- Последний пост
- 26 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آبشور محرم ۱۴۰۵
نینوا صفائیه محرم ۱۴۰۵
بعثت محرم ۱۴۰۵
امامزاده محرم ۱۴۰۵
سلام و مهر به همراهان چند کار گزیده از نوحه های امسال یزد را به درخواست مکرر دوستان تقدیم می کنیم. کارهای ذیل در حسینیه حاجی یوسف شب تاسوعا اجرا شد فایل تصویری را هم متعاقبا منتشر می کنیم
سرو ایرانی
ادبيات؛ يعنى هنرِ صحبت كردن در باره زندگى خودمان طورى كه انگار زندگى ديگران است و بحث كردن در باره زندگى ديگران، طورى كه انگار زندگى خودمان است. @So_nab
ما را به سختجانی خود این گمان نبود شبهای داغ را گذراندیم و زنده ایم! سلام به همه دوستان و همراهان
پرستو فروهر: کسی که به مادرم ۲۴ ضربه چاقو زده بود، نوشته بود: «با ذکرِ یازهرا زدم!» 💢 نوشته بودند که: «ما برداران همواره با وضو چنین مأموریتهایی را انجام میدادیم!» 🔸 پدر من را در حا جان دادن، رو به قبله چرخانده بودند 📺 برشی از گفتگوی پرستو فروهر با مهدی محمودیان در استودیو پات بیزارم از دین شما....
یک مطالبۀ ملی: بازگرداندن پیکر بیضایی به ایران دریغ که استاد بهرام بیضایی دور از وطن درگذشت. او نیز چون بسیاری از ادبا و هنرمندان دیگری که شیفتۀ ایران بودند، از جور جائران به مشقت غربت رفت. اینک سوگواری ما بیانتهاست و اندوه ما را حدی نیست. تا زمان نوشتن این سطرها هنوز از وصیتنامۀ او سخنی در بین نیست. نمیدانیم برای تدفین یا هرگونه خداحافظی دیگری چه سفارشی داشته و تصمیم خانواده چه خواهد بود. قطعاً عمل به وصیت او و ترجیح خانواده بر هر مطالبهای اولویت دارد؛ اما در مرتبۀ بعدی، بازگرداندن پیکر او به ایران خواست و مطالبهای ملی است که باید با رایزنی مسئولان و خانواده انجام گیرد. امروز نظامی در آذربایجان است و مولوی در ترکیه. نادرپور در امریکاست، خویی در انگلستان و کسرایی در اتریش. ساعدی و هدایت و رویایی در فرانسه، و دهها خاک پراکندۀ دیگر در خاکهای جهان. هنوز جای خوشحالی است که رودکی در تاجیکستان است و ناصرخسرو در افغانستان؛ دستکم در اقالیم فارسیزبان. بیضایی به زبان فارسی خدمت کرده است، به فرهنگ ایران خدمت کرده است. او را به ایران برگردانید. نشان خاک او باید برای آیندگان در این سرزمین بماند. https://t.me/Sayehsaar
روزی از روزها که عایشه توانسته بود دور از چشم پدر، با دختران دیگر بر سر چشمه بیاید، با سوز و درد، این ترانه را می خواند: بیا که بریم به مزار ملا ممد جان سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان در همین حال، «امیر علی شیر نوایی» (وزیر شاه) با تعدادی از همراهان، از کنار این چشمه می گذشت که صدای خواندن عایشه توجه او را جلب کرد، بلافاصله توقف نموده و همه شعر را گوش کرد. «علی شیر نوائی» با فراست و تیزبینی که داشت، دریافت که در پس این صدا، دردی نهفته است. خودش را به عایشه رساند و با ملایمت و مهربانی حال او را جویا شد. سپس عایشه داستان عاشقانه خود و ملا محمد جان را به امیر حکایت نموده و اضافه نمود که ملا محمد جان از طلاب مکاتب شما است. فردای آن روز، امیر به خانه پدر عایشه رفت و از عایشه خواستگاری نمود، پدر عایشه که وضع را چنین دید، به احترام شخص امیر به این وصلت راضی شد. امیر این دو دلباخته را به مزار شریف فرستاد و در همان جا مقدمات عروسی را فراهم نمودند. به این ترتیب این دو به هم رسیدند و نذرشان را به آستان حضرت علی(ع) ادا کردند..... #ویدئو هوش مصنوعی #سخن_ناب @So_nab
بیا بریم به مزار ملاممد جان #موسیقی_فولکلور 🌎داستان «عایشه و ملا محمد جان» روزی از روزها، جمعی از دختران سرحدیره که در میان آنان، «عایشه» دختر یکی از افسران مقرب دربار نیز بود، به منظور تفریح و گردش بر سر چشمه آمدند، در این بین باد تندی وزیدن گرفت و چادر عایشه را از سرش بلند کرده، بر دوش ملا محمد جان که در فاصله کمی از آن ها قرار داشت، انداخت. عایشه که به دنبال چادری اش آمده بود با ملامحمد جان رو در رو شده و هر دو دلباخته همدیگر شدند. از آن روز به بعد عایشه و ملا محمد جان به کمک و زمینه سازی دوستان عایشه در کنار چشمه قلمفر، دور از چشم دیگران، همدیگر را می دیدند. عشق عایشه و ملا محمد جان آنقدر بر سر زبان ها افتاد تا به گوش پدر عایشه نیز رسید. پدر با شنیدن این حکایت، عایشه را در خانه زندانی کرد و او را از دیدن معشوقش محروم کرد. ملا محمد جان هم آموزش صرف و نحو را کنار گذاشت و روز به روز از درد فراق عایشه ناتوان تر می شد. 👇🏻
ای زن فریادی زن بشکن در این زندان زینب از جا برخیز بشکن صف نامردان برخیز و علمداری کن ای داغ برادر دیده تاریخ عطش را بنویس ای دست قلم گردیده همه جا بیداد و ستم همه جا آهنگ عزا نه صدای عاطفه ها نه صلح و زیبایی همه جا آوای جنون همه عالم تشنه بخون نه از این بيراهه کنون امید فردایی ⭕️ هیئت بعثت یزد ▫️شاعر: شهاب الدین موسوی ▫️نوحهخوانان: مسعود حافظیفرد - علی ساکتیزدی
تو را زن مي خواهم آن گونه که هستي از کيمياي زن چيزي نمي دانم از سرچشمه ي حلاوت او از اين که غزال ماده چگونه غزال شد از اين که پرندگان چگونه نغمه سرايي آموختند تو را چون زناني مي خواهم در تابلوي هاي جاودانه چون دوشيزگان نقش شده بر سقف کليساها که تن در مهتاب مي شويند تو را زنانه مي خواهم تا درختان سبز شوند ابرهاي پر باران به هم آيند باران فرو ريزد تو را زنانه مي خواهم زيرا تمدن زنانه است شعر زنانه است ساقه ي گندم شيشه ي عطر حتي پاريس زنانه است و بيروت با تمامي زخمهايش ، زنانه است تو را سوگند به آنان که مي خواهند شعر بسرايند زن باش تو را سوگند به آنان که مي خواهند خدا را بشناسند زن باش نزار قبانی #روز_زن_مبارک #سخن_ناب @so_nab
نوحه ای که در پخش زنده صدا و سیما سانسور شد خدایا خسته ایم از این دیوانگی از این نا زندگی در این ویرانگی خدایا خسته ایم ز جنگ باورها ✍️ شهاب الدین موسوی 💽 هیئت شیخداد محرم 1404 @so_nab
#سخن_ناب 🚫ای کرده ستم با نام خدا 🚫 شعر؛ ✍️شهاب الدین موسوی اجرا 🎤حمید آرامزاده هيئت علقمه _ امامشهر یزد محرم ۱۴۰۴ @so_nab
#زمین_سوخته #هیرکانی #جنگل #آتش_سوزی ✍️ شهاب الدین موسوی
آخرین ویرایش باور نمی کردیم ما این روزها را مجلس فهادان #سیداحمددشمه #شهاب_الدین_موسوی #هیئت_عاشورا #سخن_ناب @so_nab
без подписи
✳️ ج. ا بازنده تحولات اجتماعی خواهد بود. شکست در ابرپروژه حجاب اجباری و شکست در فیلترینگ به زودی هر دو به اجبار #سلمان_کدیور