- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 31
- Всего постов
- 44
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 18
- 1/48двое суток
- 20
- 1/72трое суток
- 22
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مردان میخواهند اولین عشق زنان باشند ولی زنان ترجیح میدهند آخرین عشق مردان باشند.
یه روزی تموم خاطرهها رو میشه فراموش کرد؟
با این خیال خام که دلتنگ من شدی امروز هم گذشت به لطفِ محال ها .. !
شلوغترین ذهنهارو، آدمهای درونگرا دارن.
خاطرات شما را از درون گرم میکند. اما در عین حال شما را پارهپاره میکند. هاروکی موراکامی-کافکا در ساحل
دونستن اطلاعات زیاد توهم کنترل میاره؛ درحالی که زندگی روی مدار تجربه کردن حرکت میکنه که لازمهاش شجاعته.
کاش شمع بودم ، میسوختم تموم میشدم حداقل.
بر منببخش، گاهچنان دوست دارمت کز یاد میبرم که مرا بردهای ز یاد
زندگی من همواره یا "نه هنوز" است یا "نه دیگر".
کمالگرا بودنم نمیذاره زندگی کنم.
دیدمت با دیگری؛ چیزی نگفتم، چون دلم دیگر آنقدر مرده بود، تا دیدمت زنده نشد.
و اگر یک روز توانستی دوباره بخندی، اعتماد کنی، دوست داشته باشی، هیجانزده شوی، از یک صبح معمولی لذت ببری و از چیزی نترسی، آن را دستاورد کوچک و بیاهمیتی حساب نکن. شاید قویتر نشده باشی. شاید فقط دوباره داری زندگی میکنی. و به نظرم این، از قوی بودن خیلی قشنگتره.
وقتی بالاخره درموردش حرف میزنی تازه متوجه میشی که چقدر سخت بوده.
ای عشق! در صحیفه تقدیر من چرا هر قصهایست ، راویِ آن ماجرا تویی؟! _فاضل نظری
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی. سعدی
حق با چاوشی بود؛ همه چی دروغ بود ، همه چی نقاب بود.
نمیدونم ولی راستش فکر نکنم هیچوقت بتونم؛ تمام داستان رو برای کسی تعریف کنم.
_هر آنچه در سر داشتم را خاک کرده ام و هر روز بابت آن کسی که میتوانستم باشم سوگواری میکنم.
ــ خون میچـکد از دیده درین کنج صبوری این صبر که من میکنم افشـردن جان است
چرا انقد زندگیم عجیبه یهو افسرده میشم. بعد گریم میگیره. بعد به خودم میگم نه، تو میتونی. بعد امیدوار میشم. بعد درس میخونم و در آخر دوباره افسرده میشم. این چه چرخه مزخرفیه من توش گیر کردم