tgindex
Room 404 | باشگاه کتاب‌خوانی و غرغر

Room 404 | باشگاه کتاب‌خوانی و غرغر

Статистика
@room404_Xyперсидский

اکانت بهخوان: Room404 اینجا باهم در مورد کتاب‌ها و فیلم‌ها غر می‌زنیم🌘 🌒مدیریت: روانشناسِ روانی و (متاسفانه) دانشجوی کارشناسی ارشد 🌑 نوع حکومت: دیکتاتوری. اعتراض ممنوع. «کپی نکن ملعون🔪» 🌌 لیست کتاب‌ها: @Moerketid 🌌 ارتباط: @Shelterofshadows

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
35
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 455
−17 за 4 дн.
Сутки
−4
−0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
785
35 постов
Вовлечённость
17,6%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 35
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
279
1/48двое суток
319
1/72трое суток
344

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 🟡در کل خوندن این کتاب رو پیشنهاد می‌کنم و احتمالا سراغ نوشته‌های دیگه‌ی فیتسک (مثل مرد آرایشگر و کلکسیونر چشم) هم برم.

  • نظر بنده: - ⭐⭐⭐⭐ 🟡 ایده‌ی داستان بسیار متفاوت و منحصربه‌فرده. اوایل کتاب همه‌چیز خیلی ساده و خشک به نظر می‌رسه، اما هرچی جلوتر می‌ریم اتفاقات عجیب‌تر و عجیب‌تری می‌افته. روند کتاب من رو یاد این کابوس‌هایی می‌انداخت که اولش منطقی و واقع‌گراست ولی هرچی می‌ره جلوتر، عجیب‌تر می‌شه. اتفاق‌ها ظاهرا رندوم و بی‌ربطن، اما همه‌شون به همدیگه متصل و مربوطن. این وسط، میلان بیچاره تنها کسیه که از هیچی خبر نداره. مجبوره تیکه‌های ریز اطلاعات رو به هم بچسبونه تا بلکه بفهمه توی زندگیش چه خبره. روند افشای حقیقت هم سرعت متعادلی داشت، نه خیلی تند بود و نه خیلی کُند. به نظرم این کتاب پتانسیل تبدیل شدن به یه فیلم خوب رو هم داره. 🟡از پایان‌بندی و نحوه‌ی مرتبط شدن معماها خیلی راضی بودم. برخلاف برخی عزیزان(🔪)، آقای فیتسک پایان داستانش رو بخاطر اینکه جذاب و شوکه‌کننده باشه، خراب نکرد. پایان داستان هم جذابه، هم مرتبط با محتوای داستانه و مشخصه که از اول بهش فکر شده. تنها چیزی که دوست داشتم بهتر باشه، شخصیت‌پردازی بود. ما تقریبا چیز زیادی از کاراکترها نمی‌دونیم. مثلا می‌دونیم جیکوب خشنه، زوئی قراره بمیره، کورت عذاب وجدان داره، میلان گیج شده و...، اما «خودشون» رو نمی‌شناسیم. یکی-دوتا سوتی کوچولو هم توی نوشتار بود که البته آسیبی به پلات نمی‌زد، ولی مشخص بود خود نویسنده هم یه جاهایی «دوتا کاراکتر مذکور» رو باهم قاطی کرده. توضیح اسپویل‌دار: مثلا اون تماس تلفنی رو لین گرفت ولی نوشته‌بود زوئی فلان چیزو گفت. یا زوئی به لین گفت کمکم کن مامان درحالیکه لین مادرش نبود و سلویگ هم از قبل مُرده بود. اون اواخر هم میلان با اینکه سواد نداشت، کودکانه بودن دستخط پشت عکس رو فهمید. 🟡 ترجمه‌ی کتاب می‌تونست خیلی خیلی بهتر باشه. یه ترجمه‌ی بی‌روح، رباتیک و به احتمال زیاد با مداخله‌ی گوگل ترنسلیت که من رو یاد کارهای ناشرانی مثل نیک فرجام می‌انداخت. البته واقعا مفهوم رو می‌رسوند و اینطور نبود که جایی غیرقابل فهم باشه، اما از نشر مشهوری مثل تندیس توقع کیفیت خیلی بالاتری می‌رفت. یه ویراستار کاربلد می‌تونست یه دستی به سر و روی همین متن بکِشه و ازش یه چیز خیلی بهتر در بیاره. البته اگر مثل من روی این چیزها وسواس ندارید (!)، بعید می‌دونم ترجمه خیلی اذیتتون کنه. اگر نه هم که می‌تونیم بعدا دورهم غُر بزنیم.

  • 🌟 هدیه 🌟 نوشته‌ی: سباستیان فیتسک 🌟 مترجم: مهوش خرمی‌پور 🌟 ۳۳۶ صفحه - نشر تندیس داستان از زمانی شروع می‌شه که چند نفر توی زندان، مردی به نام میلان رو گیر انداخته‌ن و دارن شکنجه‌ش می‌دن. میلان مجبور می‌شه داستان زندگیش رو براشون تعریف کنه تا شاید رهاش کنن. یا دست کم، شاید یه کم زمان برای خودش بخره و شکنجه رو به تاخیر بندازه. هرچی بیشتر می‌ریم جلو، ماجرا عجیب‌تر می‌شه. میلان بی‌سواده، قبلا پلیس بوده، و ظاهراً یه دختربچه رو به کُشتن داده.

  • این مدت خیلییی کتاب خوندم ولی در مورد هیچ کدومشون چیزی ننوشتم. الان دارم سعی می‌کنم برای یه جنایی‌ای که پریروز تموم شد یادداشت بنویسم و مغزم اصلا همکاری نمی‌کنه.🔪 اگه همکاری کرد بعد از هزارسال امروز ریویوی جدید داریم.😈

  • منم همینطور، منم همینطور. 🫱🏼‍🫲🏼 🛸 #Quotes 🐚 از کتاب: کافه‌ی زیر دریا

  • رفقا یه سوال☕ توی این شرایط فعلی (یا کلا در تمام موقعیت‌ها) به نظرتون جای کدوم خدمات روانشناختی/ مشاوره‌ای خالیه؟ چه توی فضای مجازی و چه واقعی. مثلا چه خدماتی رو خودتون/ اطرافیان نیاز داشتن که وجود نداشته یا خیلی گرون و کمیاب بوده؟ واقعا دوست دارم بدونم. ممنون میشم نظر یا تجربه‌تون رو توی ربات بهم بگید.🖤 این👇🏻 @Room404phone_bot

  • 13 июл.1 18422

    без подписи

  • 13 июл.1 17622

    آیا می‌دانستید که اخیرا ناشری توی طاقچه شروع به فعالیت کرده به اسم آباژور؛ که کتابای زبان اصلی داره؟ مانگای مانستر هم داره حتی. البته من قراره نسخه‌ی ترجمه‌ش رو از نشر نارنگی بخونم چون توی بی‌نهایته-

  • 9 июл.1 1856

    🫖 بیست- سی دقیقه‌ی اول فیلم خیلی معمولی و حوصله‌سربره، ولی اگه اون رو تحمل کنید بعدش هی جذاب‌تر و جذاب‌تر می‌شه. این‌که اکثر مراحل بک‌رومز رو کاور کرده بودن (استخر، کریسمس، خونه‌های شبیه هم و...) حس جالبی بهم داد. داستان «یه جورهایی» یه توجیه منطقی از دلیل وجود بک‌روم‌ها ارائه داد. و خب من واقعا قانع شدم. طبیعتا فیلمِ خیلی ترسناکی نیست. وحشتش از جنس گم‌گشتگی و عدم اطمینانه، بنابراین آدم رو بیشتر از ترس توی یه حالت مالیخولیایی فرو می‌بره. 🫖 در کل خیلی با شاهکار بودن فاصله داره، ولی واقعا جذابه و من دیدنش رو پیشنهاد می‌کنم. متاسفانه اکران و تولیدش با Obsession همزمان شد و همه ناخودآگاه این دوتا فیلم رو باهم مقایسه کردن، درحالیکه این دوتا محتوا اصلا از ریشه و اساس باهم فرق دارن. به نظرم اگر توی زمان دیگه‌ای ساخته می‌‌شد مردم خیلی بیشتر ازش خوششون می‌اومد.⚰️

  • 9 июл.1 19015

    без подписи

  • 9 июл.1 21015

    без подписи

  • 9 июл.1 04615

    без подписи

  • 9 июл.1 11015

    ⭐ #Movie | Backrooms 2026 به عنوان طرفدار پَر و پا قُرص لیمینال اسپیس و بک‌رومز و دریم‌کور (به زبان فارسی؛ کسی که از فضاهای خالی و عجیب و غریب خوشش میاد)؛ باید بگم که از دیدنش لذت بردم. طاقت نیاوردم برای نسخه‌ی اصلی صبر کنم و نسخه‌ی پرده‌ای رو دانلود کردم. کیفیتش افتضاااح بود و یه واترمارک گنده هم وسطش بود. ولی ارزششو داشت‌. ضمنا گاهی تماشاچی‌ها از زیر کادر رد میشدن (به معنای واقعی کلمه از صفحه‌ی سینما فیلم گرفته یارو 😭) و البته به نظر من عبور تماشاچیا از تمام بخش‌های دیگه‌ی فیلم، ترسناک‌تر بود. (یهو یه کلّه‌ی سیاه می‌اومد تو کادر و می‌رفت!)

  • ◼️ الان «هنر زندگی» از هنری فریزر هم یادم افتاد. البته این کتاب بیشتر از اینکه خودیاری باشه، یه خودزندگینامه‌ست. هنری فریزر نوجوون پرشوری بود که سر یه اشتباه ساده، قطع نخاع شد و برای همیشه کنترل بدنش رو از دست داد. توی این کتاب هم بیشتر از مراحلی که برای کنار اومدن با سوگ و وحشتش طی کرده، حرف زده.

  • 3 июл.1 01919

    یکی از دوستان گفت چندتا از اون کتاب‌های خودیاری خوب رو معرفی کنم. ◼️ مثلا غلبه بر کمالخواهی رز شافران واقعا بر طبق آموزه‌های CBT هستش. یه کم سنگینه ولی کاملا علمیه. ◼️ یا «راهنمای همه‌فن‌حریف شدن در احساسات» با اینکه اسمش عامه‌پسنده، ولی تک‌تک بخش‌هاش رفرنس معتبر داره و کاملا علمیه. ◼️ اخیرا هم «مادران سمی» و «والدین سمی» سوزان فروارد رو خوندم. متاسفانه این کتابا اونقدر زرداِنگاری (!) شده‌ن و با ترجمه‌های مزخرف وارد بازار شده‌ن که ارزش واقعیشون زیر سوال رفته (یکی از دلایلش، اسم ترجمه‌ی فارسی‌شونه. پرفروش اما زرد!) درحالیکه نویسنده‌ واقعا تراپیسته، دکترا داره و مثال‌های کتاباش هم از مراجع‌های کلینیک خودش هستن‌

  • تا چندسال پیش اصلا با کتاب‌های خودیاری ارتباط نمی‌گرفتم. به نظرم تاثیری نداشتن و باعث خودبزرگ‌بینی و رفتارهای نامناسب می‌شدن. اکثریتِ قریب به اتفاقشون رو هم کتابای زردی می‌دونستم. اخیرا دوره افتاده‌م و دارم کتاب‌های خودیاری «خوب» رو شناسایی می‌کنم و می‌خونم‌. باید اقرار کنم که بین این کتاب‌ها، یه سری کتابای خیلی خوب و مفید هم هست که نویسنده‌هاشون دانش تخصصی دارن یا مثلا سال‌ها تراپیست بوده‌ن و از تجربیاتشون نوشته‌ن. ◼️ #Bookish_Nonesense

  • 1 июл.1 0343

    والا، عرض شود به خدمتتون که، دوباره زنده شده. @moftbookz