شعر و متن "سپیدار"
Статистика☘برترین عاشقانه های ایران و جهان آیدی ادمین؛ @baranpaeizy
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 16
- 1/48двое суток
- 18
- 1/72трое суток
- 19
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
سکوتم را شکستم تا بپرسم: کجایی؟ سکوتت پنجرهٔ انتظارم را بست... #شبنم_نادری #باران شعر سپیدار @sher_sepidar
أتخيل لمسة يدك فيحدثُ في صدري شيءٌ يشبه فتح النوافذ. «گرفتنِ دستت را تصور میکنم و در سینهام چیزی شبیه باز شدنِ پنجرهها اتفاق میافتد...» شعر سپیدار @sher_sepidar
به حال دل بینوایم رقت میآورم که میخواهد رنجش پایان یابد و چنگ در بهانهای برای عشق ورزیدن میزند تا بهانهای برای زیستن بیابد. 📚 از #کتاب کتاب مادرم | نوشتهی #آلبر_کوئن 🌙 شعر سپیدار @sher_sepidar
کامران آن دل که محبوبیش هست نیکبخت آن سر که سامانیش نیست #سعدی #شب_بهشت
من به عشق در یکنگاه خیلی اعتقادی ندارم، اما به از چشم افتادن در یکلحظه خیلی معتقدم.
شعر و متن "سپیدار" pinned «💭 نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم کسی از دور میآید به جنگِ عقل و میترسم مبادا عشق باشد اینکه میآید به پیکارم #عطیهسادات_حجتی»
💭 نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم کسی از دور میآید به جنگِ عقل و میترسم مبادا عشق باشد اینکه میآید به پیکارم #عطیهسادات_حجتی
گفتم ؛ آدمی با امید زنده هست ... و تو آن امید منی... #شبنم_نادری #باران شعر سپیدار @sher_sepidar
این قصه « ما» عجب حکایتی دارد ؛ نه میتوانم بگویم چقدر دلتنگم، نه بهانهای برای شنیدنِ صدایت دارم. نه راهی برای همکلامی ات، نه یارای گفتن از احساسم را دارم، نه توانِ پنهان کردنش را. نه تابِ خط زدنت از خیالم را دارم، نه اختیارِ به دیدارت آمدن را. نه میتوانم از ویرانیِ نداشتنت بگویم، نه از وسعتِ دوست داشتنت... نه دلِ گذشتن از تو را دارم، نه جسارتِ به دست آوردنت را. نه سهمی از توام، نه مرا سهمِ خودت میخواهی. آبِ پاکیِ «نخواستن» را بر سرم ریختهای، و دیوارهای بلندِ منطق و استدلال را هم دورتادورِ خودت کشیدهای. هم از نزدیک شدنم میهراسی، هم در تمنای حضورمی. هم میخواهی از خواستنم بگویم، هم تا لب باز میکنم، پا پس میکشی. هم شعلهی این رابطه را سوسوزنان میخواهی، هم با زبانِ بیزبانی، باد بر آن میوزی. هم میخواهی که بگویم، هم با سکوتت، مرا از گفتن پشیمان میکنی. هم جسارتم را طلب میکنی، هم خودت اهلِ جسارت نیستی. هم در گریز از قضاوتی، هم تشنهی چشیدنِ طعمِ دوستداشتهشدنی. هم خودت حال و هوای عاشقی نداری، هم مهر و عشقِ مرا به جان میپذیری. هم در حصارِ امنِ مرزهایت پناه گرفتهای، هم انتظار داری من فاتحِ این مرزها باشم... نه پای ماندن در هوای تو را دارم، نه دلِ رفتن از خیالِ تو را. هم از عطش حضورت میسوزم، هم از سرمای فاصلهات میلرزم. نه میمانی که جهانم آرام گیرد، نه میروی که جانم آزاد شود… عجیبترین فصل این قصه این است: تو با نبودنت، تمامِ بودنِ مرا اِشغال کردهای؛ و من برای داشتنِ تو، چارهای جز رها کردنت ندارم. تو بگو؛ من در برابرِ این قصه پر تناقض باید چه کنم؟ #شبنم_نادری #وقتی_که_شاعر_بودم شعر سپیدار @sher_sepidar
داشتم به تو فکر میکردم… باران گرفت. گویا آسمان هم تو را به یاد آورده بود…* #شبنم_نادری #وقتی_که_شاعر_بودم شعر سپیدار @sher_sepidar
مراقب کسانی باش که برای ترمیم زخمهایشان، دوستان موقتی پیدا میکنند نزار قبانی
✨ اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است؛ جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن ...! #فاضل_نظری
دست مرا بگیر، با تو میخواهم برخیزم... تو رستاخیز حیات منی. #احمد_شاملو
ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها…! #مولانا
در نگاهم اگر نيستی در خيالم سرشاری! #مولانا
أحلامي بسيطة جداً صوتك، ريحتك و حضنك. «رویاهایِ من بسیار سادهاند صدایِ تو، عطرِ تو و آغوش تو...» شعر سپیدار @sher_sepidar
بگذار سخاوتمندانه فراموش کنیم هر آنکه را به ما عشق نمیورزد... پابلو نرودا
شعر و متن "سپیدار" pinned «ضم قلبی بالحکی عوضنی فقر اللقی! قلبم را با حرف هایت بغل کن تا کمبود دیدار را جبران کنی! 🌱🤍»