شهرکبود
Статистика...وَ تو با یک فصل سپید میآیی آن چنان تیز که لختههای چسبیده به شیشهی خاموشیام میبُرد ... ✍️ #مهری_چراغی_موژان @mehri.cheraghiofficial 👈اینستاگرام
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 66
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 78
- 1/48двое суток
- 89
- 1/72трое суток
- 96
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چتر بی چتر بگذار شانه هایم در رویا به حضورت عادت کند ✍🎙#ستاره_سهیل 📚#خوشه_خوشه
سنگی در دست به سنگینی تمام حرفهایی که نگفت رو به تکبر آدمها فریاد زد: سنگ بزرگ گاهی خودِ زدن است! ✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر 📚#خوشه_خوشه
اگر جیرجیرِ جیرجیرکها و خشخش کولر بگذارد به گوشهایم خواهم گفت این سکوت هزار ساله صدای نبودن زنیست که «دوستت دارم»هایش را همنوعت هزار فرسخ آنسوتر حرام میکند! ✍️#الف_رحیمی 📚#خوشه_خوشه
داستان کوتاه "آب زندگی" نوشتهی "صادق_هدایت"، این داستانِ کوتاه یکی از هشت داستانی است که "صادق_هدایت" در کتاب "زنده به گور" نوشته است و این کتاب در سال 1322 منتشر شده است. اثری که تاکنون بارها تجدید چاپ و به چندین زبان زنده ی دنیا از جمله فرانسوی و انگلیسی ترجمه شده است. داستان "آب زندگی" دربارهی مردم دو کشور به نامهای "زرافشان" و "ماه تابان" است، کشورِ "زرافشان" سرزمینِ طلاهاست و در آن خاکش با طلا مخلوط است و کشورِ "ماه تابان" بسیار حاصلخیز است و مردمِ آن همه به کِشت و زرع مشغولند و... گوینده ی داستان: "ناصر_زراعتی"
چه جوری بوی گل میدی؟! چقدر حالمو فهمیدی ... #Shahrekabod| شهرکبود
تلخ نبود طنز نگاهت تا زمانی که ته گرفت ✍️#مهری_چراغی_موژان
. ای جان که میروی تزریق کن در سلول به سلول من فراموشی را ... ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#مینیمال
چشمانت کوبیسم باران است هندسهی هستیام را دوباره ترسیممیکنی ✍#لیلاعبدی 🎙#نازنینبانومژگانبرنده 📚#خوشه_خوشه @shahrekabod
هر فنجان چای محرم دل است قطره قطرهاش قصه میگوید از روزهای رفته و دستهای سردی که جاماندهاند چایت را بنوش ... ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#مینیمال
به شفافیت صبح به سحر خیزی نور قسم که نسیم خنکی ست گردش چشمانت در کوچه پس کوچههای دلم ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشہ_خوشہ
مرا ببوس با هر زبان و لهجه ای… @Shahrekabod| شهرکبود
صبح سبز و گرم تابستونیتون بخیر 🦜🍃🌸
. خیلی وقتها مشکل ما این نیست که بلد نیستیم؛ مشکل اینه که منتظریم «آماده» بشیم. نویسندهای را تصور کنید که موضوعش را پیدا کرده، تحقیقش را انجام داده و حتی میداند از کجا شروع کند؛ اما مقابل صفحهی سفید قفل میکند. ما هم همین کار را با خیلی از تصمیمها میکنیم: بیشتر میخوانیم، بیشتر فکر میکنیم و بیشتر برنامه میریزیم، فقط برای اینکه شروع را عقب بیندازیم. واقعیت این است که آمادگی کامل معمولاً قبل از شروع به وجود نمیآید؛ حین انجام کار ساخته میشود. نوشتن با نوشتن راحتتر میشود، ورزش با ورزش و کسبوکار با وارد شدن به میدان. گاهی بهترین راه برای غلبه بر ترسِ شروع، این است که ناقص شروع کنی. «منتظر روشنایی نباش؛ با همان نوری که داری، حرکت کن.» @Shahrekabod| شهرکبود
. گاهی بهترین راه بزرگتر شدن یک کسبوکار، اینه که مجبورش نکنی سریع بزرگ بشه. مثل کافه قدیمیای که مردم عاشق مِنوی محدودشاند، اما بعضاً سرمایهگذار برای سود بیشتر، شعبه و محصول اضافه میکند و جذابیت را از بین میبرد. بسیاری از سرمایهگذارها فقط چند سال فرصت دارند و باید سهامشان را بفروشند؛ برای همین شرکت را به سمت رشد عجولانه هل میدهند. اما بعضی برندها با کیفیت ثابت، صبر و اعتماد مشتری ارزش میسازند، نه با بزرگشدن به هر قیمت. سرمایه گذاری که عجله ندارد، اجازه میدهد هم هویت برند حفظ شود و هم سودش سالها ادامه پیدا کند. «چیزی که آرام ساخته شده، نباید برای زود فروختهشدن خراب شود.» #من_درمورد_کسبوکار_حرف_نمیزنم
شهرکبود pinned a voice message
شب در شیشههای کدر ته نشین شده است لیوان هفت خط اَم پُر میکند مرا تا جرعه جرعه اندوه را سر بکشم حالا دلم یک بند شعر جان دار میخواهد چند واژهی سرخوش که گوشه گوشهی تاریک مرا به آغوش بکشند ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشہ_خوشہ 🎤#نعیمه_المولی 🌸🍃🌸🍃🌸
نور باریکی بالا میرود از دیوارهای خیس دوربینها خیره به من لبخند میزنم ... دلم برج کجی ست که گردشگران کنارش عکس یادگاری میگیرند #نعیمه_المولی #خوشه_خوشه 🌸🍃🌸🍃🌸
#shahrekabod ✍️
. دنیا باغ لیموی کدام سیاره است غالب روزها تلخ و شیرین میزند ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشہ_خوشہ
. نور به انزوای اتاق رسیده است دست رد به سینهاش نزنید ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#مینیمال