tgindex
سجاد نیرومند

سجاد نیرومند

Статистика
@sajjadniroumandКнигиперсидский

| نویسنده - شاعر | کتابها📚: داستانی بسیار داستانی (مجموعه داستان) جُلجِتا (شعر) چند قدم روی مرز نسبیت (رمان) ماتروشکا (شعر) اتاق شماره ۸۸ (مجموعه داستان)

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
232
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
110
21 постов
Вовлечённость
47,4%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
21
1/48двое суток
24
1/72трое суток
25

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 авг.24из sajjadniroumand

    دراز کش روی کاناپه باریک می مانی، دست ها پس گردن، زانوها بالا‌. خیره به سقف، شکاف ها و پوسته ها و لکه ها و برآمدگی هایش را کشف می کنی. دلت نمی خواهد کسی را ببینی، حرف بزنی، فکر کنی، بیرون بروی، تکان بخوری. روزی است مثل امروز قدری دیرتر، قدری زودتر، که بی غافلگیری می بینی یک جای کار ایراد دارد و بی تعارف بلد نیستی و هیچ وقت هم بلد نخواهی شد زندگی کنی. مردی که خواب است | ژرژ پِرِک ترجمه ناصر نبوی. @sajjadniroumand

  • کتابِ «ماکس از بند رسته» اثر «آنتوانت فان هویتن» ترجمه «زهرا زارعی» از نشر قطره، یک تریلر روانشناختی معرکه است، که خوراک هر کسی است که می خواهد، این روزها از اخبار و وقایع اطرافش، اندکی فارغ شود. قصه درباره مادری است که پسر یازده ساله او مبتلا به بیماری اوتیسم است. او که برای نگهداری او دچار مشکل شده، پسرش را به یک مرکز نگهداری می برد. طولی نمی کشد که پسرش در آنجا، یک پسر دیگر را به قتل می رساند. مادر که وکیل است و مطمئن از اینکه پسرش بی گناه است، سعی می کند تا قبل از دادگاه و زندانی شدن پسرش، او را نجات دهد... @sajjadniroumand

  • «ای کسی که کتاب می دزدی یا امانت می گیری و بر نمی گردانی؛ خدا کند که آن کتاب در دستت به ماری بدل شود و زهر خود را در جان تو بریزد. کاش تلخ شوی و تمام اعضا و جوارح بدنت از کار بیفتد. کاش درد بکشی و برای جلب ترحم فریاد بزنی و به مرگی آنی نمیری و مدت ها در رنج و عذاب بمانی. کاش کرم هایی که کتاب ها را می خورند، وارد دل و روده تو شوند و هرگز دست از خوردن گوشت تن تو بر ندارند. و سرانجام وقتی به سوی مجازات نهایی روان می شوی، کاش برای همیشه به آتش جهنم بیفتی و بسوزی.» -متنِ سردر کتابخانه صومعه «سن پدرو» در «بارسلون». @sajjadniroumand

  • ای بسیار چیزها که به کنار کشتگان عصری تنها ماندید که من شرمسار از مرگ آنان که نزیستند در آن زیستم. پابلو نرودا. @sajjadniroumand

  • برای آنکه زحمت خواندن به خود ندهیم، راهکارهایی ابداع می کنیم که ما را به مصرف کنندگان گرسنه ای بدل می کنند که برایشان فقط چیزهای نو برای مصرف و نه یادآوری و خاطره، اهمیت اساسی دارد. ابتذال و پیش پاافتادگی و جاه طلبی مالی را ارجح می داریم و کار فکری خواندن را از اعتباری که دارد تهی می کنیم؛ افکار و اندیشه های اخلاقی و زیباشناسانه را با ارزش های صرفاً مادی جایگزین می کنیم و دنبال سرگرمی هایی می رویم که لذت آنی می بخشند و به جای چالش لذت بخش و روند کُند و دلفریبِ خواندن، توهم گفت و گو با جامعه ای جهانی را پدید می آورند. به جای مطالب چاپی، سراغ صفحات الکترونیکی می رویم و کتابخانه های مملو از کتاب و مجلات و اوراق را، که در گذشته و فضای اجتماعی ما ریشه دارد، با شبکه های الکترونیکی کم و بیش بی حد و حصری جایگزین می کنیم که بدترین ویژگی آن ها، فوریت و افراط است. آلبرتو مانگوئل. @sajjadniroumand

  • без подписи

  • یک کتاب خوب خواندم و یک فیلم خوب دیدم، که در این پست آن را با شما به اشتراک می گذارم. معرفی اول، فیلم «اسکندریه، دوباره و برای همیشه» ساخته «یوسف شاهین» بزرگ، فخر سینمای مصر، که مانند دیگر آثار او؛ به بحران هویت و مسائل اجتماعی سیاسی در کشورش مصر می پردازد. قصه درباره کارگردانی است که قبلاً بازیگر بوده و اکنون می خواهد فیلمی بسازد درباره هملت اما بازیگر مورد علاقه او از ایفای نقش طفره می رود. هم زمان عده ای به اعتصاب نشسته اند و از دیگر سو، مخاطب با روایت های جالب از تاریخ و اسطوره و عشق رو به رو می شود... معرفی دوم، کتابِ «وعده» نوشته «دیمون گالگوت» نویسنده افریقایی که این اثرش برنده جایزه من بوکر ۲۰۲۱ نیز شده. قصه اما درباره خانواده ای سفید پوست در افریقاست که در مزرعه زندگی می کنند (پدر و مادر و سه فرزند و چند فامیل) و نویسنده با چیره دستی، داستانی از دلِ آپارتایدِ افریقا بیرون می کشد و هم زمان نقبی می زند به سیاست و شرایط سیاهان و جامعه ای که قرار است در آن همه چیز عادی باشد! در ضمن من ترجمه ریحانه عسگری از نشر گویا را خوانده ام. @sajjadniroumand

  • «آدمایی تو این دنیا هستن که اگه یه دفعه ناپدید بشن هیچ کس به خودش زحمت نمی ده دنبالشون بگرده یا نگران این بشه که کجا رفتن.» -فداکاری مظنون X، کیگو هیگاشینو -ترجمه محمد عباس آبادی @sajjadniroumand

  • اگر فقط یک کتاب و تنها یک اثر بخواهم معرفی کنم که در آن می توان به سادگی فهمید جهان چطور کار می کند این کتاب است. نوآم چامسکی به زیبایی تمام در این اثر جامع و کامل، آب پاکی را روی دستمان ریخته و ما را و به خصوص راست ها را از خواب غفلت بیدار کرده. گرچه راست عاشق نقد جنایت دیگران است و سفاکی خود را به راحتی پنهان می کند. کتاب شاهکاری است، از دستش ندهید! @sajjadniroumand

  • 28 июн.1501из drakbarjabari

    درباره ناجوانمردی نزدیکان آنچیزی که در خیانت و ناجوانمردی نزدیکان، تروماتایز است، نه خود آن خیانت یا ناجوانمردی، بل فروپاشی جهان است که درد دارد. در خیانت عزیزانمان، گویی جهان بر سر ما آوار میشود و معنای خود را از دست میدهد. خیانت یک «اتفاق» است، اما آنچه ما را فلج میکند، «فروپاشی روایت» زندگیمان است. عزیزان، لنگرگاه‌های معنای ما هستند؛ وقتی آنها خیانت میکنند، نه فقط به ما، بل به جهانی که با آنها ساخته بودیم پشت کرده‌اند. این همان «مرگِ یک جهان ممکن» است که دردناکتر از خودِ خیانت است. انسان برای تاب‌آوری، نیاز به عدالت در جهان دارد. خیانت نزدیکان، این فرض را میشکند که «آدمهای مهم زندگی‌مان، بخشی از امنیت ما هستند». در یک لحظه، جهان از یک «خانه‌ی امن» به «مکانی دهشتناک» بدل میشود و این شوک، هویت و اعتماد به نگاهمان به واقعیت را متلاشی میکند. بخشی از فروپاشی جهان ما در خیانت عزیزانمان، به این بازمیگردد که مجبور میشویم تمام خاطرات شیرین گذشته را با لنز جدیدی بازبینی کنیم. هر لحظه‌ی خوب، حالا میتواند نشانه‌ای از «نادیده‌گرفتنِ نشانه‌ها» یا «ساده‌لوحی» باشد. این بازنویسیِ اجباریِ تاریخچه‌ی عاطفی، خود نوعی سوگ سنگین است. ما خیانت و ناجوانمردی نزدیکان‌مان بسیار آسیب میبینیم، چراکه آنها بخشی از «خودِ گسترش‌یافته»ی ما بوده‌اند. در خیانت‌های بیرونی (مثلاً همکار یا غریبه)، جهان فرو نمی‌پاشد، چون آنها تعریف‌کننده‌ی هویت ما نبوده‌اند. پس عمق این فروپاشی، نسبتی مستقیم با میزان «در همتنیدگی وجودی» با خائن دارد. دردِ اصلی، فقدانِ معناست، نه فقدانِ وفاداری. چون وفاداری را میتوان با دیگری ساخت، اما جهانِ فروپاشیده را سخت بتوان دوباره سرهم کرد. در حقیقت، خیانتِ نزدیکان، یک «ضربه‌ی عاطفی» نیست؛ بل یک زلزله‌ی معرفت‌شناختی است که ما را وادار میکند از زیر آوارِ معنایِ ازدست‌رفته، دستی برای ساختنِ جهانی تازه (با تعریفی تازه از اعتماد) بیرون بیاوریم. @drakbarjabari

  • احتمالاً دارن آرونوفسکی را می شناسید. کارگردانِ صاحب سبک امریکایی و اثر معروف او مرثیه ای برای یک رویا را دیده اید. اگر نه حتماً، لطفاً تماشای آن را در اولویت قرار دهید. عدد پی اما اولین فیلم اوست. اولین اثر حرفه ای او که در سال ۱۹۹۸ راهی سینما شد. یک درام روانشناختی شاهکار درباره یک نابغه ریاضی که می خواهد دقیقاً رقم صحیح عدد پی (۳/۱۴) را پیدا کند. در این راه او وارد جاده ای از کابوس و توهم می شود... به غیر از عدد پی، تمام فیلم هایی که آرونوفسکی کارگردانشان بوده را دیده ام. اگر تا کنون هیچ اثری از او ندیده اید، مرثیه ای برای یک رویا، مادر، کشتی گیر، قوی سیاه و نهنگ را نیز به ترتیب و در کنار عدد پی از او تماشا کنید. @sajjadniroumand

  • تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. -گوستاو فلوبر. @sajjadniroumand

  • فیلم تینا به انگلیسی [ Tina] محصول 2024 نیوزلند ساخته Miki Magasiva یک درام موزیکال معرکه ست که تماماً لوگوتراپی (معنا درمانی) ویکتور فرانکل در آن نمایان است. قصه اما درباره زنی است به نام تینا (با بازی بی نظیر Anapela Polataivao ) که در سوگ از دست دادن دخترش در زلزله‌های کرایست‌چرچ است، به عنوان معلم جایگزین در یک مدرسه ممتاز مشغول به کار می‌شود... این شاهکار در ژانر مورد علاقه ام است، کاملاً اینجایی، به دور از شعارهای زرد و ناچیز فیلم های هالیوودی و آثار آبکی و بی مصرف این روزهای سینمای جهان. فیلم را بسیار دوست داشتم و روایت فیلم و شخصیت استثنایی آن در ذهنم ماندگار شد. پی نوشت: زمین‌لرزه کرایست‌چرچ در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، برابر با ‎۲۳ خرداد ۱۳۹۰ در زلاندنو منطقه کرایست چرچ رخ داد. ژرفای این زلزله ۹ کیلومتر بود. @sajjadniroumand

  • یه مورچه م که بی هوا سوار قاصدک شدم... @sajjadniroumand

  • از جمله کتاب هایی که خواندنش را به همه پیشنهاد می کنم. هیولای هستی، نوشته دکتر محمد صادق صادقی پور، اثری جامع و کامل است درباره سینما با رویکردی از فلسفه مارتین هایدگر بزرگ. این کتاب درباره سینما است، با توضیحاتی از تاریخچه سینما، چگونگی رسیدن به سینمای ترس آگاهانه، پرداختی مجمل به فلسفه هایدگر، بررسی فیلم های نمونه و تفسیرشان و در مجموع با یک تیر چند نشان را مورد هدف قرار داده است. کتاب، کتابِ بسیار خوب و خواندنی است، از دستش ندهید. @sajjadniroumand

  • "برخی از اسامی بامزه کتاب ها در ادبیات" - دست از این مسخره بازی بردار، اوستا، مو یان. - اگر شبی از شبهای زمستان مسافری، ایتالو کالوینو. - خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی، داگلاس آدامز. - مرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد، یوناس یوناسُن. - همنوایی شبانه ارکستر چوبها، رضا قاسمی. - تاتار خندان، غلامحسین ساعدی. - حادثه ای عجیب برای سگی در شب، مارک هادون. - جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند، دلیا اُوِنز. - فرانکشتاین در بغداد، احمد سعدوای. - عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک، حسین مرتضائیان آبکنار. - پرواز بر فراز آشیانه فاخته، کن کیسی. @sajjadniroumand

  • زمانی فرا رسيد که در آن، همه چيزهائی که تا آن زمان از نظر انسان ها غيرقابل فروش تلقی می شدند مورد مبادله و در معرض داد و ستد قرار گرفتند و به فروش رسيدند. اين عصری است که در آن، چيزهائی که تا آن وقت تقسيم می شدند ولی هرگز مبادله نمی گشتند، اهداء می شدند ولی…

  • زمانی فرا رسيد که در آن، همه چيزهائی که تا آن زمان از نظر انسان ها غيرقابل فروش تلقی می شدند مورد مبادله و در معرض داد و ستد قرار گرفتند و به فروش رسيدند. اين عصری است که در آن، چيزهائی که تا آن وقت تقسيم می شدند ولی هرگز مبادله نمی گشتند، اهداء می شدند ولی هرگز فروخته نمی شدند، بدست می آمدند ولی هرگز خريده نمی شدند يعنی عفاف، عشق، اعتماد، دانش، وجدان و غيره... و در يک کلام زمانی که همه چيز مورد داد و ستد قرار می گيرد. اين عصر فساد عمومی است، عصر ابتياع پذيری جهانی است و اگر بخواهيم از شيوه بيان اقتصادی استفاده کنيم، عصری است که در آن همه چيز- چه مادی و چه اخلاقی- به عنوان ارزش تجاری به بازار آورده می شود تا واقعی ترين ارزش آن ارزيابی بشود. -کارل مارکس، فقر فلسفه. @sajjadniroumand

  • @sajjadniroumand

  • عشق یک وضعیت خاصی است که در حین آن من نفسانی بشدت و مداوماً به نفع مطلوب مورد عشق فقیرتر و ضعیف تر می شود. لکان به این ادعا اضافه می کند که عشق تلاشی است برای اینکه دیگری را در خودمان زندانی نگه داریم. عشق دیوانه می کند، عشق در واقع یک خودکشی است، عشق در سمت و سوی رانش مرگ قرار دارد. - لکان و عشق، نوشته پل ریکور، ترجمه داریوش برادری. - مجسمه شیدایی ترزای مقدس از برنینی. @sajjadniroumand