شعرها و یادها...
Статистика...من عاشق تو هستم، این گفتگو ندارد...شهریار و من...آشیان عشق پاکت را، به رسم یادگاری پاس خواهم داشت... ۱۴۰۱/۶/۲۸«لمس بودنت مبارک»
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 22
- Всего постов
- 121
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 256
- 1/48двое суток
- 293
- 1/72трое суток
- 316
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از ارتفاع یک دوست داشتن افتاده بودم روحم در بهت و ناباوری سر به دیوار می کوبید احساسم جریحه دار بود دیگر خون در رگ هایم نمی دوید و تنم از شکست مچاله بود ناگهان دستی نو بسویم دراز شد و عشق دوباره به مزاجم شیرین آمد اما چه می دانستم بار دگر تجربه ای تلخ تر از آستین روزگار بیرون می زند خسته ام از دیروزهای نافرجام از سادگی خود و جفای دیگران چون قایق چوبی که با زخم تبر گریخته از جنگل دل به دریا زده بودم دریا نمک روی نمک پاشید و زخمم کاری شد من از چاله افتاده بودم در چاهی که عمقش ناپیدا بود و دیگر از من خبری نشد #فریبا_غلامیان #شاهین_شاهدوست از اهالی عزیز شعرها و یادها...
روزگار درازی شد که همه چیز از من گریخته بود؛ حتی شعر میپنداشتم که عشق، هرگز دیگر به خانۀ من نخواهد آمد. تو طلوع کردی و عشق باز آمد، شعر شکوفه کرد و کبوتر شادی بالزنان بازگشت؛ تنهایی و خستگی بر خاک ریخت. من با توام و آینههای خالی از تصویرهای مهر و امید…
من بی تو نیستم، تو بی من چه میکنی؟ بیصبح ای ستارهی روشن چه میکنی؟ شب را به خوابدیدن تو روز میکنم با روزهای تلخ ندیدن چه میکنی؟ این شهر بی تو چند خیابان و خانه است تو بین سنگ و آجر و آهن چه میکنی؟ گیرم که عشق پیرهنی بود و کهنه شد میپوشمش هنوز، تو بر تن چه میکنی؟ من شعله شعله دیدهام ای آتش درون با خوشه خوشه خوشهی خرمن چه میکنی! پرسیدهای که با تو چه کردم هزار بار یک بار هم بپرس تو با من چه میکنی؟! #مژگان_عباسلو @yadsher
دوستان عزیز و همیشه همراه شعرها و یادها: لطفاً برای این تصویر، شعرها،متنها، عکسها و دلنوشته هاتون رو با ما به اشتراک بگذارید... ممنونم از همراهی ارزشمندتون🙏❤️ @yadsher بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود بغلم کن که خدا دورتر ازاین نشود... #حامد_ابراهیم_پور…
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق؟ نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی... #حافظ @yadsher
دوستان عزیز و همیشه همراه شعرها و یادها: لطفاً برای این تصویر، شعرها،متنها، عکسها و دلنوشته هاتون رو با ما به اشتراک بگذارید... ممنونم از همراهی ارزشمندتون🙏❤️ @yadsher بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود بغلم کن که خدا دورتر ازاین نشود... #حامد_ابراهیم_پور
مگیر از من سُراغش را، دل خوش باورِ ساده چو جان رفته ست ازپِیکر، و دیگر برنمیگردد... #حسین_فروتن @yadsher
بی دریغ باش و بی قضاوت! و اینگونه " عشق" نام خواهی گرفت... #معصومه_صابر @yadsher
یکی به خواب و من اندر خیال وی بیدار... #سعدی نشد از یاد برم خاطره ی دوری را... #فاضل_نظری دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست... @yadsher
یک شب نمیشود که حرامیّ هجر او بر کاروانِ صبر و تحمّل نمیزند... #ظریفی_تبریزی @yadsher
سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد،چه شد؟ مرد ره عشق نیست،کش غم ننگست و نام... #سعدی در جهانبینی سعدی عشقِ راستین مستلزم آن است که انسان از نام و ننگ دنیوی عبور کند.. بنابراین اگر عاشق در راه عشق رسوا شود این رسوایی برای او عیب نیست زیرا عشق ارزشمندتر از حفظ آبرو در نگاه دیگران است... @yadsher
سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته ست تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری... #هوشنگ_ابتهاج @yadsher
حالا که آمدی... حرفِ ما بسیار، وقتِ ما اندک، آسمان هم که بارانیست ...! به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و دوری از دیدگانِ دریا نیست! سربهسرم میگذاری ... ها؟ میدانم که میمانی پس لااقل باران را بهانه کُن دارد باران میآید... #سیدعلی_صالحی @yadsher
دل رفت و آرزوی تو از دل نمی شود دل پاره گشت و درد تو زائل نمی شود مه می شود مقابل روی تو هر شبی یک روز با رخ تو مقابل نمی شود رویم زر است و بر در تو خاک می کنم وصل تو کیمیاست که حاصل نمی شود شد اشک من حمایل گردون ز دست تو دستم به گردن تو حمایل نمی شود بنشسته ام به غم که ز عشق تو خاستن با آنکه جان همی شودم، دل نمی شود دل منزل غم آمد و از رهزنان هجر یک کاروان صبر به منزل نمی شود خسرو در اوفتاد به غرقاب آرزو چون کشتی مراد به ساحل نمی شود #امیرخسرو_دهلوی @yadsher
پس بگو آمده بودی و... من نمی دانستم! مگر میشود نیامده باز به جانبِ آن همه بینشانیِ دریا برگردی؟ پس تکلیف طاقت این همه علاقه چه میشود؟! #سیدعلی_صالحی @yadsher
زتوام من آنچه هستم که تو گر نهای نیَم من که تویی که آفتابی و منم که ذرهوارم... #عطار @yadsher
چه غریب ماندی ای دل! نه غمی، نه غمگساری نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها بنگر وفای یاران که رها کنند یاری... #هوشنگ_ابتهاج دل من که جز تو پناهی نداشت... @yadsher
دلتنگی آدم را به خیابان می کشد... دلتنگم! و مردم نمی فهمند قدم زدن -گاهی- از گریه کردن غم انگیز تر است! #اهورا_فروزان @yadsher
روزگار درازی شد که همه چیز از من گریخته بود؛ حتی شعر میپنداشتم که عشق، هرگز دیگر به خانۀ من نخواهد آمد. تو طلوع کردی و عشق باز آمد، شعر شکوفه کرد و کبوتر شادی بالزنان بازگشت؛ تنهایی و خستگی بر خاک ریخت. من با توام و آینههای خالی از تصویرهای مهر و امید…
سلام بر تو که چشم تو گاهواره ی روز سلام بر تو که دست تو آشیانه ی مهر سلام بر تو که روی تو روشنایی ماست...❤️ #هوشنگ_ابتهاج @yadsher