شعر نفیس
Статистикаشعرنفیس گنجینه و مرجع بهترین و ناب ترین اشعار صفحه اینستاگرام شعرنفیس 👇 instagram.com/sherenafis دریافت نظرات و اشعار و ارتباط با ادمین @jvd021
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 502
- 1/48двое суток
- 575
- 1/72трое суток
- 620
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مثل كوهيم و از اين فاصلههامان چه غم است لذت عشق من و تو نرسيدن بههم است ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بدتقديريم عاشقى كردن ما شرح عدم در عدم است مثل يك تابلوى نيمهى نفرين شدهاى دست هركس كه به سوى تو بيايد قلم است عشق را پس زدى اى دوست ولى پيش خدا هركه از عشق مبّرا بشود، متهم است مىروى، دور نرو، قبل پشيمان شدنت فكر برگشتن خود باش و زمانى كه كم است قبل رفتن بنشين خاطرهاى زنده كنيم بنشين چاى بريزم، بنشين تازه دم است #سید_تقی_سیدی @sherenafis
یاری آن است که زهر از قِبَلش نوش کنی نه چو رنجی رسدت، یار فراموش کنی #سعدی @sherenafis
هر که "دلگیر" از جهان عشق باشد عاقل است ماهِ در دام "خسوف" افتاده، ماه کامل است غورههای انتظار ما شراب تلخ شد زیر لب میگفت مستی: صبر هم بیحاصل است خاطرات تلخ را از یاد بردن ساده نیست میخ کج را از دل دیوار کندن مشکل است هر کسی از چند و چون عشق میپرسد، بگو دفتر سرخیست از خون جگر، ناقابل است #سعید_صاحب_علم @sherenafis
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانیِ خود این گمان نبود #شکیبی_اصفهانی @sherenafis
ز بیدردان علاج درد خود جستن به آن ماند که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقربها #صائب_تبریزی @sherenafis
صد شُکر که بدبختم و خان نیستم امشب! من باعثِ این آه و فغان نیستم امشب... هرچند که از مُلکِ جهان هیچ ندارم ، از شورشِ رعیت نگران نیستم امشب! #حسین_جنتی @sherenafis
@sherenafis گفتی: چه خبر؟ لال شوم، جز غم نان هیچ جز سیری بی قاعده ی سفره ی خان هیچ گفتی چه خبر؟ آه گرانتر شده لبخند نفروخته تاریخ به ارزانی جان هیچ دیگر خبری تلخ تر از اینکه دل و دین در مشت ندارند به جز چند قِران هیچ؟ رد می شوم از راسته ی شعر فروشان دکان به دکان نیست به غیر از خفقان هیچ دنیا زن جوراب فروش است و ندارد هم قیمت یک جفت نگاه نگران، هیچ گردن بزنید آخر این شعر لبم را تا از شب و تاراج نیارد به زبان، هیچ من راهی آنسوی زمستانم و دنیا بسته ست برای سفرم یک چمدان هیچ #حسنا_محمدزاده @sherenafis
بگذار بگویم که جهان بی تو چه سان ماند این حرف، چه حرفی ست مگر بی تو جهان ماند آنقدر که خوبی دلکم لحظه کوچت صد مولوی و حافظ و سعدی نگران ماند آن لحظه که تصنیف تو را خواند زمانه انگشت به لب حضرت استاد بنان ماند تا بار دگر دست زمین پای تو گیرد دنبال تو یک عمر زمین در دوران ماند نقاشی گیسوی پریشان تو سخت است آنقدر که حسرت به دل فرشچیان ماند *** بی رحم تر از حضرت یوسف چه کسی هست سی سال نیامد پدرش گریه کنان ماند #اسماعیل_محمدی @sherenafis
مگو پرنده در این لانه ماندنش سخت است بمان! که مهر تو از سینه راندنش سخت است چگونه دل نسپاری به دیگران؟ که دلت کبوتری ست که یک جا نشاندنش سخت است چه حال و روز غریبی که قلب عاشق من اسیر کردنش آسان، رهاندنش سخت است زبان حال دلم را کسی نمیفهمد کتیبههای ترکخورده خواندنش سخت است هزار نامه نوشتم بدون ختم کلام حديث شوق به پایان رساندنش سخت است #سجاد_سامانی @sherenafis
فرض بر این که میان من و تو هیچ نبود تو! نباید شب یلدا به دلم سر بزنی؟! #امید_احسان_زاده @sherenafis
این منم غمگین ترین دیوانه ی غمگین شهر مثل فرهادی که تلخی ديده از شيرين شهر بی تو حتی مرگ من هم قصه ی پيچيده ایست خانه ی من می شود يک روز باغِ فين شهر بعد تو باران نيامد چون دعاهای مرا بی اثر کرده طلسم مردمِ بدبين شهر دل شکستن بعد تو در شهر ما مرسوم شد کاش می دیدی چه کرده رفتنت با دينِ شهر یاد من می آورد شب بوی گیسوی تو را کوچه های خیس ِاز باران و عطرآگین شهر از تو تنها وصف ديدارت نصيب ما شده برفِ تجريش است و سوزش می رسد پايینِ شهر #محمد_شیخی @sherenafis
"عشقِ من" در زندگی انسانِ نادانی نباش در پیِ آباد کردن باش، ویرانی نباش می سپارم کشورِ دل را به دستانت ولی خواهشاً مانندِ مسئولان ایرانی نباش! #احمدرضا_حسینی @sherenafis
@sherenafis نازکن، عیبی ندارد، نازنین تر می شوی با غم این روزهای من عجین تر می شوی آتشی هستی که وقتی گر بگیری در دلی از دل آتشفشان هم آتشین تر می شوی لحظه ی لبخند، مانندِ... شبیهِ.... مثل یک... وای من ... اصلا ولش کن... نقطه چین تر می شوی خنده وقتی روی لب های تو جا خوش می کند باز هم از آنچه هستی دلنشین تر می شوی شیک می پوشی و زیبایی فراوان می شود بین اول های دنیا اولین تر می شوی گرچه من با نازِ چشمانِ تو ویران می شوم ناز کن، عیبی ندارد ، نازنین تر می شوی #جواد_مزنگی @sherenafis
@sherenafis تو را آنطور میخواهم، که خاکِ تشنه باران را تو را آنطور می بینم، که نادرشاه ایران را منم تفریح کوتاهی، که با اکراه می خواهی نگه داری مرا، آنسان که صاحبخانه مهمان را منِ سرمایی و قحطیِ دستان تو در پاییز چگونه سر کنم امسال سرمای زمستان را منم، آن نقش خوشبختیِ فال قهوه، باور کن! اگر قدری بچرخانی، ببینی باز فنجان را کمم اما تو را تنها درون خویش می خواهم چرا گلها نمی فهمند فرق باغ و گلدان را #محمدمهدی_نورقربانی @sherenafis
ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون باد به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت بال تنها غمِ غربت به پرستوها داد اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که یاران ببرندت از یاد عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟! نه من از قهرِ تو غمگین، نه تو از مهرم شاد چشمِ بیهوده به آیینه شدن دوختهای اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد #فاضل_نظری @sherenafis
@sherenafis شبیه یوسف ام شرمنده ی لطف برادر ها دلم بازار شام است و سرم بازار مسگر ها دلم قرص است پشتم تا ابد خالی نخواهد شد حدیث دوستان است و وفای تیز خنجر ها چه دشمن ها که حق مادری بر گردنم دارند همیشه سخت می ترسیدم از نفرین مادر ها تک و تنها اگر جنگیدم اما ناگهان مردند همه جنگاوران شهر من از زخم بستر ها اگر زخمم اگر داغم، اگر بی برگ شد باغم نبودم قهرمان قصه ی بگذار و بگذر ها #احسان_محمدی @sherenafis
@sherenafis کفر می گویم که ایمان نیز آرامم نکرد گریه های زیر باران نیز آرامم نکرد خواب می بینم که دنیا با توشکل دیگری ست خواب صادق یا پریشان نیز آرامم نکرد دل که می گیرد نمی گوید کجا باید گریست گریه کردن در خیابان نیز آرامم نکرد توی تونل نعره خواهم زد...- خدایا با توام جیغ های در اتوبان نیز آرامم نکرد منتظر بودم که شاید... شعر آمد سر زده بی تو این ناخوانده مهمان نیز آرامم نکرد دوره گردی طالعم را دید...آیا سرنوشت...؟ فال های تلخ فنجان نیز آرامم نکرد با چراغی زیر و رو کردم تمام شهر را درد تنهایی انسان نیز آرامم نکرد روسریَت را بهم زد باد قدر لحظه ای دیدن موی پریشان نیز آرامم نکرد سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد #سیدعلیرضا_جعفری @sherenafis
@sherenafis ما دو تن بودیم و جان ما ز یک جان بوده است اینکه بی تو زنده ام والله بهتان بوده است من غلط کردم اگر روزی به شوخی گفته ام همترازت دخترِ شاه پریان بوده است هم قبولم داری و هم کار خود را میکنی مثل قرآنم که در جیب رضا خان بوده است تا ابد شرمندگی از دست خالی می کشم عشق، از روز ازل ناخوانده مهمان بوده است من مگر احسان بیارم جای ایمان به خدا فقر، هر جایی که باشد مرگ ایمان بوده است شعر شیرین مرا خواندی و گفتی زیر لب واقعا استادِ تو استادِ شیطان بوده است #احمدجم @sherenafis
@sherenafis سرزمین مادری، رویای اجدادی کجاست؟ مردم این شهر میپرسند آبادی کجاست؟ ما به گرد خویش میگردیم آه ای ساربان! آرمانشهری که قولش را به ما دادی کجاست؟ ای رسولِ عقل! ما را بگذران از نیلِ شک گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟ خندههای عیش ما جز خودفراموشی نبود این هم از مستی که فرمودی! بگو شادی کجاست؟ باد در فکر رهایی روی آرامش ندید راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟ #فاضل_نظری @sherenafis
@sherenafis آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت از غمت شهریور ِبیچاره حلق آویز شد مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی تو یک پاییز ابرم، نم نم ِباران کجاست؟ بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد "آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا" آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد #فرهاد_شریفی @sherenafis