سخن موثر
Статистикаبرای دانستن کتاب می خوانم و گوش میدهم. نمی خوام ناآگاه از دنیا بروم. آدرس پیج اینستاگرام:@ravanbonyan
- Последний пост
- 23 нояб.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Channel photo updated
Channel name was changed to «سخن موثر»
بر سر قبر من مایست و گریه مکن، من آنجا نیستم، من نمردهام. من هزاران باد هستم که میوزد، من الماس برفم که بر زمین میدرخشد. من آفتاب بر خوشههای رسیدهام، من باران آرامِ پاییزیام. وقتی بیدار میشوی و در سکوت صبح پرندهای میخواند، من آن پرواز آرامم. پس بر سر قبرم مایست و گریه مکن— من آنجا نیستم، من نمردهام. شاعر: نامشخص @Psychologicalaudiobooks
میگویند: این نیز بگذرد. اما من با رنجی که در پوست و استخوانم خانه کرده، چگونه آرام شوم؟ رنجی که نه تند و گذراست، نه شعلهای که خاموش شود، بلکه سایهای سنگین، که هر روز، بیصدا بر جانم گسترده میشود. این نیز بگذرد؟ چه کسی این را گفته؟ وقتی که در سکوتِ شبها، این درد، زیر پوست من برشی از ناگفتهها را فریاد میزند... و من تنها نشستهام با غمی که نه انکار میشود، نه تسکین مییابد. #سامرند_صالحی @Psychologicalaudiobooks
«آزادی، هزینه دارد؛ و آن هزینه، آمادگی برای رویارویی با حقیقت است.» #آلدوس_هاکسلی 🔹تلگرام: @Psychologicalaudiobooks
امروز، در میان دیوارهای بی روح زندان، برادرم را بو کشیدم. نه برای دلتنگی، بلکه برای آنکه عطرش را در جانم ذخیره کنم، تا ۲۹ روزِ دیگر را با یادش زنده بمانم. چه بوی عجیبی دارد برادر… ترکیبیست از کودکی، از قدرت، از امید… از چیزی که هیچ میلهای توان گرفتنش را ندارد. نَفَس کشیدم، عمیق، تا او را با خود ببرم، در قلبم، برای روزهایی که هنوز نیامدهاند… #سامرند_صالحی یاداشت هایی برای روزهای فروپاشی 🔹تلگرام:@Psychologicalaudiobooks
امروز ۲۱ ژوئیه (۳۰ تیر) سالروز تولد ارنست همینگوی است. این نویسنده برجسته آمریکایی در ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۹ در اوک پارک، ایلینوی متولد شد و در ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ در کچام، آیداهو درگذشت. @Psychologicalaudiobooks #تولد_نویسندگان
«تنهایی انتخاب نیست، سرنوشتیست که با انسان زاده میشود.» (از کتاب #صد_سال_تنهایی #گابریل_گارسیا_مارکز) 🔹تلگرام:@Psychologicalaudiobooks
حتی تاریکترین شب نیز به پایان میرسد و خورشید طلوع خواهد کرد. از رمان «بینوایان» اثر #ویکتور_هوگو @Psychologicalaudiobooks
هرگز دستکم نگیر که مردم چقدر به خود زحمت میدهند تا حقیقتهایی را بسازند که بتوانند تحملشان کنند. #آتنا_فرخ_زاد نویسنده ایرانی_سوئدی یاداشتهایی برای روزهای فروپاشی @Psychologicalaudiobooks
«گاهی انگار آنچه تجربه میکنیم، مدتهاست که گذشته. و داریم چیزی را به یاد میآوریم که همین حالا در حال انجام آن هستیم.» #یودیت_هرمان این جمله، که به سبک ادبیات آلمانی پُر از ابهامِ شاعرانهاست، به پیچیدگی تجربه زمان، حافظه، و حس "در لحظه نبودن" اشاره دارند. بسیاری از رواندرمانگران این جمله را نمونهای از «گسست تجربهای» (dissociation) یا تجربهی آگاهی دوپاره میدانند. @Psychologicalaudiobooks
زندگی گاهی بیهشدار فرو میریزد، و گاهی ناباورانه قد میکشد.
سکوت، صدای خستهی جان است. نه ناتوانی، که ترجیحِ واژههاییست که فهمیده نمیشوند. یادداشتهایی برای روزهای فروپاشی #سامرند_صالحی @Psychologicalaudiobooks
رنج، آموزگار بیرحمیست، اما صادق. او تو را به ژرفای خویشتن میبرد؛ آنجا که گریه ناتوان است، و واژهها در سکوت میمیرند. در تاریکیاش نوری نیست، اما چشمها یاد میگیرند بینور دیدن را. رنج، دستت را نمیگیرد، اما زمینات میزند تا برخیزی— نه چون قویتر شدهای، بلکه چون دیگر راهی جز ایستادن نیست. #سامرند_صالحی @Psychologicalaudiobooks
– انسانیت؟ – در ایدئولوژی نیست. نه در حزب، نه در شعار. در لحظهایست که بیدلیل، بیدفاعی را در آغوش میکشی. 🔹تلگرام: @Psychologicalaudiobooks
🔹🔹وقتی بلایای طبیعی به پای گناه نوشته میشد… در قرون وسطی، برای مردم اروپا هر فاجعهای معنایی داشت؛ زلزله، طاعون، قحطی، خشکسالی یا حتی توفانهای شبانه، تنها یک رویداد طبیعی نبود—بلکه «پیام خداوند» بود؛ نشانهای از خشم آسمان به خاطر گناهان مردم. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 در آن دوران، کلیسای کاتولیک نقش محوری در تفسیر مصائب ایفا میکرد. واعظان از منبرها هشدار میدادند که فساد، شهوت، سستی ایمان و بیتوجهی به دستورات الهی، سبب نزول بلایا شدهاند. مردم نیز برای رهایی، دست به دعا، روزه و مراسم توبه میزدند؛ برخی حتی خود را شلاق میزدند تا خدا را راضی کنند. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 یکی از شاخصترین نمونهها، جنبش «فلِجِلَنتها» بود. در جریان طاعون سیاه در قرن ۱۴، هزاران نفر در خیابانها راه میافتادند، به سینه و پشت خود شلاق میزدند و از خدا طلب آمرزش میکردند. گمان میرفت اگر مردم کافی توبه کنند، طاعون از میان خواهد رفت. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 اما این تنها شکل ماجرا نبود. گاهی علت بلاها را نه در خود، بلکه در دیگری جستوجو میکردند: زنانی که به جادوگری متهم میشدند، اقلیتهای مذهبی، یا حتی کشیشانی که به فساد شهره بودند. در برخی مناطق مانند «وال کامونیکا» در ایتالیا یا «ویسنشتایگ» در آلمان، صدها زن به اتهام «ایجاد خشکسالی و طوفان با سحر و جادو» سوزانده شدند. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 همهچیز از دید مردم معنادار بود: اگر محصولات کشاورزی از بین میرفت، اگر حیوانات بیمار میشدند، اگر باران نمیبارید، حتماً گناهی پنهان یا نفرینی در میان بود. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 اما با گذر زمان، بهویژه پس از رنسانس و انقلاب علمی، نگرشها تغییر کرد. فهم انسان از طبیعت، بیماری و جامعه بهتدریج جای تفسیرهای الهیاتی را گرفت. ولی رد این نگاه قدیمی، هنوز در حافظهی تاریخی و حتی فرهنگهای امروزی قابل ردگیریست. 🍃🍃🍃🍃🍃🍃 آیا هنوز هم در ایران دلیل جنگ ها، قحطی ها، نباریدن باران و برف،قطعی آب و برق و گاز، آتش سوزی و غیره تقصیر گناهان مردم نیست از دیدگاه روحانیون و سیاست مداران؟؟؟ 🔹تلگرام: @Psychologicalaudiobooks 🔸اینستاگرام:http://www.instagram.com/sokhan_e_moaser
دیوار ما یک زمانی در یک بیایان حرکت میکردهایم. ناگهان با یک گرگ، یعنی با یک عامل خطر، مواجه شدهایم. از ترس این گرگ به پشت یک دیوار پناه بردهایم. بعد از قرار گرفتن در پشت دیوار متوجه شدهایم که این دیوار کیفیتی دارد که بسیار لرزان و سست است. با کوچکترین نسیم، با کوچکترین ضربه و اشاره ممکن است در هم بریزد و روی سر ما خراب بشود. تهدیدی که از این دیوار متوجه ما بوده است، بعلت قابل لمس بودن و بعلت نزدیک بودن به ما چنان ما را در ترس و هراس فرو برده است که یک لحظه فرصت، فراغت و اندیشیدن آزادانه و آرام را پیدا نکردهایم. چنان با ترس دیوار مشغول بودهایم که نفهمیدهایم چند سال است پشت آن قرار گرفتهایم. یا حتی برای چه پشت آن قرار گرفتهایم. ترس از خود دیوار چنان ما را در خود پیچانده است که فرصت نکردهایم یک لحظه سرمان را از پشت دیوار خارج کنیم تا ببینیم اصولا گرگ هنوز هم هست یا رفته است. وضعیت ما دقیقا اینطور است. ما از "فکر" برای خود یک حصار دفاعی ساختهایم. ولی خود همین حصار به علت "هوایی" بودن، به علت سستی و ناپایداری، به علت متضاد بودن ارکان و اجزایش چنان ما را در وحشت، اضطراب و دلهره نگه داشته است که فرصت و امکان بررسی روشن و دقیق همه چیز را از ما گرفته است. کتاب «انسان در اسارت فکر» محمدجعفر مصفا @Psychologicalaudiobooks
حقیقت را میدانم، اما از احتجاج برای اثباتش ناتوانم. 🖊️#خورخه _لوئیس_بورخس 📗کتاب اولریکا و هشت داستان دیگر 🔹تلگرام: @Psychologicalaudiobooks 🔸اینستاگرام: http://www.instagram.com/sokhan_e_moaser
آدمها میخواهند مشهور شوند و شیفتهٔ آدمهای مشهورند، گویی نگونبختیها و ناکامیهای خویش را در کامیابی افراد سرشناس و مشهور فراموش میکنند. 🖊️#مارک_رولندز 📗شهرت 🔹تلگرام: @Psychologicalaudiobooks 🔸اینستاگرام:http://www.instagram.com/sokhan_e_moaser
عشق باعث میشود آدم نگاهِ سنجشگرانه و نیروی قضاوتش را از دست بدهد. 🖊️#لنا_آندرشون 📗کتاب تصرف عدوانی 🔹تلگرام: @Psychologicalaudiobooks 🔸اینستاگرام: http://www.instagram.com/sokhan_e_moaser