آبیِ سنگین
Статистика- یکبندهخدا لحن شخصی، شاعرانه و کمی سنگین. هر سخنی که میخواهم بگویم، اینچنین به گوش میرسد که هنوز درگیرم. http://t.me/IncogHubBot?start=u1278134a
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 32
- Всего постов
- 85
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 139
- 1/48двое суток
- 159
- 1/72трое суток
- 171
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آخرین چیزی که میتونه منو خوشحال کنه دیدن این چنلهاست🧋🖤: 🍚 خــاص تریـــن چنلهــــاے تلــــگرام ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ🍚🍚
°•☕️✨️
°•☕️✨️
پینترست من اینجاست🫠📸
без подписи
без подписи
без подписи
✨️؛
یکی از سختترین کارها برای من این بوده که به خودم اجازه بدم کامل نباشم، تو چی؟
یکی از سختترین کارها برای من این بوده که به خودم اجازه بدم کامل نباشم، تو چی؟
اینکه بعد از یک اتفاق یاد گرفتی به کسی اعتماد نکنی، لزوماً قدرت نیست. اینکه همیشه راه خروج رو پیدا کنی، لزوماً قدرت نیست. اینکه هیچوقت اجازه ندی کسی آنقدر بهت نزدیک بشه که دوباره بتواند آزارت بدهد، شاید بیشتر از اینکه «قوی بودن» باشد، خسته بودن باشد. گاهی…
اینکه بعد از یک اتفاق یاد گرفتی به کسی اعتماد نکنی، لزوماً قدرت نیست. اینکه همیشه راه خروج رو پیدا کنی، لزوماً قدرت نیست. اینکه هیچوقت اجازه ندی کسی آنقدر بهت نزدیک بشه که دوباره بتواند آزارت بدهد، شاید بیشتر از اینکه «قوی بودن» باشد، خسته بودن باشد. گاهی ما اسم زخمهامون رو عوض میکنیم تا تحمل کردنشون راحتتر بشه. میگیم: «من دیگه قوی شدم.» در حالی که شاید واقعیت این باشه که فقط یاد گرفتیم چطور درد بکشیم و کسی نفهمه. و البته گاهی آدم از دل همان اتفاق، چیزهایی هم یاد میگیرد. مرز گذاشتن را، شناختن خودش را، قدر دانستن بعضی آدمها را، یا حتی اینکه چه چیزی را دیگر نمیخواهد. اما فکر نمیکنم لازم باشد برای هر زخمی، یک درس زیبا پیدا کنیم. بعضی زخمها فقط زخماند.
آدمها معمولاً یکشبه به خشونت نمیرسند؛ گاهی فقط بارها و بارها به خودشان اجازه دادهاند یک قدم کوچکتر از دفعهٔ قبل، مرزشان را جابهجا کنند. برای همین شاید یکی از مهمترین چیزهایی که باید دربارهٔ خشم یاد بگیریم این نباشد که «چطور عصبانی نشویم». بلکه این باشد که وقتی عصبانی شدیم، چهطور اجازه ندهیم خشم به جای ما تصمیم بگیرد. چون خشم حق دارد احساس شود؛ اما هر احساسی، حق ندارد دیگری را قربانی خودش کند.
دو استکان چای و چنلایی که گرما بخش لحظاتت هستند.
یک تمدن چندین هزار سالهایم با چندین هزار میلیارد خرافات
شاید قرار نیست همیشه بهترین دانشجوی روانشناسی باشم. شاید قرار نیست همیشه بخونم، جلو برم، بفهمم و بدرخشم. شاید بعضی وقتها فقط باید خسته باشم. و بعد، وقتی توانش رو پیدا کردم، دوباره برگردم. چون دوست داشتنِ یک مسیر، به این معنی نیست که هر روز با تمام توان در آن قدم برداری. گاهی فقط همین که بعد از ماهها هنوز وقتی اسمش میآید، چیزی در دلت تکان میخورد، یعنی هنوز آنجا را ترک نکردهای.
باور کن قدمهای خیلی خیلی کوچک که حتی قدم حسابشون نمیکنی، رو هم رفته معجزه میکنه.
فور کن اسپانسر جوین باش فولدر پر جذب بزنم یه ۱۲ ساعت بمونه جذب توپ بگیرید . 🍓💋
اون ایام قدیم .. 🤩 چنلش از دل دهه ۷۰ اومده🪵🤩
без подписи