[ ستاره لارا ]
Статистика✨️🍷 در حال مرور ادبیات.. سفیر ستارهها @Saghii_118bot
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 60
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 127
- 1/48двое суток
- 145
- 1/72трое суток
- 156
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به باورنکردن آدمها ادامه بده.
مگر در این شب دیر انتظارِ عاشقکُش به وعدههای وصال تو زنده دارندم
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نگاه کن که به دست که میسپارندم
چه باک اگر به دلِ بیغمان نبردم راه غمِ شکستهدلانم که میگُسارندم
استونر تموم شد، برای مدت نامعلومی غمگینم.
без подписи
بچها من یه کم توهم توطئه دارم لطفا انقد فوروارد نکنید
без подписи
یه قارچ خوشحال گلدوزی کردم✨️🍄
روانکاوی فرویدی ــ که شیوهای دیگر برای جدی گرفتن آدمهاست ــ این را نیز به ما میگوید که بیمار هنوز نمیداند چه میخواهد، و برای ندانستن آن نیز زحمت زیادی کشیده است؛ و گذشته از این، همواره نسبت به آنچه میخواهد دچار تعارض است. بیمار از رنج خود نیز لذت میبرد؛ از مجازاتی که در آن نهفته است و از بازداریای که با خود میآورد. او حتی از فقدان لذت خود نیز بهرهمند میشود؛ و به همین دلیل، نمیخواهد خوب شود، یا دستکم تنها خواستهاش خوب شدن نیست. - در باب بهتر شدن آدام فیلیپس
بازخوانیِ سلطان قلبها با صدای متفاوتِ موسیقیِ معاصرِ عرب: #آمال_المثلوثی
بختِ خود سایيدهايم و سرمهدان پر كردهايم! #طالب_آملی
برايم از چيزهايى بگو كه فكر مىکنى براى هيچكس مهم نيست...
«دیوانه است او که همچنان به کندنِ شب ادامه میدهد و خُردههای تاریکی را زیر تخت پنهان میکند» #گروس_عبدالملکیان
برگ سبز شمارهی ۲۴۱_ به یاد ایرج خواجه امیری🖤 در دستگاه ماهور #ایرج نی: حسن کسایی تار: جلیل شهناز کمانچه: علیاصغر بهاری تمبک: امیرناصر افتتاح گوینده: فیروزه امیرمعز شعر آواز: توحید شیرازی بازی زلف تو امشب به سر شانه ز چیست خانه بر هم زدن این دل دیوانه ز چیست حالت سوخته را سوخته دل داند و بس شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست
زبان فارسی از شمس الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی تا تلگرام علی صفری. این شعر البته برای یکی از تذکرههاش هست یه غزل هم ازش براتون میفرستم که ببنید همیشه شعراش اینجوری نیست و تاثیر پذیر از حافظ بودنش واقعیت داره: ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند این ناله و فریاد و فغان تا کی و تا چند بیزور و زرت کی می و معشوق دهد دست از دور به حسرت نگران تا کی و تا چند از هم نکنی فرق چرا عشق و هوس را نشناختن سود و زیان تا کی و تا چند گه جاهل و مستی و گهی پیر گنهکار بودن خجل از پیر و جوان تا کی و تا چند رفتن پی فرزند کسان تا کی و تا کی مردن ز برای دگران تا کی و تا چند با دیده نظرباز و به دل گشته هوسناک این حسرت بیداد نهان تا کی و تا چند در نقش رخ ساده چو خورشیدپرستان این محو شدن از دل و جان تا کی و تا چند فریاد ز چاه ذقن و طرّهٔ پر خم این چاه و کمند دگران تا کی و تا چند مجذوب دویدن ز پی ماهجبینان ای شیفته باری به کمان تا کی و تا چند #مجذوب_تبریزی
استونر | #جان_ویلیامز
مدتی در ره عشق تو دویدیم.. بس است.
مصیبت و نومیدی نیروی شگفتی در خود نهفته دارد. #دیکنز | داستان دو شهر
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ایخواجه درد نیست وگرنه طبیب هست #حافظ