رواق غزل معاصر
Статистика💖درود. خجستگی و مانایی رواق غزل با حضور ۱۳۰۰+ غزلسرای معاصر، به بود و همراهی تو پیوسته است. برای آشنایی با رواق، #باشندگان و برای نام شاعران، #نمایه را جستجو کن. در پناه دلت شاد زی @sharar_atash Insta: @kourosh_atash
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 54
- 1/48двое суток
- 61
- 1/72трое суток
- 66
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@Ghazalkhanee روزی از راه آمدم اینجا، ساعتش را درست یادم نیست دیدم انگار دوستت دارم، علّتش را درست یادم نیست چشم من از همان نگاه نخست، با تو احساس آشنایی کرد خندهات حالت عجیبی داشت، حالتش را درست یادم نیست زیرچشمی نگاه میکردم صورتت را و در خیال خودم میزدم بوسه بر کنار لبت، لذّتش را درست یادم نیست آن شب از فکر تو میان نماز، بین آیات سورهی توحید لَم یَلِد را یَلِد ولَم خواندم، رکعتش را درست یادم نیست باورش سخت بود و ناممکن که دلم بوی عاشقی میداد پیش از این او همیشه تنها بود، مدّتش را درست یادم نیست مانده بود از تمام خاطرهها یک نفر در میان آیینه اسم او مهرداد بود اما شهرتش را درست یادم نیست خواب تو خواب هر شبم شده بود راه تعبیر آن سرودن شعر یک غریبه همیشه پیش تو بود، صورتش را درست یادم نیست عادت عشق دلشکستن بود و مرا عاشق نگاه تو کرد واقعاً او چه خوب میدانست عادتش را درست یادم نیست عاقبت مرد بین آیینه بی خبر رفت و در شبی گم شد چون لیاقت نداشت یا اینکه جرأتش را، درست یادم نیست #مهرداد_بابایی @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee یک بوسهی شیرین دم صبحانه میخواهم آغوش دلچسب تو را دزدانه میخواهم گاهی حواسم نیست چون سیگار چرچیل بود و نبودت را چه خودخواهانه میخواهم وقت اذان و دلبریهای قشنگ، از شوق قد قامت ناز تو را مردانه میخواهم خیره به چشمانم مرا سرمست کن، آری طعم نگاهت را چنین مستانه میخواهم سهم من و دنیای من حتی نباشی باز مثل گلی خوشبو تو را پروانه میخواهم وقتی حواس شعرهایم پرت عشق توست هر واژه احساس تو را جانانه میخواهم مثل گل نرگس که عطرافشان زیباییست من هم دلت را عاشق و دیوانه میخواهم بودن کنارت تا ابد آرامشی محض است تا آخر دنیا من از تو شانه میخواهم با من بمان اینجا کمی تا قسمتی ابری یک بوسه از لبهای تو دزدانه میخواهم #نرگس_جم_رتبه @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee زندگی در جریان است، اگر بگذارند! شهر در امن و امان است، اگر بگذارند! حجرهاش سوخت پدر، دستفروش است اکنون پی یک لقمهی نان است، اگر بگذارند! گلهمندم، ولی احساس وطندوستیام همچنان در غلیان است، اگر بگذارند! گفته بودیم که ما یکدل و یکپارچهایم هرچه گفتیم همان است، اگر بگذارند! هموطن! کاش بخوانی و بدانی این خاک بهترین جای جهان است… اگر بگذارند! #سید_جعفر_حیدری @janpnah @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee وه! چه زیباست از این زاویه! ماشاءالله ماه پیداست از این زاویه، ماشاءالله بس که لبخند زده صورت چون مهتابیش مثل رویاست از این زاویه، ماشاءالله پیش چشم دگران گرچه قدش کوتاه است سرو رعناست از این زاویه، ماشاءالله مو، پریشان و لبش سرخ و تنش ترد و...، خدا! او چه گیراست از این زاویه، ماشاءالله گرچه دور و بر او حور زیاد است ولی نور بالاست از این زاویه، ماشاءالله خوابم آیا؟ ولی انگار که در بیداریست بخت با ماست از این زاویه، ماشاءالله فرصتی بهتر از این گیر نخواهد آمد یار تنهاست از این زاویه، ماشاءالله #محمد_فرخ_طلب_فومنی @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee حرفی نداشتم که بگویم همین که هست این است از علائم آغاز یک شکست روز نخست گوشهی در ایستاده بود با یک تعارف آمد و در قلب من نشست من، اضطرابِ آمدنِ پلک روی پلک او آدمِ گذاشتنِ دست روی دست بازآزمودنِ دل غفلتزده خطاست دوری کن از معامله با عشق ورشکست از من توقع غزل عاشقانه داشت شعری نداشتم بنویسم... همین که هست! #نفیسه_نعمتی @nafisehnemati_poem @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee باغ نارنج و دم عصر و دو فنجان چایی دست از دور تکان میدهی و میآیی رقص باد است میان تنت و پیرهنت چه مراعات نظیریست به این زیبایی؟! دست بردهست خداوند به گیسوی تو و آفریدهست از آن یک شب استثنایی دلنشین است چون آمیختن برکه و ماه لمس آغوش تو در بحبوحهی تنهایی نرو تا عشق فروکش نکند، کم نشود باش و پروا نکن از این همه بیپروایی کوچه غوغا شده از معرکهی گنجشکان شک ندارم که تو سرکردهی این بَلوایی #راضیه_صابریان @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee با این هجوم فاجعه در راه و کورهراه میبارد از زمین و زمان، تیرهای آه مهتاب، پارهپاره شد و هیچکس ندید پیداست از شکافِ زمان، پارههایِ ماه مانند رود، تشنهی یک قطرهی خودیم یک عمر میدویم، ولیکن به اشتباه! بیهودگی نتیجهی این صبر تلخ بود فَرجامِ سخت و حاصل عمری که شد تباه شوق جهنم است و یا ترس از بهشت کاینگونه میرویم شتابان به مرگگاه؟ در قتلگاهِ واژه، سپردیم دل به عشق شاید بروید از نفس خاکمان،گیاه گاهی برای آنکه نمیرد پرندهای از ترسِ آسمان به قفس میبرد پناه! #محمدمهدی_ناصری @naseri_2 @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee نشستهام تک و تنها در انزوای خودم مچاله میشوم از غصه لابهلای خودم کسی نمیخرد از اهل شهر حال مرا گرفته است دلم دیگر از هوای خودم چه راهها و چه بیراههها که آمدهام قدمقدم همه عمر، پابهپای خودم چقدر با من یکدنده قهر کردم و بعد چقدر نامه نوشتم خودم برای خودم درون آینه و قاب عکس میگردم تمام روز به دنبال خندههای خودم از این دریچه که وا کردهام به سمت سکوت نمیرسد به کسی جز خودم صدای خودم چه بیملاحظه بیرون زدهست از شعرم زنی که جا زدم این روزها به جای خودم #راضیه_صابریان @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee هرگز ندیده بودمت اینگونه تیزتر ای خنجرِ عزیز، که زخمت عزیزتر! خونم حلال باد اگر تشنهای به آن مانند من نبوده بپاش و بریزتر آه ای رمیدهای که نکردم نوازشت از اسبهای وحشی، آدمگریزتر تو، دائماً برای من اسطوره میشوی من دائماً برای تو چیزی پشیزتر تا چهرهام در آینه افتاد، بعد تو آیینه، تکٓهتکّه و من؛ ریز-ریزتر با لشگرِ غرور به اردوی من بتاز شاهی ندیده دشمن از این ناستیزتر زخم تو عاشقانهترین شکلِ مرهم است ای خنجر عزیز که زخمت عزیزتر #سیروس_عبدی @cyresabdi @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee نیستی، کاش ز عشقت اثری نیز نبود یا خیال تو از آغاز دلانگیز نبود دیدمت، حیف نبوسیدم و ای کاش ای کاش بین چشم و لب من این همه تبعیض نبود اینکه بیمهر تو، آبان خیالم طی شد خود گناهیست که بر گردن پاییز نبود میسرایم ز تو هر بار که میرویی باز کاش این سینهی پردرد، غزلخیز نبود یاد باد آنکه تو بودی و تو بودی همه جا و از آرایهی تکرار تو پرهیز نبود #علیرضا_عسکری @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee چشم من گیر کرده انگاری، روی آن چشمهای رنگی تو ماندهام روزهای بسیاری، خیره در آن همه قشنگی تو از همان ابتدا مشخص بود، آخر جنگ این سیاه و سپید کیش و مات است شاه مغرورم، عاشق یال اسب جنگی تو با همه دوست مثل آیینه، با من انگار دشمنی داری نکند چون که عاشقت هستم؟ ای به قربان قلب سنگی تو! غیرتم کشت بس که خندیدی با رقیبان، مقابل چشمم گفتی آنها برادرت هستند! وای از این همه زرنگی تو پیش من روزهدار و محجوبی ، جانماز آب میکشی، اما شهر ما کوچکست و میآید، خبر مستی و مَلَنگی تو #بیژن_کلهر @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee چه شود، جور شود یکسره گاهی، چیزی مثلاً نصف شب و صورت ماهی، چیزی از سفر آمده باشی و ببینی اینجا عاشق سادهدل و چشم به راهی، چیزی دستهای تو پناهنده و آغوش تو اَمن منِ سرگشته به دنبال پناهی، چیزی از تو تا عشق، نفس، شعر برایت گفتم تا به من هم بکنی نیمنگاهی، چیزی همهی سهم من از داشتنت این شده است: سوز دل بردن و افسوسی و آهی، چیزی دوزخی هستم و از سمت بهشت تو چه دور کاش از سوی تو یک ذرّه گناهی، چیزی! #سارا_صابر @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee بیا دوباره ماهِ من، کنار قلبِ کوچکم از انزوای پنجره،، بتاب بر اتاقکم تلنگری بزن ببین، چه زود گریه میکنم سکوت کردهام ولی، به یاد تو، چه کودکم به لهجهی ترانهها، بخند و با بهانهای به من بگو نگارکم، عزیزکم، عروسکم به روی سرو قامتت خیال کن تنِ مرا و دورِ گردنت ببین، حریرِ دستِ پیچکم بنوش جرعهای شراب، و یا که مستِ از غزل برقص با طنینِ شاد و دلنوازِ تُنبکم نفس بریز در رگم، که با تو زندگی کنم شبیه آبشارِ خون، برای نبضِ اندکم نوشتهام تو را به عشق، میانِ واژههای لال. بیا غزل بساز از، سرودههای تکتکم تفاوتی نمیکند به زمزمه، به چهچه بخوان که دل سپردهام بهجانِتو، چکاوکم به لحن عاشقانهات، کمی نگاه کن مرا و بعدِ آن صدا بزن، مرا به اسمِ کوچکم #نگار_حسینی @shernegar1023 @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee میشود یک دو سه خط شعر شوی بر لب من باشی آن ماه دمیده به هوای شب من بغلی دانه بیاور بشوم باغچهِ تو میشود بوسه بکاری به میان لب من من و تو آتش و آبیم و دو تا ناجی هم میشود آب شوی روی دمای تب من طالع عشق بلندست و ندارم دستی کاش در سایهی آن طالع رَود کوکب من باید از گُردهی عقلم دل و پائین آورد تا شود بار دگر عشق فقط مرکب من خبرت هست که از زخمی که روحم دیده کاسهی خون شده غیر از جگرم غبغب من میرساند به تو من را به سلامت پس از این رفتن یُورتمه یا تاختنِ مرکب من؟! #آرام_لک @aram_a_lak @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee شیرین لبِ من! فصلِ رطب شد، تو کجایی؟ خود را برسان، شب شد و شب شد، تو کجایی؟ بیچاره دلم باز در این گوشهی دنیا محتاج به آن گوشهی لب شد، تو کجایی؟ اما اگر احوال مرا خواسته باشی جان و تن من کُشتهی تب شد، تو کجایی؟ از صلح بگو، حوصلهی جنگ ندارم حالا که دلم صلحطلب شد تو کجایی؟ ای دورترین میوهی پنهان شده در باغ ! دستم به هوای تو طلب شد، تو کجایی؟ یک بار دلم وصلِ تو را خواست، غلط کرد دل بیادبی کرد و ادب شد، تو کجایی؟! #ناصر_حامدی @naserhamedi @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee لامروّت! شانههایت درد بیپایان کیست؟ چشمهای لوطیات در خلوت دکّان کیست؟ ﭘُﺮﺳﺸﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ میدانی ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ میکنی ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻋﻄﺮِ ﺩﻭﺳﯿﺐ ﺍﺯ ﻣَﺤﻔﻞِ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﺑﻮﺳﻪٔ ﺁﻏﺸﺘﻪﺍﺕ ﺩﺳﺖِ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻟَﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ ﺭَﺩِ ﭘﺎﯼِ کوچکت ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﯾﻮﺍﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﭼﺎﯾﯽِ ﭘُﺮ ﺭﻧﮓِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ اﺳﺖ؟ ﺣﺎﻝ ﻟﯿﻮﺍﻥِ ﺷﺮﺍﺑﺖ، ﺟُﻔﺖ ﺑﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟ . ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ، ﻫَﺬﯾﺎﻥِ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﻢِ ﺗﻮﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎﯼ ﺑﯽﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﯾﮏ ﺷﺮﻭﻉِ ﺗﺎﺯﻩ میخواهی، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺏ میدانی ﺷﺮﻭﻉِ ﺗﺎﺯﻩاﺕ پایان کیست؟ #مهدی_شیردل @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee آغوش من به نام تو باشد گناه نیست در اختیار تام تو باشد گناه نیست نزدیکتر بیا، نفسم را احاطه کن لب روی لب، به کام تو باشد گناه نیست از عطر ناب پیرهنت مست کن مرا مستی چو من که رام تو باشد گناه نیست وقتی مرا معصوم صدا میکنی تو، وای... احساس در کلام تو باشد گناه نیست همراه خوب! مشترک مورد نظر! در گوشیام پیام تو باشد گناه نیست امشب برای خال لبت فکر چاره باش پرواز سمت دام تو باشد گناه نیست #فاطمه_دشتی @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee بودنت با دیگران را تا کجا حاشا کنم؟! هی ببینم... هی بسوزم... بیخیالی تا کنم! ردّپایی از خودت بگذار وقتی میروی تا مسیرِ خانهات را باز هم پیدا کنم... چشم برمیدارم از تو، سهم از ما بهتران! در مرامم نیست کفشِ دیگری را پا کنم... از تو گفتم با رفیقانم، رقیبانم شدند... سفرهِی دل را نباید پیش هر کس وا کنم جمعِ ما در قابِ عکسی کهنه دیدن داشت... حیف! باید از این جمعِ بیحاصل تو را منها کنم... #محمد_حجی_زاده @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee همین که با تو گذشتهست یک دقیقهی من به وقت روز جزا میشود وثیقهی من تصور لب سرخت نمیرود از سر شراب میزند انگار در شقیقهی من هزار حیف که در موزهی علایق تو به مفت هم نمیارزد دل عتیقهی من کرشمهی تو اثر کرد در دل سنگم گلولهی تو فرو رفت در جلیقهی من مدام نام تو بین عوام میچرخد درون شهر، زبانزد شده سلیقهی من #ابوالفضل_پوراسماعیل @Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee يا گرمى یک بوسه به پيشانى من باش يا علت یک عمر پريشانى من باش با فاصلهاى امن كه آسيب نبینی بنشين و فقط شاهد ويرانى من باش هر بار كه عاقل شدهام خير نديدم یک بار بيا و تو به نادانى من باش من جاى تو با لحن و لبت شعر بخوانم تو جاى من و محو غزلخوانى من باش ناچار به مرگم ته اين قصه بيا و يك معجزه در قسمت پايانى من باش #سید_تقی_سیدی @seyedtaghiseyedi @Ghazalkhanee