tgindex
𝗆.

I'll see you in another life when we are both cats. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1024140323

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
576
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
620
20 постов
Вовлечённость
107,6%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
102
1/48двое суток
116
1/72трое суток
126

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.из withalpha

    The tension between me and deleting all my socials.

  • без подписи

  • без подписи

  • عادت کردنی وجود نداره. فراموش کردنی نیست. ته‌ته‌اش اینه که یه مدت حرفش رو نمی‌زنی و فکر می‌کنی گذشته اما در نهایت هنوز هم همونجاست. جایی نرفته.

  • без подписи

  • без подписи

  • تو بعدا مرا پیدا خواهی کرد، مگر نه؟ پیدایم خواهی کرد؟

  • без подписи

  • عکس‌های قدیمی رو نگاه می‌کنی و حس می‌کنی اون‌روزا واقعی نبودن. انگار هیچ‌وقت وجود نداشتن. هیچ‌وقت اتفاق نیفتادن. کاملا مطمئنی که آدم داخل عکس وجود داشته اما همونقدر هم مطمئنی که یادت نمیاد چطور می‌خندید. گذر می‌زنی به ته‌ته‌های وجودت اما حتی خبری از خاطرات توی عکس‌ها هم نیست. ویدئو‌ها.. اونا عجیب‌ترن. صدای آدم‌ موردعلاقه‌ات رو می‌شنوی، صدایی که شک نداری یه‌روزی عاشقش بودی اما به خودت میای و می‌بینی غریبه‌ شدن. از خودت می‌پرسی "این صدای اونه؟ درست شنیدم؟ صداش اینطوری بود؟ چه صدای قشنگی داشته." طوری که انگار اولین باره که می‌شنویش. همین‌قدر عجیب و همین‌قدر غریب.

  • без подписи

  • به امید‌ روزی که همیشه جامون کنار هم پر باشه.

  • без подписи

  • از خواب می‌پریدم و باز او را می‌دیدم که مرده است. و مرده است.

  • شب‌ها با یاد او می‌خوابیدم و در خواب باد موهایش را به بازی می‌گرفت، یک‌باره دسته‌ای موی سیاه بین زمین و آسمان موج می‌خورد و آن نگاه مبهوت زیر دسته‌ای مو پنهان می‌شد. از خواب می‌پریدم و باز او را می‌دیدم که مرده است. و مرده است. به هر جا نگاه می‌کردم، می‌دیدمش. یاد او نمی‌گذاشت به کس دیگری فکر کنم.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • از هفت روز هفته، ده روزش رو میگرنم گرفته.