"کانال محبت وصمیمیت"
Статистикаhttps://t.me/samimiyyat @Samimiyyat لطفا پیامهای خودر ابه این ای دی ارسال بفرمایید. @j_madani
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 170
- 1/48двое суток
- 194
- 1/72трое суток
- 210
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بشارت باد بر شما اتمام ماه صفر و حلول ماه ربیع الاول، ماه شادمانی و سرور اهلبیت(ع) بر پیروانشان مبارك باد @samimiyyat
سخنانی از امام رضا(ع): کمک تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است هر کس اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید ، خداوند در روز قیامتاندوه را از قلبش برطرف سازد. پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش: 1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى 2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نيابى 3ـ و كسى كه در آفرينشش استوارى نبينى 4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى 5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد از نشانههاى دین فهمى ، حلم و علم است ، و خاموشى درى از درهاى حکمتاست . خاموشى و سکوت ، دوستى آور و راهنماى هر کار خیرى است سالروز شهادت امام رضا (ع) بر دوستداران آن حضرت تسلیت باد. @samimiyyat
سخنانی از پیامبر اکرم (ص) : دو چیز را خداوند در این جهان کیفر میدهد: تعدی، و ناسپاسی پدر و مادر. هر اندازه مى توانيد خود را از غمهاى دنيا برهانيد كه هركس با دلش به خداى عزّ و جلّ روى آورد، خداوند دلهاى بندگان را با محبّت و رحمت فرمانبردار او سازد و هر خيرى را به سوى او با شتاب روانه كند. بهترین جهادها در پیش خدا سخن حقی است که به پیشوای ستمکار گویند. سخنانی از امام حسن (ع) : انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتى وعده مىدهد زير بار مسؤوليت مىرود ، و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد . اى بندگان خدا از عبرتها پند گيريد ، و از اثر گذشتگان متوجه شويد ، و به وسيله نعمتها از نافرمانى خدا باز ايستيد ، و از پندها سود بريد كسى كه عقل ندارد ادب ندارد ، و كسى كه همت ندارد مروت ندارد ، و كسى كه دين ندارد حيا ندارد. و خردمندى موجب معاشرت نيكو با مردم است ، و به وسيله عقل سعادت هر دو عالم به دست مىآيد. رحلت پیامبر اعظم (ص) وشهادت امام حسن مجتبی (ع)بر همگان تسليت باد @samimiyyat
اگر خدا را فقط بهعنوان یک «موجود» تصور کنیم، ناخودآگاه برای او مکانی هم در نظر میگیریم؛ جایی در آسمان یا نقطهای دوردست. خدا چیزی نیست که بتوان آن را مانند یک جسم یا یک شخص در جایی از جهان پیدا کرد. هر مفهومی که خدا را به یک «موجود محدود» تبدیل کند، از حقیقت بینهایت او فاصله گرفته است. شاید به همین دلیل است که بسیاری در جستوجوی خدا به بیرون نگاه میکنند، در حالی که عمیقترین تجربه حضور، در سکوت و آگاهی درون رخ میدهد. خدا را در سکوتت، آن سکوتی که ذهنت را ساکت میکند، بی همهمه بی هجوم افکار، پیدا میکنی خدا را در نقطه صفر پیدا میکنی @samimiyyat
فرارسیدن هفدهم مرداد، روز خبرنگار را به تمامی خبرنگاران، روزنامهنگاران، عکاسان خبری و فعالان عرصه اطلاعرسانی صمیمانه تبریک و تهنیت عرض میکنم. خبرنگاران، راویان صادق رویدادها و پل ارتباطی میان مردم و مسئولان هستند که با تعهد، مسئولیتپذیری، شجاعت و پایبندی به اخلاق حرفهای، در مسیر آگاهیبخشی، شفافیت و تقویت سرمایه اجتماعی گام برمیدارند. با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عرصه خبر، بهویژه شهید محمود صارمی، برای همه تلاشگران این حوزه سلامتی، سربلندی، امنیت و توفیق روزافزون آرزومندم. روز خبرنگار بر تمامی اصحاب رسانه و قلم مبارک باد. @samimiyyat
@samimiyyat
اگر خدا را فقط بهعنوان یک «موجود» تصور کنیم، ناخودآگاه برای او مکانی هم در نظر میگیریم؛ جایی در آسمان یا نقطهای دوردست. خدا چیزی نیست که بتوان آن را مانند یک جسم یا یک شخص در جایی از جهان پیدا کرد. هر مفهومی که خدا را به یک «موجود محدود» تبدیل کند، از حقیقت بینهایت او فاصله گرفته است. شاید به همین دلیل است که بسیاری در جستوجوی خدا به بیرون نگاه میکنند، در حالی که عمیقترین تجربه حضور، در سکوت و آگاهی درون رخ میدهد. خدا را در سکوتت، آن سکوتی که ذهنت را ساکت میکند، بی همهمه بی هجوم افکار، پیدا میکنی خدا را در نقطه صفر پیدا میکنی @samimiyyat
درسی که اربعین به مامیدهد، زنده نگهداشتن یادِحقیقت وخاطره ی شهادت درمقابل طوفان تبلیغات دشمن است… اربعين حسینی بر دوستداران آن حضرت تسلیت باد. @samimiyyat
نیلوفر نمیدانست سهمش از دنیا مرداب است، اما بازهم گُل شد، امید داشتن، بزرگترین بخش زندگیست. @samimiyyat
پیچیدگی و شگفتی های مغز انسان مغز انسان با وزنی حدود ۱.۴ کیلوگرم، همچنان پیچیدهترین ساختار شناختهشده در بدن است. با وجود پیشرفتهای علوم اعصاب، بسیاری از رازهای آن هنوز کشف نشدهاند. در ادامه ۹ واقعیت جالب درباره این اندام خارقالعاده را مرور میکنیم: ۱. مغز تنها حدود ۲ درصد وزن بدن را تشکیل میدهد، اما نزدیک به ۲۰ درصد انرژی مصرفی بدن را به خود اختصاص میدهد. ۲. اندازه مغز به تنهایی معیار هوش نیست و ارتباط مستقیمی میان بزرگتر بودن مغز و باهوشتر بودن افراد وجود ندارد. ۳. چینخوردگیهای سطح مغز باعث میشوند حجم عظیمی از سلولهای عصبی در فضای محدود جمجمه جای بگیرند. ۴. مغز دارای سامانه حفاظتی ویژهای به نام «سد خونی ـ مغزی» است که از ورود بسیاری از عوامل آسیبرسان جلوگیری میکند. ۵. میلیاردها نورون از طریق شبکهای بسیار پیچیده با یکدیگر در ارتباط هستند و پایه شکلگیری حافظه، یادگیری و تصمیمگیری را میسازند. ۶. رشد مغز از هفتههای نخست زندگی جنینی آغاز میشود و ساختار نهایی آن طی ماههای بعدی شکل میگیرد. ۷. مغز حتی در بزرگسالی نیز توانایی تغییر و سازگاری دارد؛ قابلیتی که با عنوان «انعطافپذیری عصبی» شناخته میشود. ۸. پژوهشها نشان دادهاند یادگیری، ورزش منظم، خواب کافی و فعالیتهای ذهنی میتوانند به حفظ سلامت مغز کمک کنند. ۹. برخلاف برخی باورهای رایج، انسان تقریباً از تمام بخشهای مغز استفاده میکند و دو نیمکره مغز نیز به طور مداوم با یکدیگر در تعامل هستند. دانشمندان معتقدند با وجود دههها تحقیق، مغز همچنان یکی از بزرگترین معماهای علم است و هر سال کشفیات تازهای درباره عملکرد آن منتشر میشود. @samimiyyat
امروز اگر بزرگ شدیم به برکت کسانیست که در این آشوب روزگار سپرجوانیمان شدند و رنجهایمان رابه دوش کشیدند کسانیکه امروز صورتشان پراز چین و چروک شده. پیر در پنهان هر رخداد ؛ نکته ها میبیند که دیده دیگران به دیدن ان نابیناست ما با احترام به کهن سالان ؛ در حقیقت به فردای خود احترام میگذاریم به رسم کهن، یاد میکنیم از آنهایی که وقتشان و مکانشان از ما جداست.. یاد میکنیم از آنهایی که دلتنگشان میشویم... یاد میکنیم از آنها که هنوز دوستشان داریم... دلمان گرم به خاطره پدرهایی که نیستند، مادرهایی که رفته اند.. به یاد آن عشق های بار سفر بسته،فاتحه ای ره توشه میکنیم.. . روح همه اموات شاد و قرین رحمت الهی باد @samimiyyat
خوشبختی چیز عجیبی است وقتی می آید گامهایش آنقدر آرام است که شاید صدای پایش را نشنوی اما وقتی نیست دردش را تا مغز استخوان حس می کنی خوشبختی یک حس درونی است خوشبختی حاصل نوع نگاه ها به زندگی ست تعبیری متفاوت از بودن و برداشتی آزاد از زندگی زندگی: ز = زیباییها را ببین ن = ندای درونت را بشنو د = دلها را شـاد کن گ = گوش بسپار به سکوت ی = یـاری رسان بـاش زندگی اینگونه است، زندگی کن @samimiyyat
شاگرد جوان، با ذهنی آشفته و دلی پر از سؤال، وارد باغ خدامراد میشود. خدامراد، پیر خردمند، مشغول رسیدگی به گیاهان دارویی است. شاگرد میپرسد: «استاد… چرا حال خوب اینقدر کم است و حال بد اینقدر زیاد؟ چرا نمیتوانم آرام باشم؟» خدامراد لبخند میزند و میگوید: «برای فهمیدن حال خوب، باید حال بد را هم تجربه کنی. اگر تاریکی نبود، نور را نمیدیدی. اگر رنج نبود، ارزش آرامش را نمیفهمیدی.» شاگرد میپرسد: «پس چرا وقتی حالمان بد میشود، نمیتوانیم حال خود را بهتر کنیم؟» خدامراد پاسخ میدهد: «نه به این دلیل که نمیتوانی… به این دلیل که هنوز باور نکردهای چه کسی هستی.» بعد ادامه میدهد: «تو اشرف مخلوقاتی. تو جانشین خدایی روی زمین. یعنی میتوانی هر لحظه را خلق کنی. میتوانی نگاهت را عوض کنی و جهان را از نو ببینی.» سپس به یک گل سرخ اشاره میکند: «گاهی یک گل سرخ باش… فقط نظاره کن. نه قضاوت کن، نه بجنگ. نسیم را حس کن، نور را بپذیر، از خاک نیرو بگیر.» بعد به کوه اشاره میکند: «وقتی سختیها فشار میآورند، کوه باش… استوار، آرام، بیشتاب.» و در پایان میگوید: «اگر خسته شدی، پرنده شو… بال بزن و از بالا نگاه کن. طبیعت بهترین معلم توست.» @samimiyyat
گاهی برای پیش رفتن باید زنجیرهایی را ببینی که حتی نمی دانستی به پایت بسته اند. الگوهای قدیمی ، ترسها و دردهایی که از نسل های قبل مانده ، وقتی آگاهانه رهایشان کنی ، راهی تازه در درونت باز می شود. آزادسازی کارمای اجدادی یعنی پایان دادن به چرخهای که دیگر به تو تعلق ندارد. با شکستن الگوهای کهنه ، نه تنها خودت را آزاد می کنی ، بلکه نسلهایی را که پیش از تو آمده اند و نسلهایی را که پس از تو خواهند آمد به نور نزدیک تر می کنی. تو نقطهٔ پایانِ تکرار هستی. آزادسازی کارمای اجدادی یعنی رها کردنِ دردهای به جا مانده و انتخابِ مسیری که از عشق آغاز می شود، نه از تکرار. @samimiyyat
کسی که ارزش وقت را بداند، ارزش زندگی را فهمیده الله متعال به وقت قسم یاد کرده از بس که با ارزش است وقت، از طلا ارزشمندتر است؛ طلا دوباره به دست میآید، اما وقت هرگز. شبکههای اجتماعی میتوانند ابزار باشند، اما اگر مراقب نباشی، دزدِ عمرت میشوند. @samimiyyat
درختِ مقدس میگویند روزی شاگردی جوان، همراه استاد نجاری خود، برای انتخاب چوب راهی جنگل شدند. استاد سالها بود که با درختان زندگی کرده بود؛ از رگ و ریشهشان میگفت و از روی بافت چوب، سرنوشت هر کدام را میخواند. ساعتی در جنگل قدم زدند تا اینکه شاگرد ناگهان ایستاد. در برابرش درختی بود سترگ، با تنهای پیچخورده، شاخههایی شکوهمند و قامتی که گویی سالها با باد و باران گفتوگو کرده بود. زیباییاش از جنس نظم نبود؛ از جنس رنجی بود که به وقار تبدیل شده است. شاگرد با شوق گفت: «استاد... این درخت را ببین! چه باشکوه است. اگر آن را ببریم، میتوانیم از چوبش شاهکاری بسازیم.» استاد نزدیک شد، دست بر تنه درخت کشید و گفت: «نه... چوبش به کار نجاری نمیآید. بافتش سست است و دوام لازم را ندارد.» شاگرد هنوز نگاهش را از درخت برنداشته بود. گفت: «پس لااقل از این فرم بینظیرش یک اثر هنری بسازیم. حیف است.» استاد آرام پاسخ داد: «نه میوهای دارد، نه سایهای گسترده، نه چوبی مرغوب. برای آنچه ما میخواهیم، ارزشی ندارد.» شاگرد سکوت کرد؛ اما دلش راضی نشد. در ذهنش این پرسش میچرخید که چگونه ممکن است چیزی تا این اندازه زیبا، از نگاه یک استاد، بیارزش باشد؟ آن روز گذشت. استاد و شاگرد رفتند و درخت، همچنان در سکوت جنگل ایستاد؛ همانگونه که قرنها ایستاده بود. آن شب، استاد خوابی عجیب دید. درخت روبهرویش ایستاده بود؛ نه مانند یک گیاه، بلکه چون پیرمردی حکیم که سالها خاموش مانده و اکنون زمان سخن گفتنش رسیده است. درخت گفت: «امروز مرا دیدی، اما نشناختی. تمام روز از آنچه نداشتم سخن گفتی؛ نگفتی چه هستم، فقط شمردی که چه نیستم. گفتی چوبم مرغوب نیست... میوهای ندارم... سایهام اندک است... اما هیچ از خود پرسیدی اگر همه آنچه تو ارزش مینامی را داشتم، آیا امروز هنوز زنده بودم؟ اگر چوبی سخت و گرانبها داشتم، سالها پیش مرا بریده بودند. اگر میوهای شیرین داشتم، هر فصل برای تصاحبم میآمدند. اگر تنهای صاف و بیگره داشتم، سقف خانهای میشدم و دیگر نشانی از من باقی نمیماند. آنچه مرا تا امروز حفظ کرده، داشتههایم نبوده؛ نداشتههایم بوده است. گاهی خداوند چیزی را از انسان دریغ نمیکند تا او را محروم کند؛ دریغ میکند تا او را حفظ کند. تو نبودن را نقص میبینی؛ اما بسیاری از نبودنها، لباسِ محافظتاند. انسانها سالها برای بهدست آوردن چیزهایی میدوند که شاید همانها، روزی سبب سقوطشان شود؛ و سالها از نداشتههایشان شکایت میکنند، بیآنکه بدانند همان نداشتهها، بارها جانشان را نجات داده است. ارزش هر موجود را فقط با سودی که برای تو دارد نسنج. برخی آفریده شدهاند تا مصرف شوند؛ برخی آفریده شدهاند تا بمانند. ماندن، خود نعمتی است که همیشه نصیب ارزشمندترینها میشود.» استاد از خواب پرید. صبح، دوباره به همان جنگل رفت. این بار دیگر درختی خشک و بیثمر نمیدید؛ موجودی را میدید که قرنها ایستاده بود تا حقیقتی را به انسان بیاموزد؛ حقیقتی که هیچ کتابی به این زیبایی بیانش نمیکند. او فهمید که انسان، ارزش خود را تنها با داشتههایش تعریف میکند؛ با ثروت، مقام، استعداد، شهرت و موفقیت. اما زندگی، بارها ثابت کرده است که گاهی بزرگترین نعمتها، در چیزهایی نهفتهاند که هرگز به ما داده نشدهاند. شاید اگر همه آرزوهایمان برآورده میشد، امروز دیگر خودِ ما باقی نمانده بود. از آن روز، استاد هرگاه درختی را میدید، پیش از آنکه بپرسد «چه دارد؟»، از خود میپرسید: «شاید آنچه ندارد، راز ماندگاری او باشد.» و این، راز درختِ مقدس بود؛ اینکه ارزش انسان را تنها داشتههایش نمیسازند. گاهی نداشتههایی که با آنها جنگیدهایم، همان موهبتهای پنهانیاند که خدا برای حفظ مسیر، هویت و ماندگاریمان در زندگی به ما بخشیده است. @samimiyyat
هوشیاری در جنگ؛ مراقبت از وحدت ملی در شرایط جنگی، میدان نبرد تنها به عرصه نظامی محدود نمیشود؛ بلکه افکار عمومی نیز به یکی از مهمترین میدانهای رویارویی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، انتشار اخبار تأییدنشده، شایعات، تحلیلهای هیجانی، دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی یا بازنشر مطالبی که موجب ناامیدی و بیاعتمادی میشود، میتواند ناخواسته در راستای اهداف جنگ روانی دشمن قرار گیرد. هدف جنگ روانی، تضعیف روحیه مردم، ایجاد تردید، گسترش بیاعتمادی و کاهش همبستگی اجتماعی است. هر پیام، هر خبر و هر بازنشر بدون بررسی، ممکن است بخشی از این زنجیره باشد. بیاییم در روزهای حساس: - پیش از انتشار هر خبر، از صحت آن اطمینان حاصل کنیم. - از بازنشر شایعات و مطالب تفرقهافکن خودداری کنیم. - اختلافنظرها را با احترام و مسئولیتپذیری بیان کنیم. - منافع و امنیت ملی را بر هیجانات لحظهای ترجیح دهیم. - با حفظ آرامش، همدلی و انسجام اجتماعی، در برابر جنگ روانی هوشیار باشیم. تجربه ملتها نشان داده است که در بحرانها، سرمایه اصلی هر کشور نه فقط توان نظامی، بلکه اعتماد، وحدت و همبستگی مردم است. حفظ این سرمایه، مسئولیتی است که بر عهده همه ما قرار دارد. گاهی «نبش قبر» اختلافات گذشته، خود به ابزاری برای ایجاد شکاف در همبستگی ملی تبدیل میشود. بازنشر مکرر مطالب قدیمی، زنده کردن کدورتها، برجستهسازی اختلافات تاریخی و دامن زدن به دوگانگیهای سیاسی و اجتماعی، بهویژه در شرایط بحرانی، میتواند انسجام جامعه را تضعیف کند. نقد و گفتوگو در جای خود ارزشمند است، اما در روزهای حساس، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ آرامش، تقویت اعتماد عمومی و پاسداری از سرمایه بزرگ وحدت ملی است. هوشیار باشیم که هر مطلبی، هرچند متعلق به گذشته باشد، اگر امروز موجب تفرقه و کمرنگ شدن همدلی شود، میتواند برخلاف منافع عمومی عمل کند. «در روزهای بحران، آنچه باید از گذشته به یاد آوریم، تجربهها برای ساختن آینده است؛ نه اختلافها برای شکستن امروز.» «دشمن، زمانی به هدف خود نزدیک میشود که ما خود، روایتگر اختلافها باشیم. امروز بیش از هر زمان دیگر، مسئولیت ما ساختن پلهای اعتماد است، نه دیوارهای تفرقه.» @samimiyyat
متاسفانه مطلع شدیم که وضعیت نیروگاههای برق به حالت اضطرار درآمده و آنقدر حجم مصرف برق بالا رفته که هر آن احتمال دارد یک یا چند نیروگاه در اثر فشار از مدار خارج بشوند. خارج شدن نیروگاه از مدار یعنی خاموشی سراسری، چون اصلا این حجم مصرف برق سابقه نداشته است. برای جلوگیری از این بحران بهتر است همه ما بعنوان یک کار جهادی روشنایی اضافه منزل را خاموش، وسایل برقی پر مصرف مثل اتو یا ماشین لباسشویی و ظرفشویی را نیمه شبها استفاده کنیم و حتی المقدور درجه کولر را کمکرده تا سیستم برق رسانی کشور دچار مشکلات کمتری بشود. در این شرایط ما خودمان باید به خودمان کمک کنیم. مطمئنا با رعایت چند نکته ساده میتوانیم به یاری خدا دوره پیک مصرف را پشت سر بگذاریم. @samimiyyat
گاهی برای پیش رفتن باید زنجیرهایی را ببینی که حتی نمی دانستی به پایت بسته اند. الگوهای قدیمی ، ترسها و دردهایی که از نسل های قبل مانده ، وقتی آگاهانه رهایشان کنی ، راهی تازه در درونت باز می شود. آزادسازی کارمای اجدادی یعنی پایان دادن به چرخهای که دیگر به تو تعلق ندارد. با شکستن الگوهای کهنه ، نه تنها خودت را آزاد می کنی ، بلکه نسلهایی را که پیش از تو آمده اند و نسلهایی را که پس از تو خواهند آمد به نور نزدیک تر می کنی. تو نقطهٔ پایانِ تکرار هستی. آزادسازی کارمای اجدادی یعنی رها کردنِ دردهای به جا مانده و انتخابِ مسیری که از عشق آغاز می شود، نه از تکرار. @samimiyyat
در تصویر بالا درس بزرگی نهفته است، حتی اگر واقعاً اتفاق نیفتاده باشد فردی که کارش برگزاری مسابقات سرعت سگها بود، برای تنوع یک یوزپلنگ را به مسابقه آورد. ولی با کمال تعجب در هنگام مسابقه یوزپلنگ از جایش تکان نخورد و سگها با تمام توان میدویدند یوزپلنگ فقط نگاه میکرد وقتی از این فرد پرسیدند پس چرا یوزپلنگ در مسابقه شرکت نکرد؛ پاسخ جالبی داد: گاهی تلاش برای اینکه ثابت کنی تو بهترین هستی توهین به خودت است. همیشه و همهجا لازم نیست خودت را به همه ثابت کنی گاه سکوت بهترین پاسخ است.... اگر اطمینان داری که راه درست را انتخاب کردی، به راهت ادامه بده؛ مهم نیست دیگران دربارهات چه فکری میکنند، لازم نیست مرتب خودت را اثبات کنی @samimiyyat