tgindex
ساعت به وقت شعر

ساعت به وقت شعر

Статистика
@poem_timeeКартинкиперсидский

ساعت خود را به وقت شعر و ادبیات تنظیم کنید. پیام به صورت ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=262eafc878120d1

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
62
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Картинки
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 018
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
195
40 постов
Вовлечённость
19,2%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 62
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
131
1/48двое суток
150
1/72трое суток
161

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کدام بیت می‌تواند شرح حال شما باشد؟ برایمان بنویسید.

  • به دیدنِ تو همه ذرّه‌های من شد چشم و چشم‌ها همه سر تا به پا تماشا شد تمامِ منظره پوشیده از تو شد یعنی جهان به چشمِ دلِ من دوباره زیبا شد امیدوار نبودم دوباره از دلِ تو که مهربان بشود با دلِ من، امّا شد #حسین_منزوی @poem_timee

  • سراپایم چمن شد بس گُلِ حسرت دمید از من چه رنگارنگ گل‌هایی توان هر روز چید از من به قربان تو گردم ز آرزو از من چه می‌پرسی چه می‌آید به درگاه تو دیگر جز امید از من به من بسیار می‌مانَد نمی‌دانم که صنعِ حق مرا از خاکِ غم یا خاکِ غم را آفرید از من #قصاب_کاشانی @poem_timee

  • میان ما و شما عهد در ازل رفته‌ست هزار سال برآید همان نخستینی #سعدی @poem_timee

  • برآى اى آفتابِ صبحِ امّيد كه در دامِ شبِ هجران اسيرم #حافظ @poem_timee

  • دگر قرارِ تو با ما چنین نبود ای دل که خنجری شوی و بگسلی قرار از من سیه‌تر از سرِ زلفِ تو روزگارِ من است دگر چه خواهد از این بیش، روزگار از من #شهریار @poem_timee

  • شبی که صبح ندارد سیاه‌مستی ماست #صائب_تبریزی @poem_timee

  • من و تمامیِ این لحظه‌های رنگ‌پریده من و تمامیِ این خاطراتِ رنج‌کشیده من و تلاقی هر روز دردها… بروفن‌ها من و دویدنِ بیهوده در جهان کوئن‌ها من و تمامیِ تنهایی‌ام ،‌ تمامیِ دردم من و تمامیِ این روزها که گریه نکردم من و دراز کشیدن کنار نعشِ کبودم من و نبودنِ انسان بهتری که نبودم #حامد_ابراهیم‌پور @poem_timee

  • نشست در رهت ای صبح! چشمِ شب‌زده‌ام #حسین_منزوی @poem_timee

  • بر شانه‌ی شکسته‌ی من، بارِ عالم است این درد را برای تو چون می‌کشم، کم است وصل تو گر نگشت میسّر، فراق هست شادی نصیب اگر نشود، سهم من غم است #محمد_عزیزی @poem_timee

  • دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن پنهان ملول بودن و تنها گریستن بی‌درد را به صحبتِ ارباب دل چه کار؟ خندیدن آشنا نبُوَد با گریستن درمان من ز دست مسیحا مجو که هست دردم جفای یار و مداوا گریستن #عرفی_شیرازی @poem_timee

  • میل صحبت نیست در من بعد او با هیچ‌کس مانده‌ام تنهای تنها، باز هم بی‌هم‌نفس غم به جای چای در فنجان لب‌پَر ریختم بارها تنهایی‌ام را سر کشیدم یک نفس مرگ! ای حسنِ ختامِ جاده‌ی پر پیچ‌و‌تاب زودتر از وعده‌ی فردا به فریادم برس #مجتبی_ابوطالبی @poem_timee

  • صدای گامهای خسته‌ات ای مرگ! می‌آید امیدِ آخرِ این جانِ در اندوه زندانی #رباب_کلامی @poem_timee

  • هرچه در تصویر خود بهتر نگاه انداختم بیشتر آیینه را در اشتباه انداختم زندگی تصویر بود، ای عمر، برگردان به من سنگ‌‌هایی را که در مرداب و ماه انداختم عشق با من نابرادر بود، چون عاقل شدم یوسف خود را به دست خود به چاه انداختم #فاضل_نظری @poem_timee

  • 8 авг.298115

    #شعر_بنیوشیم غزلی از #سعدی خوانش: #محمد_فردی_شربیانی با جوانی سر خوش است این پیر بی‌تدبیر را جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را من که با مویی به قوّت برنیایم ای عجب با یکی افتاده‌ام کو بُگسلد زنجیر را چون کمان در بازو آرد سروقدِ سیم‌تن آرزویم می‌کند کآماج باشم تیر را می‌رود تا در کمند افتد به پای خویشتن گر بر آن دست و کمان چشم اوفتد نخجیر را کس ندیدست آدمی‌زاد از تو شیرین‌تر سخن شِکَّر از پستانِ مادر خورده‌ای یا شیر را روزِ بازارِ جوانی پنج روزی بیش نیست نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را ای که گفتی دیده از دیدارِ بُت‌رویان بدوز هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را زهد پیدا، کفر پنهان بود چندین روزگار پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را @poem_timee

  • درازیّ شب از مژگانِ من پرس که یک‌دم خواب در چشمم نگشته‌ست #سعدی @poem_timee

  • همه لرزشِ دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد پروازی نه گریزگاهی گردد #احمد_شاملو @poem_timee

  • دل‌رُبایانه دگر بر سرِ ناز آمده‌ای از دل من چه به جا مانده، که باز آمده‌ای #صائب_تبریزی @poem_timee

  • اگر که عشق نمی‌بود، داستانِ حیات چگونه قابلِ توجیه و شرح و تبیین بود؟ و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که رازِ آمدن و مرگِ آدمی این بود #حسین_منزوی @poem_timee

  • انسانِ امروزی، مفید و مختصر، تنهاست تنهای تنها؛ کاملاً از هر نظر تنهاست تنهایی‌اش را می‌بَرَد با خود به هر شهری  انسانِ تنها، خانه باشد یا سفر، تنهاست با آن‌که در آغوش هم هستیم، تنهاییم هر «خانواده» جمعی از «چندین نفر تنها»ست علمی به نام علمِ « تنهایی‌شناسی» نیست با این‌که در این روزها نوعِ بشر تنهاست #اصغر_عظیمی‌مهر @poem_timee

ساعت به وقت شعر — tgindex