدرتهای جهانی (Hedging)؛ ۱۶. قفل کردن اقتصاد کشور به اقتصاد جهانی به منظور جلوگیری از تعدی خارجی؛ ۱۷. تعطیلی دوره دکتری در اکثر رشتههای علوم انسانی؛ ۱۸. خرید ۵۰۰ هواپیمای مسافربری ایرباس و بوئینگ به عنوان محرکۀ رشد اقتصادی کشور؛ ۱۹. تسهیل در ورود سرمایه و سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI)؛ ۲۰. تغییر چهره و تصویر: کشوری متمرکز بر تلفیق ثروت یابی و حفظ هویت؛ ۲۱. ارتقاء طبقه متوسط از ۱۷ به حداقل ۵۰ درصد جمعیت کشور؛ ۲۲. حضور فعال در Silicon Valley؛ ۲۳. یادگیری از سنگاپور در مدیریت نظام آموزشی دبیرستان؛ ۲۴. ترویج تئاتر در کشور؛ ۲۵. جهت تشویق کتابخوانی: جلوگیری از دو رقمی شدن نرخ تورم؛ ۲۶. بالاتر قرار دادن خبرنگاران نسبت به سیاست مداران در فرهنگ عمومی؛ ۲۷. آموزش گستردۀ رسانهای و ملی برای انتقال از هیجانی بودن به عقلانی بودن؛ ۲۸. تسری دادن فرهنگ راستگویی و شفافیت از طریق حفظ نرخ تورم تک رقمی؛ ۲۹. یادگیری از ژاپن و سنگاپور: در انضباط، بوروکراسی، رانندگی و وفای به عهد؛ ۳۰. انتقال به فرهنگ حکمرانی مبتنی بر: Facts and Figures. ▫️منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. ▫️ پیریت را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید: واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 تلگرام: https://t.me/piritchannel اینستاگرام: Instagram.com/pirit.ir ▫️پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
۳۰ ویژگی یک مُدیر توانمند ✍️ دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️بازنشر: پیریت مدیر فردی است: ۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛ ۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛ ۳. که خوب درس خوانده باشد؛ ۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛ ۵. که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ساز شکست است؛ ۶. که دریافته باشد نزاعهای اصلی زندگی در درون خود اوست؛ ۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛ ۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛ ۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛ ۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه روز در حال یادگیری باشد؛ ۱۱. که موفقیت را از قلب شکستهای مکرر استخراج کند؛ ۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب میکنند، ساختمان بسازد؛ ۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلتهای دیگر را تضمین میکند؛ ۱۴. که با همه پستیها و بلندیهای زمانه خود، بهترینها را به میراث بگذارد؛ ۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛ ۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛ ۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب او تشعشع می یابد؛ ۱۸. که تا میتواند از دمدمی مزاج بودن فاصله میگیرد؛ ۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت میکند و اجازه میدهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛ ۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛ ۲۱. که طرز برخورد او با انسانهای دیگر مملو از دقت و ظرافتهای کلامی و غیرکلامی است؛ ۲۲. که تا میتواند در جای خود، تقدیر و تشکر میکند؛ ۲۳. که وقت میگذارد و با خودش گفت وگو میکند؛ ۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب میکند؛ ۲۵. که فهمیده است انسانهای دیگر میخواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛ ۲۶. که از توانمندیهای دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهرهبرداری را میکند؛ ۲۷. که بیشتر امتیاز میدهد، میبخشد و یاد میدهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛ ۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیمگیری او را تقدیر میکنند؛ ۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص میدهد، مینویسد، دسته بندی و اصلاح میکند؛ ۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است. منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. ▫️ پیریت را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید: واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 تلگرام: https://t.me/piritchannel اینستاگرام: Instagram.com/pirit.ir ▫️پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
▫️چرا مُراقبِ آنچه میگوییم نیستیم؟ سی علّت ✍️ دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️بازنشر: بیرونیت ۱. چون کتاب نمی خوانیم؛ ۲. چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی نیست؛ ۳. چون نظام آموزشی بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛ ۴. چون تربیتِ خانوادگی بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛ ۵. چون نیاموختهایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛ ۶. چون وقتی به پول میرسیم احساسِ قدرت میکنیم؛ ۷. چون وقتی به قدرت میرسیم احساسِ برتری میکنیم؛ ۸. چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال میکنیم: پول و شهرت؛ ۹. چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی غلبه دارد؛ ۱۰. چون اصلِ نگاه به انسانهای دیگر ابزاری است؛ ۱۱. چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیرمنتظره میرسند؛ ۱۲. چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پیآمد ندارد؛ ۱۳. چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبهگر غلبۀ نود درصدی دارند؛ ۱۴. چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛ ۱۵. چون افراد، جوگیر میشوند؛ ۱۶. چون تعدادِ Follower بهمراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛ ۱۷. چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی کیست؛ ۱۸. چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛ ۱۹. چون عنصر “زمان” در سخن گفتن تعطیل است؛ ۲۰. چون بیثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛ ۲۱. چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛ ۲۲. چون در ناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛ ۲۳. چون گروههای مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کردهاند؛ ۲۴. چون روانشناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛ ۲۵. چون زرنگیهای دمِ دست مهمتر از میراثِ شخصیتی است؛ ۲۶. چون تصور میکنیم دیگران متوجه نیات ما نمیشوند؛ ۲۷. چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛ ۲۸. چون زندگی امری جدی نیست؛ ۲۹. چون به دوامِ واژههای منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛ ۳۰. چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمیتوانند بنویسند. ▫️منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم https://Biroonit.ir https://t.me/birunit بیرونیت
۳۰ ویژگی یک فرد پلورالیست ✍️ محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️بازنشر: پیریت ۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛ ۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛ ۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛ ۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛ ۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛ ۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛ ۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛ ۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛ ۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛ ۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛ ۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛ ۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛ ۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛ ۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛ ۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛ ۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛ ۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛ ۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛ ۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛ ۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛ ۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛ ۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛ ۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛ ۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛ ۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛ ۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛ ۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛ ۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛ ۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛ ۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند. منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. تلگرام: https://t.me/piritchannel واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
چرا در قضاوت کردن عجول هستیم؟ سی دلیل ✍محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️باز نشر: پیریت ۱. چون غریزۀ «دیده شدن» در اکثر موارد فعال است؛ ۲. چون میانگین IQ جامعه قابل توجه است ولی EQ تقریباً تعطیل است؛ ۳. چون یک نفر میتواند در رشتهای فوقالعاده متخصص باشد ولی آداب صحبت کردن را نداند؛ ۴. چون تقریباً در هیچ نهادی (مدرسه، دانشگاه، جامعه و دولت)، مهارتِ صحبت کردن آموزش داده نمیشود؛ ۵. چون انصاف در بیان و قضاوت، معمولاً از کنترل و برتری بر دیگران جلوگیری میکند؛ ۶. چون انصاف در بیان و قضاوت، نتیجۀ شکل گیری جامعه ای است که اکثریت آن از طبقۀ متوسط باشد؛ ۷. چون رفتار بسیاری از افراد، تحت تاثیر غرایزشان است تا فکرشان حتی ممکن است تحصیل کرده هم باشند؛ ۸. چون بسیاری، با افراد تکراری که برای یادگیری و بهتر شدن مفید نیستند معاشرت میکنند؛ ۹. چون هیجان داشتن، شلوغ کردن و بیمحابا صحبت کردن، توجه دیگران را بر میانگیزد؛ ۱۰. چون افراد اول صحبت میکنند بعد سؤال میکنند؛ ۱۱. چون "پیامد فهمی" (Consequentiality) آموزش داده نمیشود؛ ۱۲. چون تربیتِ استدلالی در نهادِ خانواده عمدتاً تعطیل است؛ ۱۳. چون مدرسهها و دانشگاهها، تفاوت میان اظهار نظر و نقد را تدریس نمیکنند؛ ۱۴. چون استتار خود و فکر خود، وجه مسلطِ فرهنگی کشورهای جهان چهارم است؛ ۱۵. چون در زندگی، کمیت امور نسبت به کیفیت آنها به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ ۱۶. چون پرهیز از هیجان، تعجیل و واکنشی صحبت کردن از دورۀ دبستان آموزش داده نشده است؛ ۱۷. چون اکثریت مطلق افراد، فرصتِ کشف و مشاهده جهان را پیدا نمیکنند؛ ۱۸. چون اکثراً به زبانهای خارجی مسلط نیستند و در نتیجه با تنوع استنباطی در میان انسانها، انس پیدا نمیکنند؛ ۱۹. چون افراد عموماً، تربیت روانی نشده اند تا انسان های توانا را تقدیر کنند؛ ۲۰. چون اگر فردی مرتب کتابهای علوم انسانی نخواند، شخصیتش متحول نمیشود؛ ۲۱. چون سخن ناروا گفتن و قضاوت نابجا کردن، اغلب پیامد ندارد؛ ۲۲. چون خواندن رُمان و بیوگرافی، عادت عمومی نیست؛ ۲۳. چون عادتِ استبداد تاریخی در «یکسان سازی فکر» فوقالعاده گسترده است؛ ۲۴. چون سؤال کردن برای قضاوت دقیق، در بسیاری از موارد افت شخصیتی دارد؛ ۲۵. چون نظام اجتماعی-اقتصادیِ کارکردگرا (Functionalism) راهاندازی نشده است؛ ۲۶. چون بسیاری تصور می کنند که آرام بودن و در نتیجه تأمل بیشتر، نوعی اختلال روانی محسوب میشود؛ ۲۷. چون افراد کمی پیدا می شوند که برای فهم یک رفتار، چندین سناریوی محتمل استخراج کرده و به آنها درصد تخصیص دهند؛ ۲۸. چون تعداد افرادی که در جامعه، الگوی رفتاری و فرهنگی باشند به شدت کاهش پیدا کرده است؛ ۲۹. چون اکثریت افراد از خود انتقادی، آگاهانه پرهیز می کنند و حتی می ترسند؛ ۳۰. چون نرخ تورم دو رقمی طی چند دهه، آرامش روانی و شوق یادگیری را از انسانها سلب کرده است. منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. تلگرام: https://t.me/piritchannel واتساپ: https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45 پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
فایل کتاب "اقتصاد و دیدگاه انسانی"، تازهترین اثر دکتر محمد طبیبیان. https://t.me/birunit بیرونیت
مروری بر کتاب «اقتصاد؛ علم انسانیت» محمد طبیبیان ✍ حسین عبدهتبریزی این کتاب، تاریخ علمی را روایت میکند که معیار موفقیتش ارتقای زندگی مردم است؛ علمی که امکان شکلگیری و انباشت سرمایه را فراهم کرده، رفاه آفریده و شیرینی زیستن را بیشتر کرده است. اقتصاد: دیدگاه انسانی نشان میدهد چگونه اندیشهها، نهادها و بازارها در کنار هم، کار و خلاقیت را به ثمر رساندهاند تا سفرهها رنگینتر، انتخابها گستردهتر و آینده ساختنیتر شود. کتاب اقتصاد؛ دیدگاه انسانی، فقط درسِ اقتصاد نمیدهد؛ شرح همان شیرینی ملموسی است که وقتی تولید، مبادله و آزادی انتخاب درست کنار هم مینشینند، در زندگی روزمره آدمها تحولی شکل میگیرد. موبایل و اینترنت زندگی ما را شتابزده کردهاند؛ نسل امروز کمتر حاضر است برای رسیدن به اصل مطلب دور موضوع بگردد و ترجیح میدهد بیدرنگ بر «جانِ کلام» سوار شود. آنان دنبال اختصارند و از طول و تفصیل زود خسته میشوند. خواندن برای نسل جوان چنین است که دست در انبان اینترنت میبرد و درست همان دو جملهای را برمیگیرد که به کارش میآید؛ به دنبال حاشیه و زوائد نمیرود. حتی تماشای یک فیلم دو ساعته برایش ملالآور است، چه رسد به کتابی دوجلدی. دیگر مطالعه همچون گذشته سفری آرام و طولانی نیست؛ کتاب باید دلیلی روشن و کششی درونی داشته باشد تا خواننده با آن همراه شود. کتابی خوانده میشود که ترکیبی از سادگی، عمق، شیرینی و انسجام داشته باشد؛ چیزی که موضوعات پراکنده را به هم پیوند بدهد و خواننده را همراه کند. اقتصاد: دیدگاه انسانی استاد طبیبیان چنین ویژگیهایی دارد. جلد اول آن با روایت تاریخی و زبانی روشن نوشته شده و نسل جوان را جذب میکند، چون هم ساده است، هم عمیق و هم موضوعات بزرگ را به قصهای خواندنی بدل میکند. این کتاب خلاف بسیاری از متون خشک، تحمل خواندن «یکنفس» را دارد و نسل امروز میتواند آن را مثل برق بخواند و لذت ببرد. اصل حرف طبیبیان آن است که اقتصاد بخشی از علوم انسانی است که در پس هر نظریه اقتصادی، تصویری از انسان، منزلت او و جایگاه اخلاق نهفته است، نه دانشی خشک و محاسباتی. به همین دلیل، روایت خود را از جایی آغاز میکند که اقتصاد مدرن زاده شد: عصر روشنگری. زمانی که تعریف ثروت از «انباشت طلا و نقره» به «توانایی جامعه در تولید کالاها و خدمات برای رفاه مردم» دگرگون شد؛ نقطهای که در آن اقتصاد از حسابگری صرف فراتر رفت و به علمی بدل شد که غایتش بهبود زندگی جمعی انسانهاست. متن کامل این یادداشت را در سایت بیرونیت بخوانید. biroonit.ir پی نوشت: دکتر محمد طبیبیان، این کتاب را به صورت پی دی اف در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است. مخاطبان بیرونیت می توانند در انتهای این متن، فایل کتاب را دریافت کنند. https://t.me/birunit بیرونیت
دلم میخواهد بار دیگر فولاد خوزستان را ببینم ✍️ سیدمهدی حسینی، معاون شرکت فولاد اهواز (خوزستان) در اوایل انقلاب در سال ۱۳۵۳ وارد شرکت تازهتأسیس صنایع فولاد ایران شدم؛ مجموعهای نوپا که قرار بود برای نخستینبار در ایران، تولید فولاد به روش احیای مستقیم گازی را اجرا کند. این فناوری پیشرفته در آن زمان در سطح جهان نیز نوین به شمار میآمد و برای کشور ما گامی مهم در مسیر صنعتی شدن محسوب میشد. همین نوآوری، انگیزهای مضاعف برای حضور و همکاری در این پروژه ملی در من ایجاد کرده بود. بههمراه گروهی ۲۳ نفره، دوره تخصصی احیای مستقیم میدرکس را در شرکت کورف در فولاد هامبورگ آلمان گذراندیم. پس از بازگشت، در سال ۱۳۵۴ مسئولیت اجرای طرح احیای مستقیم HYL را بر عهده گرفتم؛ یکی از سه فناوری جدید آن زمان در کنار پوروفر و میدرکس که هر سه بهصورت همزمان در اهواز در حال اجرا بودند. فناوری HYL، گرچه ریشه مکزیکی داشت، اما توسط شرکتهای آمریکایی ساخته شده بود و در آن زمان فقط یک واحد فعال در مکزیک داشت که از آن بازدید کردم. در آن زمان، پروژه فولاد اهواز هنوز در مراحل اولیه خاکبرداری بود. با وقوع انقلاب، شرایط کشور دگرگون شد. فضای خوزستان نیز بهشدت متأثر از تحولات سیاسی و اجتماعی آن روزها بود. شرکت فولاد اهواز عملاً بدون مدیرعامل اداره میشد و من، که معاون شرکت بودم، ناگزیر مسئولیت مدیریت اجرایی این مجتمع عظیم را در شرایطی بحرانی بر عهده گرفتم. ادارهی یک مجموعه ۱۰ هزار نفره بدون حضور پیمانکاران، در شرایط بیثباتی مالی، نبود قوانین مدون، اعتصابات کارگری و فعالیت گسترده گروههای سیاسی از جمله جریانات چپگرا، تودهایها، و گروههای قومگرا مانند خلق عرب، کاری دشوار و طاقتفرسا بود. در آن دوران، زندهیاد علی احمدزادههروی بهعنوان وزیر مشاور و سرپرست صنایع فولاد منصوب شد و آقای میرزاخانی نیز ریاست شرکت را بر عهده گرفت، اما فشار سنگین شرایط، ایشان را دچار بیماری کرد و نهایتاً مجتمع را ترک کردند. من که با هدف کمک به ایشان در سمت معاون منصوب شده بودم، ناچار شدم بار اصلی مدیریت را در غیاب مدیرعامل و در اوج بحران به دوش بکشم. نه شورای انقلاب، نه استانداری و نه هیئتمدیره صنایع فولاد قادر به حل مشکلات آن روزها نبودند. با دعوت آقای احمدزاده، به تهران منتقل شدم و بهعنوان مشاور ایشان فعالیت کردم. با انتصاب آقای خارقانی به ریاست شرکت و همراهی چهرههایی چون آقای غرضی (استاندار) و آقای جنتی (حاکم شرع)، تلاشهایی برای بازگرداندن ثبات و کنترل فضای ملتهب انجام شد. در کنار چالشهای داخلی، مسألهای مهمتر در سطح بینالمللی وجود داشت: توقیف تجهیزات حیاتی پروژه توسط شرکتهای آمریکایی در بنادر آمریکا، که بدون آنها ادامه پروژه غیرممکن بود. مذاکراتی سنگین و پیچیده با طرفهای آمریکایی انجام دادم و در نهایت، بدون هیچ پرداختی، هم تجهیزات را آزاد و به ایران منتقل کردیم و هم پروندههای بینالمللی در دادگاههایی نظیر دیوان لاهه مختومه شدند. حتی در یکی از پروندهها، که مربوط به اختلاف بر سر یک معدن بود، موفق به کسب رأی به نفع ایران شدیم. با تأسیس وزارت معادن و فلزات در اوایل دهه ۱۳۶۰، مهندس سیدحسین موسویانی، بهعنوان وزیر معادن و فلزات منصوب شد و من نیز بهعنوان معاون طرح و برنامه وزارتخانه و عضو هیات مدیره شرکت تازه تاسیس ملی فولاد ایران، که از ادغام ذوب آهن اصفهان و شرکت صنایع فولاد تشکیل شده بود، انتخاب شدم. در این جایگاه، فرصت بیشتری برای پیگیری روند توسعه فولاد اهواز فراهم شد و تلاشهای گستردهای برای تأمین تجهیزات، انتقال دانش فنی و تربیت نیروی انسانی متخصص داخلی انجام دادیم. پس از آن، به وزارت نفت منتقل شدم؛ اما خاطرات آن دوران و سهمی که در شکلگیری فولاد خوزستان داشتم، برایم همواره زنده و پررنگ باقی مانده است. امروز، با گذشت دههها از آن روزهای پرالتهاب و سرنوشتساز، همچنان دلم میخواهد بار دیگر فولاد خوزستان را از نزدیک ببینم؛ نه فقط از سر کنجکاوی یا دلتنگی، بلکه بهعنوان کسی که بخشی از تاریخ آن را زیسته، شاهد تلاشها و رنجهایی بوده که امروز ثمر دادهاند. دیدن دستاوردهایی که روزگاری فقط روی نقشهها و کاغذها بودند، میتواند دوباره آن شور و خاطرات ناب را در من زنده کند. Biroonit.ir https://t.me/birunit بیرونیت؛ تنها یک رسانه نیست، یک اندیشه است
۳۰َ ویژگی کسانی که خیلی اشتباه میکنند ✍️ محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ▫️باز نشر: پیریت ۱. حتی سه صفحه در مورد خودشان نمیتوانند بنویسند؛ ۲. صندوقچه EQ آنها قفل است؛ ۳. انسانها را به خوب و بد تقسیم میکنند؛ ۴. با داده (Data) و مشورت تصمیم نمیگیرند؛ ۵. با افراد تکراری معاشرت میکنند؛ ۶. با معنای ریسک آشنایی ندارند؛ ۷. به استقبال شکست نمیروند؛ ۸. حتی در حد یک کتاب از فلاسفۀ بزرگ نخواندهاند؛ ۹. دامنۀ واژگان آنها بسیار محدود است؛ ۱۰. برای انجام کارها، ذهن خود را نمیتوانند به دپارتمانهای دهگانه تقسیم کنند؛ ۱۱. به پیامدهای سخن و رفتار خود بی توجهاند؛ ۱۲. بر پرخاشهای خود کنترل ندارند؛ ۱۳. با ویژگیهای مثبت و منفی طبع بشر آشنایی محدودی دارند؛ ۱۴. ۹۵ درصد حرف میزنند، ۵ درصد سؤال میکنند؛ ۱۵. اکثریت مطلق حرفهایشان تکراری است؛ ۱۶. قدرشناس نیستند؛ ۱۷. آداب نگه داشتن دوست را نمیدانند؛ ۱۸. از افراد بهتر از خود هراس دارند؛ ۱۹. با زیباییها، رنگ و سکوت انس ندارند؛ ۲۰. ظرفیت به تأخیر انداختن واکنش خود تا یک ماه و حتی یک سال را ندارند؛ ۲۱. فکر میکنند Perfect هستند؛ ۲۲. [تبلیغات سیاسی]* Propaganda در آنها تأثیر بسزایی دارد؛ ۲۳. به جزئیات بیتوجهاند؛ ۲۴. یک سؤال را از ده نفر با دیدگاههای گوناگون نمیپرسند؛ ۲۵. کوتاه آمدن را ضعف میپندارند؛ ۲۶. دائماً در حال قضاوت بدون پشتوانه هستند؛ ۲۷. انتظاراتشان از دیگران بیشتر از انتظاراتشان از خودشان است؛ ۲۸. منحنی زندگیشان افقی است؛ ۲۹. دایرۀ غرایز آنها فعال ولی دایرۀ فکرآنها منجمد است؛ ۳۰. نمیدانند تغییر یعنی فکر تعطیل نیست. منبع: وبسایت دکتر محمود سریعالقلم *واژه فارسی که در کروشه قرار گرفته را پیریت به متن اصلی اضافه کرده است. پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند. https://t.me/piritchannel پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
۷ مدیرعامل چادرملو از دیروز تا امروز ✍ بیرونیت ۱. رضاالدین قاضوی، از اول خرداد ۱۳۷۱ تا اول تیرماه ۱۳۷۲، عمر مدیریت بهمدت ۱۳ ماه، آغاز بهکار در سال آخر دولت اول هاشمیرفسنجانی. ۲. محمدحسین حبیبیان، از ۲۹ فروردین ۱۳۷۲، تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۰، عمر مدیریت بهمدت ۸ سال، آغاز به کار در دولت دوم هاشمیرفسنجانی و پایان کار در اواخر دولت اول خاتمی. ۳. سعید سلیمی، از ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۰ تا ۱۷ تیرماه ۱۳۸۳، عمر مدیریت بهمدت ۳ سال و ۲ ماه. آغاز بهکار در دولت دوم خاتمی و پایان کار در سال آخر همین دولت. ۴. محمود نوریان: از ۱۷ تیرماه ۱۳۸۳ تا ۵ فروردین ۱۳۹۹، عمر مدیریت بهمدت ۱۵ سال و ۸ ماه. آغاز بهکار در سال آخر دولت خاتمی، ۸ سال در دولت احمدینژاد و ۷ سال در دولت روحانی. ۵. ناصر تقیزاده: از ۵ فروردین ۱۳۹۹ تا ۴ مرداد ۱۴۰۱، عمر مدیریت بهمدت ۲ سال و ۴ ماه، آغاز بهکار در سال آخر دولت روحانی و پایان کار در ابتدای سال دوم دولت رئیسی. ۶. امیرعلی طاهرزاده: از ۴ مرداد ۱۴۰۱ تا ۴ آذر ۱۴۰۳، عمر مدیریت بهمدت ۲ سال و ۴ ماه، آغاز بهکار در ابتدای سال دوم دولت رئیسی و پایان کار در ۶ ماه نخست دولت پزشکیان. ۷. فرید دهقانی: ۴ آذر ۱۴۰۳ تا کنون، آغاز بهکار در ۶ ماه دوم دولت پزشکیان. ▫️چه نتیجهای میگیریم؟ ۱. عمر شرکت چادرملو: ۳۳ سال ۲. تعداد مدیران عامل: ۷ نفر با میانگین کل عمر مدیریتی ۴ سال و ۷ ماه ۳. تعداد مدیران عامل از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۹: ۴ نفر در ۲۸ سال با میانگین عمر مدیریتی ۷ سال ۴. تعداد مدیران عامل از ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴: ۳ نفر در ۴ سال با میانگین عمر مدیریتی یکسال و ۴ ماه. https://t.me/birunit بیرونیت؛ فقط یک رسانه نیست؛ یک اندیشه است
رفتار نامناسب برخی مدیران صمت استانها با مراجعان با دمپایی میگردند، آدامس میجوند، بهجای "شما" میگویند "تو" بیرونیت/ به دنبال تفویض بخشی از اختیارات وزارت صمت و شورایعالی معادن، گزارشهایی از رفتار خارج از عرف برخی مدیران کل و معاونان ادارات صمت در استانها با مراجعان منتشر شده است. برخی فعالان بخش صنعت و معدن در گفتوگو با بیرونیت عنوان کردهاند که هنگام مراجعه به ادارات صمت برخی استانها، با برخوردهای نامناسبی از سوی منشی یا مدیران مواجه میشوند؛ رفتاری که بههیچوجه زیبنده دولت چهاردهم نیست. به گفته آنان، این مدیران یا کارکنان ادارات صمت گاهی با ظاهری غیررسمی مانند جویدن آدامس، استفاده از دمپایی، مشغول نوشیدن چای یا کار با تلفن همراه و شبکههای اجتماعی هستند و حتی پاسخ سلام مراجعان را نیز نمیدهند، چه رسد به رعایت آداب اداری در برخورد با اربابرجوع. یکی از مخاطبان بیرونیت که خانم است، میگوید: «برای تمدید مجوز معدنی به معاونت معدنی یکی از استانهای غربی مراجعه کرده بودم. وقتی رفتار غیرمحترمانهای از سوی مسئول مربوطه دیدم، به او گفتم موضوع را به حراست گزارش میکنم، اما او پاسخ داد: هر کاری میخواهی بکن!» به گفته این مخاطب، بسیاری از مدیران و منشیهای آنان نهتنها از افعال جمع و محترمانه استفاده نمیکنند، بلکه با ادبیاتی نامناسب، بهویژه در برخورد با زنان، صحبت میکنند. مخاطب دیگری نیز میگوید: «برای پیگیری کاری به یکی از معاونتهای اداره صمت استان مراجعه کرده بودم، اما کارمند مربوطه صراحتاً گفت: در ازای کاری که ما برایت انجام میدهیم، تو چه کاری برای ما خواهی کرد؟!» گزارش بیرونیت تأکید میکند که بخشی از این رفتارها ناشی از انتخاب مدیرانی از طبقات اجتماعی غیر از طبقه متوسط است که در برخورد با مراجعان، ادب و آداب اداری را رعایت نمیکنند. چنین رفتارهایی علاوه بر زیر سؤال بردن شأن سازمان، باعث بیاعتمادی سرمایهگذاران نیز میشود. از آنجا که عمده مراجعان به ادارات صمت، سرمایهگذاران هستند، انتظار میرود مدیران استانی و شهرستانی به گونهای رفتار کنند که زمینه تشویق و رغبت بیشتر برای سرمایهگذاری فراهم شود، نه اینکه سرمایهگذار از مراجعه به این ادارات دلسرد شود. پیشنهاد میشود وزارت صمت سامانهای برای ارتباط مستقیم مراجعان با وزارتخانه ایجاد کند تا رفتارهای ناشایست برخی مدیران محلی گزارش و پیگیری شود. همچنین لازم است آموزشهای لازم درباره آداب پوشش و رفتار سازمانی به مدیران داده شود و استفاده از دمپایی یا پوشش غیررسمی در محیط اداری ممنوع شود. https://t.me/birunit بیرونیت
یادداشتی که مدیران بنگاههای بزرگ اقتصادی باید بخوانند عارضهیابی و راهکارهای عبدهتبریزی برای بنگاهها در شرایط جنگ و تعلیق بیرونیت/ حسین عبدهتبریزی، اقتصاددان در یادداشتی نوشته است: جنگ و تعلیق هر دو اقتصاد را از مسیر توسعه خارج میکنند؛ اما ماهیت آنها متفاوت است. در جنگ، حداقل مرزها روشن است: کشور درگیر تخریب زیرساخت، بسیج منابع و بازتوزیع بودجه به سمت فعالیتهای دفاعی میشود. در تعلیق، هیچچیز قطعی نیست. این عدمقطعیت باعث فرسایش تدریجی اعتماد، توقف سرمایهگذاری و از دسترفتن شتاب رشد میشود. میتوان گفت تعلیق نوعی «جنگ نامرئی علیه اقتصاد» است که بدون شلیک گلوله، سرمایه اجتماعی و اقتصادی را نابود میکند. اگر دولت در ایران آثار اقتصادی مخرب شرایط تعلیق را تشخیص ندهد، در گذر از این شرایط تسریع نخواهد کرد. او در بخش دیگری از یادداشت خود نوشته است: پیشفروش صادرات در حوزههایی مانند فولاد یا محصولات کشاورزی، علاوه بر تضمین بازار، نقدینگی فوری را برای بنگاهها فراهم میسازد. استفاده از بازارهای موازی ارز نیز در شرایط اضطراری بهویژه برای تامین واردات ضروری اهمیت دارد و فشار ناشی از محدودیتهای رسمی را کاهش میدهد. علاوه بر این، قراردادهای پیشپرداخت صادرات (Prepayment Contracts) که در صنایع معدنی و کشاورزی بهکار میروند، نمونهای عملی از تزریق نقدینگی قبل از تحویل محصول محسوب میشوند. تجربه برخی از بزرگترین شرکتهای صادراتی نشان میدهد که آنها از ظرفیت بخش خصوصی در تامین مالی زنجیره تامین استفاده کردهاند؛ به این معنا که با پیشپرداخت به تامینکنندگان و دریافت منابع از بانکها توانستهاند هم چرخه تولید را تداوم بخشند و هم نقدینگی خود را مدیریت کنند. مجموع این رویکردها در واقع به بنگاهها این امکان را میدهد که در شرایط تحریم یا حتی جنگ، جایگزینهایی برای تامین مالی رسمی بیابند و منابع محدود موجود در بازار را بهطور کارآمدتری به گردش درآورند. این اقدامات نه تنها نقدشوندگی داراییها را افزایش میدهد، بلکه با متنوعسازی ابزارها و بهرهگیری از تجربه بینالمللی، انعطافپذیری بیشتری در مواجهه با شرایط غیرقابل پیشبینی فراهم میسازد و مسیر پایدارتری برای ادامه فعالیتها ایجاد میکند. متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://www.biroonit.ir/fullcontent/Persian/83813 https://t.me/birunit بیرونیت؛ تنها یک رسانه نیست، یک اندیشه است
گزارش جامع آماری از معادن ایران ✍️ بیرونیت بر اساس آخرین طرح آمارگیری مرکز آمار ایران، تعداد معادن فعال کشور در سال ۱۴۰۲ به ۶ هزار و ۴۵۱ معدن رسید که نسبت به سال پیش از آن رشد ۱۲ درصدی را نشان میدهد. طبق گزارش مرکز آمار ایران، از مجموع معادن فعال، یکهزار و ۷۴۰ معدن به استخراج شن و ماسه، ۸۴۱ معدن به سنگهای تزئینی و ۸۰۷ معدن به سنگ لاشه اختصاص داشته که همگی رشد مثبت داشتهاند. بیشترین تعداد معادن فعال در استانهای خراسان رضوی (۶۳۲ معدن)، فارس (۴۳۷ معدن) و سمنان (۴۲۳ معدن) ثبت شده و کمترین معادن به استانهای گیلان، ایلام و البرز تعلق داشته است. در سال ۱۴۰۲ بیش از ۵۳۵ میلیون تن مواد معدنی به ارزش ۴۰۷ همت تولید و ۲.۸ میلیون تن به ارزش ۱۱۶ میلیون دلار صادر شده است. این میزان صادرات نسبت به سال ۱۴۰۱ رشد ۱۱۴.۹ درصدی در حجم و ۳۴.۹ درصدی در ارزش دلاری داشته است. همچنین، تعداد شاغلان معادن به ۱۴۴ هزار و ۸۷ نفر رسید که رشد ۷.۶ درصدی را نشان میدهد. سهم زنان در این بخش نیز با افزایش ۵۰۰ نفری به بیش از دو هزار و ۲۰۰ نفر رسیده است. از نظر ارزش افزوده، استان کرمان با ۱۵۰ همت، یزد با ۶۷.۸ همت و خراسان رضوی با ۳۰ همت در صدر قرار گرفتهاند. بیشترین ارزش افزوده نیز مربوط به معادن سنگآهن، مس و سرب و روی بوده است. https://t.me/birunit بیرونیت
۱۵ نکته منطقی برای صنعت خودرو خودرونامه/ منوچهر منطقی، مدیرعامل پیشین ایران خودرو، چندی پیش در برنامه گفتوگوی ویژه خبری حاضر شد و نکاتی را درباره این روزهای صنعت خودرو بیان کرد. خودرونامه نکات مهم سخنان او را استخراج کرده است. ۱. خصوصیسازی صنعت خودرو در ایران اگرچه به طور کلی پذیرفته شده و هیچ کس با آن مخالفت ندارد، اما نکات کلیدی و چالشهای عملی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ۲. بخش خصوصی با توانایی تصمیمگیری سریعتر و تمرکز بر کیفیت محصولات، میتواند نسبت به دولت چالاکتر عمل کند، اما دو نکته مهم باید رعایت شود. اول اینکه، خصوصیسازی صرفاً برای کسب سود نباشد و مسئولیت اجتماعی نیز در نظر گرفته شود. ۳. حذف خودروهای زیر ۶ هزار دلار و تمرکز صرف بر محصولات بالای ۱۰ هزار دلار بدون توجه به نیاز مصرفکننده، نمونهای از این مشکل است. وزارت صمت تاکنون در تنظیم این تعادل کوتاهی کرده است. ۴. مشکل اصلی سایپا نه کمبود ارز، بلکه عدم توانایی تامین ریال معادل برای گشایش ارز است. به همین دلیل، این شرکت با محدودیت شدید در خرید و تولید مواجه بوده است، در حالی که بخش خصوصی میتواند از تمام ظرفیتها برای تامین ارز و تولید استفاده کند. ۵. قاعده این است که حدود ۵۰ درصد قیمت خودرو باید مربوط به قطعات و مواد اولیه باشد، اما در ایران این رقم بین ۸۵ تا ۹۰ درصد است که نشاندهنده ناترازی جدی است. ۶. با بررسی صورتهای مالی خودروسازان و قطعهسازان، میتوان دید که سود اضافی قطعهسازان، ناشی از همین ناترازی است. ۷. در هیچ جای دنیا بر اساس فرمولهای دستوری یا "کاست پلاس" قیمتها تعیین نمیشوند و نیاز به معیار دقیق و علمی وجود دارد. ۸. اگر مرجع قیمتگذاری واقعیتهای تولید و شرایط سیاسی و اقتصادی را دقیقتر در نظر بگیرد، قیمتگذاری بهتری انجام خواهد شد. ۹. اگر قیمتها به صورت تدریجی و با افزایش تولید همراه باشد، فاصله قیمت کارخانه تا بازار به مرور کاهش مییابد و دیگر نیازی به دخالتهای مستمر شورای رقابت نیست. ۱۰. افزایش تدریجی ۲ تا ۵ درصدی قیمتها هر سه ماه، اثر روانی کمتری روی مصرفکننده دارد و بازار را به تعادل میرساند. ۱۱. خودروهایی مانند وانت ۱۴۱، وانت نیسان و پارس حذف شدهاند، در حالی که این خودروها پرمصرف و محبوب بودند. ۱۲. کاهش تولید خودرو از دو عامل است: یکی استراتژی غلط خودروسازان در ارتقای محصولات و دیگری فشار استانداردهای جدید که توان تولید ملی را محدود و ارزبری را افزایش داده است. ۱۳. حکمرانی موثر میتوانست این مشکلات را کاهش دهد چراکه نقش دولت در تخصیص ارز، حمایت از تولید و مدیریت واگذاریها حیاتی است. ۱۴. خودروسازان مونتاژی دو حرکت مثبت انجام دادهاند: افزایش درصد خودکفایی و توجه به طراحی محصولات جدید که میتواند کیفیت و تنوع بازار را بهبود دهد. ۱۵. خصوصیسازی هوشمندانه، حکمرانی موثر و سیاست قیمتگذاری علمی. بدون این سه عامل، افزایش کیفیت، تیراژ تولید و رضایت مصرفکننده به سختی ممکن خواهد بود. https://t.me/khodronameh خورونامه
۱۵ مشکل توسعه بخش معدن در ایران ✍️ بیرونیت ۱. مشخص نبودن متولی اکتشاف، ضعف سرمایه گذاری در اکتشافات عمقی و زنگ خطر اتمام ذخایر به دلیل کمکاری در اکتشاف ۲. نداشتن دانش کافی در استفاده از مواد ناریه در عملیات باطلهبرداری و کمبود آن ۳. فرسودگی ماشینآلات معدنی و عبور عمر آنها از ۳۰ سال ۴. عدم سرمایهگذاری جدید در بالا بردن ظرفیت پیمانکاران معدنی به دلیل نادیده گرفتن حقوق واقعی آنان توسط کارفرمایان ۵. افزایش قیمت سوخت، برق، گاز و به ویژه گازوییل معادن ۶. کمبود نیروی انسانی دارای مهارت و علاقمند به کار در معادن کوچک و متوسط و بزرگ ۷. عدم سرمایهگذاری در ارتقای ایمنی معادن بهویژه معادن زیرزمینی و همچنین کمتوجهی به معدنکاری دیجیتالی و هوشمند ۸. کاهش شدید تمایل دانشجویان به تحصیل در رشته مهندسی معدن و زمینشناسی ۹. عمر پایین مدیریتی در معادن تحت کنترل دولت ۱۰. وجود معارضان محلی، دخالت نهادها و مسئولین محلی و اجرا نشدن دقیق ماده ۱۹ قانون معادن از سوی متولی بخش معدن ۱۱. دریافت حقوق دولتی نامتعارف از شرکتهای بزرگ معدنی و مشخص نبودن نحوه هزینهکرد حقوق دولتی ۱۲. نبود متولی یا فرمانده متمرکز برای توسعه بخش معدن و گم شدن سیاستگذاریهای این بخش در وزارت صمت ۱۳. تربیت نشدن مدیران توسعهای، خلاق، باانگیزه و جسور برای توسعه بخش معدن و صنایع وابسته ۱۴. کمتوجهی به اقتصاد دریا محور و تاسیس صنایع انرژیبر معدنی در سواحل مکران ۱۵. نبود زیرساختهای لازم و محول کردن وظایف سایر وزارتخانهها به فعالان بخش معدن و دخالت نهادهای خارج از وزارت صمت در امور معادن و صنایع وابسته به آن. https://t.me/birunit بیرونیت؛ تنها یک رسانه نیست، یک اندیشه است
ویدئوی ۳۶ دقیقهای از سخنرانی حسین محلوجی، وزیر معادن و فلزات دولت سازندگی بیرونیت/ حسین محلوجی، از سال ۶۸ تا ۷۶ در دو دولت آیتالله هاشمی رفسنجانی، وزیر معادن و فلزات بود و توانست ظرف ۸ سال مدیریت کلان در بخش معدن و صنایع معدنی، توسعه همه جانبه را در این بخش رقم زده و عنوان شاگرد اول کابینه را به خود اختصاص دهد. او حالا پس از سالها سکوت درباره بخش معدن و صنایع معدنی، در یک همایش تخصصی پشت تریبون رفته، تا با یادآوری شرایط پس از جنگ و اقدامات انجام شده در دوران مدیریتش، مدلی از مدیریت در عرصه کلان را برای مدیران جوان ارائه دهد. https://t.me/birunit بیرونیت
معمای سرمایهگذاری معدنیها در میادین گازی؛ سکوت وزارت نفت بیرونیت/ با ادامه قطعیهای فصلی برق و گاز و کاهش تولید در صنایع معدنی و فولادی، رئیس ایمیدرو اعلام کرده است که شرکتهای بزرگ این حوزه آمادهاند برای تأمین گاز مورد نیاز خود در میادین گازی کشور سرمایهگذاری کنند. با وجود این پیشنهاد، وزارت نفت تاکنون واکنشی نشان نداده و به گفته برخی فعالان، با بیتوجهی از کنار آن گذشته است. البته شنیدهها حاکی از رایزنیهای احتمالی میان وزرای نفت و صمت و حتی هیأت دولت درباره این موضوع است؛ اما هنوز تصمیم روشنی اعلام نشده است. صنایع انرژیبر سالهاست در فصل زمستان با کمبود گاز مواجهاند و به همین دلیل به دنبال راهکارهایی برای مشارکت مستقیم در تولید انرژی هستند. در همین راستا ایدرو و ایمیدرو پیشنهاد تشکیل کنسرسیومی با وزارت نفت برای توسعه میدان گازی کیش را مطرح کردهاند. در این طرح، وزارت نفت نقش کارفرما، ایدرو توان تخصصی و ایمیدرو بخش عمده سرمایهگذاری را بر عهده خواهد داشت. با این حال، برخی کارشناسان هشدار میدهند ورود شرکتهای معدنی و فولادی به خارج از حوزه تخصصیشان پرریسک است و تضمینی وجود ندارد که گاز تولیدی این طرح به صنایع انرژیبر اختصاص یابد. آنان تجربه تأمین برق توسط مجتمعهای معدنی را مثال میزنند که در زمان کمبود، انرژی تولیدی در اختیار شبکه سراسری قرار گرفت. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند سرمایهگذاری صنایع در حوزه آب، برق و گاز اجتنابناپذیر است. به باور این کارشناسان، شرکتها ناگزیرند بین ادامه قطع برق و گاز یا ورود به تولید انرژی یکی را انتخاب کنند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا دولت راه را برای مشارکت صنایع در توسعه میادین گازی باز خواهد کرد یا سکوت وزارت نفت ادامه خواهد داشت؟ Biroonit.ir https://t.me/birunit بیرونیت؛ تنها یک رسانه نیست، یک اندیشه است