دل غافل❤️
Статистикаحال و احوال دلم را تا که پرسیدی شبی زل زدم در چشم تو ، گفتم خرابش کرده ای #اسماعیل_جلیلی (غافل) @deleghafel1351 :تماس با من تاریخ ایجاد کانال پنجشنبه ۹۵/۰۶/۱۱
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 44
- Всего постов
- 98
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 33
- 1/48двое суток
- 37
- 1/72трое суток
- 40
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دل من کوچه ای بی آشنا بود مرامش خوبی و مهر و صفا بود ولی با آنکه این دل را شکستی تسلای غم و رنج شما بود #اسماعیل_جلیلی(غافل) #شبتون_به_دور_از_دلتنگی 👉 @deleghafel❤️
از کارِ زندگی گرهی باز میکند ما را به شکلِ دیگری آغاز میکند حتی اگر همیشه سرافکنده بودهایم بر روی دوشِ خلق، سرافراز میکند گاهی که مرگ سختپسند است و سختگیر یک شهر را دقیق برانداز میکند این روزها که سادهپسند است و سهلگیر آغوش را به روی همه باز میکند ▪️ بعد از تو، مرگ منجی و معشوقِ زندگیست اما برای خواهشِ من ناز میکند... #محمد_شریف 👉 @deleghafel❤️
تلخ و شیرین ، یادِ تو بر گونه نم می آورد خندهای آکنده از احساسِ غم میآورد کوهم و در روحم انبوهی از اندوهِ جهان خسته از اشکِ روانی که قلم میآورد سوزِ تار و سر به دیوار و نخی سیگار ...آه گریه گاهی در فراقت دود و دم میآورد شهدِ شیرازِ غزلسازِ پُرآوازی که باز آمدنهایت گل از باغِ اِرَم میآورد گرچه ممتازی به طنازی ولی چشمت به ناز قهوهی قاجارِ آلوده به سم میآورد دلبری ! افسونگری ! واکن گره از روسری عطرِ موهایت شمیمی خوشقدم میآورد آنقَدَر قندی و دلبندی که با لبخندِ تو استکان هم میلِ چایِ تازهدم میآورد بند میآید زبانِ واژه در تشریحِ عشق چون قلم در وصفِ چشمانِ تو کم می آورد #مهدی_حبیبی 👉 @deleghafel❤️
لامروّت! شانههایت درد بیپایان کیست؟ چشمهای لوطیات در خلوت دکّان کیست؟ ﭘُﺮﺳﺸﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ میدانی ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ میکنی ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻋﻄﺮِ ﺩﻭﺳﯿﺐ ﺍﺯ ﻣَﺤﻔﻞِ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﺑﻮﺳﻪٔ ﺁﻏﺸﺘﻪﺍﺕ ﺩﺳﺖِ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻟَﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ ﺭَﺩِ ﭘﺎﯼِ کوچکت ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﯾﻮﺍﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﭼﺎﯾﯽِ ﭘُﺮ ﺭﻧﮓِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ اﺳﺖ؟ ﺣﺎﻝ ﻟﯿﻮﺍﻥِ ﺷﺮﺍﺑﺖ، ﺟُﻔﺖ ﺑﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟ . ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ، ﻫَﺬﯾﺎﻥِ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﻢِ ﺗﻮﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎﯼ ﺑﯽﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﯾﮏ ﺷﺮﻭﻉِ ﺗﺎﺯﻩ میخواهی، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺏ میدانی ﺷﺮﻭﻉِ ﺗﺎﺯﻩاﺕ پایان کیست؟ #مهدی_شیردل 👉 @deleghafel❤️
آغوش من به نام تو باشد گناه نیست در اختیار تام تو باشد گناه نیست نزدیکتر بیا، نفسم را احاطه کن لب روی لب، به کام تو باشد گناه نیست از عطر ناب پیرهنت مست کن مرا مستی چو من که رام تو باشد گناه نیست وقتی مرا معصوم صدا میکنی تو، وای... احساس در کلام تو باشد گناه نیست همراه خوب! مشترک مورد نظر! در گوشیام پیام تو باشد گناه نیست امشب برای خال لبت فکر چاره باش پرواز سمت دام تو باشد گناه نیست #فاطمه_دشتی 👉 @deleghafel❤️
بودنت با دیگران را تا کجا حاشا کنم؟! هی ببینم... هی بسوزم... بیخیالی تا کنم! ردّپایی از خودت بگذار وقتی میروی تا مسیرِ خانهات را باز هم پیدا کنم... چشم برمیدارم از تو، سهم از ما بهتران! در مرامم نیست کفشِ دیگری را پا کنم... از تو گفتم با رفیقانم، رقیبانم شدند... سفرهِی دل را نباید پیش هر کس وا کنم جمعِ ما در قابِ عکسی کهنه دیدن داشت... حیف! باید از این جمعِ بیحاصل تو را منها کنم... #محمد_حجی_زاده 👉 @deleghafel❤️
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
چقدر ساعت شماطّهدار بگذارم دو چشم عاشق خود را دچار بگذارم چقدر جمعه نیایی و حال زارم را به پای خستگی روزگار بگذارم چقدر جمعه نیایی و در غزلهایم ردیف و قافیه را انتظار بگذارم نیایی و همهی عیدها عزا بشود بهار را به دل داغدار بگذارم کدام لحظهی موعود میرسی از راه که غصههای دلم را کنار بگذارم قسم به این دل خونین اگر که برگردی مسیر آمدنت را انار بگذارم برای از تو نوشتن، از عاشقی گفتن غروب جمعه شبی را قرار بگذارم #زهرا_آریننژاد 👉 @deleghafel❤️
همین که با تو گذشتهست یک دقیقهی من به وقت روز جزا میشود وثیقهی من تصور لب سرخت نمیرود از سر شراب میزند انگار در شقیقهی من هزار حیف که در موزهی علایق تو به مفت هم نمیارزد دل عتیقهی من کرشمهی تو اثر کرد در دل سنگم گلولهی تو فرو رفت در جلیقهی من مدام نام تو بین عوام میچرخد درون شهر، زبانزد شده سلیقهی من #ابوالفضل_پوراسماعیل 👉 @deleghafel❤️
عمری تورا چون بُت پرستیدم نفهمیدی معبود را ، در چشم تو دیدم نفهمیدی وقتی که وا کردی گره از بندِ ابروهات رُخسارِ ماهَت را پسندیدم نفهمیدی با هر نفس ، در هر قدم ، در هر سفر تنها... با دیدن تو عشق ورزیدم نفهمیدی بال و پر من سوخت از بسکه به دور تو مانند یک پروانه چرخیدم نفهمیدی من در خیالات خودم حتی شده از دور روی تورا بی وقفه بوسیدم نفهمیدی ای کاش میشد تا ابد زندانی ات باشم در پیله ی عشق تو پوسیدم نفهمیدی بار سفر بستم به سوی انزوا رفتم از کوچه ی قلب تو کوچیدم نفهمیدی #محسن_یزدان_دوست 👉 @deleghafel❤️
توی اخبار رادیو، مردی خبر از فتح دیگری میداد :« حمله با رمز حضرت زینب» کاسه از دست مادرم افتاد پدر از مسجد محل برگشت :« بچهها تا بهشت راهی نیست.» بعد از آن، ساک جبهه را برداشت رفت و مادر، کنار حوض گریست توی اخبار رادیو، گفتند :« جنگ پایان گرفت.» خندیدیم دو سه سالی گذشت تا اینکه دو سه خط نامه از پدر دیدیم :« بچهها آن طرف هوا خوب است؟ حال بابابزرگ بهتر شد؟ مادر از درس و مشقتان راضیست؟ عمهنرگس دوباره مادر شد؟» توی اخبار رادیو، امروز خبر از بازگشت بابا بود مادر از صبح زود میخندید خندهاش مهربان و زیبا بود توی کوچه شلوغ بود و پدر در شلوغی مرا صدا میزد عینکی تیره روی چشمش بود پدرم «مرتضی» عصا میزد. #هادی_خورشاهیان 👉 @deleghafel❤️
پیرمردی به نام «مشهدی غفار» حدود 120 سال پیش، در بالای مناره مسجد ملاحسن خان، سالها اذان میگفت. پسر جوانی داشت که به پدرش میگفت: ای پدر! صدای من از تو سوزناکتر و دلنشینتر و رساتر است، اجازه بده من نیز بالای مناره بروم و اذان بگویم. پدر پیر میگفت: فرزندم تو در پایین مناره بایست و اذان بگو. بدان در بالای مناره چیزی نیست. من میترسم از آن بالا سقوط کنی، میخواهم همیشه زنده بمانی و اذان بگویی. تو جوان هستی، بگذار عمری از تو بگذرد و سپس بالای مناره برو. از پسر اصرار بود و از پدر انکار! روزی نزدیک ظهر، پدر پسر خود را بالای مناره برای گفتن اذان فرستاد. مشهدی غفار تیز بود و از پایین پسرش را کنترل میکرد. دید پسرش هنگام اذان گاهی چشمش خطا رفته و در خانه مردم نظر میکند. وقتی پایین آمد، به پسر جوانش گفت: فرزندم من میدانم صدای تو بلندتر از صدای پدر پیر توست. میدانم صدای تو دلنشینتر از صدای من است. هیچ پدری نیست بر کمالات و هنر فرزندش فخر نکند. من امروز به خواسته تو تسلیم شدم تا بر خودت نیز ثابت شود، آن بالا جای جوانی چون تو نیست و برای تو خیلی زود است. آن بالا فقط صدای خوش جواب نمیدهد، نفسی کشته و پیر میخواهد که رام مؤذن باشد. تو جوانی و نفست هنوز سرکش است و طغیانگر، برای تو زود است این بالارفتن. به پایین مناره کفایت کن! بدان همیشه همهٔ بالارفتنها بهسوی خدا نیست. چهبسا شیطان در بالاها برای تو کمین کرده است که در پایین اگر باشی، کاری با تو ندارد. #شبتون_به_دور_از_دلتنگی 👉 @deleghafel❤️
جمعه و شنبه برایم چه تفاوت دارد من که هر لحظه و هر ثانیه دلتنگ توام #خلیل_رحیمی 👉 @deleghafel❤️
چقدر کاغذ خطخورده بار رود کنم به تو دعا بخورانم؛ سپند دود کنم و حرف را بکشانم به نام مادر تو به زور سحر به آیندهات ورود کنم به صف کنم پریان را، کتاب باز کنند که حرف ذهن تو را مو به مو شنود کنم نشستهام بشمارم حروف ابجد را که با دو فوت تو را مسخ و بیوجود کنم همینکه معتقدم بسته میشود دهنت به چشم غیر، خودم را چرا حسود کنم چرا قلم کنم اندام عاشقان تو را و چشم منتظران تو را کبود کنم! چقدر جمجمه خالی کنم؛ گلو بجوم؟! سر تمام زنان را کلاهخود کنم چقدر با دل تنگ و غم کشآمدهام به اینکه عشق مهم نیست وانمود کنم... #سحر_هادیان 👉 @deleghafel❤️
ای کاش همیشه رو به رویت بودم در آب زلال رود قویت بودم در حسرت هر نوازشت آه کشم ای کاش نسیم لای مویت بودم #نوروز_رمضانی 👉 @deleghafel❤️
خوب بودن تا به این اندازه اصلا خوب نیست خوب یا بد، هرچه از حد بگذرد، مطلوب نیست چشمهایت عقل آدم را هوایی میکند عقل را از کلّهی مردم پراندن خوب نیست دورهی اشعار شهرآشوب دیگر سررسید هیچ شعری مثل چشمان تو شهرآشوب نیست فتنهی هشتادوهشتِ ابروانت دیدنی ست فتنه یعنی این، که هرگز قابل سرکوب نیست رحم کن بر حال عابرها بمان در خانهات رهگذرها را توان یوسفِ یعقوب نیست با دل بی دست و پایم اینقدَر بازی نکن این دل است احساس دارد، خاک و سنگ و چوب نیست خوب من! حال بدم زیر سرِ حُسن شماست آنقدَرها هم که میگویند، خوبی خوب نیست #قنبرعلی_رودگر 👉 @deleghafel❤️
می روی و از تو مُشتی خاک می ماند به جا از من اَمّا، یک دل صد چاک می ماند به جا می روی و بعد تو پاییز می آید به باغ رد پایت در دل اَفلاک می ماند به جا می روی و خواب از چشمم گریزان می شود پلک هایی خسته و نمناک می ماند به جا کوچه هم با رفتنت در فکر کوچ افتاده است خانه ای با تک درخت تاک می ماند به جا شب کنارچشمه وقتی ماه کامل میشود یک پلنگ زخمی و بی باک می ماند به جا #محمد_بابایی 👉 @deleghafel❤️
گرفته بعد تو باران میان هر غزلم چه شاعرانه غزل در غمت قدم میزد #مهدیه_آزاد 👉 @deleghafel❤️
ایوان من تهیست ، پرستو بیاورید! بیزارم از سکـوت ، هیاهـو بیاورید! اینجا شکوهِ منظرهها بیطراوت است از کـوچهبـاغِ دهکـده شببـو بیاورید هر سو نگاه میکنم این جا غریبه است یـک آشنا چـو آینــه یکـرو بیـاوریــد یک مشت شعرِ نغز از استاد رودکی بـویی ز مـولیان و لبِ جــو بیاورید بی چشمهای روشنِ او غرق ظلمتم خورشیدرا به خانهام این سو بیاورید ای بادها به میهن من روکنید و بعد یک تارِ مـو برای مـن از او بیـاوریـد #فردوس_اعظم 👉 @deleghafel❤️