صداهای خاموش
Статистика- Последний пост
- 10 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اسرائیل علیه ناصر؛ سه روایت از یک رویارویی تاریخی تاریخ: ۱۹ تیر ۱۴۰۵ | ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ جمال عبدالناصر یکی از کاریزماتیکترین و اثرگذارترین رهبران جهان عرب در قرن بیستم بود؛ رهبری که بازخوانی تقابلش با اسرائیل هنوز میتواند درسآموز باشد. 🛑 روایت اول: عملیات سوزانا و تخریب مناسبات مصر و آمریکا 1⃣در میانه دهه ۱۹۵۰، رابطه جمال عبدالناصر و ایالات متحده هنوز به نقطه گسست نرسیده بود. ناصر برای دریافت سلاح، کمک اقتصادی و تأمین مالی سد اسوان ( که نماد توان دولت جدید مصر برای توسعه مستقل، مهار نیل و ساختن مشروعیت داخلی بود ) با واشنگتن گفتوگو میکرد و همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی محدودی نیز میان دو کشور جریان داشت. ⭕عملیات سوزانا توسط اسرائیل درست در همین لحظه آغاز شد. 2⃣شبکهای وابسته به اطلاعات نظامی اسرائیل مأمور شد مراکز آمریکایی در مصر را هدف قرار دهد و مسئولیت حملات را به گردن نیروهای مصری و جریانهای ضدغربی بیندازد. قرار بود مصر در چشم آمریکا کشوری بیثبات، خصمانه و غیرقابل اعتماد به نظر برسد؛ کشوری که یا خود منشأ خشونت است یا توان مهار آن را ندارد. ظاهر عملیات، انفجار چند مرکز بود؛ اما هدف اصلی، مناسبات ناصر و آمریکا بود. اسرائیل میخواست سه نتیجه را همزمان رقم بزند: 👈 ناصر در واشنگتن نامطمئن و ضدآمریکایی جلوه کند؛ 👈آمریکا در ذهن ناصر قدرتی همسو با اسرائیل دیده شود؛ 👈و هر امکانی برای نزدیکی و تفاهم میان قاهره و واشنگتن از میان برود. ناصر در آن مقطع هنوز آمریکا را یک شریک احتمالی میدید و این برای طراحان عملیات، همین احتمال خطرناک بود. 3⃣پس از اجرای عملیات، چند اتفاق در کنار هم قرار گرفت: درخواست مصر برای دریافت تسلیحات به تعلیق درآمد، تأمین مالی سد بلند اسوان با مانع روبهرو شد و همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا با مصر متوقف شد. همین توالی، سوءظن ناصر را به یک برداشت سیاسی تبدیل کرد. سعید خلیل ابوریش در ناصر؛ آخرین عرب مینویسد: «از نظر ناصر، دامنه این توطئه از دولت اسرائیل فراتر میرفت و آمریکاییها را نیز دربر میگرفت.» (ناصر؛ آخرین عرب، ص. ۹۲) از آن پس، هر تصمیم واشنگتن درباره سلاح، کمک اقتصادی یا همکاری سیاسی میتوانست در ذهن ناصر نه یک اختلاف مستقل، بلکه بخشی از طرحی هماهنگ تلقی شود. عملیات دقیقاً همین را میخواست: آمریکا به ناصر بیاعتماد شود و ناصر نیز آمریکا را دیگر یک شریک مستقل نبیند. ابوریش نتیجه را صریح بیان میکند: «بدین ترتیب، عملیات سوزانا به هدف خود رسید: ایجاد شکاف میان ناصر و ایالات متحده.» (همان، ص. ۹۲) اهمیت سوزانا در این نبود که یک شبکه اطلاعاتی موفق به انفجار چند هدف شد یا نشد. مسئله اصلی، نابودی امکان نزدیکی آمریکا و ناصر بود که ابوریش آن را موفق میداند: «اگر هدف نهایی این عملیات [...] تضعیف روابط ناصر با ایالات متحده بوده، در این صورت میتوان عملیات سوزانا را موفقیتآمیز توصیف کرد.» (همان، ص. ۸۵) 🛑ذکر این روایت از کتاب ناصر آخرین عرب نه به معنای دفاع از اعتماد بیقیدوشرط به آمریکاست و نه انکار ضرورت تضمین، احتیاط و سنجش رفتار واشنگتن. ادعای محدودتر اما مهمتر آن است که همواره ، یکی از خطوط قرمز جریان جنگطلب در اسرائیل، شکلگیری رابطهای مستقل و کمتنش میان آمریکا و دولتهای منطقه بوده است؛ رابطهای که انحصار اسرائیل بر مناسبات واشنگتن با خاورمیانه را تضعیف کند. منبع: سعید خلیل ابوریش، ناصر؛ آخرین عرب، فصل سوم، بهویژه صفحات ۸۵ و ۹۲
🔴ایران سینما نیست 📝روزبه کردونی 1⃣سقوط مادورو در ونزوئلا—یا دقیقتر، روایتِ «سقوط مادورو»—برای من اتفاق تازهای نیست. نه از سر پیشبینی سیاسی، بلکه از سر حافظه.بیش از سه دهه پیش، نوجوانی بودم که جهان را از قاب فوتبال میدیدم. همان سالها که دنیای فوتبال مارادونا بود و تیم فوتبال ناپولی. یک بازی سرنوشتساز: ناپولی مقابل یوونتوس.در همان روزها، خبر سقوط مانوئل نوریهگا هم با همین ضرباهنگ پخش شد. اتفاقاً یکی از دلایل اعلامی در پاناما نیز—مانند ونزوئلا—موضوع مواد مخدر بود. بنابراین امروز همان الگو تکرار میشود. 2⃣اما این منطقِ نمایش میل دارد خودش را تعمیم دهد. همان زبانی که ونزوئلا را «تمامشده» روایت میکند، آرامآرام به سراغ ایران هم میآید؛ با همان شتاب، همان قطعیت، و همان خیالِ پایان نزدیک. 👈درست همینجا خطا آغاز میشود. چون ایران، سینما نیست. این یادداشت نه برای تطهیر قدرت نوشته شده و نه برای خاموشکردن اعتراض. نه رنج را انکار میکند، نه خشم را داوری میکند، و نه برای تشویق به سکوت یا ترغیب به مطالبهگری نوشته شده است. هدفش فقط شکستن یک تصویر خطرناک است؛ تصویری که ایران را به «پروژهای نمایشی» تقلیل میدهد؛ پروژهای که میشود از بیرون قاب دید، دربارهاش تصمیم گرفت،و بعد کنار گذاشت. 3⃣برای آمریکای لاتین، این منطق روایت ناآشنا نیست. تاریخ آن منطقه بارها با کودتا، اشغال، دستگیریهای ناگهانی و تغییرات ضربتی روایت شده است. در چنین حافظهای، «سقوط» میتواند شبیه یک رویداد تلویزیونی جلوه کند، چون پیشتر بارها تجربه شده است. اما ایران در چنین حافظهای زندگی نمیکند. اینجا سرزمینی است که تاریخ آهسته حرکت میکند. در ایران، هیچچیز ناگهانی تمام نمیشود. در کنار این تاریخ لایهلایه، روحی جاری است که شاید همیشه فریاد نزند، اما هرگز از میان نمیرود؛ همان روح استقلالطلبی که محمدعلی اسلامی ندوشن از آن سخن میگفت. 4⃣استقلالطلبی در اینجا نه به معنای انکار خطاهاست و نه نفی نقد؛ به معنای نپذیرفتن «تعریف بیرونی» از سرنوشت است. روحی که ممکن است خسته شود، خاموش بماند یا به حاشیه رانده شود، اما از خود بیگانه نمیشود. ایران فقط خاک یا دولتِ مستقر نیست. مرزهایی دارد که دیده نمیشوند، اما عبور از آنها دشوار است: مرز حافظهی تاریخی، مرز زبان، مرز روایت، و مرز رنج مشترک. همین مرزهای ناپیداست که اجازه نمیدهد ایران به یک «سکانس پایانی» فروکاسته شود 5⃣هر تحلیلی که ایران را در قالب «پایان نزدیک» بفهمد، چه در سیاست خارجی، چه در رسانه، و چه در کنش اجتماعی، دیر یا زود به محاسبهای نادرست میرسد. ایران را نمیشود با سناریوهای آماده فهمید، و نمیشود با منطق نمایش دربارهاش تصمیم گرفت. 6⃣این یادداشت نمیگوید همهچیز خوب است و نمیگوید اعتراض نکنید. فقط میگوید ایران را با روایتهایی که پایان را از پیش اعلام میکنند قضاوت نکنید. ایران مانند بسیاری کشورها نیست؛ نه از سر برتری، بلکه از سر تفاوت در منطق تاریخ. ایران را نمیشود «تمام کرد». این سرزمین، نه فیلمی با پایان معلوم، که مسئلهای است باز در دلِ زمان. 🔴متن کامل یادداشت در خبرآنلاین 🔴کانال فراشرح
🔹صالحیامیری در بازدید از کاخ گلستان: 🔷توقف ساختوسازهای غیرمجاز در حریم مجموعه جهانی کاخ گلستان/ هیچ تخلفی در حرائم میراثی پذیرفتنی نیست/ در صیانت از کاخ گلستان و بافت تاریخی تهران هیچگونه تسامحی نخواهیم داشت/ تشکیل کمیتهای تخصصی برای بررسی جزئیات و ارائه گزارش به مردم 🔹وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با تاکید بر جایگاه بیبدیل کاخ گلستان و بافت تاریخی تهران در هویت ملی، اعلام کرد: تمامی ضوابط عرصه و حریم آثار تاریخی لازمالاجراست و وزارتخانه با رویکردی شفاف، علمی و مبتنی بر قانون، روند حفاظت از این میراث ارزشمند را پیگیری میکند. www.chtn.ir/x4j8Z @CHTNiran
🔴ایستادن در تعلیق؛ مکثی برای زندگی در تکرار غریبانهی روزها و زوال سیاست 📝روزبه کردونی 👈گاهی روزگار به نقطهای میرسد که گویی زمان نفسش را حبس کرده است؛ نه میگذرد و نه میایستد. این روزها چیزی شبیه تکرار غریبانهی روزها در تعلیق و ابهام است؛ روزهایی که ما را ایستاده در تهدید و معلق میان فردا و هرگز نگاه داشتهاند. انگار همه در پشت پردههای مهآلود اندوه، میان جنگ یا صلح، امید یا ناامیدی، فردا یا هرگز ایستادهایم. پرسشی تلخ در ذهنها میچرخد: «آیا جنگ میشود؟» و گاه خودِ این ابهام از هر جنگی سنگینتر است. اما ناامیدی تنها از این ابهام نمیآید. روزگاری کلانروایت «ایران در خطر است» همه را گرد هم میآورد، حتی رقیبان را. امروز با فروکش آن، خُردهروایتهای تنازعآفرین دوباره جان گرفتهاند و بر طبل اختلاف میکوبند. این خود بر ترس و ابهام افزوده است . 🔴گویی صحنهای شبیه فیلم Don’t Look Up پیش چشم ماست: شهابسنگ در آستانهی برخورد است، زمین در خطر نابودی است، اما سیاستمداران سرگرم جدلهای حزبیاند و شرکتها سود را بر نجات زمین ترجیح دادهاند. برای اینها این همان زوال سیاست است؛ لحظهای که سیاست دیگر زبان ملت و پناه مردم نیست. 🔵با این همه، تجربهی تاریخ نشان داده است که حتی در سختترین لحظاتِ تعلیق، زمانی که افق پوشیده از غبار و آینده در تعلیق میان بودن و نابودی است، جوامع انسانی توانستهاند از دل تهدید راهی به زندگی باز کنند؛ حقیقتی که هم تاریخ و هم ادبیات آن را بازتاب دادهاند. 🛑یان مارتل در Life of Pi، پی پاتل را در قایقی کوچک با ببرش ریچارد پارکر در دریای طوفانی تصویر میکند تا نشان دهد زندگی در تعلیق، میان کسالت و وحشت در نوسان است و تنها دشمن واقعیاش ترس است. چنانکه ادبیات کافکا یادآور میشود، زندگی در تعلیق نه یک حادثه، که گاه سرنوشت انسان است. اگر بپذیریم بخشی از زیبایی زندگی در همین تعلیق و ابهام نهفته است، آنگاه راه امید آن خواهد بود که کنار هم بایستیم و روایتهای همدیگر را بشنویم؛ چراکه تنها در گفتوگوست که معنا زنده میشود.در زیستن در تعلیق و ابهام —و ساختن معنا از دل همین وضعیت در حضور خداوندگار غیرممکن ها. #فراشرح https://t.me/rkardooni99
🔴استرداد ; روایت یک عقب نشینی یا تولد یک فضیلت؟ 📝روزبه کردونی در سیاست، آنچه آشکار است، همیشه مهمترین بخش ماجرا نیست. چارلز هرمان در کتاب When Things Go Wrong مینویسد: «برای بسیاری از رهبران، اعتراف به خطا بزرگترین تهدید است؛ چراکه ممکن است به فروپاشی اقتدارشان بینجامد. باربارا تاکمن نیز هشدار میدهد که "برای برخی حکمرانان، پذیرش اشتباه، نفرتانگیزترین تصمیم ممکن است." اما سیاست فروتنانه و معطوف به با مردم و از مردم بودن همیشه در برابر اصلاح، لجباز نمیماند. در روزهایی که جامعه در آستانه محدودشدن قرار گرفته بود، دولت میتوانست مثل خیلی از موارد گذشته، مقاومت کند و اجرایی شدن لایحه صیانت را زیر نقاب کلکلسیونی از استدلال ها اجرایی کند و پیش ببرد .اما چنین نکرد. دولت، تصمیم به بازنگری گرفت، ایستادگی همبستگی زدا را کنار گذاشت و راه شنیدن صدای جامعه را برگزید. در فیلم دندان مار، احمد نجفی در یکی از دیالوگهای زیبای سینمای ایران میگوید: "یک جا هست که باید وایسی، یه جا هم هست که باید در بری. اما خدا نکنه جای این دوتا با هم عوض بشه، چون دیگه تا آخر عمر بدهکار خودتی..." مسعود پزشکیان و دولت او ، آنجا که باید میایستاد—در برابر تجاوز، در دفاع از تمامیت سرزمینی، در کنار نیروهای مسلح، در جنگ ۱۳روزه با اسرائیل—با صلابت ایستاد. اما در برابر مردم خودش، در برابر آنها که به او رأی دادند و به اصلاح امیدوار بودند، نایستاد. لج نکرد. مسیر را بازبینی کرد. و این، نه «عقبنشینی»، بلکه ادراک عمیق جایگاه مردم در هندسه قدرت مشروع بود. 👈دولت فروتن؛ حکمرانیای که از مردم نمیترسد "دولت فروتن " صرفاً یک ایده اخلاقی نیست؛ بلکه مدلی برای تابآوری نهادی است. دولتی که: از پذیرش ناآگاهی نمیهراسد ، اصلاح را نشانه بلوغ میداند، نه نشانه ضعف و اقتدار را از اعتماد عمومی میگیرد، نه از کنترل فضاهای مجازی یا نادیدهگرفتن افکار عمومی و در نهایت، سیاست را میدان یادگیری میبیند، نه زورآزمایی. تصمیم اخیر دولت در پس گیری لایحه صیانت، نمونهای از حکمرانی فروتنانه و یادگیرنده بود؛ 👈سیاست بهمثابه یادگیری نهادی «بازپسگیری لایحه» دید ، نشانهای از بازگشت گفتوگو به سیاست، و تولد فهمی تازه از رابطه دولت و جامعه.همبستگی از دل فروتنی میروید، نه از تحمیل. و اعتماد، دقیقاً در همین لحظات ساخته میشود—جایی که دولت ترجیح میدهد بشنود، نه پافشاری کند. این یادداشت، ستایشنامه دولت نیست. روایت لحظهای است که میتوانست مثل گذشته باشد، اما نبود.لحظهای که تصمیمگیران، از فرمول تکراری «تحمیل-مقاومت-انکار» فاصله گرفتند، و اصلاح را انتخاب کردند.لحظه ای که می تواند تولد یک فضیلت باشد . https://t.me/rkardooni99
🔴پزشکیان به مثابه رسانه: روایت ایرانی در جنگ روایتها 📝روزبه کردونی 1⃣مصاحبه دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، با تاکر کارلسون نه صرفاً یک گفتوگو، بلکه یک کنش گفتمانی در سپهر نبرد روایتها بود. 2⃣ در دورانی که جنگها دیگر صرفاً نظامی نیستند و روایتها به ابزار قدرت بدل شدهاند، این گفتوگو را باید یک میدان نبرد روایتمحور دانست؛ جایی که پزشکیان با بهرهگیری از استراتژیهای روایتگری، تلاش میکند ضدروایتهای مستقر را به چالش بکشد و گفتمانی تازه خلق کند. 3⃣روایتگری پزشکیان، در بطن خود یک ضدروایت (counter-narrative) فعال است علیه گفتمان رسانهای مسلط غرب که ایران را منبع خشونت، تروریسم و تهدید هستهای تصویر میکند. واقعیت این است که در میدان جنگهای نوین، روایتها سلاحاند و رسانهها میدان نبرد. دیگر سیاستمدار موفق کسی نیست که صرفاً تصمیم بگیرد، بلکه کسی است که بتواند روایت بسازد، روایت را کنترل کند، و روایتهای مهاجم را خنثی کند. 🔴👈در سطح کنش گفتمانی، پزشکیان تلاش میکند مخاطب آمریکایی و جهانی را در برابر دوگانههای تازهای قرار دهد: «ایرانِ صلحطلب / اسرائیلِ جنگطلب»، «ایرانِ بافرهنگ / تصویرسازی تروریستی»، «آمریکای مستقل / آمریکای تابع اسرائیل»، و «مقاومت مشروع / تجاوز نامشروع». این دوگانهسازیها، نه برای تشدید تنش، بلکه برای بازسازی افق گفتوگو و بازسازی رابطه ایران با مخاطب جهانی است. در جمعبندی، مصاحبه دکتر پزشکیان را باید نه یک گفتوگوی معمولی، بلکه یک «اقدام گفتمانی در جنگهای نوین» دانست. این اقدام، با استفاده از ظرفیتهای روایتگری استراتژیک، در پی آن است که ایران را از وضعیت «ابژه رسانهای» به «فاعل روایی» ارتقا دهد؛ کنشی معطوف به بازسازی قدرت نرم، مشروعیت، و صدای ایران در نظام بینالمللی. روایت پزشکیان از ایران، روایتی رنجمحور اما صلحدوست است؛ روایت مقاومت در عین دعوت به گفتوگو. در برابر بمباران، ترور و تحریم، نه ادبیات تهدید بلکه ادبیات «استعاره تمدنی» را پیش میکشد: «ایران یک تمدن است... ملتی که در عین اختلافنظر، در دفاع از سرزمین خود متحد است.» یادداشت کامل در پایگاه اطلاع رسانی دولت 👇👇 پزشکیان به مثابه رسانه: روایت ایرانی در جنگ روایتها https://share.google/zivXdV19W7033WYOy
🔴 وقتی بغض علیه علی (ع) آشکار شد و حسین ( ع) روایتگر خاندان پيغمبر شد! 📝روزبه کردونی امام حسین در آخرین لحظات می پرسد چرا با من می جنگید: 🔴 عَلی ماذا تُقاتِلونَنی؟ أَعَلی شَریعَةٍ بَدَّلتُها؟ أَم عَلی سُنَّةٍ غَیَّرتُها؟ پاسخ این بود: 🔴 نُقاتِلُکَ بُغضاً مِنّا لِأبیکَ عَلِیِّ بنِ أبیطالِب بخاطر بغضی که از پدرت داریم 👈 واو شکوهمندترین و عاشقانه ترین توصیف را از پیامبر (ص) از علی(ع) ؛ و از فاطمه زهرا(س) گفت 🔴 خِیرَةُ اللهِ مِنَ الخَلقِ أَبِی،ثُمَّ أُمِّی فَأَنَا ابنُ الخَیرَتَینِ پدرم و مادرم هر دو، بهترین برگزیدهٔ خدایند 🔴 فَاطِمُه الزَّهرَاءُ أُمِّی، وَ أَبِی، قَاصِمُ الكُفرِ بِبَدرٍ وَ حُنَینِ مادرم زهراست، پدرم علی است، کسی که در بدر و حنین، کمر کفر را شکست. 🔴 عَبَدَ اللهَ غُلاماً یَافِعاً، وَ قُرَیشٌ یَعبُدُونَ الوَثَنَینِ پدرم در حالی خدا را پرستید که قریش، در بتپرستی غرق بود. 🔴 فَأَبِی شَمسٌ، وَ أُمِّی قَمَرٌ، فَأَنَا الكَوكَبُ، وَابنُ القَمَرَینِ 🔴 مَن لَهُ جَدٌّ كَجَدِّي فِي الوَرى،و كَشیخی ِفَأَنَا ابنُ العَالِمَینِ 👈 حسین، پیش از شهادت خود را چنان معرفی کرد که حجت بر تاریخ تمام شود.
ایران فدای اشک و خنده ی تو اگر دل تو را شکستند تو را به بند کینه بستند چه عاشقان بینشانی که پای درد تو نشستند کلام شد گلوله باران به خون کشیده شد خیابان ولی کلام آخر این شد که جان من فدای ایران … تو ماندی و زمانه نو شد خیال عاشقانه نو شد هزار دل شکست و اخر هزارو یک بهانه نو شد ایران … به خاک خسته تو سوگند به بغض خفته دماوند که شوق زنده ماندن من به شادی تو خورده پیوند به شادی تو خورده پیوند 📝افشین یداللهی https://t.me/rkardooni99
درخواست جمعی از فعالان میراثفرهنگی، اساتید و چهرههای برجسته فرهنگی و هنری، اندیشمندان و حقوقدانان از یونسکو: سکوت در برابر تهدید میراث ایران، خیانت به حافظه تاریخی بشر است/ اقدام فوری کنید تا شاهد از بین رفتن تاریخ نباشیم نویسندگان این بیانیه، با استناد به اسناد بینالمللی نظیر کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حمایت از اموال فرهنگی در هنگام مخاصمات مسلحانه، کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان و نیز قطعنامه ۲۳۴۷ شورای امنیت، اقدام نظامی علیه اماکن فرهنگی را نقض صریح تعهدات دولتها در قبال میراث بشری دانستهاند. آنها خواستار صدور بیانیه فوری یونسکو، اعمال ابزارهای الزامآور بینالمللی، هشدار رسمی به رژیم اسرائیل، تشکیل کمیتههای نظارتی و فعالسازی ظرفیتهای سازمان ملل برای جلوگیری از تکرار فجایع فرهنگی شدهاند . نگارندگان با اشاره به سوابق مستند رژیم صهیونیستی در حمله به اماکن فرهنگی در دیگر کشورها، از جمله تخریب آثار تمدنی در فلسطین و لبنان، خواستار آن شدهاند که یونسکو با رویکردی مسئولانه، حقوقی و شفاف در قبال تهدیدات جاری علیه میراث فرهنگی ایران ایستادگی کند و سکوت را کنار بگذارد. این نامه را شماری از چهرههای برجسته و فعالان میراثفرهنگی، هنری، علمی، سیاسی و دانشگاهی ایران امضا کردهاند؛ از جمله امیر اثباتی، مرتضی افقه، شهرام اقبالزاده، امیر اقتناعی، محسن امامی، مصیب امیری، حجتالله ایوبی، محمدحسین ایمانی خوشخو، ساعد باقری، مرتضی بانک، زهره بزرگمهری، تهمورث بشیریه، سیدمحمد بهشتی شیرازی، علی بیتاللهی، سیدموسی پورموسوی، علیرضا تابش، کمال تبریزی، فرهاد توحیدی، ولی تیموری، محمد جلالی، محمدعلی جعفریه، مهدی حجوانی، الیاس حضرتی، محمدجواد حقشناس، جمشید حمزهزاده، پیروز حناچی، مسعود حیدری، جهانبخش خانجانی، هادی خانیکی، اسدالله رازانی، مصطفی رحماندوست، مهدی رحمانیان، حرمتالله رفیعی، محمدابراهیم زارعی، فیاض زاهد، علی دارابی، محمد درویش، زهره دودانگه، علی دهباشی، حسامالدین سراج، مسعود سلطانیفر، علیاصغر سیدآبادی، حسین سیدزاده، سیدعبدالمجید شریفزاده، مصطفی شفیعی شکیب، یونس شکرخواه، علیاصغر شفیعیان، حسین شیخ رضایی، محمد صدوقی، مسعود صفایی مقدم، محمدحسین صوفی، برزین ضرغامی، محمد فاضلی، نعمتالله فاضلی، بهزاد فراهانی، الهام فخاری، علیاصغر قاسمی، علی قمصری، محمدحسن طالبیان، یدالله طاهرنژاد، شهابالدین طباطبایی، غلامرضا ظریفیان، روزبه کردونی، سیدرضا کروبی، حسین کمالی، رضا کیانیان، جلیل گلشن، محمد گنجخانلو، امین عارفنیا، صبا عباسپور، بیژن عباسی، عباس عبدی، یاور عبیری، محمدعلی پور، فریدون عموزاده خلیلی، کیانوش عیاری، غلامرضا غفاری، رجبعلی لباف خانیکی، محمود مادرشاهیان، نعمه مبرقعی، انوشیروان محسنی بندپی، پویا محمودیان، سیداحمد محیط طباطبایی، اسکندر مختاری طالقانی، علیرضا محجوب، سیدحسین مرعشی، احمد مسجدجامعی، علی معزی، محمد معزالدین، علی موحد، بهمن نامور مطلق، روحالله نصرتی، فهیمه نظری، کامبیز نوروزی، حامد وحدتینسب، جعفر همایی و احسان هوشمند. https://t.me/rkardooni99
🔴یک آموزه سیاستی 📝روزبه کردونی سکانس مورد علاقهام در فیلم (No Country for Old ma) مواجه کارسون ولز و آنتون چیگور است. ولز، یک آدمکش حرفهای ، برای کشتن چیگور – شخصیت اصلی فیلم که با درخشش خاویِر باردم بازی میشود – استخدام میشود. او با اعتمادبهنفس وارد هتلی میشود تا چیگور را غافلگیر کند، اما خودش در دام میافتد. قبل از اینکه چیگور کارسون را بکشد، میپرسد : "If the rule you followed brought you to this, of what use was the rule?" اگر قانونی یا روشی که دنبال کردی تو را به این نقطه رسانده – یعنی در آستانه مرگ و شکست – پس آن قانون چه فایدهای داشته است؟ این دیالوگ یک آموزه مهم سیاستی است. واقعیت این است که اگر رویهها، قوانین و برنامههایی که تدوین کردهایم، در عمل ما را به بنبست و شکست رساندهاند، باید شجاعت بازنگری در آنها را داشته باشیم. آیا مسیر، فقط بهخاطر اینکه «قانونمند» و «برنامهریزیشده» بوده، ارزش ادامه دادن دارد؟ این بوروکراسی ناکارآمد فاجعه آفرین و فسادزا که شکست سیاستی و ناکامی و فاجعه دستاوردش است باید تغییر کند. https://t.me/rkardooni99
🔻 گفتوگوی اجتماعی با پروندهی نوروز روایتگر منتشر شد. 🔴ماهنامه گفتوگوی اجتماعی با پرونده ویژه نوروز همراه با آثاری از : ابوالقاسم اسماعیلپور، سید محمد صادق الحسینی، تقی آزاد ارمکی، ژاله آموزگار، سید محمد بهشتی، ابراهیم حاجیانی، پیروز حناچی، هادی خانیکی، پروانه سلحشوری، محمد شریعتمداری، علیاصغر شعردوست، سیدرضا صالحیامیری، نادر صدیقی، غلامرضا ظریفیان، نعمتالله فاضلی، روزبه کردونی، امیررضا مهیمی و احسان هوشمند، منتشر شد. ✅ برای سفارش و تهیه ماهنامه گفتوگوی اجتماعی میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید. https://B2n.ir/et2574
در محضر نوروز 1⃣نشست اول --------------------------------- 🔴دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می کند: -------------------------------- سخنرانان: محمد سعید ذکایی پیروز حناچی غلامرضا ظریفیان پویا محمودیان دبیر نشست: روزبه کردونی --------------------------------- یکشنبه/۱۹اسفند/ساعت ۱۶تا۱۸/سالن ارشاد ------------------------------- آدرس: خیابان شریعتی، خیابان گل نبی،دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی https://t.me/rkardooni99
شب چله و آفرینش ِ امید 🔴روزبه کردونی «اگرچند باشد شب دیریاز، بر او تیرگی هم نماند فراز!» ایرانیان از دیرباز در تاریک ترین شب سرد زمین امید به یافتن نور و چیرگی بر سیاهی ها و دشمنی ها را در خود تمرین کرده اند. جشن شب چله و یلدا برای فرارسیدن روشنایی، نور و پیروزی است که بعد از رخوت و سردی و تاریکی فرا می رسد و این باور جمعی است : « که ! فردا بر آید بلند آفتاب » سپاه شب و تاریکی عقب میروند و روزها دست افشان بلندتر می شوند ، خورشید بیشتر در آسمان حضور دارد و اهریمن و بدخواهان این سرزمین و اهالی آن تلاش هایشان برای دشمنی ، گمراهی و فساد افکنی بی اثر خواهد شد. شب چله شب دیدار و گفتگوها است. گردهمایی دوستان ، دورهمی های پراز مهر و محبت ، گفتگو با هم و گفتگو با جان های بزرگ ادب فارسی حماسه خوانی و حافظ خوانی ، تفال کردن. یلدا هم پیوند ادیان و هم پیوند ایران و اسلام است ، روز نزدیکی انسان ها ، احیا و تقویت پیوندهای انسانی. یلدا روایت امید به برکت است به بلندشدن تدریجی روزها، نوربیشتر خورشید و برکت به زندگی و معیشت انسان ها. شب چله شب خاطرات است و مگر چیزی جز خاطره وجود دارد. باور اینکه باید گرد هم آمد، تزئینات و تنقلاتی برپا کرد، تا پاسی از شب بیدار ماند و گفتگو داشت و از لسان الغیب و از شاهنامه خواند تا در کنار ایزد مهر، که نگهبان پیمان و دوستی و تضمین کننده حول حالنا الی احسن الحال است، سرما را بدرقه کرد و به استقبال خورشید و گرمای نور رفت. اینجا ایران است. این سرزمین همواره از سختی ها و بحران ها گذر کرده و آفرینش امید را در سخت ترین لحظات به چشم دیده است . رسیدن به نور و موفقیت و آرامش با همگرایی و وفاق در پرتو همدلی و هم افزایی ویژگی دین و فرهنگ و تمدن ماست. شب چله و یلدا بر همگان مبارک. https://t.me/rkardooni99
بازنشر 🔴روز دانشجو ، جنبش دانشجویی و سیاست های اجتماعی روزبه کردونی ✳️ به عنوان فردی که بهترین سالهای دوران دانشگاه را پرشور ، آرمانخواه و منتقد در فعالیت های دانشجویی تجربه کرده ام ، هرگز از نظاره بر زندگانی دانشجویی خود باز نایستاده ام . اما به تعبیر رومن رولان " شگفت نه آن است که شاهد دگرگونی این زندگی هایم. غریب ، اما، انکه چشمانم این شاهدان سی ساله ساله نیز دگرگون شده اند. " ✳️ هرزمان که به بازخوانی انتقادی خاطرات و فعالیت های دانشجویی نشسته ام و شور آن دوران را مرور می کنم در میان مجموعه احساسات و افکار ان زمان که متبلور در نوع فعالیت های دانشجوییمان بود کمتر اثری از دغدغه های اجتماعی می بینم. مسائل اجتماعی ، عدالت و ابعاد مختلف آن ، سیاست های عمومی و رفاهی کمتر محل گفت و گو ، همایش ، اعتراض و واکنش بود. جالبتر آنکه با وجود تولد و زندگی در استان خوزستان و تحصیل در دانشگاه شهید چمران اهواز، کمتر اثری از دغدغه های محیط زیستی، نگرانی برای بحران آب و حقوق اقوام در میان مطالبات ما حضور داشت. خلاصه اینکه بی توجهی به سیاست های رفاهی و مسائل اجتماعی در فعالیت های دانشجویی آن دوران ما مشهود بود . نه مانند دانشجویان دانشگاه جورجیا در سال ۱۹۶۸ به رفتار تبعیض آمیز اعتراض می کردیم ، نه مانند دانشجویان دانشگاه سوربن در اعتراضات می ۱۹۶۸ برای تعدیل نابرابری ها معترض بودیم ، نه مانند دانشجویان شیلی در ۲۰۱۱ برای بهبهود کیفیت آموزشی تظاهرات می کردیم ( بیان این موارد با این هدف بود که اشاره کنم نمونه های متعددی از اعتراضات دانشجویی در واکنش به سیاست های رفاهی و مسائل اجتماعی قابل ذکر است. ) ❇️آن روزها با اینکه جامعه ی مدنی با زبان جنبش دانشجویی مطرح میشد اما ما از حق جامعه ی مدنی سخن می گفتیم بی آنکه بدانیم حق و مسولیت ذات گفتمان جامعه ی مدنی را شکل می دهد. ما آگاهانه یا ناآگاهانه فقط متمرکز بر یک علت بودیم برای معلول های بیشماری که اطرافمان را احاطه کرده بود. ❇️ نکته آخر اینکه نمی توانم حکم دهم که آیا آن نگاه بیست ساله صحیح است یا این نظاره چهل و هشت ساله ؟ شاید حقیقت هم اینجاست و هم انجا . اما واقعیت این است که باور دارم که سیاست های اجتماعی و رویکردهای رفاهی این کشور نیازمند حضور بادانش ، نقادانه و معترضانه جریان دانشجویی است. https://t.me/rkardooni99
معمای تغییر سیاست ها 🔴روزبه کردونی در فیلم جایی برای پیرمردها نیست در یک سکانس آنتوان چیگور ( با بازی خاویر بازدم) که آدم کش خونسرد بی رحم فیلم است در یک هتل، یک آدم کش اجاره ای دیگر را به دام می اندازد و با اشاره به اینکه در دام افتاده است و کشته خواهد شد به او می گوید : وقتی قوانینی که تو تبعیت می کنی تو را به اینجا ( دام من ) رسانده است این قوانین چه فایده ای دارند . If the rule you followed brought you this, of what use was the rule? این دیالوگ را یکی از کلیدی ترین سوالات در حوزه سیاست گذاری بویژه برای تغییر سیاست ها می دانم . مهمترین سوال برای تغییر سیاست ( policy change) همین است که اگر این سیاست ها و این قوانین خوب هستند چرا ما در این نقطه و وضعیت هستیم ؟ در حوزه سیاست گذاری و آنجا که به یادگیری سیاستی مربوط است( policy learning ) یک پرسش کلیدی این است که چرا برای سیاست های شکست خورده اصرار ورزیده می شود ؟ چرا گرایش غالب در سیاست گذاران پافشاری برخطاست؟ اگر بپذیریم که سیاست یا خط مشی یک ابزار حیاتی برای حفظ موقعیت،بقا در قدرت، سیاست بقا، (desire to survivel) و رفاه مردم است نکته دیگر این است که چرا سیاست گذاران ، سیاستمداران و مقامات و مدیران اصرار ، ابرام و پافشاری بر سیاست خطا، رویکرد خطا و برنامه اجرایی خطادارند ؟ معمای تغییر سیاست ها از سوالاتی مانند آنکه : 1⃣چرا بر سیاست های خطا پافشاری می کنیم ؟ 2⃣نشانه های سیاست های خطا چیست ؟ 3⃣سیاست گذاران در چه شرایطی می پذیرند مسیری که رفته اند خطاست؟ 4⃣و چگونه می توان یک سیاست خطا توسط یک سیاستگذار و سیاستمدار را اصلاح کرد؟ آغاز می شود .
سید حسن نصرالله بگو به آنها در آنجا شهیدی است که شهیدی آن را حمل می کند و شهیدی از وی عکس میگیرد و شهیدی او را بدرقه می کند وشهیدی بر وی نماز می خواند محمود درویش https://t.me/rkardooni99
🔴روزبه کردونی در برنامه «چهارراه»: دستاوردهای سیاستی را تنازع های سیاسی ، اداری ، شخصی نابود می کند . 🔹 آدرس #چهارراه در شبکههای اجتماعی: یوتیوب: youtube.com/@4rah_social توئیتر: twitter.com/4rah_social تلگرام: t.me/charah_social اینستاگرام: instagram.com/4rah_social @charah_social
🔴وفاق ملی سیاستی برای رفاه یا برای بقا 📝روزبه کردونی وفاق ملی که رویکرد و دال مرکزی گفتمانی دولت مسعود پزشکیان است باید خروجی و دستاورد خود را در افزایش رفاه عمومی در ابعاد مختلف ، بهبود وضعیت مردم ، محقق شدن مطالبات شهروندان ، کاهش شکاف طبقاتی و ارتقا شاخص های عدالت در همه ابعاد نشان دهد . 1⃣در این میان مسلم آن است که مسیر تحقق وفاق ملی را باید از کاهش تنازع ها در کشور جستجو کرد . مهم است اشاره شود در سخنان نوروزی ۱۴۰۱ رهبری نظام نسبت به وجود سه تنازع در کشور هشدار دادند . تنازع بین مردم و مردم ( آحاد مردم)، تنازع بین مسئولین با یکدیگر و تنازع بین آحاد مردم و مسئولین . 2⃣مسعود پزشکیان هم البته در سخنان مراسم تحلیف خود تاکید کرد که « فرصت برآمده از انتخابات، میدان جدید همراهی و همکاری ملی در درون حکومت، میان حکومت و جامعه و درون جامعه است. » . ضروری است بیان شود که این موفقیت ها و دستاوردها است که باعث تقویت وفاق ملی و انسجام اجتماعی می شود و از آن سو وفاق ملی گسترش یافته هم خود باعث افزایش دستاورد می شود . لذا این همکاری و کاهش تنازع ذیل رویکرد وفاق ملی باید دستاوردهای عینی و گشایش های ملموس هم داشته باشد هم در حوزه های اقتصادی رفاهی و هم در سایر حوزه ها. 3⃣با این وصف آنچه اکنون باید در اولویت همه کارگزارانی باشد که دغدغه بهبود وضعیت رفاهی مردم و اقشار محروم را دارند ، این است که در صحنه عمل و مبتنی بر مبانی علمی و فکری و آموزه های دینی به محدود کردن و کاهش تنازع ، خصومت و حسادت در ابعاد سیاسی ، اجرایی و شخصی بپردازند و به سمتی بروند که رویکرد وفاق ملی در بهبود وضعیت مردم و ارتقا شاخص های رفاهی خود را نشان دهد . 4⃣اشاره به این نکته هم مفید است که وفاق ملی فقط بین دولت و حاکمیت معنا ندارد بلکه باید درون دولت ، بین دولت و مردم ( هم طرفداران و هم مخالفین ) و بین مردم و مردم هم معنا پیدا کند. توجه به این تهدید مهم است که مبادا رویکرد وفاق ملی به جای آنکه به عنوان مهمترین سرمایه جهت بهتر کردن حال مردم و رفاه عمومی به کار گرفته شود به عنوان بهانه ای برای سیاست بقای در قدرت توسط برخی کارگزاران تعریف شود. 5⃣استفاده ابزاری از رویکرد وفاق ملی به عنوان سیاست بقا در قدرت اجرایی آغاز سقوط اخلاقی سیاسی ، خیانت به مفهوم وفاق ملی و ظلم به مردمی است که منتظر بهبود شرایط هستند . 6⃣مسعود پزشکیان صادقانه وفاق ملی را رویکردی برای حل مسائل مردم و بهبهود شرایط می داند امید آنکه همه کارگزارانش هم به این مرام پایبند باشند . https://t.me/rkardooni99
راهاندازی سامانههای مدیریت، اقدام خلاقانه شستا بود که در دولت سیزدهم غیرفعال شد و تصمیمات از اتاق شیشهای به پستو رفت. / #حسن_محمدی
без подписи