سیدیاسر جبرائیلی
Статистика🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin 🌐 www.jebraily.ir
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 36
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 907
- 1/48двое суток
- 2 185
- 1/72трое суток
- 2 357
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
عدالت، تخصیص ۳۰ لیتر سهمیه بنزین به مستضعفین فاقد خودرو نیست؛ عدالت، خارج کردن این قشر از استضعاف است. آنکه خودرو ندارد، با ۳۰ لیتر بنزین به عدالت نمیرسد، با امکان خرید خودرو است که طعم عدالت را خواهد چشید. @syjebraily
نئولیبرالیسم چگونه اسد را سرنگون کرد؟ https://hokmran.com/p/c131
اینجور نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم مینشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکهها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند| رهبر شهید انقلاب اسلامی #زخم_نزنید @syjebraily
حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو کند| امام خمینی(قدس سره) #بازگشت_انفال @syjebraily
به خانواده بزرگ «تمدن نوین اسلامی» بپیوندید https://htni.ir/auth/jwt/mobile?ref=35367378
اقتدار جواب میدهد... @syjebraily
هر اقتصاد غیردولتی، اقتصاد مردمی نیست نسخه PDF @syjebraily
سیاستِ «قحطی غایب»؛ نقد یک منطق خطرناک در حکمرانی بخش دوم در این شیوه حکمرانی، ترس جای استدلال را میگیرد. وقتی گزینه مقابل یک سیاست، «قحطی» معرفی شود، هر هزینهای پذیرفتنی جلوه میکند. افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش مصرف خانوارها، کوچک شدن سفره مردم و انتقال بار مالی دولت به ملت، همگی در برابر کابوس قحطی کماهمیت نشان داده میشوند. واژه فاجعه، اصل تناسب را از میان میبرد و به دولت یک چک سفید برای تحمیل هزینه میدهد. ممکن است ارز ترجیحی در شیوه اجرا با فساد، رانت، اتلاف منابع یا ناکارآمدی همراه بوده باشد. نقد این منطق، لزوماً دفاع از تداوم همان سازوکار نیست. یک سیاست نامناسب را میتوان با دلایل روشن و قابل سنجش اصلاح کرد. میتوان به ریشهها پرداخت و این سوال را مطرح کرد که اساساً چرا نرخ ارز شناور شده و به بازار عرضه و تقاضا سپرده شده تا یک نرخ ترجیحی ارز به وجود آید؟ اما برای اصلاح یک سیاست بد، نیازی به ساختن یک قحطی فرضی نیست. بار اثبات نیز بر دوش دولت است، نه مردم. این دولت است که باید روشن کند کسری ارزی چرا رخ داده، چرا نرخ ارز نیمایی را ظرف یک سال و در دو مرحله از ۴۰ هزار به ۱۵۰ هزار رسانده، کدام کالاها در معرض توقف واردات قرار داشتهاند، ذخایر کشور تا چه زمانی کفایت میکرده، چه گزینههای جایگزینی بررسی و چرا رد شدهاند و حذف ارز ترجیحی چگونه مانع کمبود غذا شده است. تا زمانی که این زنجیره با اعداد و شواهد اثبات نشود، «قحطی میشد» یک استدلال اقتصادی نیست؛ یک گزاره هراسآفرین و مصون از ابطال است. سیاستمدار مسئول نمیگوید «اگر تصمیم من نبود، شما گرفتار فاجعه میشدید»؛ او میگوید «برآورد ما این بود که این تصمیم در مقایسه با گزینههای دیگر، احتمال این خطر را کاهش میدهد؛ این شواهد ما، این هزینههای تصمیم و این سازوکار جبران خسارت آن است». تفاوت این دو بیان، تفاوت میان حکمرانی عقلانی و حکمرانی از طریق القای ترس است. توانایی یک دولت با فاجعههایی که ادعا میکند مانع وقوعشان شده سنجیده نمیشود؛ با گزینههایی سنجیده میشود که در برابر محدودیتها میآفریند. دولتی که میان ادامه یک سیاست معیوب و قحطی، هیچ راه سومی نمیبیند، پیش از آنکه جامعه را از قحطی نجات داده باشد، ناتوانی خود در سیاستگذاری را اعلام کرده است. @syjebraily
سیاستِ «قحطی غایب»؛ نقد یک منطق خطرناک در حکمرانی بخش اول آقای پزشکیان در دفاع از گرانسازی ارز در دیماه ۱۴۰۴ گفته است «اگر ارز ترجیحی را حذف نمیکردیم، قحطی میشد». این جمله یعنی ایشان تصمیم خود را نه با نتایج واقعی آن، بلکه با فاجعهای توجیه میکند که رخ نداده و به همین دلیل نیز قابل مشاهده و سنجش نیست. جالب اینکه ایشان هیچ اشاره ای به «فاجعه رخ داده»، یعنی شورش ۱۷ و ۱۸ دیماه و ایجاد پنجره استراتژیک برای دشمن جهت حمله به ایران نمیکنند! بگذریم... استدلالهای خلاف واقع ذاتاً نامعتبر نیستند. اساساً سیاستگذاری بدون تصور آیندههای بدیل ممکن نیست. دولت باید بپرسد اگر یک سیاست ادامه یابد یا متوقف شود، چه پیامدهایی خواهد داشت. اما گزاره «اگر الف را انجام نمیدادیم، ب حتماً رخ میداد» فقط زمانی اعتبار دارد که بر یک زنجیره علّی روشن، دادههای قابل ارزیابی، سناریوهای مقایسهپذیر و برآوردی از احتمال وقوع حادثه استوار باشد. صرف اینکه قحطی رخ نداده است، اثبات نمیکند که حذف ارز ترجیحی مانع آن شده است. در سخن آقای پزشکیان، میان سه مفهوم متفاوت خلط شده است: ناتوانی دولت در تأمین ارز با نرخ ترجیحی، کمبود کالاهای اساسی و وقوع قحطی. ممکن است دولت با محدودیت منابع ارزی مواجه شده باشد؛ اما از محدودیت مالی دولت نمیتوان مستقیماً به قحطی رسید. دولت باید نشان دهد کمبود ارز دقیقاً از چه مسیری به توقف واردات، کاهش عرضه و سپس فروپاشی دسترسی مردم به غذا منجر میشد و چرا هیچ راه دیگری برای جلوگیری از این زنجیره وجود نداشت. أقای دکتر پزشکیان عنایت ندارند که قحطی صرفاً به معنای کاهش ذخایر یا گرانی مواد غذایی نیست. در فهم جدید اقتصاد سیاسی، بهویژه از زمان پژوهشهای آمارتیا سن، قحطی میتواند محصول فروپاشی «توان دسترسی» مردم به غذا باشد؛ یعنی ممکن است غذا در بازار وجود داشته باشد، اما بخشهایی از جامعه قدرت خرید آن را از دست بدهند. از این منظر، این حذف ارز ترجیحی است که با افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، دسترسی اقشار ضعیف به غذا را دشوارتر کرده و قحطی به مفهوم جدید آن ایجاد کرده است. صورتبندی «یا حذف ارز ترجیحی یا قحطی»، یک دوگانه کاذب میسازد. گویا فقط دو مسیر وجود داشته است. یا ادامه نامحدود سازوکار موجود یا گرسنگی عمومی. حال آنکه سیاست دقیقاً در فاصله میان این دو گزینه آغاز میشود. اصلاح تدریجی سازوکار تخصیص، جلوگیری از انحراف منابع، اولویتبندی واردات، الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز، محدود کردن مصارف غیرضروری ارزی و... همگی گزینههایی هستند که باید بررسی میشدند. اگر پیمان سپاری ۱۰۰ اجرا میشد و ۹۴ میلیارد دلار ارز کشور غارت نمیشد، اگر نرخ ارز نیمایی در دولت آقای پزشکیان از ۴۰ هزار تومان به یش از ۱۵۰ هزار تومان افزایش پیدا نمیکرد، این فجایع رخ نمیداد. دولت نمیتواند با حذف همه راههای میانی، تصمیم خود را بهعنوان تنها راه نجات معرفی کند. آقای پزشکیان، «انتخاب سیاسی» را «ضرورت طبیعی» جدا میزنند. دولت به جای آنکه بگوید از میان چند گزینه، حذف ارز ترجیحی را انتخاب کرده است، میگوید هیچ انتخاب دیگری وجود نداشت. در این روایت، دولت دیگر تصمیمگیرنده نیست؛ صرفاً مجری حکمی است که واقعیت اقتصادی صادر کرده است. به این ترتیب، مسئولیت از دوش سیاستگذار برداشته و به گردن «شرایط» انداخته میشود. اما محدودیت منابع هرچقدر هم واقعی باشد، نحوه توزیع آن یک تصمیم سیاسی است. اینکه ارز کشور به چه مصارفی اختصاص یابد، کدام واردات در اولویت باشد، چه میزان ارز صادراتی بازگردد، چه گروهی هزینه کمبود منابع را بپردازد و بار اصلاحات بر دوش چه کسانی قرار گیرد، هیچکدام قوانین طبیعت نیستند. اینها تصمیمات حکومتاند. کمیابی ممکن است اقتصادی باشد، اما توزیع کمیابی همواره سیاسی است. ادعای «اگر حذف نمیکردیم، قحطی میشد» یک خاصیت سیاسی مهم دارد و آن اینکه سیاستگذار را در برابر هر نتیجهای مصون میکند. اگر پس از حذف ارز ترجیحی قیمتها افزایش یابد، قدرت خرید کاهش پیدا کند و فشار بیشتری بر طبقات پایین وارد شود، دولت میتواند بگوید «درست است که وضع دشوار شده، اما اگر این تصمیم را نمیگرفتیم، قحطی میشد». در چنین منطقی، هیچ پیامدی نمیتواند نادرستی تصمیم را نشان دهد؛ زیرا هر وضع موجودی از فاجعهای که تنها در تخیل سیاسی حضور دارد، بهتر جلوه داده میشود. این همان «سیاست فاجعه غایب» است. دولت از حادثهای که رخ نداده، برای خود سرمایه مشروعیت تولید میکند. قحطی غایب نمیتواند در برابر افکار عمومی حاضر شود و شهادت دهد که واقعاً در آستانه وقوع بوده است! نمیتوان از آن پرسید چه زمانی قرار بود اتفاق بیفتد، کدام کالاها نایاب میشدند، کمبود منابع چقدر بود و چرا هیچ راه جایگزینی وجود نداشت. دولت از سکوت این شاهد غایب استفاده میکند و روایت خود را به جای شهادت او مینشاند. @syjebraily
جناب آقای دکتر پزشکیان مسئول خونهای ریخته شده در دیماه و حوادث بعد از آن که منجر به شهادت امام و جمعی از هموطنان شد، شخص جنابعالی هستید. در زمانی که اطرافیانتان برای «جراحی اقتصادی» رسماً نسخه کشتار تجویز میکردند، در جلسه آذرماه ۱۴۰۴ به جنابعالی هشدار دادم که سیاستهای اقتصادی شما فاجعه خواهد آفرید. اینک به جای این صحبتهای احساسی و طلبکارانه، حداقل انتظار از شما این است که از گذشته درس بگیرید و با گرانسازی انرژی فاجعه جدید خلق نکنید. نرخ ارز را به عدد واقعی آن برگردانید و رانتی را که از سفره مردم کسر و به جیب الیگارشهای اتاق بازرگانی ریختهاید، پس بگیرید. @syjebraily
اقتصاد یکی از مسائل اساسی کشور است. یکی از نقطهضعفهای ما به دلایل گوناگون، مشکلات اقتصادی است. اگر اقتصاد کشور وضع مطلوبی پیدا بکند، در همهی اوضاع عمومی کشور تأثیر خواهد داشت؛ میتوان گفت در دین و دنیای مردم میتواند اثر بگذارد. [بعضی] نگویند که خب کشورهایی هستند از لحاظ ثروت و اقتصادِ پیشرفته وضعشان خوب است لکن وضع مردم خوب نیست، این به خاطر جهت دیگری است؛ چون به عدالت توجّه ندارند، چون به اهمّیّت تعالیم دینی و ایمان دینی توجّه ندارند؛ علّت بدی وضع مردم این است| رهبر شهید انقلاب اسلامی @syjebraily
صفحه جدید توئیتر را میتوانید از لینک زیر دنبال کنید https://x.com/syjebraily1
الحمدلله الذی جعلنا من زوار الحسین علیه السلام مرز خسروی؛ ۱۹ صفر ۱۴۴۸ @syjebraily
без подписи
без подписи
اقتصادی که تحت ولایت صندوق بینالمللی پول قرار گرفت، به حکم قرآن محکوم به خروج از نور به ظلمات است: أَوْلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّـٰغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰت @syjebraily
سامانه دیدهبان حزب تمدن نوین اسلامی به صورت آزمایشی آغاز به کار کرد سامانه رویکرد و عملکرد مسئولان کشور و فعالان سیاسی را بر اساس شاخصهای تمدنی ارزیابی میکند. برای هر فعال سیاسی و کارگزار نظام یک صفحه اختصاصی وجود دارد که کارنامه وی در آنجا قابل مشاهده است. آن دسته از اعضای حزب تمدن نوین اسلامی که امتیازات لازم برای ثبت گزارش را کسب کردهاند، امکان ثبت گزارش خواهند داشت. اما سامانه دیدهبان برای عموم مردم قابل مشاهده است. https://htni.ir/watchtower/
گران کنیم تا مصرف کم شود، یعنی دقیقاً کدام قشر از مصرف منصرف شود؟! @syjebraily
گران شدن انرژی یک ضربه مهلک به اقتصاد یک کشور است؛ تا جایی که میتواند سرنوشت جنگ را تعیین کند. ما از طریق بستن تنگه هرمز، قیمت انرژی را در آمریکا بالا بردیم؛ آمریکاییها از طریق نفوذیهای خود میخواهند در ایران قیمت انرژی را بالا ببرند. @syjebraily
آقای قالیباف فرمودهاند «تأمین معیشت مردم در دستورکار حاکمیت است». سردار قالیباف عزیز! تامین معیشت مردم با چه روشی در دستور کار است؟ گرانسازی ارز و اعطای کالابرگ؟! یا گرانسازی بنزین و اعطای یارانه؟ یا اعطای سهیمه بنزین به کد ملی تا قیمت بنزین به ۲۰۰ هزار تومان برسد؟! ۹۴ میلیارد یورو ارز صادراتی به کشور برنگشته است. میدانید چرا؟ چون جنابعالی نه تنها برای بازگشت ارز هیچ کاری نکردید، بلکه از نرخ بازار قاچاق به عنوان نرخ مرجع دفاع کردید. چون دنبال گرانسازی ارز ترجیحی و پرداخت کالابرگ بودید. میدانید نتیجه عدم بازگشت ارز و گرانسازی ارز چه شد؟ شورش دیماه ۱۴۰۴. میدانید نتیجه شورش چه بود؟ حمله دشمن و ترور امام امت. میدانید کالابرگی که پرداخت کردید چقدر بیارزش شده و دولت توان پرداخت همان را هم ندارد و با فروشگاهها تسویه نکرده است؟ حال میفرمائید تامین معیشت مردم در دستور کار است؟! این کلیات ابوالبقاء دردی از مردم درمان نخواهد کرد. اگر درد معیشت مردم را دارید، سیاستهای غلط ارزی خود را کنار بگذارید. پول ملت را به ارزش واقعی آن بازگردانید. کالابرگ هم لازم نیست بدهید. عاقبت بخیری شما را از خدای متعال مسئلت دارم.