tgindex
باید چیزی می نوشتم

باید چیزی می نوشتم

Статистика
@shukoofeh_allamiКнигиперсидский

شکوفه علامی ⛵کلماتم قایقی هستند و تو را به خانه می‌رسانند. 🤍 شعر، 📖داستان،🖊️نوشته‌های شخصی من،📚 معرفی کتاب و نقد داستان

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
39
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
154
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
60
39 постов
Вовлечённость
39,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 39
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
48
1/48двое суток
55
1/72трое суток
59

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 4 авг.4311из psychodynamic_Journal

    کاش کمی حوصله داشتم این عکس را نصف کنم طوری که نه بازوی تو زخم بردارد نه دست بریده‌ی من روی شانه‌ات جا بماند #رابرت_کریلی 🧠نوروسایکولوژی بالینی 🫆@psychodynamic_Journal

  • چرا دیگر این نیز نمی‌گذرد ؟ @shukoofeh_allami #شب_بخیر

  • راستی مرسی که کامنت نمی‌زارین 😄و اصلا نیستین

  • پیراهنم در کمدِ آجری به خواب رفته آستین‌هایش انگار در خواب‌های دور دورِ تو حلقه شده و جای خالیِ من پیش از خودم به آغوشت رسیده. #شکوفه_علامی @shukoofeh_allami

  • 3 авг.444из gusann

    یکشنبه ۲۵ مرداد میزبان آقای سروش چیت‌ساز هستیم و با محوریت کتاب اخیر ایشون 'داستان‌های اسباب‌بازی' درباره‌ی آثارش، داستان کوتاه فارسی و ادبیات پست‌مدرن و فانتزی حرف می‌زنیم. از این نویسنده آثاری مثل زل آفتاب، باغ واژگون و داستان‌های اسباب‌بازی منتشر شده. کتاب رو می‌تونید از لینک زیر تهیه کنید، ضمنا ایران کتاب هم تعدادی نسخه امضاشده داره: https://shahreketabonline.com/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-qsiqq

  • 1 авг.127112

    🤍 شعر: مائده هاشمی خوانش: #شکوفه_علامی @shukoofeh_allami

  • без подписи

  • без подписи

  • 🤍 غمت مباد که دنیا جدا نکند رفیق‌های در آغوش هم گریسته را @shukoofeh_allami #فاضل_نظری #عکسهایش

  • 31 июл.488из hamid59salimi

    تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی کیسه آب‌گرم روی دلت منم. اون روز که تو خیابون یه گربه میذاره نازش کنی، درختی که تماشات می‌کنه منم. اون آهنگی که میشنوی و سرخوشت می‌کنم، ریتمش منم. تو ساحل که راه میری، اون گوش‌ماهی کوچیک شکسته که پیدا می‌کنی و بعد میندازیش تو دریا و میگی سفر بخیر منم. نور مهتاب که از پنجره میفته روی تختت و دلت رو گرم می‌کنه منم. آفتاب پاییز که یه گوشه‌ی پباده‌رو گرمت می‌کنه منم. من که خودم سردم. خودم گم شدم. خودم خیلی وقته از خودم رفتم. خواب دیدم تو بچگیت برف اومده، برف آدم‌برفیت منم. من که آب شدم و باهار بعد دیگه یادت نبود چقدر شال تو دور گردنم خوشحالم می‌کرد. اون خودکار قشنگت که گم شد منم. نوک مداد نوکیت که افتاد کف کلاس و شکست منم. غصه نخوردی، یه بسته دیگه نوک مدادنوکی داشتی. اون‌روز که یکی نوبتشو تو صف داد بهت، اون خوشحالی تو دلت رو که به باد گفتی، باد منم. من که خیلی وقته فهمیدم باید دورت بگردم اما از دور. یه اسب داره تو پیشونیم سم می‌کوبه. یالش تویی، صداش تویی، وقتی که می‌دوئه تو باد قشنگی تنش تویی. تو درد قشنگ منی. اسب پیشونی میگرنی من. گذشته‌ی خیلی غریب، آینده‌ی خیلی ناممکن. من نمی‌دونم ولی این قرصی که داره اثر می‌کنه تویی. این دردی که داره کم میشه تویی. همه‌چی تویی، تو که خودت نیستی. کاشکی یه شعر بودم فقط واسه تو، ولی یه متنم که به کار هیشکی نمیاد. همین. @hamid59salimi

  • 31 июл.524из mehdi_tafakori

    без подписи

  • اگر روزی کاشته شوم، شاید از وجودم نسترن‌های سفیدِ رونده به آغوشت راه بیابند... #شکوفه_علامی @shukoofeh_allami در روایتی می‌گویند گل نسترن بر مزار یار از دست رفته‌ای می‌روید و معشوق سرگردان این شعر را در وصف او می‌سراید یارم به یک تا پیراهن( اشاره به کفن) خوابیده زیر نسترن ( اشاره به مرگ و گل‌های پاک و لطیف) ترسم که بوی نسترن خواب و است و بیدارش کند. با آنکه از مرگ معشوقش خبر دارد، اما نگران است بوی خوش نسترن‌ها او را از خواب آرامش بیدار کند. #شکوفه_علامی بازخوانی #مهدی_تفکری

  • без подписи

  • без подписи

  • او برای خاموشیِ غم‌هایش می‌خوابید من با غم‌هایم بیدار می‌ماندم مدت‌ها پیش دستِ راستم جایی زیرِ سرش جا مانده بود و پیراهنِ آبی چهارخانه‌اش اشک‌هایم را میانِ خانه‌هایش پنهان کرده بود @shukoofeh_allami #شکوفه_علامی با تمام اینها #شب_بخیر

  • 30 июл.546из varagh_gardan

    ✨ چهلمین جلسه باشگاه کتاب‌خوانی «ورق‌گردان» این هفته به سراغ یکی از ماندگارترین آثار ادبیات معاصر ایران می‌رویم؛ «ماهی سیاه کوچولو»، نوشته‌ی صمد بهرنگی. کتابی که سال‌هاست از مرزهای یک داستان کودکانه گذشته و به روایتی درباره‌ی کنجکاوی، جسارت، آزادی و انتخاب تبدیل شده است. قصه‌ی ماهی کوچکی که نمی‌خواست جهانش به جویبار کوچکش محدود بماند و تصمیم گرفت راهی را برود که کمتر کسی جرئت قدم گذاشتن در آن را داشت. در این جلسه، علاوه بر خوانش و گفت‌وگو درباره‌ی خود داستان، نگاهی هم خواهیم داشت به جهان فکری صمد بهرنگی، زبان نمادین اثر و دلیل ماندگاری آن در حافظه‌ی چند نسل از خوانندگان. 📚 اگر سال‌ها پیش این کتاب را خوانده‌اید، شاید وقت آن باشد که دوباره همراه ماهی سیاه کوچولو سفر کنید؛ این بار با نگاهی تازه. منتظر دیدار شما در چهلمین جلسه «ورق‌گردان» هستیم. 🗓 زمان: سه‌شنبه ۱۳ مرداد– ساعت ۱۸ 📍مکان: خیابان انقلاب، روانمهر، نرسیده به فخر‌رازی، پلاک ۱۱٠، طبقه ۲ موسسه اوسان با احترام محمد بهرادنیا علیرضا الیاسی شکوفه وادی‌گرد #باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان #ماهی_سیاه_کوچولو #صمد_بهرنگی @varagh_gardan

  • زخم زخم است حتی اگر شاعرانه نوشته شود با این همه شب بخیر 🤍 #شکوفه_علامی @shukoofeh_allami

  • تختم روی آب شناور است اتاق چهار گوشه دارد گوشه‌ها به هم نزدیک می‌شوند. آب بالا می‌آید. غرق که می‌شوم در تنگِ خالی غذای ماهی می‌ریزم. لباسی به تن دارم که دکمه ندارد. دکمه‌های آسانسور از کار افتاده‌اند. باز هم دیر رسیده‌ام. ماهی‌ها غرق شده‌اند. اتاقِ انتظار با بوی الکل و دارو آرام آرام به خواب می‌رود. @shukoofeh_allami #شکوفه_علامی ۸/ تیر/ سال ۵ .

  • @shukoofeh_allami

  • @shukoofeh_allami