- Последний пост
- 8 янв.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یعنی بعضی از این مردم یه صحنههایی از شهامت خلق میکنن که اصن آدم حیرت میکنه! یعنی شما چند نفری تو روز روشن اومدید وسط خیابون، سر فرصت جک کامیون رو زدید. بعد سوار شدی فس فس با نفربر هیدرولیک رفتی اون بالا ۱۵ متر بنر نوشتی؟! مسابقهٔ سایز جیگره؟ فستیوال انتخاب برترین وطنپرستهای تاریخه؟ با لرها قرار گذاشتید آبروی بقیهٔ ایرانیها رو ببرید؟ @Rationalisti1
به روزی فکر کن که اتفاق افتاده. به لحظهٔ شنیدنش.
میخوام یه سوالی رو جواب بدم که میدونم رو مخ خیلیهاتونه. هیچ جواب درست و سرراستی هم براش ندارید. سوال اینه: چرا بعضیا رو هرچقدر توجیه میکنی و استدلال میاری باز هم نظرشون عوض نمیشه؟ جمهوری اسلامی هر کاری که بکنه بازم تو لحظههای حساس اینا دست از طرفداری ازش بر نمیدارن و سعی میکنن یه جوری نگهش دارن. فقط هم ارزشیها و منتفعین حکومت نیستن، توی اپوزیسیون هم زیادن. کسایی مثل شهرام همایون، مسعود بهنود، فرخ نگهدار، فرناز فصیحی و... حتی بین آدمهای ظاهرا معمولی هم هستن. مثلا فلان فامیل پولدار و مدرن و بیحجابتون که به طرز عجیبی طرفدار جمهوری اسلامیه. یا فلان بچه محل و همکار و انواع طرفدارهای عجیب و غریب جمهوری اسلامی که هیچ منطقی توی استدلالهاشون و این پافشاری احمقانهشون نمیبینید. بذارید راحتتون کنم، بیخودی وقتتون رو برای توجیه اینها تلف نکنید. تا الان تقریبا هرکسی که دیدگاه متفاوتی داشته نظرش رو عوض کرده و با جنبش همراه شده. بخاطر این همه جنایت و شکنجه و قتل و بیآبی و هوای سمی و دلار ۱۵۰تومنی و رشادتهای اون مردمی که جلوی گلولهن. اونایی که عوض نکردن دو گروهند: ۱- یه اقلیتیشون کلا دلایل احساسی خاصی برای این موضوع دارن و هرگز نمیشه با استدلال نظرشون رو عوض کرد. مثلا طرف باباش چپ یا انقلابی بوده و تمام دوران کودکی اون باباهه راست و دروغ رو قاطی کرده و از رشادتهاش در زندان ستمشاهی و شکنجههایی که تحمل کرده حرف زده. طبیعتا این آدم یه کامپلکس احساسی نسبت به اسم پهلوی داره و برای همین هرگز نمیتونه جلوی پَنیک و نفرتش رو با شنیدن این اسم بگیره، چه برسه که بخواد به عنوان رهبر گذار و انقلاب بهش نگاه کنه. این گروه با حمله اسراییل هم زیاد موافق نبودن چون فکر میکردن باعث میشه پهلوی به قدرت برسه. اگر پهلوی نبود قاعدتا مخالفتی با حمله خارجی نداشتن. ۲- اکثریتشون اما اونطور نیستن و اتفاقا دلایل غیراحساسی و کاملا واقعی دارن. بعضیهاشون خواهان اصلاح توی جمهوری اسلامی هستن اما هر پارامتری که منجر به افتادن کامل نظام بشه رو باهاش مخالفت میکنن. پارامترهایی مثل حمله نظامی خارجی یا «رهبر داشتن جنبش» و... اینها همونهاییاند که تو جنگ دوازده روزه یهو فعال شدن و با ترس و به یک شکل هیستریک و عجیب وغریب از جمهوری اسلامی در برابر اسراییل دفاع میکردن. دلایلشون برای این مخالفت اصلا پیچیده نیست و اتفاقا خیلی شخصی، ساده و سرراسته. مثلا خیلیهاشون خودشون یا اعضای خانوادهشون بیزینسهایی با جا دارن. خیلیهای دیگهشون در ج ا پروندههایی دارن که میترسن لو بره. مثلا طرف جایی رانتی گرفته، ملک کسی رو بالا کشیده، مدرک دکترای الکی به بچهش دادن، اون یکی مثلا فدایی خلق بوده و تو زندان رفقاش رو فروخته که اعدام بشن و این میدونه که این پرونده با افتادن جمهوری اسلامی لو میره، یکی دیگهشون ممکنه خودش یا یکی از اعضای خانوادهش سالها پیش تو تور یه پرستوی نظام افتاده و ازش فیلم دارن و چند ساله داره با جمهوری اسلامی کار میکنه. از همون کارهایی که جمهوری اسلامی با خیلیا حتی از اعضای خودش سالهاست داره انجام میده. طبیعتا همه اینها تمام تلاششون رو میکنن که این سیستم رو نگه دارن. چون اگر بیافته، تمام این پروندهها لو میره. و اینها نه تنها آبروشون میره بلکه ممکنه دادگاهی هم بشن یا مال و اموال زیادی رو از دست بدن. حالا بیاید اون بازاری تبریزی که سریع میپره نامهٔ اصناف در دفاع از رهبری رو امضا میکنه بذارید تو همین فرمول. یا یکی مثل علیرضا دبیر که مثل دیوونهها از جمهوری اسلامی دفاع میکنه یا یکی مثل اون پرنیان کاظمیان که تو انگلیس نشسته و میاد جلوی دوربین آرزوی اعدام معترضین رو میکنه. قطعا داستان فقط منافع و پول رانت نیست، قضیه حتما باید خرابتر از این حرفها باشه، پروندههای پیشین از رانت و مالمردمخوری و آدمفروشی و انواع کثافتکاریهایی که خودشون یا خانوادههاشون تا خرخره توش دخیلن. این موضوع در مورد اصلاحطلبها یا حتی بعضی کارمندهای ساده حکومتی هم که دور و اطرافمون میبینیم هم وجود داره. اونهام بعضا درگیر همین چیزان. از منافع شخصی و انواع رانت و سهمیه که خودشون و بچهها و فک و فامیلشون دارن بگیر، تا آتوها و آدم فروشیهای ریز و درشتی که انجام دادن و میدونن یه جایی ثبت شده و ممکنه اسرارشون در اون روز هویدا بشه. توجه داشته باشید سر یه موضوع ساده مثل سیمکارتهای سفید دیدید که تعداد این ادمهای «دهن قرص» چقدر زیاده. سالها داشتن یه رانت رو استفاده میکردن و حتی یه دونه از خودشون یا زن و بچههاشون هم لو نداده بود! سیمکارت که چیز سنگینی حساب نمیشه، قطعا خیلیهاشون رازهای بزرگتری دارن که باید ازش محافظت کنن. طبیعتا افتادن جمهوری اسلامی برای اینها فقط یک اتفاق نیست، بلکه بزرگترین کابوس زندگیشونه. ✍️ رشنالیست
قشنگ بود. ترانهٔ ساده و دلنشین، اجرای قوی، نوتهای بالا و فریادهاش بدجوری به جان میشینه.
ویدیو تهدید مردم توسط این ارتشیه خیلی وایرال شده. اکثرا هم در انتهاش یه تیکه پاسخ مثل این آقا اضافه کردن. اینکه مسلح باشی و ملت ازت بترسن معنی خاصی نداره. به یه بچهٔ دوازده ساله هم اسلحه بدی میتونه ۵۰۰ نفر آدم غیر مسلح رو فراری بده. این صرفا یک برتری تسلیحاتیه نه سلحشوری. تازه دو تا نکته دیگه هم داره که باعث میشه این حس اعتماد به نفست مسخرهتر و احمقانهتر هم به نظر بیاد. ۱- تو بابت این کارت داری پول و مزایا میگیری. ولی کسی که مقابلته پول که نمیگیره هیچ، حتی ممکنه کور بشه یا بمیره. در واقع ریسک فاکتور اون هزار برابر توئه. ۲- تو کلید زندان و قاضی رو داری. عملا داری یه کار قانونی میکنی و بابتش فردا بهت قراره ترفیع و مدال بدن، اون اما با وجود ریسک شکنجه و زندان و اعدام اومده روبروت. خلاصه اینکه اگر همه چیز برعکس بود، اسلحه و قانون و حقوق و ترفیع و کلید زندان دست اون بود، و تو قرار بود بجای اون وارد میدون بشی، هرگز جرات نمیکردی پات رو از خونهت بیرون بذاری. پس بجای الکی کری خوندن، بهتره ریسپکت و احترام به اون آلفاهایی که جلوت ایستادن رو یاد بگیری.
چجوری انقدر حرکت لبهاش خوب و تمیز درومده؟ :)
این ویدیوها رو هم هر روز دارن بهتر و قشنگتر میسازن. هم ایدهٔ هنری و اثرگذاری داشت، هم جزئیات و اجرای خوبی رو دراورده بود. سینک و هماهنگی تصاویر با موسیقی هم تو هر ویدیو داره بهتر میشه.
برای اون دوستانی که میگید وقتی دلیری این بچهها تو خیابون رو میبینید عذاب وجدان میگیرید و فکر میکنید کاش باشهامتتر بودید و میتونستید در خیزش مفیدتر باشن. اگر ایرانید و میتونید به ترستون غلبه کنید، تو اعتراضات شرکت کنید. ولو کمرنگ و کوتاه و در جاهای کمریسکتر. از اونکارهایی خواهد بود که تا آخر عمر برای همه تعریف میکنید و بهش افتخار خواهید کرد. اگر هم نمیتونید، در همین فضای مجازی و «شعار از پنجره» و اینها فعال و مفید باشید. اثرش خیلی کمتره اما قطعا صفر نیست. اگر تو خارجید میتونید به اون ایرانیای کاردرستی بپیوندید که با دماغهای قرمز و صورت یخزده زیر برف، هوای خواهر برادراشون رو تو داخل کشور داشتن و صحنههایی رو خلق کردن که قطعا تو تاریخ این کشور میمونه. اصن شاید بهتر باشه همهمون به آینده فکر کنیم. به نسلهای بعد که عکس و فیلمهامون رو تو مستندها خواهند دید و به داشتن چنین پیشینیانی که باعث موندن ایران و آبادیش شدن افتخار خواهند کرد. همونطور که هنوز بعد از ۲۵۰ سال آمریکاییها به مبارزین استقلال افتخار میکنن و صدها فیلم و مستند در وصف دورانشون ساختن. مثل اروپاییها که هنوز به سربازانی که ۸۰ سال پیش در عقب راندن آلمانها کمک کردن افتخار میکنن. «جاودانگی در تاریخ» همیشه از بزرگترین آرزوهای بشر بوده و نسل ما که از بدشانسیش به تقاطع جمهوری اسلامی برخورد کرد، همزمان این شانس رو اورده که در تاریخ این سرزمین جاودانه بشه. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
خوشبختانه بعد از این خیزش اخیر هر روز تعداد بیشتری از جمهوری خواهها دارن علنی وخیلی محکم رضا پهلوی رو به عنوان نماد انقلاب قبول میکنن. یکی دو تا گروهشون حتی بیانیه رسمی هم دادن. کارشون کاملا منطقیه. اولا اینکه بالاخره یه رهبر و آلترناتیو پیدا شده که مردم داخل دارن اسمش رو صدا میزنن. این خطر بزرگی برای جمهوری اسلامیه و باید خیلی کودن باشی که چنین فرصت مهمی رو از دست مردم بگیری. دوما اینکه رضا پهلوی اصولا هیچ خطری برای جمهوریخواهها محسوب نمیشه. الان دورهٔ چنگیز نیست که طرف بیاد بعد از فتح تهران یهو تاج بذاره رو سرش بگه همه خفه شید من شاهم. مجبوره برای مشروعیت بین المللی یه انتخابات و رفراندوم درست و حسابی برگزار کنه. اصولا ناگزیره تا ناظرین بینالمللی رو هم بذاره بیان تا مشروعیتش بیشتر بشه و اینجوری قطعا امکان هیچ تقلبی نخواهد بود. شخصا با شناختی که از مردم ایران دارم وشناختی که از تواناییهای جمهوریخواهها و چپها در کار رسانهای و تبلیغات و ایجاد جو عمومی دارم، بعید نیست اون زمان بالای ۵۰٪ مردم به جمهوری رای بدن. وقتی رضا پهلوی خودش برگزارکننده انتخابات بوده قاعدتا نمیتونه مثل میرحسین بیاد بزنه زیر میز بگه تقلب شده. نهایتا دو دوره رای میاره رییس جمهور میشه و بعد کشور رو میسپره دست رییس جمهور بعدی. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
با بعضی از دوستام حرف میزدم اکثرا از حس عذاب وجدان ناله میکردن. از اینکه میبینن یه عدهای آدم شجاع تو تظاهراتن و اینا نشستن کنار، نهایتا دو تا پست و استوری میذارن و اخبار رو منتقل میکنن. حسشون رو درک میکنم. انقدر همه جور آدمی تو هر سن و شرایطی تو این تظاهراتها دیدیم که دیگه هیچکس تا تو خیابون نرفته نمیتونه احساس خوبی به خودش داشته باشه. از دختر و پسرای ریزه میزهٔ ۴۰-۵۰ کیلویی، تا ورزشکارهای تنومند تو تظاهرات دیدیم. همه جور آدمی، کارگر، دکتر، ورزشکار. خانم کهنسال که با واکر اومده بود و زن محجبه و.... چهرههای دستگیر شده و کشتهشدهها رو هم که میبینی اکثرا خوشگل و خوشچهره. همون ظاهر خوب و جوونیشون کافیه تا بدونی از اکثر اونهایی که نشستند، چیزهایی بیشتری برای باختن داشتن اما با این وجود قدم به این مسیر گذاشتن. در واقع با این وضعیت هیچکس نمیتونه خودش رو برای شرکت در این اعتراضات زیادی جوون، زیادی پیر، زیادی گرفتار، زیادی عاقل، زیادی خوشگل یا زیادی پولدار بدونه. باید با خودش روراست باشه و بدونه تنها چیزی که زیاد داره ترس و کمبود شجاعته. البته اگر اعتراضات دوام طولانی داشته باشه و تهدیدات بیرونی هم باعث شروع ریزش یا فرار نیروهای حکومتی بشه، قاعدتا کمی جلوتر تعداد زیادی از همین افرادی که الان بخاطر ترس غائبند هم شرکت خواهند کرد. همیشه در انقلابها در برابر رژیم های وحشی و خشن، اینجوری بوده که در مراحل اولیه یک اقلیتی از دلیرترینها و مصممترینها جاده رو صاف کردن و وقتی سیستم بهم ریخته و نشونهها یا پیامهایی از پذیرش اعتراضات رو داده یهو جمعیت در شهرهای بزرگ چندصدهزارنفری شده و انقلاب به پیروزی رسیده. البته در سال ۸۸ برعکس بود. اول خیلی شلوغ بود و بعد یهو خلوت شد . به یه دلیل ساده. چون اون اول ملت اصن فکر نمیکردن قراره برخوردی صورت بگیره. یه کاندید رسمی حکومتی به نام میرحسین موسوی با پشتوانه دومین فرد قوی نظام یعنی هاشمی رفسنجانی رای دهندگانش رو جمع کرده بود تو خیابون آزادی. طبیعیه که چند صدهزار نفر شرکت کنن. شاید تازه کم هم شرکت کردن. همین الان خامنهای بیاد تلوزیون بگه «مردم عزیز ایران، صدای انقلابتون رو شنیدم» یا مثلا فردا اخبار اعلام کنه «خامنهای وارد مسکو شد» قطعا دو ساعت بعدش تو هر کدوم از کلانشهرهای ایران ۲میلیون نفر تو خیابونن، تو تهران ۵میلیون. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
بعضی از طرفدارهای جمهوری اسلامی تو پستهاشون به خودشون دلداری میدن که نه بابا جمعیت اونقدرام نیس. اکثر جاها نهایتا ۴۰۰-۵۰۰ نفر بشن. واقعیت اینه که در انقلاب ۵۷ هم اکثر اوقات تمام شهر در امن و امان بوده و ملت داشتن نون و ماستشون رو میخوردن. فقط یکی دو تا خیابون چند ساعت شلوغ میشده و تمام. در آبان ۵۷ شاه میگه صدای انقلابتون رو شنیدم و با این حرفش عملا مجوز تظاهرات رو صادر میکنه. تا قبل از اون، اکثر تظاهراتها کوتاه و پراکنده بودن. اونم فقط در چند شهر محدود. یعنی چند ده نفر یه جا جمع میشدن، چهارتا شعار میدادن، دو تا لاستیک آتیش میزدن و بعد گاردیها یا سربازها میومدن و اونام فرار میکردن. در سالهای گذشته مصاحبههای زیادی با انقلابیون ۵۷ انجام شده که دقیقا همین وضعیت رو توضیح داده. عکسهای پرجمعیت باقی مانده از وقایع ۵۷ اکثرا مربوط به روزهای آخر یا تظاهراتهای بزرگه که توسط خبرنگارای خارجی ثبت میشده. اونها هم فقط در تجمعات بزرگ حضور داشتن. برای همین این توهم بوجود اومده که تمام تظاهراتهای ضد شاه در صفوف فشردهٔ هزاران نفری برگزار شده.
در روزهای آخر یک حکومت، همه در سیستم دنبال یه راه خروجن. حالا یا برن خارج، یا با فروختن اطلاعات سازمان و همکارها بپیوندن به انقلاب و تحولات. یا اگر جایی رو داشته باشن جمع کنن برن ولایتهاشون یا جایی که نشناسنشون. این الگو در همه جا بارها تکرار شده. عراق، سوریه، لیبی، ایران ۵۷، تونس، رومانی، افغانستان، آلمان شرقی، آلمان نازی اون «نفرات آخر بودن» برای همکارهای یک سیستمِ درحال فروپاشی، خیلی ترسناکه. چون یهو میبینی در چند ساعت همهٔ دیوارهای دفاعی جلوت فروریخته و بقیه همه جلوتر از تو هماهنگیهاشون رو کردن و تو موندی و چند تا کودن دیگه مثل خودت. تو این وضعیت دو حالت بیشتر نداره: ۱- اگه شانس نیاری تا بیای جمع کنی و ببینی چند چندی، میافتی دست همون مردمی که رفقات توی خیابون و بازداشتگاهها تا همین دو روز قبلش داشتن همرزمهاشون رو یا میکشتن یا کور و شکنجه میکردن. ۲- اگر شانس بیاری و دستگیر و دادگاهی بشی. دیگه هیچ اهرمی برای رهایی نداری. در واقع اون اطلاعاتت دیگه مفت هم نمیارزه ،چون قبل از تو صدتا از همکارهات که از تو زرنگتر بودن برای خوشخدمتی و پیوستن به انقلاب یا تخفیف مجازات همهٔ اون اطلاعات رو فروختن و هرآنکس که میشناختن و میشناختی رو لو دادن. پس تو مجبوری تو دادگاه بجای همهٔ اونهایی که فرار کردن یا تخفیف مجازات گرفتن هم جواب پس بدی. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
نمیتونیم الان دقیق بگیم این حکومت در حال افتادنه یا نه، اما میتونیم بررسی کنیم ببینیم در روزهای آخر سقوط حکومتها، در این سه بخش مهم و اثرگذار چه اتفاقاتی افتاده؟ ۱- در بخش مخالفین حکومت: در سمت نیروهای مخالف یه جور عجیب و غریبی هر روز جسارت بیشتر شده. کارهایی کردن که قبلا نمیکردن. مثلا جولانی همینطوری خرکی با دار و دستهش راه میافته سمت دمشق و به طرز معجزه آسایی هیچ نیروی پرتعدادی جلوی کاروانشون رو نمیگیره! تعداد زیادی از مخالفین اسد جدا جدا و از وسط دمشق ویدیوها و پستهایی رو با صورت خودشون میذارن که تا دیروز برای نصفش طرف رو غیب میکردن. ملتی که از ده متری دیوار برلین رد میشد، اسنایپر هِدشاتش میکرد، حالا پنجاه نفری میرن روی دیوار میشنن عکس میگیرن یا لودر میارن خرابش کنن. طالبان جبههها و شهرهایی رو فتح میکنه که قبلا از دو کیلومتریشون هم جرات نمیکرد رد بشه. تظاهراتهایی که همیشه دو روزه تو تونس و مصر جمع میشدن روزهاست که دائم از این شهر به اونشهر منتقل میشه. ۲- در بخش منتقدین نرم و اصلاحطلبهای حکومت: همه شامهشون تیز میشه که الان وقت وسط بازی نیست. انگار یه کسی بهشون گفته که الاغ، اگه الان ریسک نکنی دیگه فرصتی نیست، حکومت بیافته تا آخر عمر باید توسری بخوری و جواب پس بدی. پس زرنگترها و باشهامتهاشون تند تند بیانیه میدن و به انقلاب مردمی میپیوندن. خنگترها و ترسوهاشون هم برای خالی نبودن عریضه هر کدوم یه حرکت ریزی میزنن. مثلا فلان بازیگر فیلم فارسی که تا اون لحظه یک کلمه حرف مخالف علیه شاه نزده بود یهو در انتقاد از وضعیت سینما و فرهنگ در حکومت پهلوی مصاحبه میکنه. فلان بلاگر سوری که خودش رو کاملا غیرسیاسی معرفی میکرد، یهو به یه بهانه حقوق پایین بازنشستهها فحشو میکشه به بالا تا پایین دستگاه. اون اصلاحطلبهای سوری که تمام سالها میگفتن بدون اسد سوریه جهنم میشه، ناگهان در مقالههاشون به این نتیجه میرسن که باید از اسد عبور کرد و اتفاقا مقصر جهنم شدنش همین اسد بوده. ۳- در بخش نیروهای حکومتی: نیروهای حکومتی اکثرا بینظم، بیانگیزه و گیج میشن. جسارت و شهامت مخالفین براشون عجیب و غیرقابل فهمه. اعتراضاتی که قبلا راحت سرکوب میشد، اما اینبار نمیخوابه، دیگه داره براشون ترسناک میشه، هر لحظه میگن الانه که ارتش به دستور بختیار بریزه و تظاهرات رو جمع کنه، اما ارتش میره و فقط تماشا میکنه. میگن الانه که ارتش سوریه یا هواپیماهای روسی تو فلان شهر جلوی کاروان جولانی رو بگیرن و لت و پارشون کنن، اما میبینن عه، اونجام که فتح شد! کارها و موضعگیریهای متفاوت خارجیها این ترس رو دو چندان میکنه. دستگاه کارتر و روزنامههای غربی حرفهایی رو برعلیه شاه میزنن که قبلا نمیزدن. دارن جوری از خمینی دفاع میکنن که قبلا نمیکردن. روسها تحرکات و انتقال نیرویی تو سوریه دارن که قبلا نداشتن، اسراییل عملیاتهایی رو در جاهایی در خاک سوریه میکنه که قبلا نمیکرد. تلوزیونهای دولتی چین اخباری رو از انقلاب لیبی پوشس میدن که قبلا بارها مشابهش رو نادیده گرفته بودن. از اون طرف خبرهای محفلیِ درگوشی و عجیب و غریب و ترسناک هر روز و هر ساعت بین نیروهای حکومتی میچرخه. شایعاتی از اینکه بعضی از فرماندهها و روسا و معاونین دارن مخفیانه با انقلابیها مذاکره میکنن یا دارن با خارجیها برای خروج امن خودشون معامله میکنن. ساده ترینش خبرهای موثق تحرکات مشکوک خانوادههای نیروهای وفادار به سیستمه. نیروهایی که هرگز به سیستم خیانت نمیکنن اما احساس میکنن الان وقت رفتنه و ممکنه در آینده برای خانوادههاشون صندلی خالی هواپیما پیدا نشه. خبرهایی مثل اینکه فلان فرماندهٔ نظامی اسد یا فلان مدیر ساواک، دختر و نوه و دامادش رو فرستاد خارج. توجه داشته باشید که اینجور اخبار رو خیلی نمیشه پنهان کرد. چون در این شرایط گوش همهشون تیز میشه و شدیدا روی اعمال همدیگه حساس میشن. اون موقعی که همه چیز عادی بود، قالیباف که مثلا زرنگترینشونه، باز نتونست ریجکت شدن ویزای کانادای پسرش و ترکیه رفتن و سیسمونی خریدن دخترش رو پنهان کنه. حالا تصور کنید تو این وضعیت، جلوی اون همه محافظ و مامورهای سپاه و کارمند و فلان، برن فرودگاه و بی سر و صدا خانوادهش از کشور خارج بشن. خبرش شاید در لحظه به مردم نرسه، اما قطعا بین خودشون میپیچه. چون تو این شرایط بدجوری حواسشون جمعه و هیچ کدوم نمیخوان اون ابلهی باشن که زرنگترها جاش گذاشتن. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
چپها و لیبرالهای غربی دارن ترامپ رو بابت ربایش رییس جمهور یک کشور دیگه نقد میکنن و این جوان از داخل ونزوئلا نظرش رو راجع به این نقدها به انگلیسی سلیس بیان میکنه.
یه چیزایی تو اعتراضات ایران دیدیم که هر سری همه شگفتزدهتر شدیم! دخترا و پسرای خوشچهره و موجه و آدم حسابی که چشمشون رو کور کردن و میگن فدای سر وطنم. کسایی که اتفاقا مثل ایشون خیلی چیزها برای باختن دارن اما خودشون با تصویر خودشون تو صفحه شخصی چنین ویدیو دلیرانهای میذارن. بعد از اونطرف اراذل و اوباش اینستایی با قیافههای مخوف و کج و کوله که همیشه فاز گولاخ میگیرن و دائم بقیه لاتها و گنگها رو تهدید میکنن، عین موش رفتن قایم شدن نکنه پلیس فتا بهشون زنگ بزنه که چرا دو کلمه از اعتراضات حمایت کردی. تصویر مدال آورهای جنگ جهانی که نتیجه نبردها رو تغییر دادن و شجاعتهای عجیب و غریب کردن رو سرچ کنید میبینید همیشه همین بوده. قهرمانان جنگ و نبردها گوریلهای عضلانی و عبوس که برای ما ترسیم کردن نبودن. آدمهای معمولی و باهوش و حتی ریزه میزهای بودن که فنون جنگی رو بهتر فرا میگرفتن و تمیزتر اجرا میکردن. شجاعت و دلاوری بخشی از کاراکترشون بوده، نه فقط یک ویترین که بخوان باهاش دیگران رو مرعوب کنن. وقتی واقعا آلفا باشی، دیگه نیازی به آلفانمایی نداری.
دو تصور غالب در مورد نیرویهای نظامی و سرکوب جمهوری اسلامی بین مردم و تحلیلگرها جریان داره که اتفاقا هر دوتاش هم اشتباهه. ۱- نیروی سرکوب خودش هم زخمخوردهٔ گرونی و دزدسالار بودن سیستمه، خودش هم گرفتاره، پس یه روزی بخاطر شرف و انسانیت و وطن به مردم میپیونده. خیر. بجز تعدادی اقلیت از آدمهای بسیار دلیر و خاص، اکثریتشون بخاطر این دلایل هرگز به صف مردم نمیپیوندن. چون اونهاییشون که با مافوقشون و دستور قتل مردم همدل نیستن، اکثرا جرات سرپیچی و تحمل تبعاتش رو ندارن. یه عده کثیریشون هم که به صورت قبیلهای تمام خانواده و نزدیکانشون در استخدام دستگاه هستن و طبیعتا منافعشون با سیستم همراستاست. همون یه کیسه برنج و حقوق سی چهل میلیونی وسهمیه دانشگاه و سهمیه مخفی بنزین و سیمکارت مخفی سفید و همین چیزا برای شما شاید ناچیز به نظر بیاد، اما برای کسانی در این سطح آیکیو، توانایی و مهارت، رانت و مزیت بزرگی محسوب میشه. ۲- دومین ایده اینه که اون بخش نیروهای نظامی و سرکوب که اعتقادیاند یا دارای منافع همراستا با سیستم هستن تا انتها مقاومت میکنن و تا آخرین تیر خشاب رو روی مخالفین شلیک میکنن. این ایده به نظر منطقی میاد اما این هم اشتباهه. در واقع بجز تعدادی بسیار اندک، همهشون در یک موقعیت خاص اسلحه رو زمین میذارن و سعی میکنن کلاه خودشون رو بچسبن و تا حد ممکن پروندهشون رو سنگین نکنن. اون موقعیت زمانیه که مطمئن بشن که در سمت بازنده ایستادهاند. مثال زندهش رو در جنگ سوریه دیدیم. عقیدتیترین نیروهای جمهوری اسلامی همون افرادی هستند که بنام مدافعین حرم معرفی میشدن. گفته میشه وقتی نیروهای جولانی به سمت دمشق حرکت کردن، تعداد نیروهای ایرانی حاضر در سوریه حدود ۳۰هزار نفر بوده! یعنی حساب کنید ۳۰هزار نفر با ذاغه مهمات و کاملا آموزش دیده، متشکل و مسلح. همونهایی که به کمک ارتش سوریه و نیروی هوایی پوتین چند سال قبل پدر ده تا گروه مثل جولانی رو دراورده بودن. این تعداد نیرو میتونستن حتی بدون کمک ارتش سوریه و روسها به سادگی و با دادن تلفات، ماهها نیروهای جولانی رو متوقف کنن. اما وقتی دیدن پوتین دستش رو از پشت اسد برداشته و در نهایت قرار نیست برندهٔ این میدان باشن، در به در دنبال یه کریدور امن بودن که بتونن از سوریه خاج بشن. به افسانههایی که از میدان جنگ بیرون میاد توجه نکنید. اونهایی که تا آخرین نفس جنگیدن اصولا تو موقعیتی بودن که هیچ آپشن دیگهای نداشتن. وگرنه یک دلیلی پیدا میکردن که تسلیم بشن. بیشمار رهبر و فرمانده و سرباز عقیدتی نازی و طالبانی و داعشی و حتی اون خل چلهای ژاپنی هم آخرش تسلیم شدن. نیروهای نظامی حتی اعتقادی ترینهاشون نه قهرمانان بالقوهاند و نه «ماشینهای تا-آخرین-نفس»؛ اکثر اونها بازیگران عقلانیِ بقا هستند و وقتی کفهٔ شکست سنگین بشه، وفاداری فرومیریزه و ایثار، بیحاصل و بیمعنی میشه. اصولا یک اتفاق خاص به تنهایی این پیام رو به نیروهای نظامی نمیده که شکست قطعیه و در سمت بازنده ایستادن. در اکثر مواقع چند اتفاق همزمان و بطور همافزا عمل میکنه. ۱- تهدید جدی خارجیها، (مثل قانون پرواز ممنوع ناتو برای لیبی) ۲- جمعیت دهها هزار نفرهٔ مردم در اعتراضات ( مثل روزهای آخر انقلاب ۵۷ یا میدان تحریر مصر) ۳- پروموت کردن آلترناتیو ( تظاهرات دانشجویان طرفدار خمینی در خارج و مصاحبه رسانهها با خمینی در نوفل لوشاتو یا پروموت رسانههای عربی برای راشد الغنوشی در انقلاب تونس) ۴- حملهٔ محدود خارجی (چند حملهٔ هوایی به لیبی) ۵- کشته شدن افراد مهم (کشته شدن پسر قذافی توسط غربیها) ۶- عدم حمایت متحد قوی خارجی (مثل رها کردن اسد توسط پوتین) ۷- ظهور نیروهای مسلح کوچکبا کمک خارجی (حمایت و لابی ترکیه و عربستان برای پیروزی افراد جولانی که اکثرا تشکیل شده از افسران متمرد ارتش اسد بودن) واقعیت اینه که هیچ انقلابی در دنیا اتفاق نیافتاده که نیروهای نظامی و سرکوب تا آخرین نفر مقاومت کنن، همیشه انبارهای تسلیحات پیشرفتهٔ دیکتاتورها پر و دستنخورده تحویل حکومت بعدی شده. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
خیلیها این ویدیو رو گذاشتن و دارن این کارشناس صدا وسیما رو مسخره میکنن. اما انصافا یه بخشیش رو کاملا درست میگه. اینکه این سناریو برای مادورو و تیم حفاظتی و ارتش ونزوئولا قابل پیشبینی بوده و حتما تمهیدات متعددی رو برای جلوگیری ازش انجام دادن. یعنی در واقع با تمام این تمهیدات و پیشبینیها بازم در عرض نیم ساعت طرف رو خفت کردن!
بیاید یکبار برای همیشه براتون روشن کنم داستان خارجیها با تظاهرات توی ایران چیه؟ کلا دولتهای خارجی به ندرت با اعتراضات مردم توی کشورهای دیگه همراه میشن، چون میدونن اهداف یک اعتراض هیچ اهمیتی نداره، تنها چیزی که مهمه توازن قدرته. یعنی میخوان بدونن قراره آخرش چه جور موجودی به قدرت برسه. شاید مردم تو خاورمیانه در تظاهراتشون آزادی، پیشرفت، رفاه و برابری بخوان، اما در نهایت انقلابشون که پیروز بشه، به احتمال قوی حکومت میافته دست داعش و محمد مرسی و خمینی و انواع و اقسام اسلامیستها. چون تو توازن واقعی قوا، اونها اکثرا منابع، محبوبیت و قدرت عملی بیشتری از رقباشون دارن. البته این موضوع فقط مربوط به خاورمیانه نیست. قبل از دههٔ هشتاد میلادی، تقریبا هرجا حکومت سقوط میکرد، قدرت میافتاد دست کمونیستهای دک و دیوونه. حتی بعد از کمونیسم و انقلاب شوروی، در روسیه و اکثر کشورهای اروپای شرقی قدرت مستقیم افتاد تو بغل نظامیهای حکومت پیشین و ماموران کاگب. دلیلش هم سادهست. قدرت همیشه به کسی میرسه که منابع و تشکیلات و سازماندهی برای تصاحب قدرت رو داشته باشه. اونها این رو داشتن و به محض به قدرت رسیدن، بلافاصله کشور رو بین خودشون و بقیه رفقا و بچه محلهاشون تقسیم کردن، مافیا و دار و دسته راه انداختن و نتیجهش شد همین رییس جمهورهای مادام العمر روسیه و بلاروس و علیاف در آذربایجان و... همهٔ این کشورها در ظاهرشون جمهوریه با قانوناساسی کاملا دموکراتیک، ملت هم در انتخاباتهای مختلف به نمایندگانشون رای میدن، اما باطنش حکومت مافیا و اراذل و اوباشه. تو بهترینهاشون قتل مخالف و روزنامهنگار و اینجور کارها یه امر کاملا عادیه. نتیجهش اینکه سرعت توسعهشون فاجعه ست و امروز که ۳۶ ساله شوروی سقوط کرده هنوز جمهوریهای اروپای شرقی و قفقاز یکی از یکی داغونتر و بدبختترن. هنوز هم جوانهاشون در آرزوی مهاجرتند . ۳۶ ساله بزرگترین صادرکنندههای سکس وورکر و دخترهای اسکورت به ردلایت دیستریک هلند و آلمان و بقیه اروپای غربیاند. در مورد اعتراضات در ایران هم باید یه واقعیتی رو بپذیریم. اینکه بخش بزرگی از سیاستمداران در دموکراسیهای غربی با یه پرنس ایرانی که باباش شاه بوده راحت نیستن. حالا هرچقدر هم طرف دموکرات مسلک و خیرخواه و محبوب باشه. ولی نکته اینجاست که اونها هم هر چقدر خنگ باشن باز از گندهای متعدد که تو پنجاه سال گذشته در ایران و خاورمیانه و شرق اروپا خورده یه کمدرس گرفتن. این رو در رفتارشون با ژنرال سیسی مصر و احمدالشرع و کشورهای عربی خلیج فارس میبینیم. در واقع اگر رخدادها در ایران به سمت تعویض حکومت بره اونها هرگز فرصت تعامل با یه شاهزادهٔ غربگرا و دموکراسیخواه رو که خانوادهش ۶۰ سال کارنامهٔ توسعه و صلح و ثبات با جهان و منطقه داشته رو رها نمیکنن. چون اونوقت مجبورن بیان ببینن از تخم مرغ شانسیِ سیاستمدارهای بینام و نشان خاورمیانهای چه مدل صدام و حافظ اسد و محمد مرسی و بازرگان قراره در بیاد؟ از اون مدلها که در شروع، با ظاهر موجه و کروات و لبخند وارد بشن، بعد که قدرتشون تثبیت شد، وارد فاز غربستیزی و نابودی اسراییل و تجهیز شبه نظامیان در کشورهای همسایهشون بشن. توجه داشته باشید این محاسبه فقط برای کشورهای غربی نیست. تمام کشورها و حتی کورپوریشنهای بزرگی که از خاورمیانهای آرام و رو به توسعه سود میبرند هم در نهایت همین دیدگاه رو خواهند داشت. در واقع چین، امارات، عربستان و حتی ترکیه و روسیه هم بسیار بعیده این گزینه رو رها کنن و به سمت اون تخممرغ شانسی برن. ✍️ رشنالیست @Rationalisti1
خیلیها با هوش مصنوعی ویدیو میسازن اما این یکی انصافا چشمنواز و قشنگ بود. معلومه پرامپتها رو کسی نوشته که با نمادها، لباس، تاریخ و اساطیر ایران کاملا آشناست. بجز خطاها و اغراقهای متدوال هوش مصنوعی، ایراد خاصی ندیدم. ✍️ رشنالیست
الان یکی پنج شش تا سکه داشته باشه میلیاردر حساب میشه.