tgindex
[ ساقی‌نامه ]

[ ساقی‌نامه ]

Статистика
@saghii_118персидский

از ما رَمَقی به سعی ساقی مانده‌است!

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
14
Всего постов
95
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 787
+4 за 5 дн.
Сутки
−2
−0,11%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
223
40 постов
Вовлечённость
12,5%
к подписчикам
Постов в день
2,0
всего 95
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
200
1/48двое суток
229
1/72трое суток
247

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • من به‌یک تیر از تو قانع نیستم تیر دگر #طالب_آملی

  • غم میخورم به جای غذا چون کنم کلیم؟ این است آن غذا که نه محتاج اشتهاست #کلیم‌همدانی

  • از بازىِ تقدير برايت چه بگويم؟ لب وا بكنم زحمتِ صد جلد كتاب است... #سیدتقی_سیدی

  • 14 авг.30удалён 14 авг.

    در کتابی خوانده بودم بعضی‌ها نیمه‌ی اول عمرشان را زندگی می‌کنند و بعضی دیگر نیمه‌ی دومش را! و همیشه به آن نیمه‌ی دوم دل‌خوش بودم اما حالا فکر می‌کنم، این جمله مزخرف و باطل است. آدمی که نیمه‌ی اول عمرش را زندگی نکرده است زخم‌ها و آسیب‌های روانی و جسمی این نیمه را با خود به نیمه‌ی دوم می‌برد و آن‌گاه نیمه‌ی دوم چگونه می‌تواند جبران نیمه ی اول را بکند؟! #مریم_جعفری‌تفرشی | ساقی‌نامه

  • ز شوقِ دیدنِ رویت، چنان دارم تب و تابی ندانم موعد دیدار، کدامم من، کدامی تو... #راحم_تبریزی

  • همه آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند چه آدم حَسودی هستم و همه آنهایی که تو را می‌شناسند؛ لعنت به همه آنهایی که تو را می‌شناسند... #نزار_قبانی | ساقی‌نامه

  • چون عمر لاله بود بهار جوانی‌ام... كان‌هم زداغ عشق، به خون جگر گذشت #بهادر_یگانه

  • ‌بختِ‌ خود سایيده‌ايم و سرمه‌دان پر كرده‌ايم! #طالب_آملی

  • گریه، لغت گریه ساده است، نرم، دو هجایی. مثل هق‌هق آرام و ابدی، مثل وقتی که مست باشیم یا به بهانه‌ی مستی گریه می‌کنیم. گریه را به مستی بهانه کردن است. مثل همان شب که کید گریه کرده بود. _ از کتاب کریستین و کید✨️🌱 #هوشنگ_گلشیری | ستاره لارا

  • زلفت هزار دل به یکی تارِ مو ببست راهِ هزار چاره‌گر از چار سو ببست #حافظ

  • به حال آینه‌ات غبطه می‌خورم شب و روز که روزگار به او روی خوش نشان داده ست! #علیرضا_نورعلیپور

  • غمِ عالم کند پیدا دلم را هرکجا باشم چنان‌که می‌شناسد سگ سرای‌صاحب‌خود را... #احمد_جم

  • و چون تو وانمود کردی احساسات ما را نشنیده‌ای پس ما نیز از عشق گفتن را بر خود منع کردیم که مبادا دل تو برنجد! | ساقی‌نامه

  • من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم؟

  • چنان زلال شود آن کسی که تو را یک‌بار، فقط یک‌بار، نگاه کند؛ که هیچ‌گاه کسی جز تو را نبیند از آن پس، حتی اگر هزار بار هزاران چهره را نگاه کند... #رضا_براهنی

  • پرسید در دل تو ندانم چه آرزوست؟ غافل که در دلم به‌جز او آرزو نبود #آذر_بیگدلی

  • به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم ...؟! #سعدی

  • و گاه با این آرزو از خواب برمی‌خیزم که فراموشت کنم... از #پابلو_نرودا به آلبرتینا_رزا

  • گویند جدایی نبود سخت ولیکن بر ما ز فراق تو چه گویم که چه‌ها رفت #وحدت_کرمانشاهی

  • «کاش خواب‌ها می‌دانستند من سخت در تلاشم تا تورا از یاد ببرم، نمک روی زخم نمی‌شدند..»