- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 33
- Всего постов
- 45
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 330
- 1/48двое суток
- 378
- 1/72трое суток
- 407
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🧘
без подписи
نجوای نور چشمانت را ببند… آرام نفس بکش… احساس کن که هستی، در آغوش لحظه… نوری لطیف از عمق بینهایت میتابد، آرام، گرم، و سرشار از عشق… هر ذره از وجودت را نوازش میکند، و جانت را در روشنایی خویش غرق میسازد. با هر دم، سبُکتر میشوی، با هر بازدم، رها از تمام سنگینیها… زمان محو میشود، و تنها حضور باقی میماند… در این لحظهی ناب، تو با نور یکی شدهای… آرام، بیکران، جاودانه…
без подписи
گاهی تنها چیزی که دل میخواهد، یک نغمهی بیکلام است... آرامشی بیواژه، صدایی که با روح حرف میزند. 🧘
🎧🌱🌀
без подписи
🎧
✨️10:10✨️
در اندوه، جهان سنگین میشود. وقتی اندوهگین هستیم، به نظر میرسد این غم همیشگی باشد. به نظر میرسد پایانِ شب به صبح وصل نمیشود. به نظر میرسد کسی شبیه ما این غم را تجربه نمیکند. اما یکی از واقعیت های زندگی این است که هیچ چیز باقی نمیماند. هیچ چیز ابدی نیست، نه لبخندهای از ته دل و نه غم های نفس گیر. تمام میشود. هر احساس پایانی دارد.
درود بیکران صبح بخیر به کسانی که با وجود همه چیز هنوز لبخند بر لب دارند.
без подписи
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت
تو نقش قربانی فرو رفتن، هیچ سودی واست نداره! غیر از اینکه ازت یه بازنده میسازه. و کم کم تبدیل میشه به نقشی که خودت هر روز با خواست خودت بازیش میکنی.
گاهی چیزی که ما اسمش رو 'سرنوشت' میذاریم، در واقع چیزی نیست که مجبور باشیم تا آخر عمر قبولش کنیم.
بعضی درها قفل نیستن؛ فقط ما از ترس، دستگیرهشون رو امتحان نمیکنیم.
ترس یه لولوی بیعرضهست؛ تا نری سمتش، از دور برات لافِ قدرت میزنه.
همهی قفلها با کلید باز نمیشن بعضیا با رها کردن باز میشن.
بعضی چیزها رو باید بذاری همون جایی که اتفاق افتادن بمونن و درش رو سه قفله کنی؛ نه اینکه هربار با خودت ببریشون خونه و شب تا صبح دوباره مرورشون کنی.
پائولو کوئیلو یه حرف خیلی قشنگی داره که میگه: بعضی زخمها باید بمانند تا یادمان نرود چه چیزهایی را نباید دوباره تکرار کنیم.