روانشناسی افکارمثبت آرامش درون
Статистикаبا ما باشید تا زندگی آرام را تجربه کنید کانال فرشتگان @fershteh111asman2 گروه پرسش وپاسخ https://t.me/+EaOf1SSiX4swZDVk کانال مشاوره خانواده @ravanshenasgoroh ارتباط با مدیرمشاور @Maghoouliamirali جواب ادمینها https://t.me/DASNEVEGHTHADMIN
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 55
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Психология
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🖥 این فولدر رو به تلگرامتون اضافه کنید و دیگه دنبال روانشناس، فیلم آموزشی، کتاب،فیلتر شکن و جزوه که هر روز بهش نیاز داری نگرد!🔽🙏🏻🌹 https://t.me/addlist/GbcKOt0B_pIxMjU0 زمان ⏳️ محدوده زودتر عضو بشید
📌برترین کانالهای Vip درتلگرام 👈🏻 ادبیات 👉🏻 👈🏻 قانون جذب 👉🏻 👈🏻 آموزش زبان👉🏻 👈🏻علمی👉🏻 👈🏻 موسیقی👉🏻 👈🏻 حقوقی 👉🏻 👈🏻 روانشناسی 👉🏻 👈🏻 درمانی 👉🏻 👈🏻موفقیت👉🏻 پیشنهاد ویژه امشب😍👇🏻👇🏻 جادوی🤩 آفرینش 🔷مسیرموفقیترابا ما طیکنید🔷
شهامت، بزرگترین کیفیت دینی است و دیگر چیزها پیامد آن هستند. تو اگر شهامت نداشته باشی نمی توانی راستگو باشی. اگر شجاع نباشی، نمی توانی عاشق باشی، نمی توانی با ایمان باشی و نمی توانی در راه جست و جوی حقیقت گام برداری.
جهان آینه ماست چیزهایی که در دیگران مشاهده می کنیم در واقع درون خود ما وجود دارند. وقتی خود را شفا می دهیم، در حقیقت جهان را شفا داده ایم...
در عشق واقعی شما خیر و صلاح دیگران را میخواهید و در عشق احساسی، شما ديگران را می خواهید..... میان این دو دقت کافی داشته باشید در عشق احساسی، تملک و نفس وجود دارد اما در عشق واقعی، از خود گذشتگی و نور
شما همه چیزهایی را که میتواند شما را شادمان کند، در دست دارید اما شاد نیستید. چونکه شادی نمیتواند از داراییهای شما اخذ شود. شادی چیزی است که از درون میجوشد، آن، بیداریِ انرژیهای خود شماست، بیداریِ روح شماست.بیداری خود برتان است زمانی که از نفس و خواسته های تمام نشدنی تان رها می شوید شادی به سوی شما می آید ببخش عشق بورز رها کن تا سرور را بیابی.
تو به سرکوب کردن خشم ادامه میدهی و خشم در درون تو جمع میشود. آنوقت جرقه ای از توهین کافی است که آتشی عظیم را در درونت روشن کند این واکنش تو متناسب با آن توهین نيست سرکوب راه حل نیست بلکه ساختن یک آتشفشان بزرگ در تو هست باید به خشمت ، به فکرت آگاه شوی و این آگاهی درمان تو هست.
تمرینی فوق العاده موثر برای آرامش و کاهش استرس که به سرعت جهانی شد! هنگام بزرگ شدن دایره « عمل دم » هنگام کوچک شدن دایره « عمل بازدم » را روزی یکبار و به مدت دو دقیقه امتحان کنید
آیا هرگز شده که وقتی تنها نشسته ای افکارت را مشاهده کنی؟ آیا هرگز اراجیفی که مدام در ذهنت می گذرد را مشاهده کرده ای؟ امیدواری که با این افکار مهمل و پوچ به کجا برسی؟ آنها در تمام طول روز و حتی در تمام طول شب نیز ادامه دارند. افکار دایره وار در حال چرخش دائمی هستند. تمام افکار حتی کوچکترین آنها انرژی مصرف می کنند. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که مقدار انرژی مصرفی برای حفر زمین در هر ساعت ، برابر است با مقدار انرژی که صرف پانزده دقیقه فکر کردن می شود!!! یعنی اینکه فعالیتهای ذهنی چهار برابر فعالیتهای فیزیکی انرژی مصرف می کنند. و اینگونه انرژی چطور به مراکز دیگر جریان یابد؟ ذهن تمام انرژی را صرف خودش خواهد کرد ...
انسان آگاه مثل آسمان است، او در دنیا زندگی میکند گرسنگی می آید، سیری، تابستان، زمستان، روزهای خوب، روزهای بد، اتفاقات خوب، بسیار مسرور، با ثبات، رضایتمندی، اتفاقات بد، افسردگی، در ته دره تاریک، سوخته، همه چیز می آید و میرود و او فقط نظاره گر است، به راحتی مینگرد، و میداند که هر چیزی سپری میشود. خیلی چیزها می آیند و میروند. اما او خود را با هیچکدام مانوس نمیکند. مانوس نکردن رهبانیت واقعی است. و رهبانیت بزرگترین شکوفایی است. وقتی بودا به غایت و روشن بینی رسید، از او پرسیدند به چه رسیدی؟ خندید و گفت: "هیچ چیز" زیرا به هرآنچه رسیدم در خودم بود. به چیز جدیدی نرسیدم. اما از آنها ناآگاه بودم. شما هم فراموش کرده اید، فقط همین جهل شماست. در طبیعت تان، بین شما و بودا فاصله ای نیست فقط اختلاف در یک چیز است: شما فراموش کرده اید که چه کسی هستید، اما او بخاطر می آورد. هردو یکسانید، اما او بیدار است و شما در خوابید آنگونه زندگی کنید که گویی آسمان هستید اگر خشم در شما ظاهر شد،فقط نگاهش کنید، از بالای بلندی نگاهش کنید. فقط نگاه، بدون اینکه دگرگون شوید، وقتی مشاهده و درک روشنی پیدا کردید، ناگهان در یک لحظه، در حقیقتی بدون زمان، آن اتفاق خواهد افتاد و بیدار میشوید، بودا میشوید اما بدانید یک فرد بیدار، چیزی بدست نمی آورد، اما خیلی چیزها را ازدست میدهد، مانند: ناراحتی، درد، خشم، حسادت، خودخواهی، نگرانی، تنفر، حس مالکیت همه را از دست میدهد، آنچه بدست می آورد هیچ است بلکه او آنچه را که وجود داشت و از آن بی خبر بود بدست می آورد.
ذهن بهسادگی دستبردار نیست. حتی وقتی چیزی را به دست میآوری، خیلی زود به تو میگوید: «حالا چیز دیگری لازم است.» و تو دوباره حرکت میکنی؛ دوباره میدوی، دوباره امیدوار میشوی و دوباره خوشبختی را به آینده منتقل میکنی. به این ترتیب، زندگی تبدیل به یک انتظار بزرگ میشود؛ انتظار برای روزی که قرار است همهچیز درست شود. اما آن روز هرگز نمیرسد، زیرا ذهن همیشه میتواند یک «بعداً»ی تازه بسازد. اگر امروز پول بیشتری داشته باشی، فردا آرامش بیشتری میخواهی. اگر به موفقیت برسی، جایگاه بیشتری میخواهی. اگر کسی را پیدا کنی که دوستت داشته باشد، بعد میترسی او را از دست بدهی. حتی وقتی به چیزی که آرزویش را داشتی میرسی، ذهن بلافاصله نگرانی تازهای پیدا میکند. پس مسئله این نیست که خواستههای تو برآورده نشدهاند؛ مسئله این است که ذهن از خواستن زندگی میکند. ذهن میگوید: «وقتی به آنجا برسم، آرام خواهم شد.» اما زندگی میگوید: «چرا همین حالا آرام نمیشوی؟» این همان نقطهای است که باید مکث کنی. نه برای اینکه از زندگی دست بکشی، نه برای اینکه هیچ آرزویی نداشته باشی؛ بلکه برای اینکه بفهمی خوشبختی نباید بهای رسیدن به یک هدف باشد. میتوانی هدف داشته باشی و در عین حال از مسیر لذت ببری. میتوانی چیزی را بخواهی، اما تمام وجودت را به آن وابسته نکنی. میتوانی برای فردا برنامه داشته باشی، بدون اینکه امروزت را قربانی فردا کنی. زیرا اگر تمام زندگیات را برای آینده خرج کنی، وقتی آینده به امروز تبدیل شود، باز هم آن را برای آیندهای دیگر قربانی خواهی کرد. و این چرخه میتواند تا پایان زندگی ادامه پیدا کند. مراقبه، در این معنا، بازگشت به همین لحظه است؛ بازگشت از خیالِ «آنچه باید باشم» به واقعیتِ «آنچه اکنون هستم». برای لحظهای هیچ چیزی را تغییر نده. فقط ببین. نفس بکش. گوش بده. بدون قضاوت، بدون مقایسه، بدون اینکه بخواهی تجربهی اکنون را به چیز دیگری تبدیل کنی. در چنین لحظهای، ذهن برای مدتی ساکت میشود. و وقتی ذهن ساکت میشود، چیزی را تجربه میکنی که با هیچ موفقیتی نمیتوان خرید؛ آرامشی که وابسته به شرایط بیرونی نیست. آنگاه میفهمی که خوشبختی چیزی نیست که باید به دستش بیاوری. بیشتر شبیه چیزی است که باید اجازه بدهی آشکار شود. زندگی همین حالا در جریان است. سؤال این نیست که «چه زمانی خوشبخت خواهم شد؟» سؤال این است: «چه چیزی مانع میشود همین اکنون زندگی را ببینم؟»
اگر خوشبختی را در آینده جستوجو کنی، همیشه از دستت فرار خواهد کرد. ذهن میگوید: «وقتی فلان چیز را به دست آوردم، خوشحال خواهم شد.» اما وقتی آن چیز را به دست میآوری، ذهن بلافاصله هدف دیگری میسازد. به همین دلیل انسان دائما در حال دویدن است و هرگز به مقصد نمیرسد. خوشبختی چیزی نیست که در پایان یک سفر پیدا شود. کیفیتی است که میتواند همین اکنون در شیوه زندگی تو حضور داشته باشد. اگر بتوانی همین لحظه را بدون خواستنِ چیزی دیگر تجربه کنی، چیزی در درونت آرام میشود.
توده مردم از تو مي خواهند جزيی از آنها شوي، مي خواهند كه عقل و هوش ات را تسليم آنها بكني. مي خواهند به ساز آنها برقصي و به رنگ آنها در آيی، اين ريشه اصلي نابودي هوشمندي انسان است و وقتي هوشمندي از بين برود ، ممكن نيست بداني شادماني چيست. هر كودكي شادمان بدنيا مي آيد و تقريبا هر كودكي مسموم مي شود. تا بيايد بفهمد كه با خود چه آورده است، با عنوانهايی زيبا فلج و از كار افتاده مي شود. ممكن است آنرا تعميد بنامند. اينها پندارهايی كاملا ابلهانه اند. او را شرطي مي كنند و انواع شرايط را بر او تحميل مي كنند.تا زمانيكه به مرده اي تبديل شود ، همه هوشمندي اش در جايی در راه از دست مي دهد و خرفت مي شود. بدبخت و ذليل مي شود. تو را استثمار مي كنند. به تو مي گويند: « تو به اين دليل بدبختي كه در زندگي هاي گذشته گناه كرده اي، زيرا پرهيزگار نيستي . اگر بدبخت هستي، پس اعتراف كن. اگر بدبختي، پس عبادت كن. » چنين حرفهايی جذاب و فريبنده اند، زيرا از آنجا كه مردم قصد دارند از بدبختي نجات پيدا كنند، حاضرند از هر ايده اي پيروي كنند. انسان نادان و خرفت نمي تواند بفهمد كه چه كار دارد مي كند ، چرا آنرا انجام مي دهد و به كجا مي رود. نخستين چيزي كه او لازم دارد، رها ساختن هوشمندي و هوش دربند شده خويش است آنگاه شادماني به سادگي پديد مي آيد . شادمانی يك محصول جانبي است . وقتي از هوشمندي خودآگاه شوي، بی درنگ غرق در احساس شادمانی می شوی.
انسان بادیانت کسی است که احساس کند جهانهستی وطن اوست. انسان بادیانت کسی است که احساس کند جهانهستی پیوسته در تکامل است و بالاتر و بالاتر میرود: به سمت آن نقطهی پایانی که تو در آن ناپدید میشوی؛ جایی که تمام محدودیتها ازبین میروند و فقط بینهایت باقی میماند، فقط جاودانگی باقی میماند. پس این بازی زندگی را باید با مهارت بسیار بازی کرد بودا میگوید، “ماهر باش.” اگر ماهر نباشی، خیلی از چیزهایی را که ارزشمند هستند از دست میدهی. “ماهرباش” یعنی: هشیار باش فقط خودت را نیمهخواب، نیمهبیدار به اینجا و آنجا نکِشان. خودت را تکانی بده و آگاه بشو. فقط آنوقت با چشمانی باز، شروع میکنی به دیدن چیزی که با چشمان خوابآلوده، وقتی که ناهشیار هستی، قابل دیدن نیست. تمام آن گردوغبار را از چشمانت پاک کن. ماهر باش و هشیارانه زندگی کن. درغیراینصورت زندگی کسالتآور خواهد شد. آن را احساس میکنی، آن احساس کسالت را میشناسی. دیریا زود همهچیز کسالتآور خواهند شد؛ انسان تا حّدِ مرگ حوصلهاش سرمیرود. انسان به زندگی ادامه میدهد چون شهامت خودکشی ندارد. او به زندگی ادامه میدهد فقط به این امید که دیر یا زود خواهد مُرد ـــ ولی مرگ خودش خواهد آمد! آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل سوم
😍سه سوته پایاننامه و مقالتو تموم کن: 👇👇👇 https://t.me/+0Bge7TwsPH84MWI0 ✅هر دانشجویی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلمهای آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز. ✅این فولدر کلی ویدئو و فایلهای آموزشی در حوزههای مختلف روانشناسی؛زبان؛ادبیات،کنکوری داره و کلی اطلاعات مفید و فرصتهای شغلی بهتون میده 😍فقط کافیه دکمهی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی 👇👇👇 #ظرفیت_محدود https://t.me/addlist/RGcb2vv-MVxlMGU0
هر روانشناسی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلمهای آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز. این فولدر کلی ویدئو و فایلهای آموزشی در حوزههای مختلف روانشناسی داره و کلی اطلاعات مفید و فرصتهای شغلی بهتون میده فقط کافیه دکمهی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی https://t.me/addlist/NJxgXwHA7e1iZjJk ♾♾♾♾♾♾♾♾♾♾ 😍فالو کن برای افتتاحیه طلا جایزه میدن👇 O R L I N A T A L A
#عجولانه_قضاوت_نکن از صبح تا شام، من صدها نفر را مییابم که در تهمت زدن به فردی دیگر، افراط میکنند. ما چه سریع در مورد دیگران تصمیم میگیریم!!!! در حقیقت، هیچ چیزی دشوارتر از تصمیم گرفتن در مورد دیگران نیست شاید، هیچ کس جز خدا حق ندارد که در مورد دیگران قضاوت کند، چونکه چه کسی دیگر، بجز خدا، دارای صبر لازم برای قضاوت کردن در مورد یک شخص، یک شخص کوچک و بسیار معمولی است؟ آیا ما یکدیگر را میشناسیم؟ حتی آنهایی که به یکدیگر بسیار نزدیک هستند، آیا یکدیگر را میشناسند؟ آیا حتی دوستان، برای یکدیگر، ناشناخته و بیگانه نیستند؟ اما ما ادعا میکنیم که حتی ناشناخته را درک میکنیم و در مورد آنها سریعاً تصمیم میگیریم! این تعجیل، بینهایت زشت است. اما آن شخصی که درمورد دیگران فکر میکند، فکر کردن در مورد خود را کاملاً فراموش میکند و چنین عجله کردنی، جهل مطلق است، چونکه شناخت، با صبر همراه است. زندگی بسیار اسرار آمیز است، و کسانی که به تصمیم گیری عجولانه درمورد دیگران، بدون اینکه بطور مناسب فکر کنند، عادت میکنند، شناخت زندگی را از دست میدهند.
زندگی برای ضعیفان نیست؛ فقط برای کسانی است که شهامت دارند به سوی ناشناخته قدم بردارند. انسانهای ضعیف همیشه مردد میمانند، چون میخواهند همزمان در دو قایق سفر کنند. از خطر میترسند و به همین دلیل هرگز به مقصد نمیرسند. باید انتخاب کنی و با تمام وجود در انتخابت بایستی. انسان کهنه باید بمیرد تا انسان نو متولد شود. بدون این مرگ، تولد تازهای در کار نیست.
هرگاه زندگی تو را وارد موقعیتی ناآشنا، دشوار یا نامطمئن میکند، گمان نکن که علیه توست. زندگی میخواهد تو را بزرگتر کند. تنها دانهای که جرئت شکافتن پوسته خود را داشته باشد، به درخت تبدیل میشود؛ وگرنه تا پایان عمر فقط یک دانه باقی میماند.
شجاعت به معنای نترس بودن نیست. شجاعت یعنی با وجود ترس، همچنان قدم برداری. ترس طبیعی است؛ تنها انسانهای ناآگاه یا مردگان از چیزی نمیترسند. انسان زنده میترسد، اما اجازه نمیدهد ترس، فرمانروای زندگیاش شود.