✨شفا بخش_EFT✨
Статистика🤍بخشیدن شفا یافتن است. ادمین هماهنگی جهت آموزش و سفارش کتاب ودریافت لینک #کانال_VIP @freedom_eft مدرس:👇👇 @farahnaz_asadi 📚#کتاب_آرزوی_جادوگر #کتاب_والدین_آرام_کودکانی_شاد دوره ها: https://t.me/inner_interpretation
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 42
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 115
- 1/48двое суток
- 131
- 1/72трое суток
- 142
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
انجام تکنیک #ای_اف_تی روی خاطره ی خاص
سلام دوستان همراه🌹 یک نکته رو خواستم یادآوری کنم وویس ها و متن های تپینگ که در کانال قرار می گیره برای این هست که یکی دو بار تپینگ کلی در مورد موضوع یا احساس انجام بدیم که سبب شود خاطرات مرتبط یادآوری بشه. صِرف تپینگ کردن با وویس تپینگ کلی، نمیتونه سبب رهایی احساسات بشه ✅در تکنیک #ای_اف_تی به شدت توصیه میشه روی #رویداد_خاص تپ کنید .. یکبار دیگر نحوه ی انجام تپینگ روی رویداد خاص رو توضیح میدهم.
متن تپینگ نقطه کاراته | دور اول: لمس درد با اینکه در رابطه عاطفیام احساس میکنم نفر اول نیستم، با اینکه احساس میکنم همیشه چیزی یا کسی قبل از من قرار دارد، با اینکه او مرا دوست دارد اما زندگی و دغدغههای خودش آنقدر پررنگ است که جایی برای حضور واقعی من باقی نمیماند، این احساس نادیده گرفته شدن و در اولویت نبودن را میپذیرم. با اینکه این احساس برای من خیلی قدیمی است، و شاید از کودکی یاد گرفته باشم که دیگران آنقدر گرفتار دردها و مشکلات خودشان هستند که نمیتوانند به من توجه کنند، امروز این درد قدیمی را میبینم. بالای سر: من در رابطهام نفر اول نیستم. ابرو: همیشه چیزی مهمتر از من وجود دارد. کنار چشم: همیشه باید منتظر بمانم. زیر چشم: منتظر اینکه او وقت پیدا کند. زیر بینی: منتظر اینکه مشکلاتش تمام شود. زیر لب: منتظر اینکه بالاخره نوبت من برسد. ترقوه: این احساس که من انتخاب دومم. زیر بغل: این درد که کسی که دوستش دارم، برای بودن با من ظرفیت کافی ندارد. دور دوم | کودک درون با اینکه آن کودک کوچک سالها این احساس را با خودش حمل کرده، که پدر و مادرش گرفتار غم خودشان بودند و نمیتوانستند آنطور که نیاز داشت کنارش باشند، میخواهم امروز او را ببینم. بالای سر: تو مجبور نبودی صبر کنی تا نوبتت برسد. ابرو: تو حق داشتی دیده شوی. کنار چشم: حق داشتی مورد توجه باشی. زیر چشم: حق داشتی نیازهایت مهم باشند. زیر بینی: غم و گرفتاری دیگران تقصیر تو نبود. زیر لب: تو کماهمیت نبودی. ترقوه: فقط آدمهای اطرافت همیشه ظرفیت حضور نداشتند. زیر بغل: و این دو با هم فرق دارند. بالای سر: من امروز دیگر کودکِ منتظر نیستم. دور سوم | تغییر الگو من لازم نیست برای اینکه دوست داشته شوم، به کمبود حضور عادت کنم. ابرو: من میتوانم دوست داشته شوم و در اولویت رابطه باشم. کنار چشم: میتوانم مورد توجه باشم. زیر چشم: میتوانم حضور واقعی دریافت کنم. زیر بینی: میتوانم تعهد دریافت کنم. زیر لب: لازم نیست عشق را قطرهچکانی دریافت کنم. ترقوه: لازم نیست همیشه منتظر بمانم. زیر بغل: لازم نیست برای داشتن رابطه، با نبودن کنار بیایم. دور چهارم | انتخاب تازه من ارزش خودم را از میزان توجه یک انسان دیگر تعیین نمیکنم. بالای سر: من ارزشمندم. ابرو: نیازهای من ارزشمندند. کنار چشم: حضور من ارزشمند است. زیر چشم: عشق من ارزشمند است. زیر بینی: من شایسته رابطهای متقابل هستم. زیر لب: رابطهای که در آن فقط دوست داشته نشوم، بلکه حضورم در زندگی طرف مقابلم دیده شود. ترقوه: من شایسته عشقِ حاضر هستم. زیر بغل: عشقِ قابل اتکا. بالای سر: عشقی که برایش لازم نباشد همیشه منتظر بمانم. ابرو: من دیگر برای به دست آوردن عشق، خودم را به نفر دوم بودن عادت نمیدهم. کنار چشم: من اجازه میدهم رابطهای را انتخاب کنم که در آن جایگاه واقعی داشته باشم. زیر چشم: نه فقط در قلب کسی… زیر بینی: بلکه در زندگی او. زیر لب: نه فقط در حرف… ترقوه: بلکه در رفتار. زیر بغل: من شایسته عشقی هستم که حضور، توجه و تعهد را با خودش بیاورد.
💞اݫ ٺـرس ٺـا عـݜـق سـفـرے بـراے ݜـفـاے روابـط بـا 𝔼𝔽𝕋 و ڟهـور عـݜـق آگــاهـانـه #پارت_ششم «در رابطه عاطفیام، من نفر اول نیستم.» «همیشه چیزی یا کسی مهمتر از من وجود دارد و من باید منتظر بمانم تا نوبتم برسد.» در واقع در زندگی، قرار نیست «نفر اول مطلق» باشید در رابطه سالم، کار، فرزند، والدین، مسئولیتها و خود فرد هم اهمیت دارند. مسئله شما این است که در رابطهای که قرار است رابطه عاطفیِ متقابل باشد، آیا من واقعاً جایگاه، حضور و تعهد دارم یا نه؟ با زخم های کودکی مرتبط با این موضوع ممکن است در ناخودآگاه شما این باورها شکل گرفته باشند: «من همیشه باید منتظر بمانم.» «چیزی یا کسی همیشه مهمتر از من است.» «کسی که دوستش دارم، گرفتار خودش است و نمیتواند کنارم باشد.» «برای دریافت عشق باید با کمبود و فاصله کنار بیایم.» «عشق یعنی دوست داشتن، بدون حضور کامل.» «مرد یا زن قدرتمند ممکن است کنترلگر باشد، پس مرد یا زن ناتوانتر امنتر است. بعنوان مثال : با اومدن فرزند دوم ممکن است فرزند اول جایگاه خودش را از دست بدهد و ناخودآگاه چنین برداشت کند که من نفر اول برای دریافت عشق و توجه نیستم . یا کودکی که سعی دارد اتفاقات روزش را برای والدین تعریف کندداما آنها درگیر کار و شخص دیگری هستند مخصوصا در خانواده هایی که از والدین مریض و یا فرزند ناسالم مراقبت می کنند یا دانش آموزی که هیچ وقت نتونسته نفر اول کلاس باشه ... و مثال های دیگر
گاهی اوقات انرژی ما فقط ۲۰ از ۱۰۰ است؛ آن روزها چقدر زیباست اگر شریک زندگیمان با ۸۰ خودش در رابطه حضور داشته باشد . لزوما رابطهی سالم این نیست که همیشه ۵۰-۵۰ باشیم؛ گاهی یکی کم میآورد و دیگری کمی بیشتر از خودش مایه می گذارد ، بیمنت، بیحسابوکتاب و بیقدرتنمایی. اما یک مرز مهم هم هست اگر یکی همیشه ۲۰ باشد و دیگری همیشه ۸۰، دیگر اسمش همراهی نیست؛ فرسودگی یکطرفه است. رابطه باید بتواند در طول زمان دوباره تعادل پیدا کند
без подписи
تپینگ: «او مرا دوست دارد، اما از لحاظ عاطفی کنارم نیست» نقطه کاراته | دور اول: پذیرش 🔸با اینکه او مرا دوست دارد، اما از لحاظ عاطفی کنارم نیست، و این فاصله برای من دردناک است، با اینکه عشق هست اما حضور نیست، با اینکه میدانم احساس دارد اما نمیتوانم آن را در رابطه تجربه کنم، تمام این احساسات را میپذیرم و به خودم اجازه میدهم حقیقت احساسم را ببینم. 🔸با اینکه بخشی از من هنوز امیدوار است روزی شرایط تغییر کند، روزی که او آزاد شود، روزی که مشکلاتش تمام شود، روزی که بتواند کنارم باشد، من تمام این انتظار و خستگی را میبینم و میپذیرم. بالای سر: او مرا دوست دارد، اما کنارم نیست. ابرو: این فاصله درد دارد. کنار چشم: اینکه عشق را احساس کنم، اما نتوانم آن را دریافت کنم. زیر چشم: اینکه دلم حضور میخواهد، اما فقط بخشی از او را دارم. زیر بینی: این انتظار طولانی… زیر لب: این امید که شاید یک روز شرایط تغییر کند… ترقوه: این خستگی از دوست داشته شدنِ دورادور… زیر بغل: و این نیاز عمیق من به حضور، توجه و همراهی. 🔹دور دوم: رها کردن الگو کاراته ی دست ها: با اینکه شاید سالها برایم آشنا بوده که «کسی مرا دوست داشته باشد اما نتواند کنارم باشد»، امروز میخواهم این الگوی قدیمی را ببینم. شاید عشق برای من با انتظار گره خورده باشد. شاید یاد گرفته باشم کسی که دوستش دارم، همیشه گرفتار چیزی است. شاید یاد گرفته باشم برای دریافت عشق باید صبر کنم. شاید یاد گرفته باشم به جای دریافت کامل، به مقدار کمی از عشق قانع شوم. اما من امروز این الگو را میبینم. بالای سر: عشق بدون حضور. ابرو: عشق بدون توجه کافی. کنار چشم: عشق بدون تعهد. زیر چشم: عشق همراه با انتظار. زیر بینی: عشق همراه با فاصله. زیر لب: من دیگر نمیخواهم این را تنها شکل عشق بدانم. ترقوه: من آمادهام تعریف تازهای از عشق را تجربه کنم. زیر بغل: عشقی که هم احساس دارد، هم حضور. 🔹دور سوم: دریافت عشقِ در دسترس با تمام وجودم به خودم اجازه میدهم عشقی را تجربه کنم که فقط در قلب کسی نباشد، بلکه در رفتار او هم دیده شود. بالای سر: من شایسته حضورم. ابرو: شایسته توجهام. کنار چشم: شایسته همراهیام. زیر چشم: شایسته تعهدم. زیر بینی: لازم نیست برای عشق همیشه منتظر بمانم. زیر لب: لازم نیست عشق را قطرهچکانی دریافت کنم. ترقوه: من میتوانم هم دوست داشته شوم و هم در دسترس بودن عشق را تجربه کنم. زیر بغل: من اجازه میدهم عشق برای من امن، حاضر و قابل اتکا باشد. بالای سر: من دیگر عشق را فقط با شدت احساس نمیسنجم؛ حضور، توجه و تعهد را هم میبینم. ابرو: من عشقِ کاملتری را انتخاب میکنم. کنار چشم: عشقی که مجبور نباشم برایش دائماً منتظر بمانم. زیر چشم: عشقی که در آن دیده شوم. زیر بینی: شنیده شوم. زیر لب: انتخاب شوم. ترقوه: و در کنارم بمانند. زیر بغل: من اجازه میدهم عشق و حضور، کنار هم باشند. بالای سر: عشق میتواند هم عمیق باشد و هم در دسترس.
مثال: «مامان و بابام گرفتار غم از دست دادن برادرم بودند و نمیتوانستند به من توجه کنند.» ذهن کودک احتمالاً این نتیجه را گرفته بود: 🔹کسانی که دوستشان دارم، گرفتارند. 🔹باید صبر کنم تا وقتشان آزاد شود. 🔹نیازهای من فعلاً مهم نیست. 🔹عشق هست، اما در دسترس نیست. 🔹شاید اگر بیشتر صبر کنم، بیشتر خوب باشم یا کمتر نیاز 🔹داشته باشم، بالاخره نوبت من برسد. . به نظرم یک باور ریشهای که از دل همه اینها بیرون میآید، این جمله است: «عشق یعنی کسی که دوستش دارم، به دلیلی نمیتواند کاملاً کنار من باشد.» و اگر بخواهیم آن را به باور شفابخش تبدیل کنیم، شاید چنین چیزی باشد: «عشق سالم یعنی کسی که مرا دوست دارد، هم قلبش در دسترس است و هم حضورش. لازم نیست برای دریافت عشق، منتظر بمانم یا بجنگم.
💞اݫ ٺـرس ٺـا عـݜـق سـفـرے بـراے ݜـفـاے روابـط بـا 𝔼𝔽𝕋 و ڟهـور عـݜـق آگــاهـانـه #پارت_پنجم شخصی در زندگی ام وجود دارد که از لحاظ عاطفی در دسترس نیست در دسترس نبودن عاطفی یعنی: 🔸مرا نمیبیند. 🔸به من توجه نمیکند. 🔸زمانی بهش نیاز دارم حضور فیزیکی ندارد. 🔸حضور عاطفی ندارد، حتی اگر کنارم باشد. 🔸عشقش را ابراز نمیکند. 🔸محبت را قطرهچکانی میدهد. 🔸باید منتظر بمانم. 🔸همیشه چیزی مهمتر از من وجود دارد. 🔸نیازهایم در اولویت نیست. 🔸باید حدس بزنم دوستم دارد یا نه. 🔸برای دریافت یک تماس یا یک پیام باید ساعتها یا روزها صبر کنم. 🔸امنیت عاطفی ندارم. 🔸نمیتوانم روی او حساب کنم. 🔸احساس میکنم تنها هستم، حتی در رابطه. 🔸باید خودم را با شرایط او تطبیق بدهم. 🔸احساساتم شنیده نمیشود. 🔸همیشه نگرانم که نکند مرا رها کند. 🔸برای گرفتن کمی عشق باید خیلی تلاش کنم
از خودت بپرس: اگر مطمئن بودم همین حالا، بدون هیچ تلاش و اثباتی، دوستداشتنی هستم، امروز در رابطهام چه رفتاری را دیگر انجام #نمیدادم
EFTمتن تپینگ «لازم نیست خودم را ثابت کنم تا دوستداشتنی باشم.» نقطه کاراته (سه بار): با اینکه احساس میکنم باید مدام خودم را ثابت کنم تا ارزشمند باشم و دوستم داشته باشند، خودم را عمیقاً و کاملاً میپذیرم. با اینکه سالها باور کردهام برای دریافت عشق باید تلاش کنم، کامل باشم یا دیگران را راضی نگه دارم، انتخاب میکنم با مهربانی کنار خودم بمانم. با اینکه هنوز بخشی از وجودم میترسد اگر خودم را ثابت نکنم، طرد شوم یا عشق را از دست بدهم، به خودم اجازه میدهم آرامآرام این باور قدیمی را رها کنم. دور اول فرق سر: همیشه باید خودم را ثابت کنم… ابتدای ابرو: انگار همین که هستم کافی نیست. کنار چشم: باید بیشتر تلاش کنم… زیر چشم: باید بیشتر محبت کنم… زیر بینی: باید دیگران را راضی نگه دارم… چانه: تا شاید مرا دوست داشته باشند. ترقوه: از خسته شدن این تلاش هم میترسم. زیر بغل: اما از دوستداشتنی نبودن بیشتر میترسم. ⸻ دور دوم فرق سر: این باور را از جایی در گذشته آموختهام. ابتدای ابرو: شاید زمانی واقعاً فکر میکردم برای عشق باید کاری انجام دهم. کنار چشم: اما امروز دیگر آن کودک نیستم. زیر چشم: لازم نیست برای گرفتن عشق، خودم را فراموش کنم. زیر بینی: لازم نیست همیشه کامل باشم. چانه: لازم نیست همیشه قوی باشم. ترقوه: لازم نیست همیشه دیگران را نجات بدهم. زیر بغل: میتوانم خود واقعیام باشم. ⸻ دور سوم فرق سر: انتخاب میکنم ارزشم را به عملکردم گره نزنم. ابتدای ابرو: همین که هستم، ارزشمندم. کنار چشم: همین که هستم، شایسته عشق هستم. زیر چشم: اجازه میدهم سیستم عصبیام امنیت تازهای را تجربه کند. زیر بینی: امنیتی که از اثبات کردن نمیآید. چانه: بلکه از پذیرفتن خودم میآید. ترقوه: امروز انتخاب میکنم با خودم مهربانتر باشم. زیر بغل: و باور کنم که عشق سالم، نیازی به اثبات ندارد 🌱تپینگ روی خاطرات خاص رهایی بخش است
💞اݫ ٺـرس ٺـا عـݜـق سـفـرے بـراے ݜـفـاے روابـط بـا 𝔼𝔽𝕋 و ڟهـور عـݜـق آگــاهـانـه #پارت_چهارم 🔶چرا احساس میکنم باید خودم را ثابت کنم تا دوستداشتنی باشم؟ یکی از عمیقترین زخمهای کودکی این است که کودک احساس کند همینطور که هست، کافی نیست. شاید محبت را زمانی دریافت کرده که موفق بوده، ساکت بوده، دیگران را راضی کرده یا مطابق انتظار رفتار کرده است. کمکم ذهن کودک به این نتیجه میرسد: «برای دوستداشتنی بودن باید کاری انجام دهم.» سالها بعد، این باور وارد روابط عاطفی میشود. فرد مدام تلاش میکند: 🔸بیشتر محبت کند. 🔸بیشتر فداکاری کند. 🔸بیشتر توضیح بدهد. 🔸بیشتر ببخشد. 🔸بیشتر صبر کند. و... نه از روی عشق، بلکه از ترس اینکه اگر این کارها را نکند، دوستداشتنی نخواهد بود. در چنین رابطهای، عشق به یک امتحان تبدیل میشود؛ امتحانی که هیچوقت احساس نمیکنی در آن نمره قبولی گرفتهای. اما حقیقت این است: ✅ارزشمندی، چیزی نیست که با تلاش به دست بیاید؛ چیزی است که باید دوباره به یاد آورده شود 🌱در موردش با متن زیر تپینگ می کنیم
💞اݫ ٺـرس ٺـا عـݜـق سـفـرے بـراے ݜـفـاے روابـط بـا 𝔼𝔽𝕋 و ڟهـور عـݜـق آگــاهـانـه #پارت_سوم چرا از رابطههای ناسالم جدا نمیشویم؟ مغز و سیستم عصبی ما، همیشه بهترین را انتخاب نمیکنند؛ آنها چیزی را انتخاب میکنند که قابل پیشبینی باشد. اگر در کودکی عشق را با اضطراب، انتظار، نادیده گرفته شدن یا بیثباتی تجربه کردهایم، ممکن است در بزرگسالی همان الگو برایمان احساس آشنایی و حتی امنیت ایجاد کند. الگوی تکراری روابط شما چیست؟ اگر احساس میکنید بارها در روابطتان یک داستان تکرار میشود، احتمالاً مشکل از انتخابهای تصادفی نیست؛ بلکه یک الگوی ناخودآگاه در حال تکرار شدن است. 🧐برای لحظهای به روابط گذشتهتان نگاه کنید. آیا یکی از این الگوها برایتان آشناست؟ 🔸• همیشه جذب افرادی میشوم که از نظر عاطفی در دسترس نیستند. 🔸• همیشه بیشتر از طرف مقابلم تلاش میکنم تا رابطه حفظ شود. 🔸• مدام میترسم که مرا ترک کنند. 🔸• هر بار جذب افرادی میشوم که نیاز به نجات دادنشان دارم. 🔸• احساس میکنم باید خودم را ثابت کنم تا دوستداشتنی باشم. 🔸• وارد رابطه میشوم، اما وقتی صمیمیت زیاد میشود، عقب میکشم. 🔸• رابطههایم پر از کشمکش، قهر و آشتی و نوسان است. 🔸• مدام شریک عاطفیام را کنترل میکنم یا احساس میکنم او مرا کنترل میکند. 🔸• به کسانی جذب میشوم که محبت شان را قطرهچکانی نشان میدهند. 🔸• همیشه احساس میکنم من برای رابطه کافی نیستم. 🔸.با کسانی وارد رابطه می شوم که به اسم دوست داشتن کنترل گرند . و... اگر یکی یا چند مورد از این الگوها را در خودتان میبینید، خودتان را سرزنش نکنید. این الگوها شخصیت شما نیستند؛ آنها راههایی هستند که ذهن و سیستم عصبی شما سالها برای بقا آموختهاند.. ✅در ادامه با هم بررسی شان می کنیم و تپینگ #ای_اف_تی را انجام می دهیم .
فایل پی دی اف مجموعه آرامش مالی
💞اݫ ٺـرس ٺـا عـݜـق سـفـرے بـراے ݜـفـاے روابـط بـا 𝔼𝔽𝕋 و ڟهـور عـݜـق آگــاهـانـه #پارت_دوم ما عاشق کسی نمیشویم که بیشترین عشق را به ما میدهد؛ گاهی عاشق کسی میشویم که آشناترین زخم را در ما بیدار میکند. ما معمولاً جذب کسانی میشویم که احساسات آشنایی را در ما زنده میکنند. 🔶اگر در کودکی عشق را همراه با اضطراب تجربه کرده باشیم، ممکن است در بزرگسالی هم جذب رابطهای شویم که همان اضطراب را ایجاد میکند. 🔶اگر همیشه برای دیده شدن تلاش کردهایم، ممکن است عاشق کسی شویم که به سختی توجه میکند. نه چون این رابطه سالم است… بلکه چون برای سیستم عصبی ما آشناست و به نوعی حس امنیت می دهد . ناخودآگاه، بیشتر از اینکه به دنبال شادی باشد، به دنبال آشنایی است.. مدل رابطه ی خود را در اکنون یا در آخرین رابطه ی خود بررسی کنید و ببینید چه الگویی برای شما داشت ؟
💞اݫ ٺـرس ٺـا عـݜـق سـفـرے بـراے ݜـفـاے روابـط بـا 𝔼𝔽𝕋 و ڟهـور عـݜـق آگــاهـانـه #پارت_اول 🌱هر رابطه، آینهای برای درون ماست؛ نه فقط زخمهایمان را نشان میدهد، بلکه ظرفیت ما برای عشق، آگاهی و رشد را نیز آشکار میکند .. بیشتر ما تصور میکنیم برای خوشبخت شدن باید فرد مناسبی وارد زندگیمان شود. اما حقیقت این است که رابطه، چیزی را به ما اضافه نمیکند؛ بلکه آنچه از قبل در درون ما وجود دارد را آشکار میکند. اگر درون ما ترس از طرد شدن باشد، رابطه آن را نشان میدهد. اگر احساس کافی نبودن داشته باشیم، رابطه آن را فعال میکند. اگر زخم رهاشدگی در کودکی داشته باشیم رابطه آن را به سطح میآورد. به همین دلیل است که ممکن است بارها با آدمهای متفاوت، اما با دردهای مشابه روبهرو شویم. رابطه، آینهای است که ناخودآگاه ما را منعکس میکند. در این مجموعه، قرار نیست یاد بگیریم چگونه دیگران را تغییر دهیم. قرار است یاد بگیریم چگونه زخمهایی را که در روابط فعال میشوند، با کمک EFT بشناسیم، بپذیریم و آرامآرام التیام دهیم. زیرا وقتی درون ما تغییر میکند، کیفیت رابطهها نیز تغییر خواهد کرد. شفا از رابطه آغاز نمیشود؛ از درون ما آغاز میشود.
🌱دلِ بی خواهش نهان را می بیند و دلِ همیشه خواهنده ، فقط چیزی را که می خواهد.. دائو ده جینگ @inner_interpretation🌱
آدم ترومازده با عشق شفا پیدا می کنه اما همه ی توانش رو جمع میکنه تا از عشق فرار کنه ...چرا؟ #احساس_بی_لیاقتی
#حمایت یا سرزنش..
آیا حس گناه با حس عذاب وجدان متفاوته؟ حس گناه بیشتر به یک رفتار مربوط است. یعنی فرد احساس میکند: «کار اشتباهی انجام دادم.» در این حالت، هنوز ارزشمندی خود فرد زیر سؤال نرفته است. فقط عملش را نادرست میداند. حس گناه سالم میتواند باعث جبران، عذرخواهی و رشد شود. مثلاً: به کسی دروغ گفتهام. به فرزندم پرخاش کردهام. قولم را شکستهام. در اینجا ذهن میگوید: «اشتباه کردم.» عذاب وجدان معمولاً عمیقتر و ماندگارتر است. در عذاب وجدان، فقط رفتار زیر سؤال نیست، بلکه هویت فرد هم درگیر میشود. فرد مدام خودش را محاکمه میکند و نمیتواند از اشتباه عبور کند. صدای درونی میگوید: «من آدم بدی هستم.» «نباید این کار را میکردم و هرگز بخشیده نمیشوم.» «حق ندارم احساس آرامش کنم.» در واقع، عذاب وجدان اغلب با سرزنش مداوم خود همراه است. ممکنه علت عذاب وجدان ما اینها باشند : 🔶همیشه مسئول حال دیگران باشیم. 🔶اگر کسی ناراحت است، حتماً تقصیر ماست. 🔶حق اشتباه کردن نداریم. باید کامل باشیم تا دوستداشتنی بمانیم. و.... ✅ پیدا کردن خاطرات مرتبط و خاص را و انجام تپینگ #ای_اف_تی @shafabakhsh_eft