قانتات _افغانستان
Статистика«قانتات» یعنی زنان استوار در بندگی و اطاعت از الله متعال. صفحهٔ قانتات-افغانستان برای گسترش مفاهیم اسلامی و ترویج سَبک زندگی اسلامی ایجاد شده است.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 367
- 1/48двое суток
- 420
- 1/72трое суток
- 453
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
﴿حَتّىٰ إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ﴾(المؤمنون:۹۹) ترجمه: تا آنگاه که مرگ یکی از آنان فرا رسد، میگوید: پروردگارا! مرا (به دنیا) بازگردان.
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «هرگاه شب فرا رسید (یا هنگام شام شد)، کودکان خود را نزد خویش نگه دارید؛ زیرا در آن هنگام شیاطین پراکنده میشوند. سپس وقتی حدود یک ساعت از شب گذشت، میتوانید آنان را آزاد بگذارید. درها را ببندید و هنگام بستن، نام الله را بر زبان آورید؛ زیرا شیطان درِ بسته را نمیگشاید.» (بخاری)
پیامبر ﷺ فرمودند: «هرگاه الله سبحانه و تعالی بخواهد به بندهای خیر برساند، او را به بلاها و آزمونها گرفتار میکند.» (صحیح بخاری) بهجای اینکه بگویی: «چرا من؟» بگو: «یاالله!مرا قویتر، صبورتر و استوارتر گردان.»
ادامه مطلب... الله متعال میفرماید: «او گفت: وای بر من! آیا من فرزند میآورم، در حالی که پیرزنی سالخوردهام و این شوهرم نیز پیرمردی سالخورده است؟ بیگمان این چیزی شگفتآور است.» ( هود، ۷۲) فرشتگان به او یادآوری کردند که هیچ کاری برای الله ناممکن نیست: «گفتند: آیا از فرمان و تقدیر الله شگفتزده شدهای؟ رحمت الله و برکات او بر شما اهل این خانه باد.» ( هود، ۷۳) درسهایی برای ما ٭ زمانبندی الله بهترین است، هرچند برای ما دیر به نظر برسد. ٭ هیچ مشکلی فراتر از قدرت الله نیست. ٭ ایمان راستین یعنی حتی زمانی که عقل چیزی را «ناممکن» میداند، به الله توکل داشته باشی. ٭صبر، پاداشهایی به همراه دارد که فراتر از تصور انسان است.
ساره علیهاالسلام، همسر حضرت ابراهیم علیهالسلام معجزهٔ امید پس از سالها انتظار ساره علیهاالسلام، همسر بزرگوار حضرت ابراهیم علیهالسلام، بانویی باایمان و استوار بود که سالهای طولانیِ سختی، هجرت و بندگیِ الله را در کنار همسرش سپری کرد. او به وعدهٔ الله ایمان داشت، حتی زمانی که سالها میگذشت و امید به ظاهر دور از دسترس به نظر میرسید. سالهای بسیاری گذشت و ساره علیهاالسلام صاحب فرزندی نشد. پیری بر او فرا رسید و از نگاه اسباب عادی، دیگر امیدی به فرزنددار شدن نبود؛ اما قدرت الله هیچ حد و مرزی ندارد. ادامه....
این لحظه را تصور کن! روزی که نه مال سودی میبخشد و نه فرزندان؛ مگر کسی که با دلی پاک و سالم به پیشگاه الله متعال حاضر شود.
ادامه مطلب... *نوع دیگری از آموزش هدف از تعطیلات، پر کردن هر لحظه با دستورها و برنامههای آماده نیست. هدف آن است که کودک، آرامآرام بیاموزد چگونه خود، راه درست را انتخاب کند. گاه بیحوصلگی، آغاز کنجکاوی است. گاه سکوت، مقدمهٔ خلاقیت میشود. گاه فرصتهای خالی، انسان را به کشف استعدادهایی میرساند که در میان برنامههای فشرده هرگز دیده نمیشدند. اگر کودکی پس از تعطیلات، اندکی به الله نزدیکتر شده باشد، مهارتی تازه آموخته باشد، برای دیگران سودمندتر شده باشد و خاطراتی پاک و شاد در کنار خانواده ساخته باشد، آن تعطیلات چیزی به او بخشیده است که هیچ امتحان و مدرک تحصیلی قادر به بخشیدن آن نیست. این، گونهای دیگر از آموزش است؛ آموزشی که مسئولیت آن بیش از هر کس بر دوش والدین قرار دارد. رسالت پدر و مادر تنها این نیست که فرزندشان در مدرسه موفق شود؛ بلکه باید به او بیاموزند چگونه آزادی و زمانی را که الله به عنوان امانت در اختیارش نهاده است، در سراسر زندگی، در راه رضایت پروردگار و سود رساندن به مردم به کار گیرد.
ادامه مطلب... با پایان یافتن این ساختار، تنها زمان خالی باقی نمیماند؛ بلکه کمبود یکی از مهمترین مهارتهای زندگی آشکار میشود: توانایی مدیریت زمان، انتخاب کارهای ارزشمند و انگیزه بخشیدن به خویشتن. آموزشی که هیچ مدرسهای به تنهایی نمیتواند بدهد. مدرسه وظیفه دارد دانش، مهارت و معلومات تمدن بشری را به نسل جدید منتقل کند و این وظیفه بدون نظم و برنامه ممکن نیست. اما رسالت والدین، فراتر از آموزش مدرسه است. والدین باید به فرزندان بیاموزند که دانش برای چه هدفی آموخته میشود و هنگامی که هیچکس برایشان برنامهریزی نمیکند، چگونه زندگی خود را مدیریت کنند. کودکی که تنها منتظر دستور دیگران باشد، در آزادی نیز سرگردان خواهد ماند. اوقات فراغت، امانتی از سوی الله است. تعطیلات، نعمتی است که در طول سال تحصیلی کمتر نصیب کودکان میشود؛ نعمتی به نام آزادی. همین آزادی است که بسیاری از کودکان را با این جمله روبهرو میکند: «حوصلهام سر رفته.» زیرا ناگهان درمییابند که هنوز نیاموختهاند چگونه خود، زمانشان را هدایت کنند. اما اوقات فراغت، زمانِ بیارزش نیست. این نیز نعمتی از نعمتهای الله و امانتی در اختیار انسان است. بنابراین، پرسش اصلی این نیست که چگونه هرچه زودتر این زمان را پُر کنیم؛ بلکه این است که چگونه این امانت را به بهترین شکل ادا کنیم. زمانی که اوقات فراغت بدون هدف رها شود، معمولاً با آسانترین و کمزحمتترین سرگرمیها پُر میشود؛ و در دنیای امروز، این نقش را بیشتر صفحههای نمایش و شبکههای مجازی بر عهده گرفتهاند. مشکل در خودِ فناوری نیست؛ بلکه در آن است که لذت فوری، جای صبر، ابتکار و خلاقیت را بگیرد. اگر کودک همیشه با صفحهٔ نمایش از بیحوصلگی فرار کند، هرگز فرصت نخواهد یافت که از دل همان بیحوصلگی، کنجکاوی، خلاقیت و انگیزهٔ درونی را کشف کند. نخستین فرمانی که بر این امت نازل شد، این بود: ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ﴾ «بخوان، به نام پروردگارت.» در اسلام، دانش هرگز از هدف جدا نیست. کنجکاوی، مقصد نهایی نیست؛ بلکه وسیلهای است برای شناخت بیشتر الله، فهم عمیقتر آفرینش او و خدمت سودمندتر به بندگانش. از همین نگاه، تعطیلات نیز میتواند فرصتی ارزشمند باشد. هرگاه کودک از خود بپرسد: «امروز چه کار کنم؟» پاسخ میتواند در یکی از این چهار مسیر باشد: ۱. رابطهٔ خود را با الله استوارتر سازد. تعطیلات بهترین فرصت برای تقویت نماز، تلاوت قرآن، دعا، ذکر، یادگیری دین و نزدیکتر شدن به پروردگار است. رسول الله ﷺ فرمودند: «الله را در روزگار آسایش بشناس تا در روزگار سختی تو را مورد عنایت قرار دهد.»[سنن ترمذی] ۲. تواناییهای خود را پرورش دهد فرصت تعطیلات میتواند زمانی برای آموختن مهارتی تازه، مطالعهٔ موضوعی مورد علاقه یا پرورش استعدادهایی باشد که برنامهٔ مدرسه مجال پرداختن به آنها را نمیدهد. یاران پیامبر ﷺ نیز از نوجوانی و جوانی برای خدمت به اسلام آماده شدند. زید بن ثابت رضیاللهعنه زبانهای عبری و سریانی را آموخت و مترجم رسول الله ﷺ شد. مصعب بن عمیر رضیاللهعنه در جوانی برای دعوت مردم مدینه فرستاده شد. اسامه بن زید رضیاللهعنه نیز در همان سنین جوانی فرمانده سپاه مسلمانان شد. هیچیک از این تواناییها یکشبه به دست نیامد؛ بلکه در سالهای جوانی، با تلاش و برنامه ساخته شد. ۳. برای دیگران سودمند باشد دانشی که تنها برای خود انسان باقی بماند، هنوز کامل نشده است. رشد حقیقی، زمانی ارزشمند است که به خدمت به دیگران بینجامد. رسول الله ﷺ فرمودند: «بهترین مردم، سودمندترین آنان برای مردم است.»[معجم الاوسط] ۴. از نعمتهای الله با شکرگزاری بهره ببرد همهٔ لحظههای زندگی نباید به تولید نتیجهای ظاهری ختم شوند. پیادهروی، شنا، بازی سالم، سفر، بودن در کنار خانواده و لذت بردن از نعمت سلامتی، آرامش و محبت، اگر با یاد الله و سپاسگزاری همراه باشد، خود عبادت است. ادامه...
«حوصلهام سر رفته؛ چه کار کنم؟» این جمله، یکی از آشناترین سخنانی است که بسیاری از والدین، بهویژه در روزهای تعطیلات، از فرزندان خود میشنوند. در ظاهر، این یک پرسش است؛ اما در حقیقت، بیشتر شکایتی است که در قالب سؤال بیان میشود؛ انتظاری برای آنکه شخص دیگری سرگرمی، برنامه یا راهحلی آماده در اختیار کودک قرار دهد. اما آیا بیحوصلگی واقعاً یک مشکل است؟ یا فرصتی است که انسان را به کشف تواناییهای درونی خود دعوت میکند؟ بیحوصلگی؛ نشانهٔ نبود ساختار، نه نَقص شخصیت! بیحوصلگی، بیماری یا نَقص نیست؛ بلکه حالتی است که پس از برداشته شدن برنامهها و ساختارهای روزمره پدید میآید. زندگی امروز چنان با جدولهای زمانی، برنامههای آموزشی و فعالیتهای از پیش تعیینشده احاطه شده است که کودکان کمتر فرصت مییابند از خود بپرسند: «واقعاً دوست دارم چه کاری انجام دهم؟» یا: «چه چیزی ارزش آن را دارد که وقت خود را صرف آن کنم؟» در مدرسه، ساعتها، درسها، تکالیف و فعالیتها از پیش تعیین شدهاند. کمتر پیش میآید که کودک خود تصمیم بگیرد چه چیزی را بیاموزد یا انگیزهٔ یادگیری را از درون خویش پیدا کند. ادامه....
﴿…وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ…﴾(طلاق:۳) ترجمه:و هر کس بر الله توکل کند، او برایش کافی است.
без подписи
پیشانیِ دروغگو، گناهکار و گمراه پیشانی، نمادی از تکبر و سرکشی است؛ آنگاه که انسان آگاهانه تصمیم میگیرد حق را رد کند و راه باطل را در پیش گیرد. ﴿نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ﴾ (علق:۱۶) ترجمه: پیشانیِ دروغگو و گناهکار.
ادامه مطلب ... جام جهانی پایان یافت؛ هیاهوی آن فروکش کرد و قهرمانان امروز نیز روزی از میدان کنار خواهند رفت. اما ارزشهایی که در دل فرزندان کاشته میشود، سالها و شاید تا پایان عمر با آنان خواهد ماند. پس مهمترین پرسش این نیست که «آیا فرزندم از جام جهانی لذت برد؟» بلکه این است: «پس از تماشای آن، فرزندم دربارهٔ عظمت، عزت و موفقیت چه آموخت؟» آیا آموخت که بزرگی در مشهور بودن است، یا در خدمت کردن؟ آیا آموخت که عزت از پیروزی در میدان مسابقه به دست میآید، یا از بندگی الله؟ آیا شهرت را ستود، یا تقوا، اخلاق، ایثار و شخصیت را؟ دنیا همیشه به فرزندان ما خواهد آموخت که چه کسانی را تشویق کنند؛ اما مسئولیت والدین آن است که به آنان بیاموزند خود باید به چه انسانی تبدیل شوند.
ادامه مطلب.... هر صحنهای درسی میدهد، هر قهرمانی الگویی میسازد و هر تشویقی، نشان میدهد که جامعه چه چیزی را شایستهٔ ستایش میداند. خطر در دوست داشتن فوتبال نیست؛ خطر آنجاست که کودک باور کند بزرگترین انسانها، کسانیاند که بیش از همه مردم را سرگرم میکنند. ارزش واقعی انسان چیست؟ اگر از کودکی پرسیده شود: «بزرگترین انسانهای دنیا چه کسانیاند؟» شاید بیدرنگ پاسخ دهد: «فوتبالیستها.» زیرا ثروت، شهرت، تشویق میلیونها نفر و توجه رسانهها را میبیند. اما اگر همهٔ فوتبالیستهای جهان ناپدید شوند، هرچند بسیاری از مردم از سرگرمی محبوب خود محروم خواهند شد، زندگی همچنان ادامه خواهد یافت. اما اگر پزشکان، معلمان، مهندسان، کشاورزان، دانشمندان یا والدینی که با اخلاص نسل آینده را تربیت میکنند، از میان بروند، بنیان جامعه فرو خواهد ریخت. پس همیشه کسانیکه بیشترین تشویق را دریافت میکنند، بیشترین خدمت را به بشریت نکردهاند. اسلام معیار دیگری برای ارزش انسان معرفی میکند. ارزش انسان به میزان تشویق مردم نیست؛ بلکه به نزدیکی او به الله و سودی است که برای بندگان الله سبحانهوتعالی دارد. رسول الله ﷺ فرمودند: «بهترین مردم، سودمندترین آنان برای مردم است.» و الله متعال میفرماید: ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ﴾ (حجرات: ۱۳) «گرامیترین شما نزد الله، پرهیزگارترین شماست.» بنابراین، فرزندان باید بیاموزند که شهرت، مساوی با عظمت نیست. چه بسیار انسانهای مشهوری که اثر اندکی بر جای گذاشتهاند و چه بسیار بندگان گمنامی که در پیشگاه الله از ارزشمندترین انسانها هستند. مبادا ملیگرایی، هویت فرزندانتان شود. با آغاز مسابقات، کودکان نیز زبان ملیگرایی را میآموزند؛ «این کشور ماست»، «ما از آنها برتریم»، «ما پیروز شدیم.» تشویق یک تیم یا لذت بردن از رقابت، به خودی خود اشکالی ندارد؛ اما والدین باید مراقب باشند که این احساس، جایگزین هویت حقیقی فرزندشان نشود. آیا به فرزندان خود میآموزیم که ارزششان به یک پرچم وابسته است؟ که عزتشان با برد و باخت یک تیم بالا و پایین میرود؟ که دوستی و دشمنی باید بر اساس رقابتهای ملی شکل بگیرد؟ کودکی که هویت خود را تنها در گذرنامه و ملیت جستوجو کند، روزی با مرزهایی روبهرو خواهد شد که انسانها را از یکدیگر جدا میکند. اما کودکی که هویت خود را در بندگی الله بیابد، خود را عضوی از امت واحدهای خواهد دانست که ایمان، هدف و راه زندگی مشترکی دارد. تماشاگر تربیت نکنید؛ سازنده تربیت کنید. دنیای امروز، بیش از هر زمان دیگری، در ساختن تماشاگر موفق بوده است. کودکان ساعتها ویدیو میبینند، صفحات افراد مشهور را دنبال میکنند، مسابقهها را تماشا میکنند و موفقیت دیگران را نظارهگرند. هیچ نسلی در تاریخ، تا این اندازه سرگرمی مصرف نکرده است؛ اما هیچ تمدنی با تماشا کردن ساخته نشده است. یکی از بزرگترین خطرها آن است که کودکی هزاران ساعت موفقیت دیگران را ببیند، اما هرگز از خود نپرسد: «من برای چه بزرگی و خدمتی آفریده شدهام؟» به جای آنکه تنها پرسیده شود: «چه کسی گل زد؟» باید پرسیده شود: چه چیزی او را به این موفقیت رساند؟ انضباط؟ سالها تمرین؟ استقامت؟ فداکاری؟ استمرار؟ سپس باید به فرزند آموخت که همین ویژگیها میتواند او را به پزشکی خدمتگزار، دانشمندی سودمند، معلمی دلسوز یا بندهای صالح تبدیل کند. همان انضباطی که یک قهرمان ورزشی میسازد، میتواند عالمی بزرگ یا پزشکی نجاتبخش تربیت کند؛ همان استقامتی که جامی را به دست میآورد، میتواند جامعهای را آباد سازد؛ و همان استمرار، میتواند انسانی را به عبادت، خدمت و تقوا برساند. هدف تنها این نیست که فرزندان، عظمت را تحسین کنند؛ بلکه باید عظمتی را بجویند که الله از آن خشنود باشد. هنگامی که عمر بن خطاب (رضیاللهعنه) وارد بیتالمقدس شد، نه لباس فاخر بر تن داشت و نه با جلوههای دنیوی وارد شد. هنگامی که از او خواسته شد ظاهر خود را تغییر دهد، فرمود: «ما قومی خوار بودیم، پس الله به وسیلهٔ اسلام به ما عزت بخشید. هرگاه عزت را در غیر آنچه الله به وسیلهٔ آن ما را عزیز ساخته بجوییم، الله ما را خوار خواهد ساخت.» این سخن، درسی جاودانه برای تربیت فرزندان است. کودکان به طور طبیعی در پی احترام، پذیرش و ارزشمند بودناند. اگر سرچشمهٔ حقیقی عزت را به آنان نشان ندهیم، آن را در برندها، دنبالکنندگان، شهرت، ثروت، زیبایی ظاهری یا حتی پیروزی یک تیم ورزشی جستوجو خواهند کرد. در حالی که مؤمن میداند: عزت در این نیست که چند نفر نام انسان را بدانند؛ عزت در آن است که الله از او راضی باشد. الله متعال میفرماید: ﴿وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ﴾ (منافقون: ۸) «عزت از آنِ الله، پیامبر او و مؤمنان است.» ادامه....
جام جهانی تنها یک رقابت ورزشی نیست؛ بلکه پنجرهای است که حقیقت دلهای انسان را آشکار میسازد. درهنگام مسابقات جام جهانی، کودکان و بزرگسالان با شور و اشتیاق مسابقهها را دنبال میکنند، پیراهن تیمهای محبوب خود را بر تن میکنند، نام بازیکنان را حفظ میکنند، با هر پیروزی شاد میشوند و با هر شکست اندوهگین. اصلِ لذت بردن از ورزش نادرست نیست. ورزش میتواند نظم، کار گروهی، استقامت، مسئولیتپذیری و توان جسمی را در انسان پرورش دهد. اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، این است که فرزندان، در پسِ این سرگرمی، چه ارزشهایی را میآموزند؟ کودکان همواره در حال آموختناند؛ نه فقط از سخنانی که میشنوند، بلکه از چیزهایی که جامعه برای آنها ارزش قائل میشود. آنان میبینند چه کسانی بیشترین تحسین را دریافت میکنند، چه چهرههایی مشهور میشوند و چه کسانی به عنوان الگوی موفقیت معرفی میشوند. پیش از آنکه بتوانند دربارهٔ ارزشها سخن بگویند، ارزشهای خود را شکل دادهاند. ادامه....
без подписи
هدف از تربیت فرزند در اسلام؛ ساختن شخصیت اسلامی برای موفقیت در دنیا و آخرت «راه حل بیرون شدن از دایرهٔ اختلاف نظر در تربیت فرزندان»
الله سبحانهوتعالی میفرماید: ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ﴾(تین:۴) ترجمه: بی گمان ما انسان را به زیباترین شکل آفریدیم.
حمایت کن؛ همانگونه که خدیجه (رضیاللهعنها) حمایت کرد. او تنها در کنار پیامبر ﷺ نبود؛ بلکه با آرامش، استقامت و محبت، مایۀ قوت قلب ایشان ﷺ شد. حمایت واقعی، آرام، پایدار و از هدایت نبوی سرچشمه میگیرد.