شرارههای آتش
Статистика🔥 آتش، ترانه ای ست به زبان شراره ها... شعر و دلنوشتههام ★برای ارائه نظر: @kouroshatash @Ghazalkhanee
- Последний пост
- 5 февр.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
افسار بستهاید که بیچارهمان کنید؟ بیچاره کردهاید که افسارمان زنید!؟ از هر طرف نتیجه همانست بیگمان ما تودهایم و غمزده، تا شادمانهاید ... #کوروش_آتش
صد سلام از من که بی تو بیقرارم همچنان بر تو رحمت باد چون بی من نداری تاسیان شیوهی آرایشت خونریز و بنیان برکن است امتداد خط چشمت، ذوالفقاری در کمان! ... #کوروش_آتش
ما گسستیم و گذشتیم ز هم، حرفی نیست با تو خوش بود دلم، گرچه همین یک دو قدم ... #کوروش_آتش
این نبودش آنچه میانگاشتیم آرمانی ما به جز این داشتیم در مرام ما عدالت بود و دین بذر مهر و راستی را کاشتیم شورهزاری بود پُر کین، ذاتمان دزد و غارتگر از آن برداشتیم سفرهای را پهن کردیم از طمع نام مستضعف بر آن بگذاشتیم دست و پامان گیر در دین بود گاه بیرقی نو با کلک افراشتیم والی ما شد پدرسالار زود! ما ولی را چون پدر پنداشتیم لاجرم ما نیز چون پیشینیان جیب آقازاده را انباشتیم ... #کوروش_آتش
میتوانستم تو را جای خدا بگذارمت گر مرا همشان آدم، دوست میانگاشتی! ... #کوروش_آتش
اینکه بادا دور، از تو اهرمن، در جای خود با دهانهای گشاده به وقاحت چه کنم! .... #کوروش_آتش
رسیدهام به جهانی در اندرون، که مپرس در اندرون پر از رمز و راز و چون، که مپرس اگر سوال جهان تو از کجا و بهر چه بود جهان من شده خالی ز کاف و نون، که مپرس ... #کوروش_آتش
من همچو آتشم که حیاتم به سوختن خاکستر است حاصل این دم فروختن #کوروش_آتش
وقتی که فزاینده شود فاصلههامان از حد گذرد حوصلهی حوصلههامان ناچار ز نجوای محبت، بکشد دل کارش به هیاهوی نژند گلههامان آنگاه در این کشمکش رو به تباهی هیهات به مقصد نرسد قافلههامان ... #کوروش_آتش
@Ghazalkhanee من در جهان پر از رنگ، سادهام وز سادگی به جهان، رنگ دادهام هر چند در صف شطرنج زندگی با فیل و اسب و وزیرم، پیادهام منگ از شتاب رسیدن به که!؟ به چه!؟ بیزار کوی و خیابان و جادهام درگیر دین و سیاست نبودهام پس ناگزیر، بلا استفادهام آزار دیدهام از اتحادشان با این گشوده و با آن گشادهام! البته دل به جهان نیز دادهام اما خراج به ظالم ندادهام عزلتنشینم و دلخوش به هر چه باد کنجی گزیده و با یار و بادهام من راضیام ز مسیری که رفتهام هر چند بیهدف از پا فتادهام من ساده آمدم و ساده بگذرم... از این جهان، به همان سان که زادهام #کوروش_آتش @sharar_atash @Ghazalkhanee
خسته از بسته بودن دستیم خسته از بردگی و پابستیم خسته از اختیار پوشالی خسته از جبر حاکمان هستیم خسته از ناتوانی ابراز خسته از لالمونی آواز خسته از در قفس بمان آزاد هرچه خواهی بکن، نکن پرواز خسته از چنتههای توخالی خسته از حالهای بیحالی خسته از گل شمردن قالی خسته از کولبری و حمالی ... #کوروش_آتش
#آدم_فروش از ما نبود آن که به ما قول داد، داد رویای صادقانهی ما را به باد داد اول شبیه توده، خودش را گریم کرد با پرچم سه رنگ، صلای وداد داد بر روی صحنه، صحبت شیرین و نغز کرد با آیه و حدیث، به ما اعتماد داد قول رفاه و عدل و شرافت... وزین قبیل اسباب معنوی و معیشت،، زیاد داد هنگام انتخاب، کرامت نوید داد از پل خرش گذشت، کلاهی گشاد داد انفال را به کام خودش کرد و چون رسید نوبت به ما، حواله به روز معاد داد ما مردمی شکسته و خسته ز تاج و تخت با خدعه، جای شیر، خدا را نماد داد آذین به دین سادهی مردم سوار کرد اسفار آن به انجمنی بیسواد داد از نخبگان گرفت زمام امور را در اختیار تخمسگی خانهزاد داد ما هی خداکنان به سر و سینهمان زدیم او در حرمسرای خودش، بار شاد داد هی زخم پشت زخم به دل و جانمان نهاد وانگه برای مرهم آن، "ان یکاد" داد القصه روز، شهر و به شب بود مافیا پایان دست، یکیکمان را به گاد داد #کوروش_آتش @sharar_atash @Ghazalkhanee
نوروز جشنی ارجمند برای دلخوشیهای ایرانیِ ورجاوند است. هر چند، سال به سال از اندک دلخوشی بیشماری از ما کاسته میشود و بر افسوسهایمان افزوده میشود، با اینهمه به امید زندهایم. الهی سال نو بر همگان خجسته و همایون باشد. الهی دلخوشیها فزونی یابد و افسوسها کمتر شوند. الهی صد سال به از این سالها ... #نوروز_۱۴۰۳ #کوروش_آتش
#زادروز شادباش ندارد زادروزی که هر سال بر کوس کهنهتر شدن این کالبد محکمتر میکوبد میتوانست خجسته باشد اگر دلخوش به گذشته بودیم... میتوانست خجسته باشد اگر امیدوار به آینده بودیم... میتوانست خجسته باشد اگر لااقل حالمان همایون بود... #کوروش_آتش تهران- ۱۴۰۲ @sharar_atash
#امید در طبیعت، آنچه باید، میشود؛ تردید نیست... پایان شب سیه، سپید است و بهار میآید یا زمستان، رفتنیست... پس وقتی میشود آنچه باید شد، امید آدمی به رفت و آمدی چنین، خودزنیست، امید نیست. #کوروش_آتش تهران ۱۴۰۲ @sharar_atash
#وارونگی برای زمینی شدن به سور مینشینیم و برای آسمانی شدن به سوگ! #کوروش_آتش تهران ۱۴۰۲ @sharar_atash
#بازیچه خواه یا ناخواه درین دنیا همه بازیچهایم آگاه و ناآگاه یا به بازی گرفته میشویم یا که بازی داده میشویم با اکراه یا دلخواه تا از بازی رانده شویم به ناگاه ماندنی اوست که بازی میدهد آگاه #کوروش_آتش ۲۹ مرداد ۱۴۰۲ @sharar_atash
پاییز آمدهست مرا رو به ره کند جوگندمیِ موی سرم را سیه کند با اسب تاجبخش طلایال خود، مرا بعد از سه فصل آمده تا پادشه کند ... پایان هُرم داغ و جگرسوز شهرِوَر آغاز زنگِ مهرِ دل انگیز غصهبر پاییز، فصل شوق و شروعی دوباره است آمادهام! بیا که دلم مانده در به در ... #کوروش_آتش @sharar_atash
#برای_دخترم چه خوشبختم که از دنیا، غنیمت اختری دارم یکی یکدانه، دردانه، یگانه گوهری دارم حضورش آیهی برکت، وجودش آیهی شوکت فراتر زین نشانیها، بتی افسونگری دارم نشانی دارد از مهر و مدارا، لطف و زیبایی به نام نامی "آیه"، مسمّا دختری دارم الفبا مملو از باریکتر از مو اشارات است و من یکجا، ز "آ" تا "یا"، ز حکمت دفتری دارم خدا را شکر! حالا حظّ نعمت، فیض رحمت را برای بردنش، معیار و متر بهتری دارم پیمبر، کوثرش را "مادر بابا" صدا میزد که یعنی: مهردختی جای مهر مادری دارم برای باغبان فرقی ندارد نوع گل با گل ولیعهد ار کسی دارد، منم تاج سری دارم همایون طالعش، "بهمن" حیاتم را بهاری کرد از آن پس، در زمستان هم، بهار دیگری دارم بنا دارد قرار خستگیهای پدر باشد اگر باشم، یقین دارم پرستاری پَری دارم ... #کوروش_آتش @sharar_atash @Ghazalkhanee
#مهر_و_قهر با رفتنت انگار شعری یادم آمد غم، باوفا شد؛ به مبارکبادم آمد حوا که با ابلیس، بیجا آشنا شد یادم ز غربتهای بابا آدم آمد او را به قصدِ امنِ آدم آفریدش اما به هر چه غیر آدم، همدم آمد مینو به بانو، خوش شد و با او فنا شد تقدیرِ دادم، همره بیدادم آمد! فردوس رفت از دست آدم، بدوِ خلقت اما به "فیها خالدون" میعادم آمد حکم از ازل، بعد از بلی، بر ما چنین رفت هر جا که مهرش بود، قهرش در دم آمد یعنی رقم زد سرنوشتم را از اول کآرامشم همراه با فریادم آمد هر رفتنی یک آمدی، هر آمدی یک ... اقبالِ خوش، هر گه ز پا افتادم آمد. حالا که رفتی- گرچه سخت است- نیست باکم این رفت و آمد، در قضا همزادم آمد #کوروش_آتش @sharar_atash @Ghazalkhanee