وَ "قاف" حَرفِ آخَرِ "عِشق" اَست...
Статистикаباشد که این سیاهه، ردپایی هرچند کوچک از ما در جهان ماده باشد...
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 35
- 1/48двое суток
- 40
- 1/72трое суток
- 43
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هر سال این موقع مینوشتم: خدمتگزار خوب نبودیم یا حسین خدمتگزار خوب نیاری به جای ما... امسال دستم خالیه هیچکاری نکردم... مثل کربلا نشه سوا کنی نبریمون... دَرهم بین نوکرات منم ببین... کاری نمیکنم فقط دوست دارم چیکار کنم؟
سال دیگه یا پیرهن مشکیمو تنم میکنم یا بزارید توی کفنم و دور قبرم روضه علیاکبر بخونید...
دوباره حس گمشدن در هیاهوی جهان در پایان این ماه...
سلام بر تو، به تعداد عقولی که از بند تعصب رهاندی و به فلسفیدن رساندی.
📌همه گفتند یا امام رضا😭💔 . 🔺کانال رسمی کربلایی امین قدیم🔻 _______________________________ وب سایت | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب
لطفا تا ابد بمون باباگل✨️🫂
ساده و کوچیکه ولی همین سادگیش و سالهاست خود امام حسن میخره همین سادگیش به زندگی وصلمون میکنه... واقعا هممون رو...
زهرا حرم نداشت، توهم بیحرم شدی از کودکی همیشه طرفدار مادری
داغی نهفته است در این قلب پاره ام همچون حباب منتظر یک اشاره ام عمریست لحظۀ گذر از کوچه هایِ تنگ آن صحنه غرور شکن در نظاره ام گفتم به زهر: خوب اثر کن بر این جگر در دست های توست فقط راه چاره ام در ظلمت همیشۀ شب های کوچه ها در جستجویِ تکّه چندین ستاره ام چون مادرم تمامِ تنم سوخت ای خدا امّا به سینه است تمامِ شراره ام اسرار کوچه را نتوان گفت با کسی راویِ این حقیقت پر استعاره ام یک جمله ای بگویم و ای خاک بر سرم بگذاشت پا به چادر و رد شد ز مادرم... #قاسمنعمتی
هر چند در مقتل نوشته سَم شهیدش کرد من باورم این است که ماتم شهیدش کرد من معتقد هستم که زهرِ جعده یکباره امّا غمِ بیمادری کمکم شهیدش کرد ..
اینو یادم میمونه تا چند ماه بعد بزرگترین انتقام جهان و از شما دوتا بگیرم✨️🎀
از آدم بودن خستم، کاش سنگریزهای در بقیع بودم.
مینشاند همه را بر سر یک خوان نعیم.
مینشاند همه را بر سر یک خوان نعیم.
از خدا خواستم شهادت را در مُحرم و یا عزای حسنع ..
کربلا رفتنم شده جور از گریه کردن به ماجرای حسنع ..
اشکِ چشمانِ خویش را کردم تا ابد نذرِ روضه های حسنع ..
چی میخونین این روزا؟
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجرهٔ خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.. - عباس معروفی #کتاب سمفونی مردگان @ir_tavabin
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجرهٔ خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.. - عباس معروفی #کتاب سمفونی مردگان @ir_tavabin