تَلاقی
Статистикаسرمایهداری مدام مارکس را زنده میکند. - ایگلتون پیام ناشناس : https://t.me/HarfChatBot?start=f0eed60dc95f
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 129
- 1/48двое суток
- 147
- 1/72трое суток
- 159
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
لنین با درهم آمیختن دو مفهوم سرمایهداری و امپریالیسم آشفتگی وابهام نظری بیسابقهای را به وجود آورد که نتیجه آن شر مطلق تلقی کردن کل دستاوردهای تمدن مدرن آزادیخواهانه غربی بود. به سخن دیگر، لنین یک مرحله از کارل مارکس فراتر رفت و مدعی شد که سرمایهداری …
یک ساعت موسیقی مراکش يَا عُمَّال العَالَم اِتَّحِدُوا 0:00 — رفقا، فردا با شما دیدار خواهیم کرد 2:09 — سرود بینالملل 3:32 — روزگار خوب گذشته 8:55 — ای ژوئن، گواه باش 12:07 — دستها را بالا ببرید 17:59 — یک شب هنریِ متعهد 24:02 — به ستمدیدگان، تقدیم به همهٔ رفقا 30:40 — ترانهای برای روح شهید جاودان 39:20 — چشم برایت میگرید 44:07 — آری، ما نخواهیم مرد 49:20 — برخیز، رفیق من، و بیا برویم 51:00 — مرا بکشید 53:19 — ترانهای به مناسبت نخستین سالگرد شهید جاودان، احمد بنعمار @talaghi_t
افزایش حمایت از جریانهای حماس به این معنا نیست که آنها راهحلی برای فلسطینیان ارائه میکنند. حماس به تقدس مالکیت خصوصی باور دارد و از اقتصادی مبتنی بر بازار حمایت میکند. این باور باعث میشود موضع آن در قبال امپریالیسم آمریکا متناقض باشد. از یک سو، به دلیل حمایت آمریکا از اسرائیل، خود را در برابر آمریکا مییابد. از سوی دیگر، حماس گرایش دارد از ایدههای بازارمحوری پیروی کند که آمریکا ــ و بازوهای مالی آن در منطقه، یعنی صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی ــ ترویج میکنند؛ ایدههایی که مسئول فلاکت میلیونها کارگر و دهقان عرب هستند. افزون بر این، حماس به دلیل ایدئولوژی محافظهکارانه خود قادر نیست رژیمهای عربی متحد آمریکا، بهویژه سلطنتهای راستگرای خلیج فارس مانند عربستان سعودی، را به چالش بکشد. از این منظر، حماس با اصل پرهزینه فتح درباره عدم مداخله در امور کشورهای عربی موافق است. رهبری حماس عمدتاً از عناصر طبقه متوسط تشکیل شده است. بنابراین، این رهبری گرایش دارد با اهداف بورژوازی فلسطین همدلی کند. حماس نیز مانند فتح به ضرورت اتحاد همه طبقات در جامعه فلسطین باور دارد. در عمل، این بدان معناست که منافع پناهندگان و کارگران فلسطینی باید تابع منافع عرفات و بورژوازی باشد. مبارزه رهاییبخش ملی فلسطین _ مصطفی عمر
⭕️ مبارزه رهاییبخش ملی فلسطین 📌 مصطفی عمر 📄 بخشی از متن : جبهه خلق این تصور را که هر یک از رژیمهای ملیگرای عرب واقعاً «سوسیالیست» است، رد کرد. به استدلال جبهه خلق، این رژیمهای «خردهبورژوا» به دلیل وابستگی خود به اقتصاد سرمایهداری بینالمللی، قادر و مایل به به چالش کشیدن اسرائیل یا امپریالیسم آمریکا نبودند. تضاد عمیق طبقاتی میان کارگران و دهقانان، از یک سو، و بورژوازی عرب، از سوی دیگر، ویژگی رژیمهای عربی بود. بنابراین، به باور جبهه خلق، رژیمهای عربی تنها از طریق حمایت قدرتهای امپریالیستی و سرکوب تودههای عرب میتوانستند به حیات خود ادامه دهند. افزون بر این، جبهه خلق «اصل عدم مداخله» فتح در امور رژیمهای عربی را رد کرد. برخلاف وابستگی فتح به رژیمهای عربی، جبهه خلق معتقد بود پیروزی مبارزه فلسطینیان مشروط به موفقیت تودههای عرب در شکست دادن این رژیمهاست. به همین دلیل، این سازمان شعار معروف «راه قدس از قاهره، دمشق و اَمان میگذرد» را ابداع کرد. این شعار تعهد آن را به چشماندازی گستردهتر از نیازهای مبارزه منعکس میکرد. @talaghi_t
без подписи
«بهترین کاری که می توانید در حق آرمان فلسطین بکنید، مبارزه علیه رژیم های ارتجاعی خودتان است.» 2 اوت؛ زادروز جورج حبش، بنیانگذار جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین. @talaghi_t
⭕️ چپ انقلابی آرژانتین و مبارزه علیه خاویر میلی 📌 مصاحبه با ماتیاس مایلو پیرامون شرایط و استراتژی جنبش های سوسیالیستی در آرژانتین 📄 بخشی از متن : اتحادیه CGT هیچ قصدی برای سازماندهی یک مبارزه جدی نشان نداد، در حالی که بخشهایی از پرونیسم نقش کلیدی در اطمینان از پیشبرد اصلاحات قانون کار از طریق پارلمان ایفا کردند. در پاسخ، حزب PTS یک کارزار بزرگِ آژیتاسیون (ترویجی-تهییجی) را علیه قانون کار راهاندازی کرد، با ابتکاراتی که تأثیر قابل توجهی داشت. ما برای آمادهسازی مبارزه، نهادهای هماهنگکنندهای را در سراسر بوینس آیرس بزرگ و سایر بخشهای کشور ایجاد کردیم و به دنبال گردآوری کمیتههای محیط کار، نمایندگان و فعالان بودیم. در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶، با وجود امتناع CGT از فراخوان برای اعتصاب کارگران، هزاران نفر در میدان کنگره پایتخت با سرکوب پلیس مقابله کردند. با این حال، خشم و انزجار بسیار فراتر از کسانی بود که توانستند در این بسیج شرکت کنند. میلی موفق شد قانون کار را تحمیل کند، اما بهای سیاسی قابل توجهی پرداخت، و همینطور کسانی که او را در این امر یاری کردند. @talaghi_t
🔴«اینجا و جای دیگر» 🔺کارگردان: ژانلوک گدار و آنماری میهویل 🔺زیرنویس: نقطه نظرات سوسیالیستی (S.P.O.V) 🔺زمان : 53 دقیقه 🔻 ادارۀ اطلاعات سازمان «فتح» به گدار و ژانپیر گورن مأموریت میدهد، فیلمی دربارۀ انقلاب فلسطین بسازند. گروه برای تصویربرداری از فداییان فتح، راهی اردوگاههای پناهندگان فلسطینی در اردن، لبنان و سوریه میشوند. 🔻«نقطهنظرات سوسیالیستی» (S.P.O.V) نسخۀ کامل این فیلم را با ترجمۀ جدید تقدیم میکند #اینجا_و_جای_دیگر #فلسطین #گدار 🎞باهم ببینیم. ________ https://t.me/SocialistPointOfView
خوانش جمعی کتاب دیکتاتوری پرولتاریا — اتیین بالیبار زمان آغاز : شنبه ۲۷ تیر محل : گروه مطالعات مارکسیستی | https://t.me/+rUBf23UBzts3OGVk از تمامی علاقهمندان به فلسفه، اقتصاد سیاسی و اندیشهٔ مارکسیستی دعوت میشود در خوانش جمعی کتاب دیکتاتوری پرولتاریا اثر اتیین بالیبار شرکت کنند. هدف این برنامه، مطالعهٔ منظم متن، گفتوگوی انتقادی، بررسی مفاهیم اصلی و فهم دقیقتر مباحث نظری است. تلاش خواهیم کرد کتاب را بهصورت فصلبهفصل بخوانیم و در فضایی محترمانه و علمی دربارهٔ آن به بحث و تبادل نظر بپردازیم. @talaghi_t
⭕️ بهار بغداد جنبش دانشجویی ایران در دههی 70 و هژمونییابی سرمایه 📌 علی ودادی 📄 بخشی از متن : اواخر دورهی هشت سالهی دولت هاشمی رفسنجانی شاهد ورود یک «اپوزیسیون رسمی» به صحنهی سیاست هستیم. این اپوزیسیون بیشتر پیامد برجسته شدن تضاد منافع در طبقات حاکم ایران در نیمهی دهه 70 بود. نمیتوان این اپوزیسیون را طیفی ذاتاً متضاد با کانونهای قدرت و حاکمیت تلقی کرد. این اپوزیسیون رسمی بیشتر نحوهی آرایش صاحبان منافع در جهت لزوم جلب همراهی و سازش موقتی مردم با رهیافتهای کلان کانونهای قدرت را نمایندگی میکرد. تکنوکراتها و کارگزارانی که مجاری اصلی منابع رانت و ثروت را زیر چشم میپاییدند برای بقا در هرمهای قدرت به جذب مشارکت انفعالی مردم نیاز داشتند. همین اپوزیسیون رسمی است که با نفوذ در هستههای دانشجویی، مقاومت دانشجویان را تابعسازی کرده و احزاب دستساخته و نیروهای پارلمانی را تنها نمایندگان جامعهی ایران معرفی میکند. این مقاله در شماره دوم (آذر 1392) نشریه دانشجویی رود دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به چاپ رسیده است. @talaghi_t
از هژمونی تا هرجومرج (بخش دوم) جنگ ایران و آمریکا چگونه نظم خاورمیانه را تغییر داد؟ خاورمیانه امروز بیش از هر زمان دیگری شبیه دهه ۱۹۲۰ اروپا یا دهه ۱۹۹۰ قفقاز است؛ منطقهای که در آن هیچ قدرتی بهتنهایی دست بالا را ندارد و هر بازیگر میکوشد سهم بیشتری از خلأ قدرت به دست آورد. در این میان، شاید مهمترین تحول، تغییر جایگاه ترکیه باشد. تا چند سال پیش، آنکارا در بسیاری از پروندههای امنیتی منطقه در چارچوب ناتو و سیاستهای آمریکا تعریف میشد؛ اما امروز ترکیه خود را یک قدرت مستقل منطقهای میداند که میخواهد در سوریه، قفقاز، شرق مدیترانه و حتی خلیج فارس نقش تعیینکننده داشته باشد. جنگ اخیر این روند را آشکارتر کرد. تنها چند روز پس از آغاز تلاشها برای تثبیت آتشبس، رجب طیب اردوغان اسرائیل را متهم کرد که میکوشد توافق میان تهران و واشنگتن را بر هم بزند و هشدار داد که «دولت جنگطلب اسرائیل نباید دوباره منطقه ما را در بوی باروت و خون غرق کند.» این موضع صرفاً یک اظهار نظر سیاسی نبود؛ بلکه بازتاب رقابت فزاینده دو قدرت منطقهای بر سر آینده سوریه و معماری امنیتی خاورمیانه بود. از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو نیز نگرانی خود را از نزدیکی دوباره واشنگتن و آنکارا پنهان نکرد. گزارشها حاکی از آن است که او در گفتوگو با دونالد ترامپ، نسبت به احتمال فروش جنگندههای F-35 به ترکیه هشدار داده و خواستار مهار سیاستهای اردوغان شده است. این اختلاف نشان میدهد شکافها دیگر فقط میان ایران و اسرائیل یا ایران و آمریکا نیست؛ بلکه حتی در میان نزدیکترین شرکای واشنگتن نیز تضادهای ژئوپلیتیکی در حال تعمیق است. اما رقابت ترکیه و اسرائیل فقط بر سر دیپلماسی نیست. سقوط حکومت بشار اسد و بازآرایی قدرت در سوریه، این کشور را به مهمترین میدان رقابت دو طرف تبدیل کرده است. آنکارا به دنبال تثبیت نفوذ خود در شمال سوریه و شکل دادن به نظم سیاسی آینده دمشق است؛ در مقابل، اسرائیل با حملات مکرر به مواضع نظامی در سوریه و تأکید بر جلوگیری از شکلگیری هرگونه تهدید جدید در مرزهایش، نشان داده که حاضر نیست این فضا را به رقیب منطقهای خود واگذار کند. این رقابت، سوریه را از یک جنگ داخلی به صحنه رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل کرده است. در همین حال، آمریکا نیز با یک تناقض راهبردی روبهرو شده است. از یک سو، دولت ترامپ بار دیگر بر ضرورت تمرکز بر رقابت با چین تأکید میکند؛ از سوی دیگر، هر بحران در خاورمیانه واشنگتن را دوباره به منطقه بازمیگرداند. تماسهای مکرر ترامپ با نتانیاهو، اردوغان و دیگر رهبران منطقه در روزهای اخیر، خود گواهی بر این واقعیت است که آمریکا هنوز نمیتواند از خاورمیانه فاصله بگیرد، حتی اگر اولویت راهبردیاش جای دیگری باشد. شاید هنوز برای اعلام پایان هژمونی آمریکا زود باشد؛ اما دیگر برای انکار این واقعیت نیز دیر شده است که خاورمیانه وارد مرحلهای شده که در آن، هیچ قدرتی بهتنهایی قادر به تعیین قواعد بازی نیست. این منطقه نه به سوی ثبات، بلکه به سوی نوعی چندقطبیِ پرتنش حرکت میکند. @talagi_t
از هژمونی تا هرجومرج (بخش اول) جنگ ایران و آمریکا چگونه نظم خاورمیانه را تغییر داد؟ اگر جنگ ۲۰۰۳ عراق آغاز هژمونی بیرقیب آمریکا در خاورمیانه بود، جنگ اخیر را میتوان نخستین نشانه جدی فرسایش همان هژمونی دانست. البته باید میان پایان هژمونی و افول هژمونی تفاوت قائل شد. ایالات متحده همچنان قدرتمندترین بازیگر نظامی جهان است؛ بودجه دفاعی این کشور از مجموع بودجه نظامی چندین قدرت بزرگ بیشتر است و شبکهای از پایگاههای نظامی آن، از بحرین و قطر تا کویت و سوریه، همچنان ستون اصلی معماری امنیتی آمریکا در منطقه را تشکیل میدهد. اما مسئله این نیست که آمریکا ضعیف شده است؛ مسئله این است که دیگر قادر نیست مانند دهه ۱۹۹۰ یا حتی دهه ۲۰۰۰، بهتنهایی قواعد بازی را تعیین کند. این تغییر از سالها پیش آغاز شده بود. خروج پرهزینه آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱، کاهش تدریجی حضور نظامی در عراق و تمرکز راهبردی واشنگتن بر رقابت با چین در منطقه هند-آرام، همگی نشان میدادند که خاورمیانه دیگر اولویت نخست سیاست خارجی آمریکا نیست. اسناد راهبردی دولتهای اخیر آمریکا نیز بارها بر این چرخش به آسیا تأکید کردهاند؛ تغییری که هدف آن آزاد کردن منابع نظامی و سیاسی برای مهار چین بود. اما جنگ اخیر یک تناقض بزرگ را آشکار کرد. آمریکا میخواهد از خاورمیانه فاصله بگیرد، اما خاورمیانه هنوز اجازه خروج به آمریکا نمیدهد. با آغاز درگیری مستقیم، واشنگتن بار دیگر ناچار شد بخش مهمی از توان نظامی و دیپلماتیک خود را به منطقه بازگرداند. حملات گسترده به ایران، شکست آتشبس موقت و بازگشت دوباره عملیات نظامی نشان داد که هر بحران بزرگ در خاورمیانه همچنان آمریکا را به قلب منطقه میکشاند؛ حتی اگر راهبرد رسمی کاخ سفید چیز دیگری باشد. دونالد ترامپ پس از شکست مذاکرات غیرمستقیم با تهران اعلام کرد: «یا با ایران به توافق میرسیم، یا کار را تمام میکنیم.» چند روز بعد نیز گفت توافق موقت دیگر «تمام شده است» و از پایان مسیر دیپلماسی سخن گفت. این دقیقاً همان تناقضی است که از افول هژمونی سخن میگوید. هژمون واقعی، قدرتی است که بتواند بدون ورود مداوم به بحران، نظم مطلوب خود را حفظ کند. اما وقتی همان قدرت ناچار میشود هر چند سال یکبار برای جلوگیری از فروپاشی نظم منطقهای دوباره مداخله کند، باید پرسید آیا هنوز با همان هژمون سابق روبهرو هستیم؟ در همین فاصله، بازیگران منطقهای نیز دیگر مانند گذشته رفتار نمیکنند. ایران، ترکیه، عربستان سعودی، امارات و حتی قطر، هر یک سیاست خارجی مستقلتری نسبت به دو دهه قبل دنبال میکنند. دیگر کمتر کشوری حاضر است تمام امنیت خود را به تصمیمات واشنگتن گره بزند. نمونه بارز این تغییر را میتوان در روابط ترکیه و اسرائیل مشاهده کرد. اگرچه هر دو شریک آمریکا محسوب میشوند، اما رقابت آنها بر سر آینده سوریه، نفوذ منطقهای و حتی ترتیبات امنیتی جدید، آشکارتر از همیشه شده است. به بیان دیگر، شکافهای ژئوپلیتیکی دیگر فقط میان ایران و اسرائیل یا ایران و آمریکا نیست؛ بلکه میان متحدان سابق واشنگتن نیز در حال گسترش است. @talaghi_t
⭕️ افق تفسیر در ناخودآگاه سیاسی 📌 شاپور بهیان 📄 بخشی از متن : فردریک جیمسون کار خود را هرمنوتیکی میداند در هماوردی با هرمنوتیکهای دیگر. او میداند هرمنوتیک مورد حمله پساساختارگرایان فرانسوی است که آن را با دیالکتیک و ارجگذاری بر غیاب و امر منفی و تأکید بر ضرورت و اولویت تفکر تمامیتبخش یکی میدانند. جیمسون چنین توصیفی را میپذیرد اما ضمناً میگوید این توصیف نابجاست. او یکی از شورانگیزترین حملات به تفسیر را کتاب «ضد ادیپ» دلوز و گتاری میداند که هدفش حمله به تفسیر فرویدی است که دلوز و گتاری آن را بازنویسی و تقلیل کل واقعیتهای غنی و تصادفی و متکثر تجربه ملموس روزمره به چارچوب بسته و محدود روایت خانوادگی قلمداد میکنند. (جیمسون؛ ص ۲۷). جیمسون برای این جریان ضدتفسیری نیچهای معادلی هم در مارکسیسم مییابد و آن مکتب آلتوسر است. آلتوسر سه شکل تاریخی علیت را در نظر میگیرد. یکی علیت مکانیکی است که مثال بارزش توپ بیلیارد است. جیمسون معتقد است نمیتوان این نوع علیت را به صرف مکانیکی بودن رد کرد؛ چراکه در مطالعات فرهنگی هنوز جواب میدهد. @talaghi_t
без подписи
پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر از تهران به مقصد دوبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ در حرکت بود که با شلیک دو موشک ریم-۶۶ استاندارد از ناو یو اساس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک (زیر ۱۳ سال) بودند، جان باختند. تمامی سربازان ناو جنگي وينسنس هم پس از اين حادثه مدال مبارزه دريافت كردند. تصاویر : شهدای پرواز شماره 655 و ویلیام راجرز، فرماندهٔ ناو وینسنس در حال سخنرانی در سندیگو، کالیفرنیا در ۲۴ اکتبر ۱۹۸۸ (۳ ماه پس از حادثه) در مراسم خوشامدگویی ناو وینسنس @talaghi_t
جنگ اسرائیل علیه ایران.pdf
به مناسبت 8 تیر نگاهی به حمید اشرف از زاویهای دیگر 📄 بخشی از متن : " .... یکی از محوریترین گسستهای تئوریک اشرف از رفقای سلف خود، بازتعریف مفهوم «پیشاهنگ» و رابطهٔ آن با طبقهٔ کارگر بود. در تئوریهای اولیهٔ مسعود احمدزاده، موتور کوچک (مبارزه مسلحانه) قرار…
به مناسبت 8 تیر نگاهی به حمید اشرف از زاویهای دیگر 📄 بخشی از متن : " .... یکی از محوریترین گسستهای تئوریک اشرف از رفقای سلف خود، بازتعریف مفهوم «پیشاهنگ» و رابطهٔ آن با طبقهٔ کارگر بود. در تئوریهای اولیهٔ مسعود احمدزاده، موتور کوچک (مبارزه مسلحانه) قرار بود به طور خودکار موتور بزرگ (تودهها) را به حرکت درآورد. اما اشرف با لمس واقعیت جامعهٔ شهری ایران در اوایل دههٔ پنجاه، متوجه شد که این پیوند به این سادگی و به شکل مکانیکی برقرار نمیشود. او در اندیشهٔ سازمانی خود بر این نکته پای فشرد که سازمان نمیتواند صرفاً با اتکا به اقدامات نظامی پر سر و صدا، هژمونی طبقاتی ایجاد کند. از همین رو، او ایدهٔ ایجاد کمیتههای کارگری و نفوذ در کارخانههای بزرگ صنعتی تهران (نظیر چیتسازی، ایرانناسیونال و کفش ملی) را مطرح کرد. در کانون نگاه اشرف، چریک شهری نباید خود را جدا از پرولتاریا تعریف میکرد؛ بلکه رسالت اصلی او، ایجاد یک چتر امنیتی و پشتیبانی برای کادرهایی بود که وظیفه داشتند آگاهی طبقاتی را به درون خطوط تولید ببرند. این چرخش، هرچند به دلیل ضربات پیاپی ساواک هیچگاه به طور کامل محقق نشد، اما نشاندهندهٔ درک عمیق او از ضرورت مادی پیوند با تودهها بود. .... " @talaghi_t
کاپیتالیسم، کیفیت زندگی و انسان ابزارساز کیفیت زندگی ما فقط به میزان درآمد و حقوق بستگی ندارد. چپ با نگاهی عوامفریبانه در اینجا سادهسازی بسیار زمختی میکند تا ذهن افراد رو تسخیر کنه. چپ مسئلۀ اقتصاد اجتماعی رو فقط در مقدار درآمد میبینه: شما چقدر حقوق…
⭕️ دربارهی مارکسیسم برای قرن بیستویکم 📌 اقتباسی از کتاب "داستان سرمایه: آنچه همه باید دربارهی شیوهی کار سرمایه بدانند" نوشتهی دیوید هاروی @talaghi_t